کد خبر:۳۶۶۲
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۹
تعداد بازدید: 1448
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
«خليج فارس» از دهانتان بزرگتر نيست!
مترجم عرب سرمربي الاهلي امارات در كرمان، در كنفرانس مطبوعاتي قبل از بازي ديروز اين تيم با مس‌كرمان، بارها و بارها «خليج‌فارس» را «خليج ‌ع ر ب ي» صدا زد و البته كك هيچ‌كس هم نگزيد؛...
1)كم‌كم «فاجعه» دارد خوراكمان مي‌شود، مثل يك عادت روزانه كه حضورش نمي‌تواند زياد غافلگير كننده باشد، مثل زلزله براي ژاپني‌ها كه در تيراژ و ريشتر بالا، مدام كشورشان را مي‌تكاند، اما خون هم از دماغ يكي‌شان پايين نمي‌آيد! شايد حالا كه زورمان نمي‌رسد جلوي مصيبت بايستيم، بهتر باشد ما هم خودمان را با آن وفق بدهيم تا لااقل زياد عذاب نكشيم. نه؟!

2) خبر، بيشتر از آنچه «بد» باشد «تكراري» است. حالا ديگر وقتي مي‌شنويم يك اجنبي داخل همين خاك كشور خودمان دهانش را باز مي‌كند، اسم تاريخي‌تر‌ين مظهر تمدن ايران زمين را تحريف مي‌كند و «خليج‌فارس» را خليج كينه و كدورت صدا مي‌زند، بيشتر از هر چيز ديگري به اين فكر فرو مي‌رويم كه اين لكه ننگ، دارد از فرط تكرار، كل دامن را مي‌پوشاند!

3) مترجم عرب سرمربي الاهلي امارات، در كنفرانس مطبوعاتي قبل از بازي ديروز اين تيم با مس‌كرمان، بارها و بارها «خليج‌فارس» را «خليج‌ع ر ب ي» صدا زد و البته كك هيچ‌كس هم نگزيد؛ از مسوولان جلسه مورد نظر كه به نظرشان هيچ اتفاق عجيبي در حال رخ دادن نبود، تا خبرنگاران حاضر در نشست كه بيشتر از اعتراض و اعتصاب يا ترك سالن، به فكر مخابره داستان اين گستاخي به دفاتر رسانه‌هايشان بودند تا دستخوش بگيرند! نه، هر چه باشد، ظاهرا اين پيشاني نوشت ماست كه هر چند وقت يك بار چنين تجربه تلخي را بيازماييم. مگر همين چند روز پيش نبود كه سرميهماندار يوناني يكي از پرواز‌هاي داخلي، با تمرين اسم خليج‌فارس،‌ براي مسافران ايراني خط و نشان كشيد؟ راستي چه اتفاقي برايش افتاد؟ اين بار ترتيب يك مجازات درست و حسابي را دادند يا كار در حد همان محكوم كردن‌هاي هميشگي و كليشه‌اي باقي ماند؟ شايد حتي همين اعلام موضع را هم اين مرتبه دريغ كرده‌اند! امروز هم، آنچه در فيروزه كوير رخ داده، تكرار يك اتفاق در حال عادي شدن است؛ عادتي به رنگ تحمل تحقير و تحريف تاريخ و البته با چاشني بي‌تفاوتي و ساده‌انگاري.

4) وقايع ديروز رخ داده در كرمان، يك مرتبه ديگر نشان مي‌دهد فوتبال تا چه اندازه مي‌تواند به عنوان يك «ويترين» مهم وقايع اجتماعي عمل كند. ديروز تنها اندكي پس از گستاخي مترجم خطاكار در كرمان، خبر اين ضايعه به سرعت در محافل خبري منتشر شد تا دردي ديگر بر رنج‌هاي پرشمار اين روزهاي ايرانيان افزوده شود. متاسفيم از اينكه دامنه گستاخي باديه‌نشين‌ها، امروز تا آنجا پيش رفته است كه حالا در خاك خودمان دست به تحريف واقعيت‌ها مي‌زنند و چنين آشكار به ارزش‌ها هجوم مي‌آورند. آنچه امروز در جريان است، دوست داشته باشيم يا نه، محصول مستقيم و نتيجه بلافصل كرنش‌هاي بي‌دليلي است كه طي اين سال‌ها مقابل اين قبيل زياده‌خواهي‌ها به خرج داده‌ايم. اگر پيش از اين، همه شيطنت‌هاي اعراب در خارج از مرزهاي كشورمان محصور بود و فوق فوقش در برگزاري تورنمنت از پايه دروغ كشورهاي خليج به اصطلاح ع ر ب ي خلاصه مي‌شد، امروز به وضوح مي‌توانيم رگه‌هايي از اين توهم تاريخي و جغرافيايي را حتي در كشور خودمان شاهد باشيم. آيا غير از اين است كه سكوت ديروز ما در قبال آن تورنمنت كذايي و امثال آن، عامل به وجود آمدن شرايط كنوني شده است؟ اگر امروز هم «بي‌خيال»‌ بمانيم، فردا «فاجعه» با چه شدتي تكرار مي‌شود؟

5) نه، خليج «فارس» دوست داشتني ما، هيچ كجايش شبيه جاهليت خون و عدوت شماها نبود. پيشينيان ما اينجا، از دل خاك «گل» برمي‌آوردند و بر لوح سنگي، حديث تاريخ و تمدن مي‌‌نگاشتند. لقمه به نام زدن سند خليجي كه تمام قد شناسنامه شكوه يك ملت چندهزار ساله است، خيلي از دهان مبارك شما بزرگ‌تر است. نويسنده : رسول بهروش
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: