کد خبر:۳۹۹۲
تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۷
تعداد بازدید: 4938
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
تنفر 50 درصد ايرانيان از زندگي عمودي!
براساس نظرسنجي يک تشکل غيردولتي، 55 درصد مردم ايران از زندگي در آپارتمان احساس نارضايتي و تنفر مي کنند. همچنين، 39 درصد پاسخگويان، سرو صدا و رفت و آمد زياد در طبقات، 27 درصد محدوديت فضا و عدم استقلال...
مستاجران خيلي وقتها آدمهايي هستند که نسل به نسل حس خوب خانه دار شدن را تجربه نمي کنند ! 
در دايرَ المعارف ايشان «اجاره نشيني» در صدر واژگاني قرار دارد که «صاحبخانه»، «همسايه»، «کرايه خانه» و... در دامنه آن قرار دارد، دامنه اي که در گذشته هاي دور واژه اي سرخوشانه همچون «خوش نشيني» را در خود داشت تا اندکي مرهم دل «مستأجران هميشه» باشد؛ ولي ظهور پديده اي به نام «آپارتمان» در اين دايرَ المعارف، خواب خوش «خوش نشينان» را برآشفت.
آپارتمان نشيني يکي از موضوعاتي است که در سالهاي اخير اغلب خانواده هاي ايراني را در بند خود اسير کرده است و به دليل افزايش جمعيت که نياز به مسکن جديد را در پي داشته است، موجب گرديده تا خانه باغهاي قديمي که در قالب اتاقهاي ساده اما صميمي دور تا دور حوض و استخر و باغچه هاي زيبا بنا شده بودند، جاي خود را به واحدهاي کوچک به نام آپارتمان بدهند. اگر چه اين واحدها در متراژهاي مختلف و نقشه هاي متنوع از انواع امکانات و فناوريهاي روز بهره مي برند، هيچ گاه آن صفا و صميميت خانه هاي باغي قديمي را در اذهان مالکان خود تداعي نمي کنند و مسلماً آن طراوت و شادابي بي انتهاي حياط و باغچه هاي خانه هاي گذشته را به يادگار نمي گذارند. به هر حال، خانه هاي مصفاي قديمي امروز جاي خود را به آپارتمانهاي تنگ و تاريک و شلوغ داده اند.
ديگر هم در شهرهاي بزرگ بخصوص پايتخت، به ندرت مي توان اثري از آن خانه هاي زيبا و با صفا پيدا کرد که تنها خودت و خودت بر آن حکم مي راندي و قانون صادر مي کردي و لذت مي بردي...
خاطره هاي حياط

احمد خوانساري کارشناس جامعه شناسي شهري درباره روند تغيير ماهيت اجاره نشيني در چند دهه اخير کشورمان به خبرنگار ما مي گويد: «حياط» خاطره نسل گذشته ايراني است. از اندروني ها و بيروني هاي خانه هاي قديمي تر که بگذريم، در دهه 40 و 50 حتي همان خانه هاي قوطي کبريتي نيز به حياطي 32 متري کفايت مي کردند. اما اين الگو با گذشت زمان و رشد سريع شهرنشيني در ايران به چند طبقه نشيني روي آورد.
از آن پس، کم کم شهري چون تهران، پسوند «بزرگ» را در نقشه هاي راهنمايي رانندگي و انتظامي پيدا کرد و برج سازي نهايت اين رشد عمومي بود. البته، الزامهاي رشد جمعيت و گذر زمان ما را از حياط به آپارتمان، از روستا به شهر و از ارابه به اتومبيل کشاند.
با اين همه، فقط هنگامي مي توانيم از مدرنيسم حرف بزنيم که با احتياط فراوان کتابچه راهنماي استفاده از اين ابزار و وسايل شيک و جديد را باز کنيم. آپارتمان نشيني يکي از اين ضرورتهاي نه چندان جديد اما با شدت رو به گسترش است.

وي در تشريح ضرورتي اجتناب ناپذير به نام «آپارتمان» و تأثيرهاي اجتماعي و رفتاري و حتي معماري آن مي گويد: با رشد طبقه متوسط شهري، آپارتمان نشيني به دم دست ترين و رايج ترين الگوي مسکن تبديل شد. حتي شيوه معماري نيز دست به برخي اصلاحات دروني زد. سبک آشپزخانه هاي باز در حقيقت ناشي از پيروي از يک سبک نوين معماري نبود. آنها پاسخگوي فضاي تنگ و ابعاد کوچک شده آشپزخانه ها بود. از سويي هم روزنه اي براي رودررويي هر چه بيشتر اعضاي خانواده پس از ساعات کار هفتگي و روزانه بود.
وي ادامه مي دهد: رشد نرخ مسکن در دهه هاي گذشته و تبديل مسکن به يک کالاي سرمايه اي، توانست از طبقات تصاعدي، محل درآمدي براي شهروندان بسازد. از سويي نيز اشتهاي سيري ناپذير شهرها براي گستردگي، برخي از مديران شهري را به فکر رشد عمودي شهرها انداخت.
تدبيري که اگر چه به مذاق بسياري خوش نيامد، اما توانست شهرهاي بزرگي چون تهران را از ايست قلبي و مرگ در حاشيه برهاند.

خانه هايي که قلک مي شوند

اين کارشناس جامعه شناسي شهري در ادامه پاسخ سؤال خبرنگار ما مي افزايد: با اين حال، زندگي در آپارتمانها تنها بسنده به اين تصوير نه چندان خوشايند نيست. نسلي که فرزندان خانه هاي هزار تا چند هزار متري و باغ و استخر بودند، توانستند پدر و مادرهاي پير خود را توجيه کنند تا به آپارتمانهايي هرچند با متراژ بيشتر و امکانات بهتري نقل مکان کنند تا آنها با خيال راحت در بسياري از خانه هاي قديمي کوچه پس کوچه هاي شميران و ديگر نقاط شهر بولدوزرها را به کار بيندازند. اينجا بود که آپارتمان يک سوداي اقتصادي در روابط جديد مالي و حوزه مسکن شد.
احمد خوانساري درباره چرايي نبود فرهنگ «همسايه داري جديد» مي گويد: «مردم ما اگر چه از خانه هاي حياط دار به آپارتمانهاي چندين طبقه کوچ کرده اند، اما نمي توانند در خانه هاي خود آرام بگيرند. يا از مزاحمت همسايگان ديگر در عذاب هستند و يا موجب مزاحمت همسايگان ديگر مي شوند و حرفشان هم اين است که «چارديواري، اختياري». آنها معتقدند پولش را داده اند و هر گونه بخواهند مي توانند زندگي کنند و شايد هم به اين دليل است که از سکونت در آپارتمان ناراضي به نظر مي رسند. اما در دنياي امروز با افزايش روبه رشد جمعيت، تنها راه کنار آمدن با اين موضوع، دانستن فرهنگ و قوانين آپارتمان نشيني است و يا اينکه از شهر خارج و در شهرکهاي اطراف ساکن شوند.

تنفر ايرانيها از آپارتمان

براساس نظرسنجي يک تشکل غيردولتي، 55 درصد مردم ايران از زندگي در آپارتمان احساس نارضايتي و تنفر مي کنند.پس از نخستين همايش فرهنگ آپارتمان نشيني در سال گذشته، اين نظرسنجي انجام شد که براساس آن 25 درصد از مردم مخالف زندگي آپارتمان نشيني بودند، 38 درصد آپارتمان نشيني را سازگار با فرهنگ ايراني دانسته اند و 18 درصد ابراز بي تفاوتي و 15 درصد نيز ابراز رضايت کرده اند.
در اين نظرسنجي، درباره سازگاري آپارتمان نشيني با فرهنگ ايراني نيز سؤال شده است که فقط 19 درصد کاملاً با اين سازگاري موافق بوده اند.
همچنين، 39 درصد پاسخگويان، سرو صدا و رفت و آمد زياد در طبقات، 27 درصد محدوديت فضا و عدم استقلال، 13 درصد نبود تفاهم فکري و سليقه اي ساکنان با هم، 12 درصد نداشتن فضاي تفريح و بازي و 27 درصد دخالت و مزاحمت همسايگان را از معايب و مشکلات آپارتمان نشيني عنوان کرده اند. 36 درصد مردم نيز به وجود امنيت در زندگي آپارتمان نشيني اشاره کرده اند و 17 درصد يکي از مزاياي آپارتمان نشيني را دسترسي به يکديگر در مواقع اتفاقها و نيازمندي عنوان کرده اند. در اين نظرسنجي، 51 درصد پاسخگويان به اين پرسش که آيا نوع مشکلات به گونه اي است که نتوان با سياستگذاري و برنامه ريزي آنها را حل کرد، پاسخ منفي داده اند؛ ضمن آنکه در پايان همين نظرسنجي، اعلام مي شود که جامعه ايران به لحاظ قرار گرفتن در دوران گذار، هنوز امکان دستيابي به فرهنگ مشخص و روشني در زمينه آپارتمان نشيني را نيافته است.

الزامهاي زندگي در آپارتمان

يک کارشناس حوزه شهري در پاسخ به اينکه چگونه مي توان در مقابله با اين عوارض اجتماعي نوعي تعديل رويه ايجاد کرد، گفت: هر کس که پا به آپارتمان مي گذارد، با 2 اصلي بديهي و اوليه بايد آشنا شود. نخست اينکه با توجه به محدوديتهاي زندگي آپارتمان نشيني، رعايت حقوق ديگران را هم مهم بداند و ديگر آنکه افراد ساکن آپارتمان تنها نمي توانند متوقع از ديگران باشند. فضاي محدود آپارتمان، نخستين آموزه زندگي به اين سبک است؛ يعني اينکه افراد بايد بياموزند سطح توقع خود را پايين بياورند و در عوض تحمل و سعه صدر بيشتري داشته باشند. اين دو، بديهي ترين اصول زندگي در آپارتمانهاست.

رضا محمدي افزون بر اينکه به مسأله تداخل خرده فرهنگها، بويژه خرده فرهنگهاي معارض اشاره مي کند، معتقد است خود اين مسأله ناهنجاريهاي ديگري را هم رقم زده است.
از اين رو بايد به مردم آموزش داد. در اين باره، قوانيني براي مجتمعهاي مسکوني وجود دارد؛ به شکلي که اگر تعداد مالکان از 3 نفر تجاوز کند، بايد مجمع عمومي مالکان تشکيل شود. وظايف و اختيارات اين مجمع، تعيين رئيس مجمع عمومي، انتخاب مدير يا مديران و رسيدگي به اعمال آنها، تصميم درباره اداره ساختمان، گزارش درآمد و هزينه هاي سالانه، حفظ و نگهداري و تعمير ساختمان است.وي در حالي که 2 کتاب «حقوق و فرهنگ آپارتمان نشيني» و «قوانين اجاره و اجاره نشيني» را معرفي مي کند، مي گويد: مسأله تنها به حوزه آپارتمان نشين ها مربوط نمي شود.
گذشته از وظيفه اطلاع رساني و آموزش که دولت، رسانه ها و ديگر سازمانها به عهده دارند، مسأله آپارتمان سازها هم وجود دارد. در حقيقت، بسياري از مشکلات پس از اسکان در آپارتمانها به شيوه ساخت سازمان و عمليات هنگام ساخت برمي گردد. از آنجا که انبوه سازي در واحدهاي بزرگ و هم کوچک رويه جاري در شهرهاي بزرگ شده است، به نظر مي رسد در مورد وجه ديگر قضيه نوعي سهل انگاري وجود داشته است.

خانه هاي مقوايي

وي مي گويد: بسياري از آپارتمانها فاقد نظارت مهندسي اصولي هستند، از همين روست که بسياري از آپارتمانها گويا خانه هاي مقوايي و کاغذي هستند. عوارض اين سهل انگاري بر زندگي ساکنان آپارتمان تا سالهاي سال تحميل مي شود. در حقيقت، بسياري از آپارتمانها فقط ساخته مي شوند، ديوار و در و پنجره به هم وصل مي شود و نوعي مونتاژ پرشتاب صورت مي گيرد. اما پس از چند سال يا حتي چند ماه زندگي، هر روز عارضه اي سرايت مي کند. عايق صوتي اصلاً وجود ندارد و ديواره ها و سقف به شدت نازک هستند يا از مصالح ساختماني نامرغوب استفاده شده است.

تهيه كننده: زهرا شيدوش

Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ج
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۳۲ - ۱۳۸۹/۰۴/۱۱
0
0
خونه های کوچولو در مقابل کاخها . یه کمی هم به روبروی اپارتمانها نگاه کنید.ببیند چی میبیند خونه های قصری سفید. گرمای اپارتمان .سرمای قصرها. خونه دکتر مهندس و .. چه دلنشین .اما اپارتمان کوچولوی یک کارمند یا یک انسان با خدا که به روزی حلال خود راضی است.
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: