کد خبر:۳۹۳۱
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۰
تعداد بازدید: 2618
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مزاحمت‌های زندانی قدیمی برای همسر مطلقه
زندانی قدیمی وقتی پس از 30 سال همسرش را طلاق داد دست به مزاحمت‌های عجیبی زد.
زندانی قدیمی وقتی پس از 30 سال همسرش را طلاق داد دست به مزاحمت‌های عجیبی زد.
این مرد با یک سطل پر از اسید به در خانه همسر سابقش رفت و با تهدید به اسیدپاشی خواست به زندگی با او بازگردد.
اردیبهشت‌ماه سال‌جاری زن 50 ساله‌ای به شعبه اول بازپرسی دادسرای بعثت مراجعه کرد و به طرح شکایت از شوهر سابقش پرداخت.
وی گفت: 30 سال پیش با اصرار خانواده‌ام با مردی ازدواج کردم که اصلا به او علاقه‌ای نداشتم. «منوچهر» شوهرم مسؤولیت‌پذیر نبود و زندگی برایش اهمیت نداشت. هر شب با دوستانش به خوشگذرانی می‌رفت تا اینکه در یکی از بزم‌های شبانه به اتهام مصرف مواد مخدر دستگیرش کردند. در آن زمان من باردار بودم. روزهای سختی بود. از وقتی به یاد دارم، همسرم به خاطر مواد پشت میله‌های زندان بود و من به سختی بچه‌‌هایم را بزرگ کردم. وی ادامه داد: 29 سال از زندگی مشترکمان گذشت و در این مدت منوچهر بیشتر عمرش را پشت میله‌های سلول تجربه کرده بود. دیگر تصمیم گرفتم از او جدا شوم و درخواست طلاق دادم. با جدایی از همسرم، 2 ماهی از او خبر نداشتم تا اینکه از زندان آزاد شد و دست به مزاحمت‌های عجیبی زد. مرتب برایم SMSهای تهدیدآمیز می‌فرستاد چنانچه او را به خانه‌ام راه ندهم مرا با اسید می‌سوزاند. این زن ادامه داد: در آن زمان با جدایی از همسرم، خودروی پیکان او را به عنوان مهریه برداشتم و با آن من و پسرم مسافرکشی می‌کردیم تا خرج زندگی را تامین کنیم. وقتی شوهرم از زندان آزاد شد با یک سطل پر از اسید به خانه آمد و مقداری از آن را روی خودروی پیکان ریخت. بعد در ساختمان فریاد می‌زد که باید با هم زندگی کنیم وگرنه با اسید مرا می‌کشد.
این زن افزود: 2 روز پیش وقتی برای خرید از خانه بیرون رفتم ناگهان شوهرم را دیدم که سوار بر موتور کنارخانه‌مان ایستاده بود، ظرف اسید در دستانش بود، من از ترس فرار کردم و وارد خانه شدم. شوهرم اسید را روی پیکان ریخته و آن را تخریب کرده است. او آبروی مرا در محل برده و من از ترس او حتی جرات نمی‌کنم دیگر از خانه بیرون بروم.
پس از اظهارات این زن، بازپرس کیانی از شعبه اول بازپرسی دادسرای بعثت دستور احضار شوهر سابق وی را صادر کرد.
این مرد که از زندانیان قدیمی است، اظهار داشت که به همسرش علاقه‌مند است و می‌خواهد دوباره در کنار او و فرزندانش زندگی کند. این حالی است که زن اصرار داشت شوهرش بازهم به زندان برود تا او و فرزندانش در آرامش زندگی کنند.
بنا به گزارش خبرنگار «وطن‌امروز»، زندانی قدیمی به اتهام مزاحمت و تهدید به اسیدپاشی روانه بازداشتگاه شد و تحقیقات در این پرونده برای افشای زوایای پنهان آن ادامه دارد.
 
------------------------------
 
شوهرم تمام حقوقش را خرج لباس‌هاي مارك‌دار براي خود مي‌كند

زن جواني در حضور قاضي دادگاه مدعي شد كه شوهرش با تمام حقوقش براي خود لباس‌هاي مارك‌دار و عطر مي‌خرد و به او و فرزندش خرجي نمي‌دهد.
اين زن 27 ساله در حضور قاضي شعبه 238 دادگاه خانواده مدعي شد كه شوهرش اصلاً به او و فرزند 2 ساله‌اش خرجي نمي‌دهد.
وي ادامه داد: من نفقه و اجرت‌المثل 4 سال زندگي با شوهرم را مي‌خواهم؛ شوهرم طي اين 4 سال فقط يك مانتو براي من خريده است.
زن بيان كرد: شوهرم تمام حقوقش را براي خود خرج مي‌كند و از عطر و لباس‌هاي مارك‌دار استفاده مي‌كند ولي براي من حتي يك تكه لباس هم نمي‌خرد. وي گفت: من از اين وضع خسته شده‌ام و مي‌خواهم شوهرم نفقه‌ام را بدهد تا راحت و بدون دعوا با او زندگي كنم. مرد 30 ساله که در دادگاه حضور داشت، بيان كرد: هيچ وقت از خرجي دادن و خريد چيزي براي همسرم كم نگذاشته‌ام. من وقتي خرجي و نفقه همسرم را داده‌ام ديگر لزومي به پرداخت نفقه ندارد؛ من فاكتور برخي از خريد‌هايم را دارم.
قاضي رسيدگي‌كننده به اين پرونده، مرد را محكوم به پرداخت ماهي 200 هزار تومان نفقه براي زن و فرزند 2 ساله‌اش كرد.

-------------------------

درخواست مهریه برای سنجش علاقه شوهر


زن جوان در حضور قاضي دادگاه مدعي شد براي اينكه ميزان عشق شوهرش را بسنجد مهريه و اجرت‌المثل 20 ساله زندگي‌اش را مي‌خواهد. 
اين زن 43 ساله در حضور قاضي شعبه 240 مجتمع خانواده محلاتی مدعي شد كه اجرت‌المثل 20 سال زندگي خود را از شوهرش كه 60 سال دارد، مي‌خواهد. وي ادامه داد: ما با هم هيچ مشكلي نداريم ولي 3 فرزندم از من خواستند كه اجرت‌المثل 20 سال زندگي‌ام را از شوهرم درخواست كنم تا ميزان عشق او را بسنجم. مرد 60 ساله که در دادگاه حضور داشت، بيان كرد: من حاضر هستم هر چيزي كه همسرم مي‌خواهد به او بدهم. من اجرت‌المثل 20 سال زندگي‌ مشتركمان را به او مي‌دهم و از اين موضوع امتناع نمي‌كنم تا محبت و علاقه من براي همسرم آشكار شود. زن در حضور قاضي بيان كرد: مهريه‌ام 114 سكه بهار آزادي است كه آن را نيز از شوهرم مي‌خواهم و اگر آن را نپردازد نسبت به او دلسرد مي‌شوم.
مرد خطاب به زن گفت: من مهريه‌ات را هم مي‌دهم تا متوجه شوي كه من فقط به خاطر خودت در كنارت هستم.
قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده مرد را محكوم به پرداخت اجرت‌المثل 20 ساله كرد، همچنين مرد محكوم به پرداخت مهريه زن نيز شد.
-----------------------------------

پدر متجاوز مالزیایی به 28 سال حبس محكوم شد

يك پدر بي‌رحم كه دختران جوانش را مورد تجاوز قرار مي‌داد، در نهايت با تدبير و درايت آنها توسط پليس دستگير و به 28 سال حبس محكوم شد. 2 دختر جوان كه 19 و 20 ساله هستند، در جلسه دادگاهي به قاضي اعلام كردند كه پدرشان ابتدا آنها را مست و به آنها تجاوز مي‌كرد. اين 2 دختر همچنين گفتند كه پدرشان تهديد كرده كه اگر قضيه را به پليس گزارش دهند، آنها را مي‌كشد. به گزارش آسوشيتدپرس، اين مرد 46 ساله به اتهام تجاوز به دخترانش و تهديد به مرگ، به 28 سال حبس محكوم شد.

در گزارش پليس آمده است كه اين مرد در ژوئن و اوت سال 2004 ميلادي هم به اتهام تلاش براي تجاوز به يك دختر 16 ساله توسط پليس دستگير شده بود، اما در آن زمان جرمش به اثبات نرسيده و آزاد شده بود. پرونده مذكور رسانه‌هاي بين‌المللي را به ياد پرونده «جوزف فريتزل» اتريشي انداخت. وي كه در سال 2008 ميلادي به اتهام تجاوز و مخفي كردن دخترش «اليزابت» به مدت بيش از 24 سال توسط پليس دستگير شده بود، در نهايت با راي دادگاه به حبس ابد محكوم شد.
 
------------------------------

گریه‌های کودکانه قاتل 14 ساله

قاتل 14 ساله که تازه‌دامادی را در پارک شاهد کشته است در جلسه بازجویی با گریه‌های کودکانه سراغ مادرش را می‌گرفت. هر کسی این صحنه را می‌دید به یاد کلاس‌اولی‌ها می‌افتاد که در روز نخست مدرسه اصرار داشتند مادرشان نیز سر کلاس کنارشان بنشیند.
عصر 15 خردادماه سال جاری وقتی تازه‌عروس و دامادی برای گردش و تفریح به پارکی در شرق پایتخت رفتند، سناریوی جنایتی تلخ رقم خورد. این زوج جوان در پارک شاهد روی نیمکتی نشسته بودند که با رفتارهای آزاردهنده 4 پسربچه روبه‌رو شدند. این کودکان در حالتی غیرعادی ناسزاگویی می‌کردند تا اینکه داماد 32 ساله با ناراحتی سمت آنان رفت و به رفتارهایشان اعتراض کرد. دقایقی نگذشته بود که بین پسربچه‌ها و مرد جوان درگیری رخ داد و آنان ناگهان پا به فرار گذاشتند و «سیدعلی‌اکبر» با ناله‌ای روی زمین افتاد. تازه‌داماد به کام مرگ فرورفت و ماموران کلانتری 132 نبرد با تحقیقات میدانی، بازپرس روشن از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران را در جریان قرار دادند و دستور ردیابی عاملان جنایت صادر شد. پلیس پس از اینکه به ردپایی از فراری‌ها دست یافت خانه‌ای را تحت محاصره قرار داد و مرد 27 ساله‌ای را بازداشت کرد. این در حالی بود که شاهدان جنایت ادعا داشتند عاملان قتل تازه‌داماد همگی پسربچه بودند، مرد جوان که خود را بی‌گناه می‌دانست در بازجویی‌های پلیس اعتراف کرد قاتل را می‌شناسد و وی کسی جز خواهرزاده‌ نوجوانش نیست! وقتی دایی قاتل 14 ساله مشخصات وی را دراختیار ماموران قرار داد، هنوز چند ساعتی نگذشته بود که «محمدسالار» با چهره و اندامی کاملا کودکانه به کلانتری رفت و خود را تسلیم پلیس کرد. این پسربچه که هیچ‌کس باور نمی‌کرد با آن جثه بتواند مردی را به قتل رسانده باشد ثانیه‌ای نبود که گریه نکند تا اینکه پیش روی بازپرس روشن قرار گرفت و با صدای گرفته‌ای گفت: «شنیده بودم نباید مشروب بخورم اما احساس می‌کردم این کارها نشانه بزرگ شدن است، روز حادثه به همراه 2 تن از دوستانم مشروب تهيه کردیم و خوردیم بعد به پارک رفتیم». قاتل 14 ساله افزود: «در حال بازی بودیم و می‌دانم اشتباه کردم و شوخی‌های ناجور با ناسزاگویی داشتیم، وقتی مرد جوانی سراغمان آمد و با بیان اینکه پارک جای خانواده‌هاست و نباید ما چنین رفتاری داشته باشیم، نمی‌دانم چرا احساس کردم به خاطر سن زیادش به ما زور می‌‌گوید. همیشه کاردی همراهم بود، آن را از جیبم درآورده و به سمتش حمله کردم. وقتی خون را دیدم وحشتزده به همراه دوستانم فرار کردم، همه روز را افسرده و نگران بودم تا اینکه شنیدم دایی‌ام بازداشت شده است و با توجه به عذاب وجدانی که داشتم خود را تسلیم پلیس کردم». این پسربچه که شنید دیگر اجازه بازگشت به خانه‌اش را ندارد با گریه‌های کودکانه سراغ مادرش را گرفت و می‌گفت، نمی‌تواند بدون مادرش بماند.بنا به گزارش خبرنگار جنایی «وطن‌امروز»، با توجه به کودک بودن عامل جنایت و دوستانش، بازپرس روشن با صدور رای عدم صلاحیت پرونده را در اختیار مرجع قضایی دیگری قرار داد. این در حالی است که با توجه به تفاوت بین ادعای 3 کودک و شاهدان حادثه به نظر می‌رسد متهم چهارمی نیز وجود داشته باشد که وی نیز تحت تعقیب است.
 
--------------------------------
 
طناب دار بر گردن 5 تبهکار 

چهار شيطان‌صفت و يك قاچاقچي مواد مخدر صبح ديروز به دار مجازات آويخته شدند.

نخستين اعدامي
نخستين اعدامي، مرد 33 ساله‌اي بود كه با شكايت پسر 17 ساله‌اي تحت تعقيب قضايي قرار گرفت. شاكي در شكايتش به دادستان قم گفت: ساعت 10 شب در مسير برگشت به خانه سه مرد موتوسيكلت‌سوار را ديدم كه در تاريكي مثل سايه تعقيبم مي‌كردند. آنها مرا با تهديد چاقو ربوده و به يك كارخانه چوب‌بري در اطراف شهر كشانده و به آ‌زار و اذيتم پرداختند. همان موقع سردسته شبكه با تهيه فيلم سياه، تهديدم كرد در صورت شكايت، فيلم را در شهر پخش خواهد كرد.بدين ترتيب دستور دستگيري 3 تبهكار فراري از سوي بازپرس شعبه سوم دادسرا صادر شد و در حالي كه پسر نوجوان ديگري نيز با طرح شكايتي مشابه از سردسته شبكه به اتهام آدم‌ربايي و آزار و اذيت شكايت داشت، سرانجام با گذشت دو ماه، مأموران مخفيگاه وي را شناسايي و در عملياتي ضربتي دستگيرش كردند. «مهدي» با اقرار به آزار و اذيت شاكي‌ها، دو همدست ديگرش را نيز معرفي كرد. اين پرونده سياه سپس با قرار عدم صلاحيت به شعبه 8 دادگاه تجديدنظر استان فرستاده شد. 5 قاضي پرونده پس از برگزاري جلسات محاكمه و دريافت دفاعيات سه شرور، سردسته شبكه را به مرگ محكوم كردند كه حكم اعدام در شعبه 27 ديوان عالي كشور تأييد و ديروز اجرا شد. دو همدست او نيز با حكم شعبه 110 دادگاه جزايي به زندان محكوم شدند.

دختر عقب‌مانده، قرباني جنايت سياه
پسر 21 ساله‌اي كه شامگاه 25 آبان 87 دختر 22 ساله عقب‌مانده را ربوده و در قلعه‌هاي متروكه مورد آزار و اذيت قرار داده بود، دومين اعدامي ديروز بود. رسيدگي به اين پرونده با شكايت مرد 70 ساله‌اي به كلانتري 30 در دستور كار مأموران قرار گرفت. وي كه با چهره‌اي مضطرب به پليس مراجعه كرده و از ناپديد شدن دخترش خبر داده بود، گفت: دو ساعت قبل دخترم كه عقب‌مانده ذهني است، از خانه خارج شد تا به خانه عمويش در نزديكي خانه برود اما از همان موقع ناپديد شد و هيچ كس هم اطلاعي از سرنوشت او ندارد. بدين ترتيب با اعلام موضوع به دادستان عمومي و انقلاب، پرونده براي پيگيري پليسي در اختيار كارآگاهان جنايي قرار گرفت. مأموران نيز در تحقيقات دريافتند «سارا» سوار بر موتوسيكلت يك شرور سابقه‌دار ديده شده است. بنابراين دستور شناسايي تنها مظنون پرونده صادر شد، تا اينكه سه روز بعد مأموران دختر جوان را سرگردان در خيابان يافتند. متهم تحت تعقيب نيز در بيابان‌هاي اطراف شهر به دام افتاد. وي پس از دستگيري در اعترافات تلخش گفت: مي‌دانستم «سارا» دچار جنون است و هوش و حواس درستي هم ندارد. بنابراين شب حادثه او را ربوده و مورد آزار قرار دادم، اما فكر نمي‌كردم شناسايي شوم و شاكي هم چهره‌ام را به ياد بياورد.اين شرور سابقه‌دار در شعبه 8 دادگاه تجديد‌نظر استان به اتفاق آرا و با حكم 5 قاضي به اعدام محكوم شد كه اين حكم به تأييد شعبه 27 ديوان عالي كشور نيز رسيد.

سايه‌هاي سياه
دو تبهكار كه نيمه شب 8 بهمن 87 زوج جواني را در خواب غافلگير كرده و زن صاحبخانه را به زور مورد آزار و اذيت قرار داده بودند، دو اعدامي ديگر بودند كه سحرگاه ديروز به دار آويخته شدند. متهمان كه داراي چندين فقره آدم‌ربايي و اعمال منافي عفت بودند، پس از دستگيري گفتند: «آن شب با دوستانمان براي شب‌نشيني دور هم بوديم كه به پيشنهاد يكي از آنها تصميم گرفتيم براي قدرتنمايي وارد خانه‌اي شويم و صاحبخانه را بترسانيم. به‌طور اتفاقي چند كوچه بالاتر متوجه شديم در حياط يك خانه باز است. بنابراين در حالي كه 2 نفر كشيك مي‌دادند، با پوشاندن صورت‌هايمان وارد شديم. بعد هم در فرصتي مناسب دست و پاهاي مرد صاحبخانه را بسته و او را در حمام خانه‌اش زنداني كرديم. بعد هم با تهديد چاقو زن جوان را مورد آزار و اذيت قرار داديم.حكم اعدام اين دو جنايتكار نيز در شعبه 8 دادگاه تجديد‌نظر استان صادر و در شعبه 27 ديوان عالي كشور تأييد شد.

اعدام قاچاقچي هروئين
آخرين اعدامي ديروز هم مسعود - 33 ساله - نام داشت. وي به اتهام حمل، نگهداري و در معرض فروش قرار دادن 8 كيلوگرم هروئين در دادگاه انقلاب محاكمه و به اعدام محكوم شد. حكم مرگ قاچاقچي سابقه‌دار پس از تأييد در دادستاني كل كشور و رد درخواست عفو و تخفيف مجازات متهم اجرا شد.
 

 

Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: