کد خبر:۳۷۰۵
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۸
تعداد بازدید: 4358
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
350 هزار تومان براي يادگيري دزدي
سارق 42 ساله اي که با تلاش ماموران معاونت تجسس کلانتري 128 تهران نو دستگير شده، گفت: براي يادگيري سرقت لاستيک 350 هزار تومان پرداخت کرده ام.
سارق لاستيک خودرو اعتراف كرد: 350 هزار تومان براي يادگيري دزدي

سارق 42 ساله اي که با تلاش ماموران معاونت تجسس کلانتري 128 تهران نو دستگير شده، گفت: براي يادگيري سرقت لاستيک 350 هزار تومان پرداخت کرده ام.

به گزارش مهر، سرهنگ غلامرضا بينايي رئيس کلانتري 128 تهران نو در تشريح خبر گفت: به منظور اجراي طرح انضباط اجتماعي و پاکسازي نقاط آلوده و همچنين تعامل خوب و ارزنده مردم عزيز ‏مطلع شديم در محدوده کلانتري 128 تهران نو فردي بدون تخريب قفل صندوق عقب خودرو هاي (مدل پژو ) مبادرت به سرقت زاپاس و محتويات صندوق خودرو مي کند.

رئيس کلانتري 128 تهران نو ادامه داد: با توجه به شکايات مردمي و حساسيت موضوع ، اکيپ عملياتي تجسس کلانتري 128 تهران نو وارد عمل شد و با تحقيقات ويژه اي در اين رابطه يکدستگاه خودرو را شناسايي کردند.

سرهنگ غلامرضا بينايي گفت: با شناسايي مالک اين خودرو و احضار وي به کلانتري مشخص شد، مالک اصلي، خودرو را چند ماه پيش به فردي به نام" م " فروخته است.

بينايي تصريح کرد: با توجه به سرنخ ها و منابع اطلاعاتي متهم در خيابان نيروي هوايي شرق تهران شناسايي و در يک تعقيب وگريز دستگير شد.

اين مقام انتظامي با تاکيد بر اينکه متهم بعد از انتقال به کلانتري در تحقيقات اوليه به 180 فقره سرقت زاپاس خودرو پژو اعتراف کرده است، افزود: متهم معتاد بوده و براي خرج مواد مخدر خود 350 هزار تومان به فردي پرداخت کرده تا چگونگي سرقت از صندوق خودرو را به وي آموزش بدهد.

سرهنگ بينايي گفت: متهم علت و انگيزه خود را از سرقت زاپاس خودرو هاي نو فروش آسان آن عنوان کرده و گفته است آب کردن اين نوع لاستيکها براي او راحتر بود ضمن اينکه اين لاستيکها را با قيمت بيشتري نسبت به لاستيکهاي کار کرده مي فروخته است.

سرهنگ غلامرضا بينايي رييس کلانتري 128 تهران نو با توصيه به رانندگان در خصوص ايمني خودرو ها و نصب دزد گير با صدا و چشمک زن ، خاطرنشان کرد: متهم صرفا به خودروهايي در ساعت 10 الي 12 شب دستبرد مي زده است که دزدگير نداشته يا در حالت بي صدا بوده اند.


----------------------------


عروس شدن با شناسنامه سرقتي

پدري که با جعل عنوان مأمور يکي از سازمانهاي دولتي براي عروس کردن دخترش اقدام به سرقت شناسنامه از مادر و دختري کرده بود شناسايي و دستگير شد.

به گزارش ايسنا، سرهنگ کريمي- رئيس پليس آگاهي استان گيلان- در توضيح اين پرونده، گفت: خانمي به پليس آگاهي مراجعه کرد و گفت چند وقت پيش فردي ناشناس به درب منزل وي مراجعه و خود را نماينده يکي از سازمانهاي دولتي معرفي و به بهانه کمک سازمان به آنها شناسنامه من و دخترم را اخذ و بلافاصله متواري شد.
کارآگاهان در پي تحقيقات و بررسيهاي علمي و استعلام از اداره ثبت احوال و با استفاده از اطلاعات مردمي، متهمه به نام «ف- ب» شناسايي و دستگير و براي تحقيقات بيشتر به پليس آگاهي انتقال داده شد.
در بازجوييها متهمه صراحتاً به بزه خود به همدستي پدرش معترف شد و گفت 15 سال دارم و فاقد شناسنامه هستم و به خاطر اينکه قصد ازدواج داشتم، پدرم با تغيير هويت خود به درب خانه شاکي رفته و با جعل عنوان و پس از سرقت شناسنامه ها با تغيير مشخصات آن جهت عقد به يکي از دفاتر عقد و ازدواج شهرستان رودبار رفته که محضردار متوجه جعلي بودن شناسنامه شده و ما اقدام به فرار کرديم و همچنين شناسنامه توسط نامزدم به اداره ثبت احوال تحويل داده شد.
در ادامه با اطلاعات متهمه پدرش به هويت (الف-ب) دستگير و او نيز به بزه خود معترف شد و متهمين به همراه پرونده به دادسرا معرفي و با قرار مناسب روانه زندان شدند.


------------------------


داستان سرايي قاتل نازنين کوچولو در دادگاه

يک مرد شيطان صفت که به جرم شکنجه و کشتن خواهرزاده خردسال زنش بازداشت شده است در دادگاه کيفري استان فارس پاي ميز محاکمه ايستاد و به جنايت تکان دهنده خود اعتراف کرد. به گزارش ايسکانيوز عصر 25 بهمن امسال پيامي از بلندگوي يک مسجد در ني ريز استان فارس پخش شد که از گم شدن اسرار آميز دختر 9 ساله‌اي به نام «مطهره» معروف به «نازنين» حکايت داشت.سپس تلاش مردم براي پيدا کردن دخترک آغاز شد اما با گذشت چند ساعت جست و جو هيچ نشانه اي از او به دست نيامد.يکي از همسايگان مي‌گفت: «شايد نازنين به يکي از باغ‌هاي اطراف محل رفته و خداي ناکرده بلايي بر سرش آمده است !»

يکي ديگر اظهار داشت: «مي گويند برخي افغاني‌ ها، بچه‌ها را مي‌دزدند و کليه آن ها را درمي‌آورند ؛ خدا کند اين بلا بر سر نازنين نيامده باشد.»

مادر «نازنين» اما خوب مي‌دانست که قرار بود فرزندش به خانه خاله اش برود و نبايد در طول مسير با هيچ غريبه اي همسفر شود.

پدر و مادر «نازنين» که حسابي نااميد شده بودند8:30 بامداد 26 بهمن 88 به اداره آگاهي رفتند و شکايتي ارائه دادند.آنان گفتند: ديروز دختر 9 ساله ما براي ديدن خاله اش از خانه بيرون رفت اما ديگربرنگشت.ما با دلشوره، هر جايي را که به فکرمان مي رسيد گشتيم و حتي از طريق بلندگو مسجد از مردم کمک خواستيم اما هيچ خبري از «نازنين» نيست.به حتم بلايي بر سر جگرگوشه ما آمده است.

تجسس پليس براي افشاي سرگذشت دختربچه آغاز شده بود که مشخص شد شوهر خاله «نازنين» مردي بدنام است.بنابراين «قاسم - خ» دستگير شد و تحت بازجويي قرار گرفت.

وي که خود را بي گناه مي خواند وقتي در بن بست اطلاعاتي قرار گرفت به ناچار قفل سکوتش را شکست و از راز تکان دهنده اي پرده برداشت.

شوهر خاله نازنين کوچولو به کشتن دختر بي گناه و دزديدن 3 حلقه النگويش اعتراف کرد و دوست خود به نام «مسلم» را شريک جرمش خواند و گفت: «جنازه را با دست و پاي بسته در گوشه اي از بيابان دفن کرديم.»

با برملا شدن اين راز تلخ، پيکر متعفن دختربچه از زير خروارها خاک به بيرون کشيده و به دستور بازپرس کشيک به پزشکي قانوني سپرده شد.گزارش ايسکانيوز مي افزايد، افشاي اسرار اين ماجرا، خاکستر غم بر دل اعضاي خانواده داغدار، بستگان و آشنايان آنان پاشيد و مرد شيطان صفت با صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.

با توجه به عمق جنايت، تحقيق مقدماتي درباره اين پرونده در کم ترين زمان ممکن تکميل و کيفرخواست در دادسراي ني ريز صادر شد.بدين ترتيب پرونده به شعبه چهارم دادگاه کيفري استان فارس فرستاده و روز پنجشنبه «قاسم» خارج از نوبت (در وقت فوق العاده) محاکمه شد.

در اين نشست که به رياست قاضي «مقيمي» برگزار شد ابتدا نماينده دادستان، کيفرخواست را خواند.سپس پدر و مادر داغدار، حکم اشد مجازات خواستند و نوبت دفاع به «قاسم» رسيد.

وي اما ادعا کرد بي گناه است و تحت فشار به جنايت اعتراف کرده بود: «عصر آن روز، مادر زنم حلواي نذري پخته بود و چند خانواده، دور ديگ بودند.دو، سه ساعت بعد که هوا تاريک شده بود خواهر زنم به ما تلفن زد و سراغ نازنين را گرفت.وقتي فهميديم دختربچه شيرين زبان گم شده، جست و جوي ما آغاز شد اما نتيجه اي نداشت.»

«قاسم» ادامه داد: همان شب دوستم «مسلم» را ديدم که آشفته بود. علت را پرسيدم که گفت «نازنين» را کشته و جنازه اش را در اطراف کوچه باغ دفن کرده است.مي گفت پشيمان است و عذاب وجدان دارد.فرداي آن شب ماموران مرا بدون دليل دستگير کردند و مجبور شدم به جنايتي که مرتکب نشده بودم اعتراف کنم.

*قاضي: تو اما در چند مرحله به قتل اعتراف کرده اي.

*قاسم: من از ترس «مسلم» اعتراف کرده بودم.

*قاضي: النگوهاي «نازنين» در خانه تو پيدا شده است.در اين باره چه مي گويي؟

*قاسم: «مسلم» آن ها را مخفي کرده بود.

*قاضي: تو ماموران را به محل دفن جسد بردي، درست است؟

*قاسم: بله، «مسلم» آن جا را نشانم داده بود.

45 دقيقه از آغاز محاکمه گذشته بود که «قاسم» همچنان جنايت تکان دهنده را انکار مي کرد. عرق سرد روي پيشاني اين مرد نشسته بود و زانوهايش مي لرزيد.«قاسم» ديگر نتوانست به داستان سرايي و دروغ گويي ادامه بدهد و با ديدن اقرارنامه پيشين خود به ناچار لب به بيان حقيقت گشود.

وي گفت: بعد از تقسيم حلوا ؛ مادر «نازنين» خانه مادر زنم را ترک کرد اما دخترش همان جا ماند. ساعتي بعد «نازنين» هم از خانه بيرون رفت و من هم به دنبالش رفتم. همان موقع «مسلم» را ديدم و با «نازنين» سوار موتور دوستم شدم. هر 3 به سمت کوچه باغ رفتيم و من در فرصت مناسب «نازنين» را با روسري اش خفه کردم. بعد دست و پايش را بستم و جسد را درون چاله اي انداختم.

*قاضي: با کدام دست «نازنين» را خفه کردي؟

*مجرم: با هر 2 دستم گردن او را گرفتم.

* قاضي: پيش از اين گفته بودي «نازنين» را کشتي چون تو را مي شناخت، درست است؟

*مجرم: بله.براي اين که مطمئن شوم دختربچه مرده، سيگاري روشن کردم و روي دستش گذاشتم.«نازنين» هيچ واکنشي نشان نداد.پيش از فرار، النگوهاي «نازنين» را از دستش بيرون آوردم و روز بعد براي سرکشي به سراغ جنازه رفتم.

ادامه اين نشست با صلاحديد هيئت قضايي، غير علني شد.قرار است حکم پرونده «قاسم» درباره آدم ربايي، شکنجه شيطاني، آدمکشي، پنهان کردن جنازه و دستبرد، در فرصت مناسب صادر شود.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: