کد خبر:۳۸۰۴
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۸
تعداد بازدید: 7378
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
حكم اعدام شيطان صفتان
سه شيطان‌صفت به اتهام ربودن، آزار و اذيت دختران دانش‌آموز و تهيه و توزيع فيلم‌هاي سياه، با حكم قضات دادگاه كيفري به اعدام محكوم شدند
3 تن از 5 عضو اصلی شبکه محکوم به مرگ شدند

سه شيطان‌صفت به اتهام ربودن، آزار و اذيت دختران دانش‌آموز و تهيه و توزيع فيلم‌هاي سياه، با حكم قضات دادگاه كيفري به اعدام محكوم شدند.
راز جنايت‌هاي سياه اعضاي باند كفتارها، از ارديبهشت 88 و به دنبال مراجعه دختر 16 ساله‌اي به دفتر دادستان عمومي و انقلاب قم فاش شد.وي گفت: مدتي قبل پسر شروري در مسير مدرسه مزاحمم شد و پيشنهاد دوستي داد، اما به ابراز علاقه‌اش بي‌اعتنايي كردم. تا اينكه يك روز سرنشينان يك خودرو مرا با تهديد چاقو ربوده و به خانه‌اي قديمي كشاندند. در آنجا مزاحم شيطان‌صفت مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و دوستانش هم فيلمبرداري كردند. ساعتي بعد هم مرا نزديكي خانه‌ام رها كرده و ضمن تهديد گفتند در صورت شكايت، فيلم سياه را در دبيرستان توزيع خواهند كرد. بنابراين به ناچار براي حفظ آبروي خود و خانواده‌ام سكوت كردم، اما پسر شرور هر هفته مقابل مدرسه‌ام كمين مي‌كرد و به محض ديدنم، «سي‌دي» را نشان مي‌داد و من هم از ترس، تسليم خواسته‌هايش مي‌شدم تا اينكه آخرين بار هم وقتي با تهيه مقدار زيادي پول به خانه دوست پسر تبهكار رفته بودم تا شايد سي‌دي را پس بگيرم، از سوي 25 نفر مورد آزار و اذيت قرار گرفته و ساعاتي بعد خودم را نيمه جان و در منطقه‌اي دورافتاده ديده و با زحمت فراوان نجات يافتم.پس از پايان حرف‌هاي تكان‌دهنده دختر دانش‌آموز، با دستور ويژه دادستان، مأموران در 10 اكيپ ويژه به‌طور همزمان مسئول شناسايي و دستگيري شبكه شيطان‌صفتان شده و همگي را در عمليات ويژه دستگير كردند. پسر 19 ساله ای که سر دسته شبكه است، در اعترافاتش به آزار و اذيت دختر دانش‌آموز، آدم‌ربايي و تهيه فيلم سياه اعتراف كرد و مأموران نيز در بررسي رايانه و تلفن همراه او و دو عضو اصلي شبكه، فيلم‌هايي از شكنجه و تجاوز به 7 دختر نوجوان يافتند. بدين‌ترتيب چند قرباني ديگر نيز شناسايي شدند.بنابراين بازپرس شعبه سوم دادسرا پرونده را با قرار عدم صلاحيت به دادگاه كيفري استان فرستاد و پس از تعيين وكيل براي 5 متهم اصلي پرونده و برگزاري چند جلسه محاكمه، هيأت قضايي دادگاه با دريافت آخرين دفاعيات متهمان وارد شور شد. قضات شعبه هشتم دادگاه كيفري در پایان رسیدگی سه متهم رديف اول را به يك بار اعدام، 25 سال زندان، 5 سال تبعيد و 99 ضربه شلاق محكوم كردند. ساير تبهكاران نيز به زندان، شلاق و تبعيد محكوم شدند.


-----------------------------


معماي مرگ مرموز زن ايراني در استراليا

رازگشايي از پرونده مرگ مرموز زن ايراني مقيم استراليا، پس از 5 سال با شكايت همسر دومش در دستور كار بازپرس جنايي تهران قرار گرفت.
چند روز قبل مرد ميانسالي به شعبه دوم بازپرسي دادسراي جنايي تهران مراجعه كرد و ضمن شكايت از دو دختر خوانده‌اش به اتهام قتل مادرشان به قاضي شاهنگيان گفت: حدود 10 سال قبل با همسرم «ايراندخت» كه با دو دخترش در استراليا زندگي مي‌كرد آشنا شده و ازدواج كردم. از آنجا كه مقداري ملك و املاك در ايران و امريكا دارم گاهي اوقات براي سركشي به ايران و امريكا سفر مي‌كردم. البته همسرم را نيز با خود مي‌بردم. اما در آخرين سفرم به ايران – سال 2005 – همسرم همراهم نيامد و براي آن‌كه تنها نباشد به خانه دخترش – در شهر «ملبورن» - رفت. اما چند روز بعد فهميدم دخترش پس از مشاجره‌اي شديد او را از خانه بيرون انداخته و همسرم نيز دچار افسردگي شديد و ناراحتي روحي شده است. چند هفته بعد هم پس از پايان كارهايم به استراليا برگشتم اما در كمال ناباوري متوجه شدم همسرم در تاريخ 2 ژوئن 2005 - 12 خرداد 84- فوت كرده و دخترانش اين موضوع را تا زمان بازگشتم از من مخفي كرده بودند. اما تعجبم وقتي بيشتر شد كه فهميدم طلا و جواهرات همسرم، همراه مقداري اسناد و مدارك و حدود 10 هزار دلار پول نقد مفقود شده است. از سوي ديگر پس از پيگيري علت مرگ همسرم بيشتر به موضوع مشكوك شدم چرا كه در جواز دفن علت مرگ سكته قلبي اعلام شده بود وقتي به ملاقات پزشك مربوطه رفتم مدعي شد امضا متعلق به وي نبوده و اصلاً بعد از مرگ، همسرم را معاينه نكرده است.بدين‌ترتيب به سراغ دختران ايراندخت رفتم اما آنها با من بشدت بدرفتاري كردند و مدعي شدند پول‌هاي همسرم را براي مخارج كفن و دفن و مراسم سوگواري خرج كرده‌اند و از اسناد و مدارك و جواهرات هم خبر ندارند. مرد ميانسال در ادامه اظهاراتش گفت: آقاي قاضي موضوع مهمتر اين بود كه گزارش امدادگران اورژانس كه پس از مرگ بر بالين همسرم حاضر شده بودند نشان مي‌دهد او يك ساعت قبل از حضور آنها جان باخته است. اما دختر خوانده‌ام مدعي است مادرش همزمان با رسيدن امدادگران اورژانس جان باخته است. حال با توجه به اين همه مسائل و ابهامات، خواستار پيگيري ماجرا در ايران هستم. چرا كه مطمئنم همسرم كشته شده و اموالش را سرقت كرده‌اند. بازپرس شاهنگيان پس از شنيدن اظهارات شاكي طي نامه‌اي از اداره امور حقوقي و روابط بين‌الملل وزارت امور خارجه خواست تا از طريق كنسولگري ايران در استراليا موضوع را پيگيري و نتايج تحقيقات قضايي، پليسي و پزشكي را اعلام كنند.


------------------------------


راننده شيطان صفت وسوسه شده بود

پوشش نامناسب دختر جوان، راننده آژانس را وسوسه کرده بود تا علاوه بر اخاذي قصد آزار و اذيت او را کند.
صبح روز بيست و يکم فروردين ماه سال جاري، دختر جواني با مراجعه به شعبه پنجم دادسراي جنايي تهران طي دادخواستي به بازپرس امجديان گفت: روز گذشته وقتي در حال رفتن به طرف يک آژانس مسافرتي در منطقه پونک بودم، يک دستگاه خودرو سواري GOL مقابلم توقف کرد و به من گفت شما را مي رسانم. من هم که من فکر مي کردم راننده آژانس است، سوار شدم. بعد راننده بلافاصله به آژانس زنگ زد و سرويس جديد را براي آنها اعلام کرد. اين موضوع و ديدن تعرفه آژانس در کنار داشبورد، خيالم را راحت کرد تا اينکه راننده تغيير مسير داد. وقتي علت آن را سؤال کردم، گفت مسير اتوبان ترافيک شديد دارد و راههاي بهتري را مي شناسد.
شاکي افزود: راننده پس از طي مسافتي در يکي از بزرگراههاي خلوت ناگهان توقف کرد و با تهديد و ضرب و شتم، خواسته هاي بي شرمانه اي از من کرد و قصد آزار و اذيت را داشت که مقاومت کردم و با التماس و گريه مانع او شدم. با اين حال، او مبلغ هفتصد هزار تومان نيز از من اخاذي کرد و همان جا پياده ام کرد و متواري شد.
با ارجاع پرونده به اداره 16 پليس آگاهي تهران بزرگ و انجام تحقيقات پليسي از شاکي درخصوص مشخصات متهم و ساير اطلاعاتي که مي توانست در شناسايي و دستگيري کمک نمايد، کارآگاهان با تحت نظر گرفتن محدوده هاي پونک و جنت آباد، اقدامهاي وسيعي را براي شناسايي متهم آغاز کردند تا اينکه در تاريخ 89/01/27 يک دستگاه خودرو GOL سفيدرنگ در خيابان اشرفي اصفهاني توسط تيم تحقيق پليس مشاهده و پس از توقيف، راننده 31 ساله آن به نام هومن، به پليس آگاهي منتقل شد.
متهم پس از مواجهه حضوري و شناسايي توسط شاکي، اعتراف کرد: من در يک آژانس ديگري کار مي کنم و در آن روز بعد از انجام سرويس، در مسير بازگشت به آژانس شاکي را ديدم که وضعيت پوششي نامناسبي داشت. به عنوان مسافر او را سوار کردم. در طول مسير با خودم کلنجار رفتم و در نهايت متأسفانه تسليم وسوسه هاي شيطاني شدم. اول مي خواستم فقط با وي دوست شوم، اما جدي بود و سر صحبت را باز نمي کرد.
در ادمه بررسيهاي کارآگاهان درخصوص سوابق اتهامي فرد دستگيرشده، يک فقره سابقه اتهامي مشارکت در آدم ربايي يک دختر به اتفاق چند نفر از دوستانش در سال 85 به دست آمد.
سرهنگ کارآگاه سعيد ليراوي، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي پايتخت، با اعلام اين خبر گفت: متهم تا اواخر سال 88 با يک دستگاه خودرو پرايد رنگ مسي در آژانس تاکسي تلفني مشغول به کار بود و فقط چند ماه است که خودرواش را به سواري GOL سفيد رنگ تبديل کرده است و با وجود اين و با توجه به يک فقره سابقه قبلي اش، ممکن است شاکيان ديگري نيز داشته باشد که از اين افراد دعوت مي شود براي پيگيري پرونده و شناسايي متهم به اداره 16 پليس آگاهي تهران بزرگ واقع در خيابان وحدت اسلامي مراجعه يا با شماره تلفن 51055574 تماس حاصل نمايند.
سرهنگ ليراوي درخصوص رعايت و دقت شهروندان در انتخاب خودروهاي دربستي و آژانس اضافه کرد: متأسفانه در برخي موارد شهروندان به دلايل متعدد از جمله عجله در رسيدن به مقصد و... در انتخاب و سوار شدن به خودروهاي مسافرکش دقت لازم را نداشته که بعضأ به نارضايتي شهروندان و حتي تشکيل پرونده هايي در مراجع قضايي و انتظامي منجر مي گردد.


----------------------------


زنم را کشتم چون به او شک داشتم

قرار مجرميت مردي که همسرش را با شيلنگ از پا در آورد صادر و لحظه شماري براي محاکمه وي در دادگاه کيفري استان فارس آغاز شد.
به گزارش ايسکانيوز، رسيدگي به اين پرونده از تابستان 1388 پس از آن آغاز شد که به پليس اداره آگاهي «نورآباد» استان فارس خبر رسيد زن 28 ساله اي به نام «سپيده» به طرز مرموزي در خانه اش جان سپرده است. سپس بازپرس کشيک به همراه پليس به ساختمان مورد نظر رفت و با ديدن پيکر کبود زن نگون بخت پيگير ماجرا شد.
شواهد از جنايت خانوادگي حکايت داشت و مرتضي - شوهر 33 ساله سپيده - که پس از مرگ زنش گريخته بود، تحت تعقيب قرار گرفت. فقط شش ساعت از اين ماجرا گذشته و پيکر «سپيده» با صدور دستور قضايي به پزشکي قانوني فرستاده شد بود که «مرتضي» دستگير شد.
وي وقتي فهميد هيچ شانسي براي گمراه کردن کارآگاهان ندارد، به ناچار لب به بيان حقيقت گشود: «به زنم شک داشتم و تصور مي کردم با مرد غريبه اي رابطه تلفني دارد. همين موضوع بشدت عذابم مي داد و يک لحظه آرام و قرار نداشتم.»«مرتضي» ادامه داد: اگرچه عاشق «سپيده» بودم، اما نمي توانستم با خيانت احتمالي اش کنار بيايم. بر سر همين موضوع بحثمان شد و با او درگير شدم. سپس در اوج خشم با شيلنگ به جانش افتادم و به قدري کتکش زدم که تسليم مرگ شد. وقتي مطمئن شدم زنم مرده، فرار کردم اما خيلي زود دستگير شدم.به دنبال بازسازي صحنه جنايت، ديروز قرار مجرميت جاني صادر و لحظه شماري براي محاکمه اش در دادگاه کيفري آغاز شد.


-------------------------------


فرار از سر سفره عقد

عبدالجبار راننده تاکسي در شهر جعفرآباد پاکستان سعي داشت دختر 13 ساله خود را به عقد يک مرد 60 ساله در آورد، در حالي که دخترش تمايلي به اين ازدواج نداشت. اين دختر بچه در زمان برگزاري مراسم عقد فرار کرد و به يک مرکز پليس رفت.به گزارش الرياض، در تحقيقات اوليه مشخص شد که پدر اين دختربچه 100 هزار روپيه برابر با 1100 دلار آمريکايي به مرد مسن بدهکار بوده است. زماني که مرد مسن از پدر اين دختر پولش را طلب کرده، او با مرد مسن توافق کرده که به جاي پرداخت پول، دخترش را به عقد او در آورد.


---------------------------------


SMSهای تازه‌داماد به دختر صاحبخانه

16 فروردین‌ماه سال جاری یک زن و شوهر به کانکس پلیس در جنوب پایتخت رفتند. مرد خشمگین گفت: من و همسرم بتازگی ازدواج کرده و خانه‌ای را اجاره کرده‌ایم. دیروز می‌خواستم آنتن ماهواره را نصب کنم که با درهای بسته پشت‌بام روبه‌رو شدم. زنگ صاحبخانه‌ام که در طبقه دوم زندگی می‌کند را به صدا درآوردم اما دختر صاحبخانه با لحن تندی جوابم را داد و گفت در پشت‌بام قفل است و نمی‌توانیم باز کنیم. بر سر این موضوع درگیر شدیم. آنها ناسزاگویی کردند و من و همسرم از خانه بیرون آمدیم. شب وقتی برگشتیم با درهای بسته روبه‌رو شدیم. دختر صاحبخانه پنجره‌ها را شکست و به من و همسرم ناسزا گفت. زن صاحبخانه نیز تهدید می‌کرد که از من شکایت می‌کند و آبرویم را می‌برد. من هم به دخترش SMS فرستادم که در را باز کند اما آنها مرتب من و همسرم را با چاقو تهدید به قتل می‌کردند. پس از شکایت این تازه‌داماد، مامور پلیس مقابل خانه آنها حاضر شد و با دخالت پلیس درگیری خاتمه یافت. اما این پایان ماجرا نبود چون صاحبخانه و مستاجر هر دو از یکدیگر شکایت کردند و پرونده در شعبه اول بازپرسی دادسرای بعثت تحت رسیدگی قرار گرفت.

2 دختر صاحبخانه به همراه مادرشان صبح دیروز در شعبه اول بازپرسي دادسرای بعثت حاضر شدند. دختر جوان به بازپرس کیانی گفت: آن شب مستاجرمان با لحن بسیار بدی از ما خواست تا در پشت‌بام را باز کنیم اما پدرم گفت که دیروقت است و اگر امکان دارد فردا آنتن ماهواره‌شان را نصب کنند. مرد جوان شروع به فحاشی کرد و لحظاتی بعد همراه پلیس به جلوی در خانه ما آمدند و برایم پیامک تهدیدآمیز فرستاد که چنانچه در پشت‌بام را باز نکنم آبرویم را در محل می‌برد. وی ادامه داد: دروغ می‌گوید که ما آنها را تهدید به قتل کردیم. وقتی حال پدرم بد شد، جیغ زدم و از مستاجرمان خواستم با اورژانس تماس بگیرد اما او مرتب تهدید می‌کرد. بنا به گزارش خبرنگار «وطن‌امروز»‌، بازپرس کیانی دستور تحقیق از شاهدان درگیری را صادر کرد تا زوایای پنهان پرونده آشکار شود.


----------------------------------------


طلاق از شوهر چت‌باز

زنی در حضور قاضی دادگاه خانواده مدعی شد شوهرش به چت با دیگران گرایش شدیدی پیدا کرده و این امر باعث شده از او طلاق بخواهد.زنی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواستی را به قاضی ارائه‌ کرد. این زن در حضور قاضی شعبه 254 این مجتمع مدعی شد که شوهرش ساعاتی از نیمه شب را با کامپیوتر خود کار می‌کند. وی ادامه داد: بعد از گذشت 3 ماه از ازدواج، متوجه شدم که شوهرم نیمه‌شب با کامپیوتر چت می‌کند و با افراد مختلف با کلمات رکیک و نامناسب صحبت می‌کند. مرد 29 ساله در دادگاه خانواده حضور داشت و گفت: من برای تفریح و به دلیل اینکه از سوی همسرم مورد بی‌توجهی و بی‌مهری واقع می‌شوم، تصمیم گرفتم با دیگران چت کنم. وی ادامه داد: همسرم 26 ساله است ولی تمایلی به داشتن فرزند ندارد. زن جوان مدعی شد: رفتار من وقتی با شوهرم سرد شد که متوجه شدم او با دیگران چت می‌کند اما به رویش نیاوردم. این زن با بیان اینکه ادعای شوهرش را درباره بی‌مهری قبول ندارد، گفت: قبل از این موضوع رفتارم با او گرم بود اما شوهرم باز هم به کار خود ادامه ‌داد. وی گفت: شوهرم بسیار بداخلاق است و مهربانی‌اش فقط در چت و اینترنت با دوستانش است و مهریه 250 سکه بهار آزادی را خواهان هستم. قاضی پرونده، رسیدگی بيشتر به این پرونده را به آینده موکول و همچنين مرد را محکوم به پرداخت مهریه کرد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: