کد خبر:۳۸۶۰
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۶
تعداد بازدید: 7552
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
دردسر بزرگ پزشکی برای دختر 2 ساله بازیگوش
18 اردیبهشت‌ماه سال‌جاری مادر جوانی به دادسرای جرائم پزشکی مراجعه کرد و پرده از جراحی عجیب تیم پزشکی دختر 2 ساله‌اش برداشت.
با شکایت مادر این دختربچه جزئیات عمل جراحی یک تیم پزشکی بررسی می‌شود

دردسر بزرگ پزشکی برای دختر 2 ساله بازیگوش

18 اردیبهشت‌ماه سال‌جاری مادر جوانی به دادسرای جرائم پزشکی مراجعه کرد و پرده از جراحی عجیب تیم پزشکی دختر 2 ساله‌اش برداشت. این زن به بازپرس دادسرای ناحیه 19 تهران گفت: نیمه شب دوم بهمن‌ماه سال گذشته روژان کوچولو به سمت کنترل تلویزیون رفت و بلافاصله باتری آن را برداشت و قورت داد. هرچه سعی کردیم نتوانستیم آن را خارج کنیم. ساعت 2 نیمه شب بود که او را به بیمارستان نزدیک خانه‌مان بردیم ولی به خاطر نبود دستگاه آندوسکپی به بیمارستان دیگری رفتیم که در آنجا نیز مسؤولان بیمارستان به خاطر نداشتن تجهیزات کامل ما را به بیمارستان تخصصی فرستاند. آنجا یک ساعتی معطل شدیم که کادرپزشکی با گرفتن عکس‌های پزشکی متوجه شدند که باتری به دیواره مری چسبیده است. کاری از پیش نبردیم تا اینکه تیم پزشکی به نتیجه رسید روژان باید به بیمارستان تخصصی‌تری انتقال داده شود.در آن بیمارستان نیز 5 ساعت منتظر ماندیم تا اینکه دخترم را به اتاق جراحی انتقال دادند. تیم پزشکی قسمتی از مری را که دچار میکروب شده بود، برداشتند و 2 سر آن را پیوند زدند.3 روز از این جراحی نگذشته بود که معاینات در بیمارستان نشان داد پیوند باز شده است و به خاطر این سهل‌انگاری مری دخترم را خارج کردند و برای زنده ماندنش با سوراخی که در ناحیه معده ایجاد کردند به او غذا می‌رسانیم.3 ماه است که دخترم با این وضع اسفبار و در حالی که به‌سختی از طریق لوله تغذیه می‌کند، در کنار خانواده است. برای خلاصی از این وضع پزشکان پول خواسته‌اند تا مری را به دخترم پیوند بزنند در حالی که وضعیت موجود دخترم به خاطر سهل‌انگاری تیم پزشکی به وجود آمده است.با ادعاهای این زن جوان، بازپرس دادسرای جرائم پزشکی پرونده روژان کوچولو را در اختیار کارشناسان پزشکی قرار داد تا میزان قصور تیم جراحی این بیمارستان معروف را پس از بررسی جزئیات عمل جراحی مشخص کنند.


---------------------------


حکم کم سابقه در یک پرونده قضایی

مطالعه کتاب های روانپزشکی مجازات نامادری

يك زن كه به دنبال شكنجه‌هاي جسمي پسرخوانده 10 ساله‌اش بازداشت شده بود، با حكم قطعي دادگاه به پرداخت ديه، مطالعه 12 كتاب روانشناسي و 24 بار ويزيت روانپزشك محكوم شد.
پائيز 87 يك پزشك 43 ساله به شعبه نهم بازپرسي دادسراي سعادت‌آباد رفت و از همسرش به اتهام شكنجه پسر 10 ساله‌اش و كودك‌آزاري شكايت كرد. وي گفت: ساعتي قبل وقتي به خانه برگشتم، متوجه شدم «سينا» از سوي نامادري‌اش بشدت تنبيه و در اتاقي حبس شده است، بنابراين براي نجات جان پسرم تصميم به شكايت گرفتم.بازپرس پرونده كه با مشاهده پسرك دريافته بود او به طرز دلخراشي مورد ضرب و شتم قرار گرفته، بلافاصله دستور بازداشت پدر و نامادري را صادر كرد. بعد هم به كارشناسان پزشكي قانوني مأموريت داده شده درباره سلامت روحي، رواني‌شان تحقيق شود. همچنين به مأموران كلانتري 134 شهرك قدس - غرب - نيز مأموريت داده شد درباره وضعيت اخلاقي و خانوادگي اين زوج به‌طور نامحسوس تحقيق كنند.بدين‌ترتيب كارشناسان پزشكي قانوني با اعلام مشاهده 53 مورد جراحت در بدن «سينا»، سلامت روحي، رواني متهمان را تأييد كردند. سپس آنها براي بازجويي به دادسرا منتقل شدند، اما هر يك با اظهارات متناقص منكر كودك‌آزاري شده و ديگري را گناهكار شناختند. با اين حال پسر خردسال براي بيان حقيقت به دادسرا فراخوانده شد. او وقتي در برابر بازپرس ايستاد، با چهره‌اي رنگ‌پريده گفت: 3 سال پيش مادرم از دنيا رفت و مدتي بعد پدرم با «سحر» خانم ازدواج كرد. آنها اوايل با من خوش‌رفتار بودند، اما از وقتي نامادري‌ام بچه‌دار شد، مرا بي‌دليل و به بهانه‌هاي مختلف كتك مي‌زد. تا چندي قبل پدرم از من حمايت مي‌كرد، اما آنها هر بار كه با هم اختلاف پيدا مي‌كردند، مرا كتك مي‌زدند، به‌طوري كه اين روزها چند مرتبه در هر روز بشدت كتك مي‌خوردم و از ترس با هيچ‌كس حرف نمي‌زدم. چند روز قبل هم از شمال به تهران بر‌مي‌گشتيم كه داخل ماشين آنها با هم بحث كردند كه بعد از آن «سحر» به جان من افتاد. سرانجام پدرم خودرو را متوقف كرد و چند رهگذر مرا از دست آنها نجات دادند. البته هنوز جاي چنگ و دندان نامادري روي دست‌ها و صورتم هست كه از ديدنش وحشت دارم، اما نمي‌خواهم زنداني شود، چون خواهر كوچكم از تنهايي مي‌ترسد و گريه مي‌كند.
از سوي ديگر همسايگان زوج جوان كه از دعواها و مشاجرات هميشگي اين زوج و بدرفتاري‌شان با پسرك گفته بودند، بازپرس پرونده براي آزادي آنها قرار وثيقه سنگين صادر و مدير دفترش را نيز به عنوان قيم موقت «سينا» تعيين كرد. اين در حالي بود كه پدر و مادربزرگ «سينا» با اطلاع از موضوع، خود را از شهرستان به تهران رسانده و تقاضا كردند سرپرستي تنها يادگار به‌جا مانده از دختر مرحومشان به آنها سپرده شود. بدين‌ترتيب «سينا» به پدربزرگش سپرده شد و پرونده با صدور كيفرخواست براي رسيدگي به شعبه 1165 جزايي تهران مستقر در مجتمع قضايي قدس ارسال گرديد.قاضي «كريمي» نيز پس از محاكمه، مادرخوانده را به پرداخت حدود 15 ميليون تومان ديه محكوم كرد و از نظر جنبه عمومي جرم نيز 6 ماه حبس - 4 سال در حالت تعليق - برايش درنظر گرفت. اما براي جلوگيري از تكرار جرم و اصلاح رفتارهاي زن جوان، حكم داد او در سال اول هر ماه يك نوبت و در سال‌هاي دوم تا چهارم نيز هر سه ماه يك بار به پزشك متخصص روانشناسي مراجعه و نتيجه را به قاضي اجراي احكام گزارش نمايد. ضمن آن‌كه هر 2 ماه يك‌بار نيز يك كتاب مربوط به روانشناسي مطالعه و خلاصه‌اش را به واحد اجراي احكام ارائه نمايد. قاضي «كريمي» پدر پسربچه را از اتهام كودك‌آزاري تبرئه كرد و با اعتراض وكيل مدافع نامادري، پرونده روي ميز هيأت قضايي شعبه 9 دادگاه تجديد‌نظر استان تهران قرار گرفت. قاضي «سيد‌محمد دهنوي» - رئيس - و «سيد‌ابوالحسن موسوي» - مستشار دادگاه - پس از تأييد اين حكم، مجازات تعيين شده براي نامادري را متناسب دانستند. بدين‌ترتيب حكم نامادري قطعي شد.


-----------------------------



زن سارق با 100 شاه‌كليد

زن سارق كه همراه پسر خردسالش به خانه‌ها دستبرد مي‌زد در آخرين سرقت دستگير شد. 
هفتم ارديبهشت امسال مرد جواني با پليس ورامين تماس گرفت و گفت: مادرم از چندي قبل به مسافرت رفته است اما امروز در حال عبور از مقابل خانه‌اش متوجه شدم در حياط باز است و يك زن و پسر بچه نيز در خانه هستند. بعد از اعلام اين خبر، مأموران خود را به خانه مورد نظر رسانده و زن ميانسال و پسر
11 ساله‌اش را هنگام خارج كردن وسايل باارزش خانه دستگير كردند.در بازرسي‌ لباس‌هاي سارق زن نيز بيش از
100 شا‌ه‌كليد كشف شد. سارق زن، در بازجويي‌ها با اعتراف به 42 فقره سرقت در قرچك، پيشوا، شهرك گل‌ها و نقش جهان گفت: هر روز صبح همراه پسر 11 ساله‌ام پرسه مي‌زدم و پس از شناسايي خانه‌هاي خالي از سكنه با استفاده از شاه‌كليد در را باز كرده و به بهانه اسباب‌كشي وسايل را به خانه مي‌برديم. زن تبهكار در ادامه گفت: پسرم را نيز با دو هدف همراه خود مي‌بردم. نخست اين‌كه كسي به من شك نكند. دوم اين‌كه مي‌خواستم از كودكي دوره‌هاي سرقت را با خودم بگذراند تا در آينده نزديك كمكم كند.سرهنگ قاسم‌آبادي - فرمانده انتظامي ورامين - با اشاره به اين خبر گفت: همسر متهم كه در فروش اموال مسروقه نقش داشته نيز از سوي مأموران دستگير شده است.
وي خاطرنشان كرد: براساس بررسي‌ها ارزش اموال مسروقه از سوي زن سارق، حدود 200 ميليون تومان برآورد شده است.

---------------------------------------
 
حکم کم سابقه در یک پرونده قضایی

مطالعه کتاب های روانپزشکی مجازات نامادری

گروه حوادث يك زن كه به دنبال شكنجه‌هاي جسمي پسرخوانده 10 ساله‌اش بازداشت شده بود، با حكم قطعي دادگاه به پرداخت ديه، مطالعه 12 كتاب روانشناسي و 24 بار ويزيت روانپزشك محكوم شد. 
پائيز 87 يك پزشك 43 ساله به شعبه نهم بازپرسي دادسراي سعادت‌آباد رفت و از همسرش به اتهام شكنجه پسر 10 ساله‌اش و كودك‌آزاري شكايت كرد. وي گفت: ساعتي قبل وقتي به خانه برگشتم، متوجه شدم «سينا» از سوي نامادري‌اش بشدت تنبيه و در اتاقي حبس شده است، بنابراين براي نجات جان پسرم تصميم به شكايت گرفتم.بازپرس پرونده كه با مشاهده پسرك دريافته بود او به طرز دلخراشي مورد ضرب و شتم قرار گرفته، بلافاصله دستور بازداشت پدر و نامادري را صادر كرد. بعد هم به كارشناسان پزشكي قانوني مأموريت داده شده درباره سلامت روحي، رواني‌شان تحقيق شود. همچنين به مأموران كلانتري 134 شهرك قدس - غرب - نيز مأموريت داده شد درباره وضعيت اخلاقي و خانوادگي اين زوج به‌طور نامحسوس تحقيق كنند.بدين‌ترتيب كارشناسان پزشكي قانوني با اعلام مشاهده 53 مورد جراحت در بدن «سينا»، سلامت روحي، رواني متهمان را تأييد كردند. سپس آنها براي بازجويي به دادسرا منتقل شدند، اما هر يك با اظهارات متناقص منكر كودك‌آزاري شده و ديگري را گناهكار شناختند. با اين حال پسر خردسال براي بيان حقيقت به دادسرا فراخوانده شد. او وقتي در برابر بازپرس ايستاد، با چهره‌اي رنگ‌پريده گفت: 3 سال پيش مادرم از دنيا رفت و مدتي بعد پدرم با «سحر» خانم ازدواج كرد. آنها اوايل با من خوش‌رفتار بودند، اما از وقتي نامادري‌ام بچه‌دار شد، مرا بي‌دليل و به بهانه‌هاي مختلف كتك مي‌زد. تا چندي قبل پدرم از من حمايت مي‌كرد، اما آنها هر بار كه با هم اختلاف پيدا مي‌كردند، مرا كتك مي‌زدند، به‌طوري كه اين روزها چند مرتبه در هر روز بشدت كتك مي‌خوردم و از ترس با هيچ‌كس حرف نمي‌زدم. چند روز قبل هم از شمال به تهران بر‌مي‌گشتيم كه داخل ماشين آنها با هم بحث كردند كه بعد از آن «سحر» به جان من افتاد. سرانجام پدرم خودرو را متوقف كرد و چند رهگذر مرا از دست آنها نجات دادند. البته هنوز جاي چنگ و دندان نامادري روي دست‌ها و صورتم هست كه از ديدنش وحشت دارم، اما نمي‌خواهم زنداني شود، چون خواهر كوچكم از تنهايي مي‌ترسد و گريه مي‌كند.
از سوي ديگر همسايگان زوج جوان كه از دعواها و مشاجرات هميشگي اين زوج و بدرفتاري‌شان با پسرك گفته بودند، بازپرس پرونده براي آزادي آنها قرار وثيقه سنگين صادر و مدير دفترش را نيز به عنوان قيم موقت «سينا» تعيين كرد. اين در حالي بود كه پدر و مادربزرگ «سينا» با اطلاع از موضوع، خود را از شهرستان به تهران رسانده و تقاضا كردند سرپرستي تنها يادگار به‌جا مانده از دختر مرحومشان به آنها سپرده شود. بدين‌ترتيب «سينا» به پدربزرگش سپرده شد و پرونده با صدور كيفرخواست براي رسيدگي به شعبه 1165 جزايي تهران مستقر در مجتمع قضايي قدس ارسال گرديد.قاضي «كريمي» نيز پس از محاكمه، مادرخوانده را به پرداخت حدود 15 ميليون تومان ديه محكوم كرد و از نظر جنبه عمومي جرم نيز 6 ماه حبس - 4 سال در حالت تعليق - برايش درنظر گرفت. اما براي جلوگيري از تكرار جرم و اصلاح رفتارهاي زن جوان، حكم داد او در سال اول هر ماه يك نوبت و در سال‌هاي دوم تا چهارم نيز هر سه ماه يك بار به پزشك متخصص روانشناسي مراجعه و نتيجه را به قاضي اجراي احكام گزارش نمايد. ضمن آن‌كه هر 2 ماه يك‌بار نيز يك كتاب مربوط به روانشناسي مطالعه و خلاصه‌اش را به واحد اجراي احكام ارائه نمايد. قاضي «كريمي» پدر پسربچه را از اتهام كودك‌آزاري تبرئه كرد و با اعتراض وكيل مدافع نامادري، پرونده روي ميز هيأت قضايي شعبه 9 دادگاه تجديد‌نظر استان تهران قرار گرفت. قاضي «سيد‌محمد دهنوي» - رئيس - و «سيد‌ابوالحسن موسوي» - مستشار دادگاه - پس از تأييد اين حكم، مجازات تعيين شده براي نامادري را متناسب دانستند. بدين‌ترتيب حكم نامادري قطعي شد.


------------------------------------------


اجراي حكم شلاق قاتل سريالي كرج

حكم شلاق قاتل سريالي زنان كرج كه به 10 بار قصاص و يك بار اعدام در ملأ عام نيز محكوم شده است صبح ديروز در شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي تهران اجرا شد.به گزارش خبرنگار جنايي ما، «اميد برك» - 24 ساله – كه به شكارچي زنان معروف شده صبح ديروز از زندان به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي منتقل شد تا حكم 74 ضربه شلاق او اجرا شود.اين مرد جنايتكار طي 2 سال 10 زن و دختر را در كرج و شمال كشور مورد آزار و اذيت قرار داد و به قتل رساند. او پس از محاكمه به 10 بار قصاص و يك بار اعدام، سه سال زندان و 74 ضربه شلاق و همسرش مريم نيز به 8 سال زندان و 74 ضربه شلاق محكوم شد. حكم صادره پس از تأييد در ديوانعالي كشور به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي تهران ارجاع شد و قاتل سریالی پس از تحمل حکم شلاق به زندان بازگردانده شد.قاضي اجراي احكام با تأكيد بر اولياي دم از آنان خواست تا هر چه سريع‌تر با حضور در شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي تهران درخواست خود را مبني بر اجراي حكم قصاص ارائه کنند تا به روند اجراي حكم سرعت بخشيده شود. چراكه در صورت تأخير حضور اولياي دم زمان اجراي حكم به تعويق خواهد افتاد.


--------------------------------


390 دقيقه گروگانگيري دلهره‌آور

گروه حوادث مرد مسلح كه زوج سالمند و دخترشان را در ساوه گروگان‌گرفته بود پس از 390 دقيقه دلهره آور با شليك تك تيراندازهاي پليس مجروح و دستگير شد.
ساعت 23 شنبه- 18 ارديبهشت- زني در تماس با مركز فوريت‌هاي پليس 110 ساوه از هجوم مرد ناشناس به خانه پدر و مادر سالمندش خبر داد. بلافاصله پس از اين تماس، گروهي از مأموران كلانتري 11 براي بررسي ماجرا راهي خانه‌ اين زوج شدند. مأموران در نخستين بررسي‌ها دريافتند مرد مسلح، زن و مرد صاحبخانه و دخترشان را گروگان گرفته و دائم تهديد مي‌كرد چنانچه مأموران آنجا را ترك نكنند گروگان‌ها را خواهد كشت.بنا بر اين با توجه به حساسيت موضوع فرمانده انتظامي ساوه راهي محل حادثه شد و سعي كرد با عمليات ويژه رواني، گروگانگير را آرام كند. اما مرد مسلح همچنان تهديد مي‌كرد با مواد منفجره‌اي كه همراه دارد خود را منفجر مي‌كند.با اين وجود پس از حدود سه ساعت و در حالي كه مرد مسلح به هيچ‌عنوان حاضر به تسليم خود نبود، تيم ويژه رهايي گروگان پليس استان مركزي خود را به آنجا رسانده و خانه را محاصره كردند.سرانجام پس از 390 دقيقه دلهره و اضطراب، مرد گروگانگير پول و يك دستگاه خودرو خواست. اما زماني كه همراه گروگان‌ها از خانه بيرون آمد به‌تيراندازي پرداخت كه مأموران نيز براي نجات گروگان‌ها او را هدف گلوله قرار داده و مجروح و دستگيرش كردند. مرد گروگانگير به بيمارستان منتقل شد تا پس از بهبود، براي كشف انگيزه گروگانگيري تحت بازجويي قرار گيرد.


--------------------------------------


مرگ غم‌انگيز خانم معلم فداكار

معلم فداکار به خاطر نجات جان دختر دانش‌آموز به کام مرگ تلخی فرو رفت. وقتی 80 دانش‌آموز به اردوی تفریحی در سد کارده اطراف شهر مشهد رفته بودند، یکی از آنان به داخل رودخانه سقوط کرد و سناریوی تلخی را رقم زد. روز پنجشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال‌جاری 80 دختر دانش‌آموز یک مدرسه در مشهد همراه معلمان خود برای اردوی تفریحی به سد کارده در اطراف مشهد رفتند و همه از تماشای طبیعت زیبا لذت می‌بردند غافل از اینکه حادثه‌ای شوم در انتظارشان است. دانش‌آموزان در کنار معلمانشان ناهار اردو را خوردند و در کنار سد مشغول قدم‌زدن بودند که ناگهان یکی از دختربچه‌ها به داخل رودخانه سقوط کرد. دانش‌آموزان با دیدن صحنه سقوط همکلاسی خود جیغ می‌کشیدند و از معلمان خود کمک می‌خواستند. همه وحشت‌زده بودند و دوستشان را در داخل آب می‌دیدند که در حال جدال با مرگ بود. لحظات دلهره‌آوری برای دانش‌آموزان و معلمان بود تا اینکه 2 تن از آموزگاران به داخل رودخانه پریدند و به کمک دانش‌آموزی که در حال غرق شدن بود، رفتند. آنها به سختی دخترک را از آب بیرون کشیدند اما خود گرفتار امواج سیل‌آسا شدند. اهالی محل نیز با دیدن این صحنه به داخل آب پریدند تا دانش‌آموز و 2 معلم را نجات دهند. یکی از معلمان دختربچه را نجات داد اما خودش به کام مرگ تلخی فرو رفت. وقتی دانش‌آموز و یکی از آموزگاران وحشت‌زده از مرگ نجات یافتند ناباورانه به جست‌وجوی معلم دیگر پرداختند اما اثری از این آموزگار فداکار نبود. این زن 24 ساله به علت خفگی در آب جان سپرده بود. هیچ‌کس باور نمی‌کرد. دانش‌آموزان بی‌اختیار اشک می‌ریختند. معلم جان دانش‌آموزش را از مرگ نجات داد اما خودش قربانی شد. همان لحظه ماموران انتظامی سد کارده مشهد وارد عمل شدند و جسد معلم فداکار را به پزشکی قانونی انتقال دادند تا پس از مراحل قانونی به خانواده‌اش تحویل دهند.


---------------------------------


بازنده

تنها ملاک و معیاری که برای انتخاب همسر داشتم زیبایی چهره بود و پتک این تفکر اشتباه امروز ضربه محکمی بر سرم وارد کرده که خجالت می‌کشم سرم را بالا بیاورم. مرد بازنده در دایره اجتماعی کلانتری طرقبه شاندیز سفره دلش را باز کرد و با چشمانی اشکبار گفت: با توجه به ملاکی که برای انتخاب همسر داشتم بالاخره موفق شدم با دختری ازدواج کنم که از نظر چهره ظاهری زیبا و خوشرو است، قیافه باطنی بسیار زشتی دارد و حالا پس از گذشت 3 ماه فهمیده‌ام چه اشتباه بزرگی کرده‌ام. سیروس افزود: من موقعیت‌های بسیار خوبی برای ازدواج داشتم اما فکر می‌کردم مهم‌ترین شرط برای انتخاب شریک زندگی زیبایی ظاهری است. 26ساله بودم که پدر و مادرم پیشنهاد دادند با دختر یکی از اقوام ازدواج کنم ولی قبول نکردم و گفتم خواهش می‌کنم در کارهایم دخالت نکنید!مدتی گذشت و یک روز که به مغازه دوستم رفته بودم دختری را دیدم که به همراه خانواده‌اش برای مسافرت به مشهد آمده بودند.آنها وارد مغازه شدند و من با اولین نگاه دلم را به این دختر زیبارو باختم. درحالی که پدر و مادر او مشغول خرید بودند شماره تلفنم را روی تکه کاغذی نوشتم و به دستش دادم. حدود 3 ماه از این ماجرا گذشت و با ارتباط تلفنی که بین ما برقرار شده بود دلباخته و بیقرار از خانواده‌ام خواستم به خواستگاری دختر مورد‌علاقه‌ام بروند. آنها نیز به خواسته‌ام احترام گذاشتند و برای خواستگاری عازم یکی از شهرهای مرکزی کشور شدیم. پدر و مادرم با دیدن سهیلا و خانواده‌اش قاطعانه اظهار داشتند که با این ازدواج مخالف هستند ولی من تهدیدشان کردم که اگر به خواسته‌ام تن ندهند برای همیشه در همان شهر می‌مانم و بدون حضور خانواده ازدواج خواهم کرد. به این ترتیب بود که با قرار مهریه‌ای سنگین، سهیلا را به عقد خود درآوردم و سپس همسر دلخواهم را به مشهد آوردم تا زندگی مشترک خود را آغاز کنیم اما چه بگویم که خیری از این زندگی نکبت‌بار ندیده‌ام. متاسفانه همسرم در این مدت نه‌تنها گوش به حرفم نداده بلکه خطاهایی مرتکب شده که از چشمم افتاده است و الان فکر می‌کنم او زشت‌ترین زن دنیاست. مردجوان نفس عمیقی کشید و با نگاهی اندوهبار گفت: با تاسف باید بگویم با تحقیقاتی که حالا انجام داده‌ام متوجه شده‌ام سهیلا، دوران مجردی ناجوری داشته است و با روشن شدن این واقعیت‌های تلخ، الان می‌فهمم او با دوستانی که نمی‌دانم از کجا پیدا کرده است به کجا می‌رود و... متاسفانه امروز هم همسرم با چند زن و مرد غریبه هنگام تفریح و گردش در یکی از باغ‌های اطراف شهر دستگیر شده است. دیگر از دست این زن خسته شده‌ام و اگر در این مدت هم صدایم درنیامده و به خانواده‌ام چیزی نگفته‌ام به خاطر ترس از پدر و برادرم است و نمی‌خواهم کار از اینکه هست بدتر بشود.


--------------------------------


راضي به طلاق نبود ، او را کشتم

زن جوان پس از آنکه دريافت همسر بيکار و خوشگذرانش حاضر به جدايي نيست، با ضربه مرگبار چاقو به زندگي او پايان داد.
به گزارش روزنامه قدس، عصر بيست و دوم فروردين ماه سال گذشته، جوان 25 ساله اي به نام غلامرضا در پي اختلاف و درگيري با همسرش، بر اثر اصابت ضربه چاقو به سينه اش، به قتل رسيد. 15 روز پس از گذشت اين حادثه که در مقابل قهوه خانه اي واقع در خيابان رسالت شهرستان «ورامين» رخ داده بود، «سحر» عامل جنايت در همدان شناسايي و دستگير شد.با گناهکار شناخته شدن اين زن 22 ساله از سوي دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان ياد شده و صدور قرار مجرميت عليه وي به اتهام ارتکاب قتل عمد، او صبح ديروز در برابر هيأت قضايي شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران ايستاد و از خود در برابر اتهام وارده دفاع کرد.
در ابتداي اين جلسه که به رياست قاضي تردست برگزار مي شد، نماينده دادستان و اولياي دم از هيأت قضايي تقاضاي اشد مجازات قانوني (قصاص نفس) متهم را کردند.
سپس «سحر» پشت تريبون رفت و در خصوص اتهام وارده مبني بر ارتکاب قتل عمدي گفت: قبول دارم که شوهرم را با يک ضربه چاقو کشتم، اما از روي عمد دست به اين جنايت نزدم.
وي در تشريح ماجرا گفت: «غلامرضا» مردي خوشگذران و بيکار بود، به همين دليل به شدت با هم دچار اختلاف شده بوديم، به طوري که از يک سال قبل از حادثه، من در خانه پدرم زندگي مي کردم.وي با بيان اينکه در اين مدت با اجاره يک مغازه پوشاک هزينه زندگي اش را تأمين مي کرد، افزود: سرانجام وقتي ديدم نمي توانم با «غلامرضا» خوشبخت شوم، تقاضاي طلاق از او را دادم. البته، همسرم پس از اين موضوع با موتورسيکلت تصادف کرد و با از دست دادن پايش، حدود 17 ميليون تومان ديه از راننده نيسان وانت گرفت و همه اين مبلغ را صرف خوشگذراني و پرداخت بدهي سابقش کرد.اين زن 22 ساله افزود: سه روز قبل از حادثه با هم در شوراي حل اختلاف بوديم، ولي وي پس از فحاشي تأکيد کرد حاضر نيست طلاقم بدهد.وي در خصوص عصر روز حادثه گفت: ساعت حدود 4 بعدازظهر بود که براي دريافت شناسنامه اش و تحويل آن به دادگاه، به همسرم زنگ زدم، او گفت در قهوه خانه است و بايد بروم آنجا تا آن را تحويل بگيرم، بنابراين طبق قرارمان به محل ياد شده رفتم، اما وي پس از ديدنم شروع به داد و فرياد کرد و با درآوردن چاقو قصد زدن مرا داشت که من چاقويي را که از قبل در درون کيفم گذاشته بودم بيرون آوردم و در حين درگيري، يک ضربه به سينه اش زدم و بلافاصله فرار کردم.
گفتني است، با اين اعترافها و اخذ آخرين دفاع از «سحر» 5 قاضي شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران جلسه شور تشکيل دادند و به اتفاق آرا وي را به جرم قتل عمد گناهکار و به قصاص نفس محکوم کردند.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
یک دوست
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۷
0
0
آخه وضعیت تامین اجتماعی باید اینجوری باشه "دولت باید تو این مواقع خودش هزینه ی این جراحی ها رو بده ....
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: