کد خبر:۳۹۹۸
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۶
تعداد بازدید: 1968
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مرد رمالي كه تلفني از مشتريان خود كلاهبرداري مي‌كرد
وي در حالي دستگير شد كه حدود 10 زن و دختر جوان به اين اميد كه وي بتواند با سحر و جادو مشكل‌شان را حل كند به محل كار او رفته بودند و منتظر رسيدن نوبت ملاقات بودند.
مرد رمال را هيچ‌كدام از طعمه‌هايش نديده بودند آنها حتي صداي او را هم نشنيده بودند اما ميليون‌ها تومان به حسابش واريز كرده بودند تا او بتواند از طريق سحر و جادو مشكل‌شان را حل كند.

راز اين مرد كلاهبردار فروردين امسال و با شكايت يكي از مالباختگان در دادسراي ناحيه 10 تهران فاش شد. شاكي زن جواني بود كه ادعا مي‌كرد براي حل مشكلش40 ميليون تومان به حساب يك رمال واريز كرده اما حالا او مرده و معلوم نيست چه كسي پول‌هاي وي را به جيب زده است.

اين زن در تشريح ماجرايي كه برايش اتفاق افتاده بود به بازپرس پرونده گفت: سال گذشته با زني به‌نام ساناز آشنا شدم و بعد از مدت كوتاهي دوستي ما آنقدر عميق شد كه او را در جريان همه مشكلات خانوادگي كه برايم پيش آمده بود، قرار دادم.

ساناز وقتي از مشكلم باخبر شد، گفت كه گره كار به دستان مرد دعانويسي به نام اكبر باز مي‌شود. او مدعي بود اكبر در كارش تبحر زيادي دارد و هيچ مشكلي نيست كه او نتواند با سحر و جادو حل كند.

شاكي ادامه داد: حرف‌هاي ساناز را كه شنيدم، تصميم گرفتم نزد مرد رمال بروم و مشكلم را با او در ميان بگذارم. براي همين، همراه دوستم به محل كار او در جنوب غرب تهران رفتيم و با ديدن زنان و دختران زيادي كه براي ملاقات اكبر وقت گرفته بودند، مطمئن شدم او در كارش خبره است. مرد رمال بعد از اينكه حرف‌هايم را شنيد، چيزهايي روي كاغذ نوشت و آن را به من داد.

او مي‌گفت كه براي حل مشكلم بايد چند بار ديگر هم نزد وي بروم و هر بار يك ورد و طلسم به من مي‌داد اما آخرين بار كه براي ديدن اكبر رفتم، وي مدعي شد كه مشكل من خيلي پيچيده است و از دست او كاري بر نمي‌آيد.

رمال نامرئي

از شنيدن حرف‌هاي مرد رمال حسابي نااميد شده بودم اما او شماره تلفن مردي به نام حميد را به من داد و گفت كه اين مرد قدرت ماوراءالطبيعه دارد و مي‌تواند مشكلم را برطرف كند. آن روز وقتي از محل كار اكبر كه شبيه مطب‌هاي پزشكي بود خارج شدم، با شماره تلفني كه وي به من داده بود تماس گرفتم.

از آن طرف خط صداي مردي را شنيدم كه مي‌گفت كه آقا حميد خودش مستقيما صحبت نمي‌كند و شروع كرد به تعريف كردن از فضايل او. سپس اطمينان داد كه وي مشكل مرا با توجه به ارتباطات قوي معنوي حل مي‌كند و شرطش اين است كه من از پشت تلفن مشكلم را برايش تعريف كنم.

زن جوان افزود: در چند مرحله مبلغ 40 ميليون تومان به حسابي كه صداي ناشناس اعلام كرده بود، واريز كردم؛ بدون اينكه حتي يك بار بتوانم از نزديك حميد را ببينم. در آخرين تماسم شخصي كه هميشه جواب تلفن مرا مي‌داد، گفت كه حميد به رحمت خدا رفته و امروز مراسم خاكسپاري وي در حال انجام است.

از آنجا كه در مشكل من هيچ تغييري حاصل نشده بود، فهميدم همه اين ماجراها و ادعاها ترفندي براي كلاهبرداري از من بوده و آنها از همان ابتدا قصد فريب دادن مرا داشته‌اند. براي همين تصميم گرفتم از اين افراد شكايت كنم.

شروع تحقيقات

با اظهارات زن جوان، پرونده به پايگاه هشتم پليس آگاهي تهران ارسال شد و گروهي از كارآگاهان براي شناسايي رمال نامرئي وارد عمل شدند. از آنجا كه شماره تلفن اين مرد را اكبر به شاكي پرونده داده بود،

ماموران به سراغ وي رفتند و او را بازداشت كردند. اكبر در حالي دستگير شد كه حدود 10 زن و دختر جوان به اين اميد كه وي بتواند با سحر و جادو مشكل‌شان را حل كند به محل كار او رفته بودند و منتظر رسيدن نوبت ملاقات بودند.

متهم بعد از انتقال به اداره پليس مدعي شد كه از مخفيگاه رمال نامرئي خبر ندارد و فقط به‌صورت تلفني با منشي او در ارتباط بوده است.

با اظهارات اين مرد، ماموران براي به دست آوردن سرنخي از رمال نامرئي، به بررسي شماره حسابي پرداختند كه شاكي پول‌هاي درخواستي را به آن حساب واريز مي‌كرد. بررسي‌ها نشان مي‌داد اين شماره حساب متعلق به مردي به نام عبدالله است كه كسي نشاني از او ندارد.

بعد از 2 ماه تحقيقات تخصصي، سرانجام ماموران توانستند به سرنخ‌هايي از محل زندگي عبدالله در كرج دست پيدا كنند و صبح 25 خرداد‌ماه، وي را در يك عمليات ضربتي دستگير كردند.

متهم به اداره آگاهي منتقل شد و در بازجويي‌ها به كلاهبرداري از زنان و دختران به بهانه حل مشكلات‌شان اعتراف كرد. او گفت در جريان اين كلاهبرداري‌ها مردي به نام محمد نيز همدستش بوده كه نقش منشي را بازي مي‌كرده است.

سرهنگ عباسعلي محمديان، رئيس پليس آگاهي تهران، با بيان اين خبر گفت: بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه اين متهمان علاوه بر كلاهبرداري از شاكي پرونده، از يك زن ديگر نيز به بهانه حل مشكلاتش 55 ميليون تومان كلاهبرداري كرده‌اند.

وي با اشاره به اينكه تحقيقات براي شناسايي ديگر مالباختگان از سوي پليس ادامه دارد، از آنها خواست براي طرح شكايت به پايگاه هشتم پليس آگاهي تهران يا شعبه 5 دادسراي ناحيه 10 مراجعه كنند.
 
 
-------------------------------
 
 
اختلاف بر سر جام جهاني و 2 کشته

نخستین ساعات بامداد یکشنبه ، جنایت مسلحانه در یک خانه مجردی ، پلیس «دالاس» ایالت «تگزاس» را به قربانگاه کشاند.
در همین رابطه سخنگوی پلیس «دالاس» گفت : ماموران وقتی به خانه موردنظر رسیدند با پیکرهای خونین دو پسر 17 و 28 ساله رو به رو شدند.پسر 22 ساله ای به نام «جان» هم بر اثر برخورد گلوله به پایش به شدت زخمی شده بود که روانه بیمارستان شد.
کارآگاه «جراردو مونرال» اضافه کرد : تحقیق میدانی نشان می دهد این جنایت در بزم شبانه و به دنبال بحث بر سر بازی تیم های مورد علاقه مهمانان در جام جهانی فوتبال رقم خورد.در آن بین «جان» که از کوره در رفته بود به سراغ خودروی خود رفت ، تپانچه به دست گرفت و دو نفر از دوستانش را به گلوله بست.پسر عصیانگر بلافاصله با همان سلاح ، خودزنی کرد اما به یکی دیگر از مهمنان که در بحث فوتبالی دخالتی نداشت هیچ آسیبی نرساند.
وی بدون اشاره به این که دعوای پسران آمریکایی بر سر طرفداری از چه تیم هایی بوده است ادامه داد : تلاش پزشکان برای درمان «جان» ادامه دارد و این آدمکش پس از بهبودی در دادگاه «دالاس» محاکمه خواهد شد.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، از زمان تیراندازی در مدرسه «کلمباین» در سال 1999 میلادی افزون بر 130 فقره تیراندازی با تلفات زیاد یا خسارت فراوان مالی در خیابانها ، مدرسه ها و دانشگاه های آمریکا رقم خورده است.
از مهم ترین این جنایتها می توان به حمام خونی که سرگرد ندال - روانپزشک - چهاردهم آبان 88 در پایگاه نظامی «فورت هود» تگزاس به پا کرد اشاره داشت.در آن جنایت 13 نفر کشته و 31 نظامی زخمی شدند.
کشتار در ساختمان مرکزی انجمن ویژه مهاجران آمریکا در شهر بینگهامتون - شمال نیویورک - نیز برای همیشه در حافظه تاریخ جنایی آمریکا ثبت شده است.«جیورلی وونگ» 41 ساله که «لی پت» نیز نامیده می شد در این ساختمان دست به گروگانگیری مسلحانه زد.
او پس از دقایقی ، گروگانان را بی رحمانه به گلوله بست که در نتیجه 13 نفر در دم جان سپردند و شماری زخمی شدند. همان موقع جانی ، تفنگش را روی شقیقه اش گذاشت و با شلیک یک گلوله خودکشی کرد.
همچنین سال 2007 میلادی در دانشگاه «ویرجینیا» حمام خونی به راه افتاد که 33 نفر کشته شدند و همین مسئله ، بحث مبارزه با فروش قانونی و استفاده آزادانه از سلاح گرم را دوباره در ایالات متحده داغ کرد.
به گفته پلیس آمریکا ، بیش تر تیراندازی های مرگبار در این کشور طی دو سال اخیر به خاطر بحران اقتصادی ، فشارهای مالی و افزایش بیماری های خطرناک روان بوده است.کارشناسان از شهروندانی که مشکلات روانی و افسردگی دارند خواسته اند از خدمات مشاوره رایگان استفاده کنند.منبع:ايسكانيوز
 

--------------------------

زندگي کودک درون قفس حيوانات
يک کودک در آفريقاي جنوبي با کمک يکي از مشتريان پارک «کمپتون» از زندگي داخل قفس حيوانات نجات يافت.به گزارش ايسنا، مادر اين کودک که در بخش ديگري از پارک کيک مي فروشد، فرزند خود را اواخر هر هفته به قفس زنجير مي کند تا به راحتي بتواند به کار خود بپردازد.قفس آنقدر تنگ و کوچک بود که اين کودک مجبور بود دو زانو درون آن بنشيند و توانايي حرکت هم نداشت و همانند حيوانات در مقابلش تکه اي کيک انداخته بودند.
 
 
------------------------
 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: