کد خبر:۳۸۹
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۱
تعداد بازدید: 13443
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
خودکشي دختر فراري در اسارتگاه چهار پسر متجاوز
چهار پسر که دختری را مورد تعرض قرار داده و باعث خودکشی او شده بودند، به دستور شعبه ۷۷ دادگاه کیفری بازداشت شدند.
این چهار پسر جوان پس از کشاندن لیدا به خانه یی خلوت او را مورد آزار قرار دادند و بدون توجه به التماس های این دختر حتی مانع او برای خودکشی نشدند.جسد لیدا سال گذشته توسط پلیس تهران در یک پارک پیدا شد. هرچند در ابتدا هویت این دختر جوان مشخص نبود اما پلیس از ظاهر او متوجه شد دختر جوان احتمالاً به مواد مخدر اعتیاد داشته و دختری فراری بوده است. پس از انتقال جنازه به پزشکی قانونی، تلاش برای مشخص شدن هویت دختر جوان آغاز شد و زمانی که خانواده دختر جوان به پلیس مراجعه کردند مشخص شد این دختر لیدا نام داشته و به دلیل اعتیاد به مواد مخدر خانواده اش را ترک کرده بود.

هرچند پزشکی قانونی در نظریه خود به صراحت اعلام کرد دختر جوان خودکشی کرده است اما همین گزارش اضافه کرد لیدا حداقل چهار بار به طرز فجیعی مورد آزار قرار گرفته است. از آنجایی که خانواده لیدا از ارتباطات دخترشان خبر نداشتند و هیچ سرنخی که نشان دهد وی توسط چه کسانی مورد آزار قرار گرفته وجود نداشت، پرونده لیدا تحت عنوان خودکشی بسته شد.همزمان با این وقایع پلیس در تلاش بود جوان شروری به نام جلال را بازداشت کند. هرچند ماموران یک بار تا آستانه دستگیری وی پیش رفتند اما او موفق شد بگریزد تا اینکه یک هفته پیش ماموران متوجه شدند جلال از یک سال قبل در خانه زنی در اطراف تهران مخفی شده است.

آنها پس از محاصره خانه در یک عملیات ضربتی توانستند جلال را دستگیر کنند. هرچند شکایات مطرح شده از این جوان به خاطر شرارت هایش بود اما زمانی که پلیس چهار عضو دیگر باند او از جمله دختری جوان به نام ملیکا را شناسایی کرد و تحت بازجویی قرار داد، جنایات جلال و سرگذشت تلخ لیدا نیز برملا شد.ملیکا در بازجویی ها گفت؛ من شاهد بودم که جلال چطور لیدا را مورد آزار قرار داد و به خواهش های دختر جوان توجهی نکرد. روز حادثه من به اتفاق دوستم حسین که اتفاقاً از دوستان جلال است به خانه یی رفتیم که در واقع پاتوق ما بود. حسین با جلال تماس گرفت و گفت مقداری ماده مخدر شیشه دارد. جلال هم خیلی زود خودش را رساند. چند نفر از دوستانش نیز همراه آنها بودند، بعد حسین به درخواست جلال با لیدا هم تماس گرفت.

دختر جوان ادامه داد؛ جلال دوست داشت همه چیز آن طور که او می خواهد، پیش برود. اگر کسی از خواسته اش سرپیچی می کرد، قطعاً جایی این نافرمانی را جبران می کرد. من می دانستم که لیدا و جلال جر و بحث کرده بودند. لیدا با اینکه معتاد بود اما اجازه نمی داد کسی به او نزدیک شود یا او را مورد سوءاستفاده قرار دهد. به همین خاطر هم با جلال درگیر شده بود. روز حادثه وقتی جلال از حسین خواست با لیدا تماس بگیرد و او را به پاتوق دعوت کند، من فهمیدم جلال قصد انتقام گیری دارد اما نمی دانستم می خواهد تا این حد با او بدرفتاری کند.دقایقی بعد از اینکه لیدا وارد خانه شد، جلال به وی حمله ور شد تا او را مورد تعرض قرار دهد.

لیدا مقاومت می کرد و سعی داشت جلوی جلال را بگیرد، اما در نهایت زورش نرسید و بعد از اینکه جلال با ضربات مشت و لگد لیدا را مغلوب کرد، وی را مورد تجاوز قرار داد.ملیکا ادامه داد؛ من به شدت ترسیده بودم. جلال، حسین و دو دوست دیگرش را که یکی از آنها سنش کمتر از لیدا بود وادار کرد به دختر جوان تعرض کنند. لیدا به شدت گریه می کرد، توان مقاومت نداشت و آنقدر کتک خورده بود که نیمه جان روی زمین افتاد. لیدا قسم خورد اگر باز هم او را مورد آزار قرار دهند، خودکشی خواهد کرد اما از آنجایی که نوچه های جلال از او می ترسیدند از دستورش سرپیچی نکردند و لیدا را مورد تعرض قرار دادند و سرانجام لیدا لباس هایش را پوشید و از خانه خارج شد و ساعاتی بعد ما شنیدیم خودکشی کرده، اما من از ترسم جرات نکردم به پلیس بگویم چه اتفاقی افتاده است.

مشاهدات تکان دهنده ملیکا ماموران را بر آن داشت تا بار دیگر جلال و دوستانش را مورد بازجویی قرار دهند و این چهار نفر در تحقیقات پلیسی تعرض به لیدا را پذیرفتند. روز گذشته وقتی جلال و سه متهم دیگر در برابر قضات شعبه ۷۷ قرار گرفتند به بیان جزئیات روز حادثه پرداختند. جلال گفت؛ روز قبل از حادثه تلفنی با لیدا جر و بحث کردیم، او نمی خواست به حرف هایم گوش دهد و دختر نافرمانی بود به همین خاطر هم من برای ادب کردنش تصمیم گرفتم او را تنبیه کنم. قضات شعبه ۷۷ به ریاست قاضی ساعی پس از انجام تحقیقات مقدماتی دستور بازداشت موقت جلال و سه متهم دیگر را صادر کردند و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.
دختر 14ساله به اميد خوانندگي در دوبي اغفال شد
دختر 14ساله يي با روياي خواننده شدن از خانه گريخت و مورد سوءاستفاده سه پسر قرار گرفت. اين دختر نوجوان که الهه نام دارد پس از يک ماه زندگي در خانه پسران اغفالگر سرانجام به اتفاق متهمان پرونده بازداشت شد. يک ماه قبل خانواده الهه با مراجعه به پليس آگاهي تهران از مفقود شدن دخترشان خبر دادند و از ماموران کمک خواستند. پس از آغاز تحقيقات مشخص شد الهه ربوده نشده بلکه با اختيار و ميل خودش از منزل فرار کرده است. در رديابي هاي مقدماتي اماکني که احتمال داشت الهه در آنجا پنهان شده باشد زير نظر گرفته شد اما سرنخي از دختر 14ساله به دست نيامد تا اينکه ماموران متوجه شدند اين دختر مدتي پيش از فرار از خانه با پسري به نام فرشاد رابطه دوستانه برقرار کرده بود.
 
هنگامي که ماموران نشاني محل زندگي فرشاد را در خاني آبادنو پيدا کردند، اين جوان را به پليس آگاهي انتقال دادند و به بازجويي از وي پرداختند. اين پسر به اغفال الهه و ترغيب او براي فرار از خانه اعتراف کرد و خبر داد دختر نوجوان اکنون به همراه دو دوستش زندگي مي کند. کارآگاهان که پس از يک ماه توانسته بودند سرنخي از الهه به دست بياورند از فرشاد خواستند با دو دوستش تماس بگيرد و با آنها قرار بگذارد. در جريان اين تماس تلفني پسر جوان به دوستانش تاکيد کرد الهه را نيز به محل ملاقات بياورند. به اين ترتيب هر سه پس از حضور در قرار صوري بازداشت شدند.
 
الهه در بازجويي ها درباره علت فرارش از خانه گفت؛ من به خاطر عشق به خوانندگي حاضر بودم هر کاري انجام دهم. تنها رويا و هدف من در زندگي خواننده شدن بود و به هيچ چيز ديگري فکر نمي کردم تا اينکه با فرشاد آشنا شدم و وي وقتي از علاقه من مطلع شد، قول داد با کمک آشنايان و دوستاني که در دوبي دارد مرا به آنجا بفرستد و مقدمات خواننده شدنم را فراهم کنم. وعده هاي فرشاد باعث شد شيفته اين پسر جوان شوم و به همين خاطر نيز اولين قدم براي رسيدن به آرزويم را که همان فرار از خانه بود برداشتم.
 
چند روزي را در خانه فرشاد زندگي کردم تا اينکه او مرا به خانه دوست ديگرش برد و آن پسر نيز از من سوءاستفاده کرد اما از آنجا که قرار بود برايم ويزا بگيرد چاره يي جز تسليم شدن نداشتم. مدتي بعد به خانه نفر سوم منتقل شدم و فرشاد گفت اين شخص کارهاي اقامتم را انجام مي دهد. در مدت يک ماه گذشته فرشاد و دوستانش مرتب مرا از خانه يي به خانه ديگر منتقل مي کردند و من هم هر کاري که مي خواستند انجام مي دادم تا هر چه زودتر به دوبي بروم و خواننده شوم. بنابر اين گزارش سه متهم پرونده اکنون در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از الهه ادامه دارد.منبع:اعتماد

بلوتوث مرگ برای دختر جوان
دختر جوان در پی ارتباط خیابانی با جوانی که به وی ابراز علاقه می‌کرد، پس از مدتی با مشاهده بلوتوث غیر اخلاقی مربوط به خود دست به خودکشی زد.

بازپرس محمد شهریاری با اشاره به این خبر به خبرنگار «امین جامعه» گفت:‌ به دنبال تماس مسوولان یکی از بیمارستان‌های تهران مبنی بر اینکه دختر 21 ساله‌یی با استفاده از قرص اقدام به خودکشی کرده و با تلاش پزشکان از مرگ حتمی نجات پیدا کرده است، دستور قضایی لازم در این ارتباط صادر شد.

بازپرس ویژه قتل تهران افزود: پس از بهبودی نسبی این دختر وی با حضور در شعبه 7 بازپرسی دادسرای جنایی درباره انگیزه‌های خود از خودکشی گفت: چندی پیش به صورت اتفاقی با جوانی، که خود را دانشجوی مکانیک معرفی می‌کرد، آشنا شدم و ادامه این آشنایی موجب شد تا به دور از چشم والدینم به این ارتباط ادامه دهم.

دختر جوان در ادامه گفت: این فرد که خود را سعید معرفی می‌کرد به بهانه اینکه قصد دارد با من ازدواج کند و پیش از خواستگاری باید مرا به مادر خود معرفی کند، مرا با این شیوه فریب داد. دختر جوان ادامه داد:‌ اصرارهای سعید موجب شد تا به او اعتماد کنم و به منزلی که وی ادعا می‌کرد متعلق به مادرش است، بروم.

وقتی قدم در این خانه گذاشتم او به من نوشیدنی تعارف کرد و پس از خوردن آبمیوه پلک‌هایم سنگین شد و زمانی که به خود آمدم، متوجه شدم چندین ساعت بیهوش بودم و از سوی مردی که خود را خواستگار من معرفی می‌کرد، مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ام.

وی افزود: وقتی سعید با اعتراض من روبه‌رو شد، ابتدا سعی می‌کرد مرا آرام کند، اما وقتی اعتراض‌هایم ادامه پیدا کرد، او عنوان کرد از آزار و اذیت خود فیلم تهیه کرده است و در صورتی که به درخواست‌های او توجه نکنم، وی اقدام به تکثیر این فیلم و انتشار آن خواهد کرد.

دختر جوان در ادامه گفت: ‌پس از این ماجرا مدام در کابوس به سر می‌بردم تا اینکه یک روز متوجه شدم او فیلم غیراخلاقی تهیه شده از من را در مترو بلوتوث کرده است. زمانی که این فیلم را مشاهده کردم، احساس کردم دیگر زندگی برایم اهمیت ندارد. به همین دلیل با خوردن مقادیری قرص اقدام به خودکشی کردم و زمانی به خود آمدم که متوجه شدم از سوی بستگانم به بیمارستان منتقل شده و از مرگ حتمی نجات پیدا کرده‌ام. پس از آنکه در بیمارستان به هوش آمدم به پزشکان معالج اعتراض کردم که چرا مرا نجات داده‌اند.

بازپرس دادسرای جنایی افزود:‌ پس از ثبت این اظهارات دستور قضایی صادر شد و ماموران با دستگیری سعید تحقیق از وی را آغاز کرده و در بازرسی از تلفن همراه وی فیلم‌های غیراخلاقی دختر جوان را کشف و ضبط کردند.
شهریاری افزود:‌ با اعتراف متهم به اقدام مجرمانه، دستور قضایی لازم در ارتباط با تحقیقات بیشتر از متهم صادر شده است.

هشدار
بازپرس ویژه قتل تهران با هشدار به جوانان به خصوص خانم‌ها گفت: بی‌توجهی به ارزش‌ها و عرف حاکم بر جامعه درخصوص ارتباط پنهانی از مولفه‌هایی هستند که مشکلات عدیده‌یی را برای خانم‌های جوان و خانواده‌های آنان ایجاد می‌کند. دوستی‌های خیابانی به دور از چشم والدین و عدم ارتباط صحیح میان والدین و جوانان از جمله عواملی هستند که بسترساز جرایم این چنینی هستند. فراموش نکنید اعتماد بی‌جا به افرادی که در کوچه و خیابان خود را با القاب مورد توجه جامعه معرفی و ادعای خواستگاری دارند، خود نخستین اشتباه برای فرو غلتیدن در دام افراد شیاد است. پس هوشیار باشید. منبع: امین جامعه(هفته نامه نیروی انتظامی)
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: