کد خبر:۳۸۳۱
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۷
تعداد بازدید: 8679
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
پيوند اعضاي بدن پسر بچه‌قرباني كودك‌آزاري به چند بيمار در آستانه مرگ
اعضاي بدن پسر بچه‌اي كه قرباني كودك‌آزاري شده، پس از پيوند به چند بيمار در آستانه مرگ ، زندگي های دوباره بخشيد.
خواب ابدی پسر کوچولو پس از نجات چند بیمار

اعضاي بدن پسر بچه‌اي كه قرباني كودك‌آزاري شده، پس از پيوند به چند بيمار در آستانه مرگ ، زندگي های دوباره بخشيد.
شامگاه چهارشنبه – هشتم ارديبهشت – پزشكان پس از آزمايشات و معاينات تخصصي، مرگ مغزي «دانيال»، هفت ساله را تأييد كرده و با رضايت پدر و پدربزرگش «كبد»، «كليه‌ها» و «لوزالمعده» او به بيماران نيازمند اهدا شد.اين در حالي بود كه قبل از عمل پيوند اعضا، متخصصان پزشكي قانوني با حضور در بيمارستان به بررسي آثار و صدمات وارد شده به قرباني كودك‌آزاري پرداختند.پدر «دانيال» به خبرنگار ما گفت: شش سال از بدترين روزهاي عمرم را سپري كردم. به هر جا كه احتمال مي‌دادم «دانيال» را آنجا ببينم سر زدم اما همسر سابقم به هيچ عنوان اجازه نمي‌داد پسرم را ببينم. روزهاي اول كه هنوز مادر «دانيال» مستقل نشده بود، چند بار به اميد اين‌كه «دانيال» گوشي را بردارد به خانه آنها تلفن زدم اما موفق نشدم با پسرم صحبت كنم. اميدوار بودم تا چند ماه ديگر حضانتش به من سپرده شود اما هيچ‌وقت نتوانستم به او برسم. روزي كه در بيمارستان گفتند «دانيال» مرگ مغزي شده نتوانستم با اهداي اعضاي بدنش موافقت كنم اما پس از شنيدن حرف‌هاي آرامبخش پدرم قبول كردم.هر چند زندگي دانيال خيلي كوتاه و پر درد و رنج بود اما مرگش به چند بيمار زندگي بخشيد و حالا هم مطمئنم روحش در آرامش ابدي خواهد بود. او ادامه داد: «صبح جمعه كه براي تحويل گرفتن پيكر پسرم به پزشكي قانوني رفتيم به ما گفتند دريچه‌هاي قلبش قابل پيوند است كه با رضايت من دريچه‌هاي قلب هم برداشته و به بيماران ديگر پيوند زده شد.»
تحقيقات جنايي در اداره آگاهي
همزمان با مرگ مغزي كودك هفت ساله‌، پرونده او براي رسيدگي در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت.
مأموران در نخستين گام به تحقيق از مادر «دانيال» پرداختند كه وي در بازجويي‌ها گفت: «مرگ دانيال ناخواسته بود. من هيچ‌وقت او را شكنجه نكردم. آثار كبودي روي بدنش هم به خاطر افتادن او از روي پله‌هاي ساختمان است. روز حادثه ناخواسته ضربه‌اي به صورتش زدم كه سرش به ديوار خورد و بعد هم بيهوش شد.»
پيگيري انجمن دفاع از حقوق كودكان
همزمان با چاپ خبر مرگ تلخ پسر بچه هفت ساله در روزنامه ايران انجمن دفاع از حقوق كودكان نيز اعلام كرد با استخدام وكيلي رايگان براي پدر «دانيال» پيگيري‌هاي لازم براي دفاع از حقوق پسربچه را آغاز مي‌نمايند.
گزارش پرونده
بر اساس محتويات پرونده، عصر يكشنبه ـ پنجم ارديبهشت ـ پيكر نيمه‌جان «دانيال» هفت ساله به بيمارستاني در شمال شرق تهران انتقال يافت. پزشكان پس از معاينه پسربچه اعلام كردند او دچار مرگ مغزي شده و با توجه به آثار روي بدنش، موضوع را به پليس اطلاع دادند. پس از حضور مأموران كلانتري 136 فرجام در بيمارستان مشخص شد پدر و مادر دانيال شش سال قبل به خاطر اختلافات خانوادگي از هم جدا شده و دادگاه تا سن هفت سالگي، حضانت پسربچه را به مادرش سپرده بود.
تحقيق از همسايه‌ها هم نشان داد آنها چند بار صداي گريه و التماس‌هاي دانيال را شنيده‌اند.همچنين در ادامه بررسي‌ها مأموران دريافتند از چند ماه قبل مرد ميانسالي به خانه دانيال و مادرش
رفت و آمد داشته كه روز حادثه او نيز در خانه آنها بوده است. مادر پسربچه پس از دستگيري، در بازجويي‌ها مدعي شده، اين مرد همسر دومش است كه هم‌اكنون تحقيقات ويژه جنايي در اين باره ادامه دارد.


--------------------------------

زن آرایشگر ورد خوشبختی می‌نوشت

یک زن رمال که با فالگیری و وردنویسی از مردم کلاهبرداری می‌کرد، دستگیر شد. به دنبال گزارش‌هاي مردمی مبنی بر اینکه یک زن با نام مستعار «زویا» در بلوار معلم شهر زاهدان تحت پوشش آرایشگاه زنانه با رمالی از مردم کلاهبرداری و اخاذی می‌کند، تیم ویژه‌ای از ماموران پلیس امنیت عمومی استان رسیدگی به این موضوع را در دستور کار قرار دادند. سرهنگ «مسعود حیدری»، رئیس پلیس امنیت عمومی استان سیستان و بلوچستان گفت: با پیگیری‌ها و تلاش مستمر ماموران درباره شناسایی و دستگیری این زن رمال، ماموران موفق شدند پس از 72 ساعت کنترل نامحسوس محل اعلام شده زن 25 ساله‌ای به نام «سمیه. خ» را شناسایی کنند. وی افزود: پس از هماهنگی با مراجع قانونی ماموران در یک اقدام غافلگیرانه این زن شیاد را دستگیر و در بازرسی از آرایشگاه مورد نظر موفق به کشف ابزار و آلات فالگیری و تعداد زیادی وردهای نوشته شده شدند. سرهنگ حیدری افزود: این متهم دستگیر شده در بازجویی‌های پلیسی به جرم خود اعتراف کرد و گفت: چندین سال است که تحت عنوان آرایشگر به شغل فالگیری و رمالی مشغول به کار است و مبالغ زیادی نیز از مردم از این طریق کسب کرده است.


---------------------------------

فرجام پرونده قتل 7 هزار صفحه‌اي پسر دانشجو

براساس محتويات پرونده، صبح دهم تير 88 پدر و مادر پسري به نام محمد كه دانشجوي عمران دانشگاه سيرجان بود با مراجعه به پليس آگاهي اين شهر از ناپديد شدن مرموز پسرشان خبردادند. مادر محمد به پليس گفت: پسرم از ديشب با خودروي پرايدش از خانه بيرون رفته و تاكنون برنگشته و كسي هم اطلاعي از او ندارد.
نخستين تحقيقات در اين باره كليد خورده بود كه 2 روز بعد عشاير منطقه، جسد محمد را در 70 كيلومتري شهر يافته و پرونده قتل پسر دانشجو كه با اصابت ضربه به سرش از پا درآمده بود براي كشف جنايت در اختيار بازپرس ويژه قتل شهرستان سيرجان قرار گرفت. همزمان با تحقيقات مقدماتي، مأموران پليس در پي يك تماس تلفني دريافتند خودروي مقتول نيز در يكي از محله‌هاي شهر رها شده است. با گذشت 7 ماه و به رغم‌ تلاش‌هايي كه در اين باره صورت گرفته بود، پرونده به درخواست اولياي دم و با موافقت مسئولان عالي‌رتبه قضايي، براي ادامه پيگيري‌ها به شعبه اول بازپرسي دادسراي جنايي تهران ارسال شد.بازپرس محمد حسين شاملو نيز پس از بررسي‌هاي لازم به نقش پررنگ فرضيه انتقام‌جويي در اين جنايت رسيد.بنابراين براي كشف جنايت، پرونده به كارآگاهان جنايي تهران و تيمي از مأموران وزارت اطلاعات سپرده شد تا اين‌كه با جمع‌آوري اطلاعات به دست آمده چهار مظنون شناسايي شدند. بدين ترتيب پس از رديابي متهم اصلي، پرونده وارد مرحله عملياتي و ميداني شد و تيم ويژه‌اي از کارآگاهان اداره دهم تهران براي ادامه تحقيقات و دستگيري متهم به سيرجان اعزام شدند. كارآگاهان اعزامي با همكاري بازپرس، دادستان و كارآگاهان پليس آگاهي سيرجان و كرمان موفق به رديابي متهم به قتل در كرمان شدند. آنها با تعقيب و مراقبت‌هاي نامحسوس متهم را كه سوار بر خودروي پژو پرشيا از كرمان به سوي سيرجان در حركت بود تحت نظر قرار دادند اما او كه در بين راه متوجه حضور مأموران شده بود فرار كرد. كارآگاهان نيز با رعايت قانون به كارگيري سلاح، تيراندازي كردند. پس از توقف خودروي متهم، او با يك قمه به طرف مأموران حمله‌ور شد كه بلافاصله او و دختر جوان همراهش دستگير شدند.بدين ترتيب مجيد – 27 ساله – و سارا – 25 ساله – بلافاصله به اداره آگاهي سيرجان منتقل شده و تحت بازجويي قرار گرفتند. مجيد كه در بازجويي‌ها منكر ارتكاب قتل محمد بود گفت: به هيچ عنوان او را نمي‌شناختم و دخالتي هم در قتل نداشته‌ام. اما از سوي ديگر سارا كه همزمان تحت بازجويي‌هاي پليسي قرار گرفته بود لب به اعتراف گشود و «مجيد» را عامل قتل محمد معرفي كرد. وي گفت: وقتي مجيد فهميد من و محمد به يكديگر علاقه داريم و مي‌خواهيم ازدواج كنيم به تهديد پرداخت و گفت اجازه نمي‌دهد با كسي غير از خودش ازدواج كنم.سرانجام هم وادارم كرد محمد را به محل ملاقات بكشانم. بنابراين وقتي آمد با يك تكه چوب ضربه محكمي به سرش زد و بعد هم جسدش را با خودروي مقتول در بيابان‌ها رها كرد. سپس نيمه‌هاي شب خودرو را به محله‌اي در شهر برد و همانجا رهايش كرد. سپس خودش با پليس تماس گرفت و مأموران را از وجود خودروي رها شده كنار خيابان باخبر كرد.


------------------------------------

راننده آژانس، پليس را به خانه قاتل برد

سرنخ دستگيري عامل قتل دختر جوان در دست يك راننده آژانس بود.
به گزارش ايران، در اين جنايت هولناك دختري به نام مهسا – 21 ساله – كه دو سال قبل پس از عمل جراحي تغيير جنسيت داده و دختر شده بود شامگاه يكشنبه پنجم ارديبهشت در خانه مجردي‌اش به قتل رسيد.
پس از حضور مأموران كلانتري 106، كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران و قاضي «حيدري» از شعبه دهم بازپرسي، تحقيقات جنايي آغاز شد. نخستين بررسي‌ها نشان مي‌داد مهسا حدود يكسال قبل از خانه‌شان در شهرستان فرار كرده و به تهران آمده و به همين دليل هم با خانواده‌اش قطع رابطه كرده بود. تا اين‌كه پدر و برادرش كه از كارگران فصلي بودند چند ماه قبل به تهران آمده و محل زندگي مهسا را شناسايي كرده بودند. يكي از دوستان مهسا گفت: شب قبل از حادثه، «مهسا» با برادرش و چند تن از دوستانش به فرحزاد رفته و آخر شب به خانه برگشته بود اما ديگر خبري از او نداشتيم تا اين‌كه امروز عصر كه به خانه‌اش آمديم جسد او را يافتيم. اين در حالي بود كه «مهسا» و برادرش با هم بشدت درگير بودند.
تحقيقات ادامه يافت تا اين‌كه كارآگاهان دريافتند مهسا اغلب اوقات با آژانس، رفت و آمد داشته است. راننده آژانس به مأموران گفت: «از آنجا كه بعضي اوقات او مسافرم بود از ميان حرف‌هايش فهميدم كه پدر و برادرش در خانه‌اي واقع در شرق تهران زندگي‌ مي‌كنند. البته دو سه بار هم او را به آنجا بردم اما هميشه سر خيابان پياده مي‌شد. بنابراين كارآگاهان با راهنمايي راننده آژانس به خيابان مورد نظر رفته و سرانجام خانه آنها را شناسايي كردند و پدر و برادر مهسا براي بازجويي به اداره دهم پليس آگاهي منتقل شدند. حميد – 25 ساله – نيز بلافاصله به قتل خواهرش اعتراف كرد و گفت: مهسا باعث سرشكستگي ما شده بود و حرف‌هاي زيادي پشت سرش مي‌زدند. به همين خاطر آبرويمان به خطر افتاده بود.
سرهنگ كارآگاه سعيد‌ ليراوي – معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران – با اعلام اين خبر گفت: متهم پس از بازداشت براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: