کد خبر:۳۹۰۳
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۰
تعداد بازدید: 5221
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
ماجراي هولناک يک پيامک عاشقانه
پسري که با دختر نوجواني با يک پيامک عاشقانه ارتباط خياباني برقرار کرد پس از مرگ نوزاد دختر ياد شده، دستگير شد.
پسري که با دختر نوجواني با يک پيامک عاشقانه ارتباط خياباني برقرار کرد پس از مرگ نوزاد دختر ياد شده، دستگير شد.به گزارش خراسان، چند روز قبل حال يک دختر ۱۷ ساله که در دبيرستان نزديک محل سکونتش تحصيل مي کرد به هم خورد، دقايقي بعد با وخيم شدن حال دختر نوجوان، مسئولان مدرسه که نگران وضعيت او شده بودند با کرايه کردن يک خودرو دختر را به منزل فرستادند، اما او که ارتباط خياباني خود با پسر جواني را از خانواده اش پنهان کرده بود نتوانست باز هم آن ها را در جريان ماجرا قرار دهد بنابراين به خاطر اين که خانواده اش متوجه موضوع نشوند به داخل دستشويي منزل رفت.از سوي ديگر مادر که نگران وضعيت دخترش بود و هر چه منتظر ماند از «ف» خبري نشد و هر چه او را صدا زد جوابي نشنيد، به داخل دستشويي رفت و با يک صحنه هولناک مواجه شد. او بلافاصله با اورژانس تماس گرفت و دخترش را به همراه نوزاد تازه به دنيا آمده به بيمارستان امام رضا(ع) منتقل کرد. اما پزشکان با معاينه اوليه از نوزاد دريافتند که او مرده است؛ با توجه به مرگ نوزاد، کادر بيمارستان بر اساس وظيفه قانوني خود با فوريت هاي پليسي ۱۱۰ تماس گرفتند و دقايقي بعد ماموران کلانتري شهيد فياض بخش مشهد براي بررسي موضوع به بيمارستان رفتند. آنان با مشاهده وضعيت دختر نوجوان و نوزاد بلافاصله قاضي ويژه قتل عمد را در جريان ماجرا قرار دادند. دختر ۱۷ ساله که ديگر چاره اي جز آشکار کردن ارتباط خياباني خود نداشت به ماموران گفت: چند ماه قبل وقتي به خيابان رفته بودم يک پيامک عاشقانه برايم ارسال شد، من که کنجکاو شده بودم با شماره ناشناسي که پيامک را برايم ارسال کرده بود تماس گرفتم و اين موضوع منجر به يک ارتباط خياباني شد تا آن که «ع» به من گفت کسي در منزلشان نيست و مي توانيم بهتر با هم صحبت کنيم. من هم به منزل آن ها رفتم و فريب خوردم. اين دختر نوجوان ادامه داد: من هر بار به بهانه کلاس هاي آموزشي خارج از مدرسه نزد «ع» مي رفتم، اما او هر بار با وعده و وعيد اين که نگران نباش ما با هم ازدواج مي کنيم مرا فريب مي داد.اين گزارش حاکي است، در پي اظهارات تکان دهنده دختر نوجوان و به دستور مقام قضايي جسد نوزاد به پزشکي قانوني حمل و تلاش پليس براي دستگيري جوان مورد ادعاي اين دختر آغاز شد.ماموران انتظامي از دختر ياد شده خواستند تا با تماس با «ع» با او قرار صوري بگذارد. وقتي پسر جوان در ظاهر براي جويا شدن از حال دختر که ادعا کرده بود بيمار است و در بيمارستان بستري مي باشد، سر قرار آمد ماموران انتظامي که از قبل محل را تحت نظر گرفته بودند در اقدامي غافلگيرانه او را دستگير و به کلانتري منتقل کردند. اين جوان وقتي در برابر واقعيات قرار گرفت در بازجويي هاي انجام شده، هر گونه ارتباط با «ف» را رد کرد، اما با توجه به اسناد و مدارک موجود، وي با تشکيل پرونده مقدماتي به دادسراي عمومي و انقلاب مشهد معرفي شد.به دستور مقام قضايي، پليس تحقيقات خود را با انجام آزمايش  هاي پزشکي و ادعاهاي دختر و پسر ياد شده ادامه مي دهد.امااين موضوع هشداري است به جوانان که نبايد به هر تماس تلفني پاسخ بدهند و فريب حرف هاي احساسي آميخته به دروغ را نخورند و به همين سادگي حيثيت خود و خانواده را بر باد ندهند در عين حال اين حادثه هولناک مي تواند براي بسياري از خانواده ها زنگ خطري جدي باشد تا همواره رفت و آمدهاي فرزندان جوان و نوجوان خود را کنترل کنند و از سوي ديگر به هنگام خريد تلفن همراه و يا وسايل ارتباط جمعي ديگر مانند رايانه و غيره ابتدا آگاهي هاي لازم را به فرزندان خود بدهند و هميشه به اين فکر نکنيم که حوادثي که پيرامون ما اتفاق مي افتد مختص ديگران است و به اين ترتيب از جوانان خود غافل شويم.همواره بايد آشنايي کاملي از دوستان و خانواده هاي کساني که فرزندانمان با آ ن ها ارتباط دارند داشته باشيم و به رفتارهاي آنان توجه کنيم زيرا غفلت و سهل انگاري از مسائلي که فکر مي کنيم موضوع خاصي نيست؛ گاهي ماجراهاي هولناکي را رقم مي زند که حتي قلم از نوشتن آن شرم دارد.
 
 
----------------------------
 
حکم اعدام در پرونده دندان درد «شیطان»
 
بیمار روباه‌صفت که منشی مطب دندانپزشکی را گرفتار نقشه سیاه خود کرده بود، با حکم قضات شعبه 72 دادگاه کیفری به اعدام محکوم شد.

د ندان‌درد بهانه‌ای برای این مرد شیطانی بود که توطئه هولناک خود را اجرا کند.
 
بیستم اسفندماه سال 87، پسر 24 ساله‌ای وارد مطب دندانپزشکی در ازگل شد. دندان‌هایش بشدت درد می‌کرد اما پزشک در مطب نبود. منشی او را راهنمایی کرد تا از داروخانه‌ای که در کنار مطب است، داروی مسکن بخرد. بیمار دارو را از داروخانه خرید و دوباره به مطب بازگشت تا نقشه سیاه خود را اجرا کند. ساعتی بعد دختر جوان به کلانتری ازگل رفت و به طرح شکایت از روباه شیطان‌صفت پرداخت.
 
وقتی پرونده برای رسیدگی در اختیار دادیار شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت،‌دختر جوان به دادیار رضوانفر گفت: ساعات پایانی کار مطب بود و قصد داشتم به خانه بروم. پزشک نیز مطب را ترک کرده بود. همان لحظه پسر جوانی وارد مطب شد. می‌گفت دندان‌درد دارد. به او گفتم دکتر در مطب نیست و باید داروی مسکن مصرف کند تا دردش آرام شود. منشی ادامه داد: پسر جوان رفت و دقایقی بعد بازگشت و با تهدید چاقو مرا تسلیم نیت شوم خود کرد. سپس از گاوصندوق 100هزار تومان پول و گوشی موبایلم را به سرقت برد و پا به فرار گذاشت. پس از شکایت منشی مطب، جست‌وجو برای بازداشت بیمار روباه‌صفت آغاز شد. در نخستین شاخه از بررسی‌ها،‌ منشی مطب با شماره تلفن همراهش تماس گرفت و با جوان متجاوز در حوالی میدان ونک قرار صوری گذاشت.
 

اقرار به جنایت سیاه
 

22 اسفندماه سال 87، روباه 24 ساله از همه جا بی‌خبر بر سر قرار با منشی مطب حاضر شد و هرگز تصور نمی‌کرد در محاصره ماموران گرفتار شود.
 
وی پس از دستگیری مورد بازجویی قرار گرفت و جنایت سیاه را پذیرفت. وی گفت: آن روز دندان‌هایم بشدت درد می‌کرد و وقتی مطب دندانپزشکی را دیدم به آنجا مراجعه کردم اما منشی مطب مدعی شد که پزشک در مطب نیست. وقتی دختر جوان به من گفت که از داروخانه قرص مسکن بخرم در یک لحظه دچار وسوسه‌های سیاه شدم. شیطان فریبم داد و... .
 
این جوان 24 ساله وقتی در برابر قضات شعبه 72 دادگاه کیفری به اتهام تجاوز به عنف پای میز محاکمه رفت، گفت: پشیمانم. من یک کارگر ساده هستم و برای اینکه درد دندانم آرام شود نزد دندانپزشک رفتم، ‌نیت دیگری نداشتم. پس از اقرار به جنایت سیاه، ‌قضات شعبه 72 دادگاه کیفری به ریاست قاضی جلیلی و 4 مستشار به شور نشستند و این روباه شیطان‌صفت را به اعدام محکوم کردند. این حکم با اعتراض متهم به دیوانعالی کشور فرستاده شد.


 

Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: