کد خبر:۳۶۱۰
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۶
تعداد بازدید: 3737
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مرد رمال می‌خواست زوج جوان طلاق گیرند و خودش داماد شود
این رمال داماد خانواده را نیز هیپنوتیزم کرده بود و سعی داشت با جدایی این زوج جوان؛ خود پای سفره عقد بنشیند.وقتی مرد جوان کارت ویزیت...
حمله روح ناشناس به عروس بیمار

مردی می‌گوید یک دعانوس با هیپنوتیزم دخترش، کالبد وی را به تسخیر روح ناشناسی درآورده و میلیون‌ها تومان به جیب زده است.
این رمال داماد خانواده را نیز هیپنوتیزم کرده بود و سعی داشت با جدایی این زوج جوان؛ خود پای سفره عقد بنشیند.وقتی مرد جوان کارت ویزیت حجامت را در دست یکی از دوستانش دید خود را برای درمان سنتی به آنجا رساند. مراحل درمان سنتی مرحله به مرحله در حال اجرا بود که مرد جوان به تسخیر ادعاهای رمال 44 ساله درآمد.این مرد گفت: نیروی ماورای طبیعی دارد و می‌تواند بیماری‌ها را با هیپنوتیزم درمان کند.رمال 44 ساله که به مرد جوان نفوذ کرده بود با ادعاهای واهی توانست مجوز دیدارهای بعدی را بگیرد. مشتری جوان که خام حرف‌های دعانویس شده بود همسرش را نیز برای درمان بیماری‌اش به خانه وی برد. راز کلاهبرداری‌های این مرد دعانویس زمانی فاش شد که پدر عروس ادعاهای عجیبی را پیش بازپرس موسوی از شعبه 5 دادسرای هاشمی مطرح کرد.این مرد با ناراحتی به بازپرس پرونده گفت: وقتی دامادم از مرد رمالی شنید که می‌تواند بیماران را شفا دهد همسرش را نزد وی برد تا بیماری لاعلاج دخترم درمان شود. داماد و دخترم تسخیر ادعاهای وی شده بودند و این مرد با هیپنوتیزم و رفتارهای مرموز نقشه کلاهبرداری‌هایش را به اجرا درآورد. این دعانویس که محمدرضا نام دارد با گرفتن میلیون‌ها تومان روح ناشناسی را به کالبد دخترم فرستاد تا بیماری‌اش درمان شود اما حال روحی و جسمی وی بدتر شد و حرکاتش غیرعادی به نظر می‌رسید و صداهای ناهنجاری داشت گویی کسی در روح و جسم دخترم نفوذ کرده، وی دیگر خودش نبود صدایش دورگه شده بود و همه را به وحشت می‌انداخت. چندین بار به گفته مرد رمال گوسفند قربانی کردیم و گوشتش را در آدرسی که داده بود رها کردیم اما هر روز اوضاع بدتر می‌شد. دعاهای مختلف نوشته می‌شد و آنها را در جاهای مختلف خانه چال می‌کردیم. زندگی بدی داشتیم دخترم همانند بیماران روانی رفتار می‌کرد و باید برای هر تجویز مرد دعانویس پول‌های میلیونی‌ به حسابش واریز می‌کردیم. روح مردگان‌مان را احضار می‌کرد و از آنان می‌خواست روحی که جسم دخترم را تسخیر کرده بیرون بکشند اما هیچ تاثیری در رفتارهای عجیب دخترم نداشت. تا اینکه شنیدم این رمال دامادم را نیز هیپنوتیزم کرده تا سند جدایی خود و دخترم را امضا کند. نمی‌دانستم چه باید بکنم زندگی‌شان را از هم‌ پاشیده می‌دیدم شنیده بودم مرد رمال هر دو را با دارو و دعا اغفال کرده و با گرفتن امضای جدایی از دامادم تصمیم دارد با دخترم ازدواج کند. وی افزود: وقتی از آشنایان شنیدم که زنی در زنجان می‌تواند به کالبد دخترم نفوذ کند و روح ناشناس را تسخیر کند به زنجان رفتیم. دخترم که تسخیر روح پلیدی شده بود با تلاش زن رمال 3 روز بعد خوب شد. هنگام بازگشت سراغ مرد رمال رفتم ولی وي هیچ اثری از خود بر جای نگذاشته و پا به فرار گذاشته بود. با توجه به احتمال فرار مرد رمال به خارج از ایران بویژه ترکیه، بازپرس موسوی دستور ممنوع الخروجی وی را داد تا با دستگیری محمدرضا، پرده از کلاهبرداری‌های سیاه وی برداشته شود.

----------------------------------

توسط ديوان عالي کشور ؛ حکم اعدام جوان شيطان صفت تأييد شد

حکم اعدام يک جوان شيطان صفت به جرم آزار و اذيت خواهرش توسط ديوان عالي کشور مورد تأييد قرار گرفت.

چندي قبل در پي شکايت دختر 15 ساله اي مبني بر اينکه برادرش وي را مورد آزار و اذيت قرار داده است، پرونده اي تشکيل و متهم که جواني 23 ساله است، دستگير شد.بر پايه اين خبر، متهم در دادگاه کيفري در چند جلسه رسيدگي به اين پرونده به جرم خود اعتراف کرد و سرانجام با استناد به قانون مجازات اسلامي به جرم زنا با محارم به اعدام محکوم شد.گزارش خبرنگار ما حاکي است، به دنبال اعتراض متهم، پرونده براي اعلام نظر به شعبه 41 ديوان عالي کشور ارسال شد و قضات ديوان عالي کشور نيز پس از بررسي مجدد پرونده، رأي دادگاه بدوي را مورد تأييد قرار دادند.گفتني است، پس از تأييد حکم، پرونده براي اجرا به اجراي احکام دادگستري ارسال شد.


---------------------------------


از خواستگاري تا جنايت

خواستگار دختر جوان كه بارها براي ازدواج جواب رد شنيده بود، در جريان مشاجره لفظي مرتكب قتل شد. به گزارش خبرنگار ما، يكشنبه هفته گذشته كارآگاهان پليس آگاهي شيراز از كشف جسد دختر جواني در يكي از خيابان‌هاي جنوب شهر شيراز باخبر شدند. بلافاصله نيز تيمي از مأموران راهي محل شده و با پيكر غرق در خون دختر جوان كه با كارد از پا درآمده بود، روبه‌رو شدند.پس از شناسايي هويت زهرا ـ 27 ساله ـ كارآگاهان براي كشف جنايت به تحقيق از خانواده‌اش پرداختند.آنها در بررسي‌ها دريافتند قرباني جنايت خواستگار سمجي به نام «امير» داشته كه بارها از خانواده دختر مورد علاقه‌اش جواب رد شنيده بود.با كشف اين سرنخ، در حالي دستگيري «امير» در دستور كار پليس قرار گرفت كه بررسي‌ها نشان مي‌داد متهم به محلي نامشخص گريخته است.با اين حال پس از چند روز، متهم با مراجعه به مأموران، خود را تسليم كرد.وي در بازجويي‌ها گفت: علاقه زيادي به «زهرا» داشتم، به همين خاطر چند بار به خواستگاري‌اش رفتم، اما فقط جواب رد شنيدم. بنابراين روز حادثه در حالي كه سعي داشتم نظرش را براي ازدواج جلب كنم، ناگهان بين ما درگيري لفظي رخ داد و در يك لحظه كنترلم را از دست داده و با كاردي كه همراهم بود، ضربه‌اي زدم، اما خيلي زود پشيمان شده و سعي كردم او را به بيمارستان برسانم كه در ميان راه فوت كرد، سپس از ترس جسد را كنار خيابان رها كرده و گريختم.متهم پس از اعتراف به جنايت با قرار قانوني روانه زندان شد.

----------------------------------


مادر و دختر، بچه محل را به میهمانی مرگ دعوت کرده بودند

راز 3 ساله یک جنایت در دل «شهلا»

ظهر روز سوم مهرماه سال 85، رهگذران در خیابان 216 غربی در تهرانپارس به خودروی پیکان رها شده‌ای برخوردند که بوی تعفن از داخل آن انتشار می‌یافت.
وقتی ماموران کلانتری 126 تهرانپارس خود را به پیکان رها شده رساندند، در بازرسی از آن به صحنه وحشتناکی برخوردند، جسدی در حالی که دست و پایش با طناب بسته شده بود داخل خودرو دیده می‌شد.
با مخابره خبر پیدا شدن این جسد، بازپرس شهریاری از شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران پای در صحنه جنایت گذاشت و دستور بررسی مشخصات خودرو را صادر کرد تا سرنخی از قربانی ناشناس به دست آید. در بررسی‌های میدانی مشخص شد که عاملان قتل، مرد جوان را در خانه‌ای قربانی توطئه‌ خود کرده و سپس با جاسازی جسد در خودروی پیکان، به محل رها شدن انتقال داده‌اند.وقتی تجسس‌های ویژه پلیس نشان داد که خودرو متعلق به جوان 23 ساله‌ای به نام «هادی» است و وی کسی جز صاحب همان جسد نیست، تیم تحقیق پی برد هادی تاکنون ازدواجی نکرده است و آخرین بار برای مسافرکشی خانه‌شان در بلوار پروین را ترک کرده و دیگر باز نگشته است.این شاخه تحقیقی مشخص کرد بیش از 5 روز قبل هادی ناپدید شده بود و خانواده‌اش باوجود جست‌وجوی گسترده هیچ ردپایی از وی به دست نیاورده‌اند.بازپرس شهریاری دستور داد تا تیمی از ماموران اداره 10 پلیس آگاهی پایتخت به بررسی روابط‌ دوستانه و پنهان هادی بپردازد و از سوی دیگر متخصصان پزشکی قانونی ماموریت یافتند تا علت مرگ را روشن سازند.همزمان با تحقیقات پلیس از آشنایان و دوستان قربانی، در نظریه‌ای علمی مشخص شد که هادی به خاطر فشار بر عناصر حیاتی‌ گردن به قتل رسیده است و همین کافی بود تا بازپرس و پلیس جنایی با حساسیت بیشتری به ردیابی‌های ویژه بپردازند.کارآگاهان دوستان و بچه محل‌های هادی را یکی پس از دیگری تحت بازجویی قرار می‌دادند و در این میان تعدادی دختر که با قربانی رابطه دوستی نیز داشته‌اند مد نظر قرار داده شدند اما تا 3 سال بعد هیچ مسیری برای باز شدن گره کور پرونده در دست نبود تا اینکه دختر 24 ساله‌ای به نام«شهلا» به خاطر آشنایی و دوستی با هادی در برابر بازپرس شهریاری ایستاد و در حالی که هیچ سرنخی از دخالت وی در مرگ مرموز قربانی نبود، اعتراف عجیبی کرد.
زندگی با جسد هادی
شهلا در همان روز نخست ابتدا ادعا کرد هیچ آشنایی‌ای با هادی ندارد و وقتی دید حرف‌هایش غیرمنطقی است خیلی آسوده گفت: من و هادی بچه محل هستیم، وقتی پیشنهاد دوستی داد پذیرفتم. کراک مصرف می‌کردیم تا اینکه روز حادثه به خانه‌مان آمد، مادرم در طبقه دوم خوابیده بود، ناگهان حالش به هم خورد، احساس کردم خوابیده است اما دیگر نفس نمی‌کشید، ترسیده بودم، نمی‌دانستم چه کنم؟! 2 روز جسد هادی در خانه‌مان بود، مادرم نیز کاری نمی‌توانست انجام دهد تا اینکه به یاد 2 تن از دوستان قدیمی‌ام به نام «اسدالله» و«اصغر» افتادم و از آنان خواستم کمکم کنند.دست و پای جسد را بستیم و آن را در خودرویش گذاشتیم و بعد از چند خیابان پیکان را رها کرده و گریختیم.
مجرم قطع نخاعی
بازپرس شهریاری که شنید شهلا همدستانی نیز دارد دستور داد تا 2 همدست و مادر این دختر بازداشت شوند.با پیگیری‌های پلیسی هیچ ردپایی از مادر شهلا به دست نیامد و کارآگاهان پی بردند یکی از مردان بعد از مرگ هادی در جریان تصادفی قطع نخاع کامل شده است و قادر به انجام کاری نیست.بدین ترتیب، ابتدا همدست دیگر شهلا بازداشت شد و در بازجویی‌ها ادعا کرد هیچ اطلاعی از علت مرگ هادی نداشته و تنها در انتقال جسد دختر جوان را همراهی کرده است.در حالی که اعترافات دختر و پسر پر ابهام بود و مطابقتی با نظریه پزشکی قانونی نداشت، مادر شهلا، تحت تعقیب قرار گرفت تا اینکه روز 11 بهمن‌ماه سال‌جاری کارآگاهان جنایی وی را به دام انداختند.
پاپوش یک دکتر
این زن صبح دیروز، سه‌شنبه 13 بهمن‌ماه، پیش روی بازپرس شهریاری ایستاد و گفت: من در خانه‌های مردم کار می‌کنم و از 9 سال پیش وقتی همسرم فوت کرد با کار کردن پسرم در شهرستان دیگری، من و شهلا تنها زندگی می‌کردیم.وی افزود: هادی از 2 هفته پیش از حادثه با دخترم آشنا شده بود و اعتیاد داشت، از سوی دیگر یک دکتر که خود را از ماموران مخفی معرفی می‌کرد خواستگار دخترم شد و تهدید کرد اگر همسر موقت وی نشود پاپوش درست خواهد کرد و همین اتفاق نیز افتاد، من و دخترم هیچ قتلی انجام نداده‌ایم و هادی خودش مرده است، ترسیدیم و جسدش را از خانه خارج کردیم...
مادر شهلا افزود:«خیلی از دست دخترم ناراحت هستم و اگر آزاد شود او را به خانه راه نمی‌دهم، دوست دارم اعدام شوم و برای همیشه راحت باشم». بنا به گزارش خبرنگار جنایی «وطن‌امروز»؛ بازپرس شهریاری با توجه به اینکه شهلا و همدستانش اصرار دارند هادی را نکشته‌اند دستور داده تا مادر و دختر و جوان آشنا تحت بازجویی‌های تخصصی قرار گرفته و جزئیات قتل را فاش کنند.


-------------------------------------


دست نوازش يوزپلنگ بر سر بچه آهو!

يک عکاس دنياي وحش لحظه‌اي را جاودانه کرده که در آن سه يوزپلنگ به جاي خوردن بچه آهو با آن بازي کرده و دست نوازش خود را بر سر حيوان کوچک کشيدند.به گزارش خبرگزاري مهر، زماني که آهوي کوچک سه يوزپلنگ جوان را ملاقات کرد به نظر مي‌رسيد که سرنوشت تلخي در انتظارش است، اما در کمال شگفتي، حيوانات وحشي نه تنها آهوي کوچک را به عنوان ناهار نخوردند بلکه دست نوازش خود را بر سرش کشيده و اجازه دادند برود.ميشل دنيس هاو که در طول سفر خود به کنيا شاهد اين صحنه غيرعادي در طبيعت بود اين فرصت را پيدا کرد که آن را براي هميشه جاودانه کند.اين عکاس توضيح داد: سه يوزپلنگ برادر هستند و از زماني که مادرشان آنها را در سن 18 ماهگي ترک کرده با هم زندگي مي‌کنند. آنها بسيار سريع مي‌دوند و بيشتر اوقات باهم بازي مي‌کنند.


----------------------------

مرگ زوج عاشق خبرساز شد


زوج سالخورده عاشق به فاصله كمتر از 24 ساعت با زندگي وداع كردند.«باب باكلي»، رئيس پليس منطقه «فارمرويل» ايالت «لس آنجلس» امريكا گفت: آنها به دليل عشق زياد به فاصله كمتر از 24 ساعت از هم جان سپردند. به گفته وي اين واقعاً طبيعي است كه زوجي كه 75 سال با هم زندگي كرده‌اند و از خانواده‌هاي موفق امريكا محسوب مي‌شوند، نتوانند مرگ شريك زندگي‌شان را تحمل كنند. «جي . اي . آگر» مرد 98 ساله روز يكشنبه هفته جاري فوت كرد و كمتر از 24 ساعت بعد، همسرش «رلدا آگر» 90 ساله نيز درگذشت. زوج عاشق با هم به خاك سپرده شدند.

---------------------------

شيوه عجيب نگهداري از فرزند


مرد چيني براي پيشگيري از سرنوشتي كه براي دختر چهارساله‌اش رقم خورده، قبل از رفتن به محل كارش پسر خردسالش را با زنجير به درخت مي‌بندد.به گزارش خبرگزاري شينهوا، «چن چو آن ليو» ـ 44 ساله ـ اهل منطقه فنگ‌شان، با بيان اينكه به هيچ عنوان حاضر نيست پسرش را به بهزيستي بسپارد، به خبرنگاران گفت: همسرم از لحاظ روحي، رواني دچار مشكل است و نمي‌تواند از فرزندانمان نگهداري كند، به طوري كه چند ماه قبل آدم‌ربايان، دختر چهارساله‌ام را ربودند كه از سرنوشتش هيچ خبري نيست. من هم توانايي نگهداري از فرزندانم را ندارم، چون بايد براي تأمين هزينه‌هاي زندگي همسر و دو پسر 3 و 7 ساله‌ام با موتوسيكلت كار كنم.وي در ادامه گفت: اهالي محل و همسايه‌ها چندين بار به من پيشنهاد دادند سرپرستي فرزندانمان را بپذيرند كه مخالفت كردم.با اين حال مردمي كه از وضعيت زندگي ما باخبر هستند، هر از گاهي با پرداخت پول، لباس و غذا كمكمان مي‌كنند.


---------------------------

مرد جنايتكار، شيشه عمر دخترك را شكست

مرد معتاد كه هنگام مصرف مواد مخدر كودك شيرخواره زن مورد علاقه‌اش را به قتل رسانده بود، با رديابي‌هاي پليس دستگير شد.
دو هفته قبل زن جواني كه كودك شيرخواره‌اي در آغوش داشت، به يكي از بيمارستان‌هاي كرمانشاه رفت و مدعي شد فرزندش در حال بازي، از پله‌ها سقوط كرده و بيهوش شده است.پزشكان نيز پس از معاينات دختر 17 ماهه، مرگش را تأييد كردند اما وقتي در بررسي پيكر دختر كوچولو، آثار كبودي، سوختگي با جسم داغ و زخم‌هاي عميق مشاهده شد، موضوع به مأموران پليس اطلاع داده شد. بلافاصله نيز مادر كودك براي تحقيق و بازجويي به اداره مبارزه با جرايم جنايي پليس كرمانشاه منتقل شد.زن معتاد كه ابتدا با تناقض‌گويي سعي در مخفي كردن حقيقت داشت، پس از چند روز بازداشت، سرانجام لب به اعتراف گشود و راز جنايت تلخ را فاش كرد.متهم در تشريح ماجرا گفت: چند ماه قبل همسرم به اتهام سرقت و زورگيري دستگير شد و به زندان افتاد. در نبود شوهرم، با مردي به نام فريدون- 23 ساله- آشنا شدم اما او از بچه‌ام خوشش نمي‌آمد و او را مزاحم زندگي‌مان مي‌دانست. مي‌گفت اگر اين بچه نباشد، مي‌توانيم با هم ازدواج كنيم و... روز حادثه من و فريدون سرگرم مصرف ماده مخدر شيشه بوديم كه ياسمن گريه كرد. فريدون كه عصباني بود، بشدت او را كتك زد و بعد هم محكم به ديوار كوبيد كه بچه از هوش رفت. با وخامت حال دخترم، او را به بيمارستان رساندم اما افسوس كه فايده‌اي نداشت! سرهنگ اسفنديار اميدي- رئيس پليس آگاهي استان كرمانشاه- با اعلام اين خبر گفت: كارشناسان پزشكي قانوني علت مرگ كودك را ضربه مغزي و خونريزي شديد اعلام كردند و بدين ترتيب پس از بازداشت مادر مقتول، تحقيقات براي دستگيري فريدون آغاز شد كه چند روز بعد او نيز دستگير شد و در بازجويي‌ها به قتل اعتراف كرد.


هشدار پليس


سرهنگ اميدي با اشاره به اعتياد شديد زن و مرد جوان به ماده مخدر شيشه، گفت: متأسفانه افراد معتاد بخصوص مصرف كنندگان شيشه، بشدت دچار مشكلات روحي و رواني شديد و توهمات ذهني مي‌شوند كه زمينه ارتكاب هر جرم و جنايتي را فراهم مي‌كند. افراد معتاد فقط به فكر تهيه و مصرف مواد هستند .در اين پرونده نيز متأسفانه يك زن تحت تأثير مصرف ماده مخدر شيشه، عاطفه و احساس مادرانه را زير پا گذاشته و با همدستي يك مرد معتاد، شاهد قرباني شدن فرزندش بوده است. به گفته وي، طبق آمار و براساس گزارش‌هاي پليس، نقش ماده مخدر شيشه در جنايت‌هاي اخير كشور پررنگ شده است كه نيازمند توجه جدي مسئولان و دست‌اندركاران مربوطه در حوزه‌هاي پيشگيري، اطلاع‌رساني و درمان است.


------------------------------


فروش مدارک دانشگاهی 15تا30 میلیون تومان

پرونده يك و نیم ميليارد توماني بزرگ‌ترين شبكه جعل مدارك دانشگاهي در عمليات سایه به سایه يك ساله مأموران پليس امنيت و با دستگيري اعضاي شبكه به نتيجه رسيد.

به گزارش خبرنگار ما، اواخر سال گذشته مأموران پليس امنيت نيروي انتظامي با دريافت گزارش‌هاي مردمي، متوجه شدند دبير يكي از دبيرستان‌هاي معروف تهران با دريافت يك و نيم تا سه ميليون تومان، مدارك پايان دوره ديپلم و پيش‌دانشگاهي جعلي مي‌فروشد. تيم ويژه پليس در تجسس‌هاي نامحسوس دريافتند مدير متخلف به صورت بسيار گسترده در حال فعاليت است و با يك شبكه بزرگ جعل مدارك دانشگاهي هم ارتباط دارد. با توجه به حساسيت موضوع، تحقيقات روي شبكه مورد نظر متمركز شد. تا این که در بررسي‌هاي پليسي مشخص شد سركرده شبكه بزرگ جعل مدارك دانشگاهي نیز با دريافت مبالغي بين 15 تا 30 ميليون تومان از هر متقاضي، مدارك جعلي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري دانشگاه‌هاي دولتي و آزاد مي‌فروشد.آنها همچنين در قالب «طرح جامع آموزش و سنجش كشور» در خيابان‌هاي انقلاب، آفريقا و ولنجك دفاتري راه انداخته و به شكار طعمه‌ها مي‌پرداختند. رابطان شبكه نيز متقاضيان ورود به دانشگاه را پس از شناسايي، به اعضاي باند معرفي كرده و تبهكاران هم آنها را به يكي از دفاتر خود دعوت مي‌كردند.پس از پر كردن فرم‌هاي ثبت‌نام جعلي و انعقاد قرارداد، مدعي مي‌شدند مي‌توانند براي آنها سهميه‌هاي خاص ارگان‌هاي دولتي فراهم كنند تا راحت‌تر وارد دانشگاه شوند. اين در حالي بود كه تبليغات اين افراد بيشتر براي ثبت‌نام متقاضيان در دانشگاه‌هاي شهيد بهشتي، علامه طباطبايي، علم و صنعت و تهران بود. اعضاي اين شبكه همچنين با تشكيل كلاس‌هاي پيش‌نياز دانشگاهي و برگزاري آزمون‌هاي نمادين، برنامه‌هايشان را قانوني نشان مي‌دادند.
سركرده شبكه كيست؟
تحقيقات مأموران پليس امنيت درباره سركرده شبكه نشان مي داد او داراي مدرك ليسانس فيزيك بوده و چندين سال نيز به عنوان دبير فيزيك در تهران و شمال كشور تدريس كرده است. او سال 84 با فردي آشنا شد كه مدعي بود مي‌تواند متقاضيان را به راحتي وارد دانشگاه كند. به همين خاطر به عنوان واسطه، چند متقاضي را به او معرفي كرد كه پس از ناكامي در اين كار، مجبور به بازگرداندن پول متقاضيان شد. مرد تبهكار سال 84 يك شركت صادرات و واردات تأسيس كرد كه سه سال بعد بدون اطلاع هيأت مديره، شاخه ديگري از تبهكاري‌هايش را دنبال كرد.
دستگيري اعضاي شبكه
سرهنگ مجيد فقيه، رئيس اداره اجتماعي پليس امنيت نيروي انتظامي ديروز در جمع خبرنگاران، با اعلام اين خبر گفت: مأموران پس از تكميل تحقيقات مقدماتي، آذر امسال وارد عمل شده و 9 نفر از اعضاي اصلي شبكه را دستگير كردند.
در بازرسي دفاترشان هم 60 عدد مهر دانشگاه‌هاي مختلف دولتي و آزاد، مهرهاي سازمان سنجش و وزارت علوم، مدارك جعلي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري، همراه گواهينامه‌هاي جعلي اشتغال به تحصيل، كارت‌هاي جعلي جلسات كنكور، كارت جعلي جانبازي، كارت‌هاي جعلي دانشجويي و مشروبات الكلي كشف و ضبط شد.
وي ادامه داد:‌اعضاي اين شبكه با استفاده از مهر جعلي سازمان سنجش و مهرهاي ژلاتيني دانشگاه‌ها به جعل گواهي اشتغال تحصيل و كارت‌هاي موقت دانشجويي پرداخته و پس از دريافت مبالغ قابل توجهي از متقاضيان، مدارك جعلي را از طريق پست به نشاني افراد مي‌فرستند. تعدادي از گواهي‌هاي جعلي هم به ارگان‌هاي مختلف از جمله راهنمايي و رانندگي و سازمان وظيفه عمومي ارائه شده بود.سرهنگ فقيه افزود: سركرده اين شبكه با استفاده از رايانه‌هاي پيشرفته، اسكنر و همچنين مهرهاي جعلي دانشگاه‌ها به جعل مدارك دانشگاهي نيز مي‌پرداخت كه متقاضيان اين مدارك جعلي را اغلب به شركت‌هاي خصوصي ارائه مي‌كردند.رئيس اداره اجتماعي پليس امنيت با اشاره به اين‌كه اعضاي باند داراي سابقه كيفري نيستند، خاطرنشان كرد: نكته قابل توجه اين است كه اعضاي شبكه در يك مورد جواب استعلام مدارك را هم جعل كرده بودند. يكي از اين متقاضيان با مدارك جعلي ليسانس علوم اقتصادي دانشگاه علامه طباطبايي يك سال در اداره‌اي مشغول به كار شده بود كه با دستگيري متهمان رازش فاش شد. سرهنگ فقيه اظهار داشت، در رابطه با اين پرونده‌ 70 نفر كه از رابطان اعضاي شبكه جعل مدارك ورود به دانشگاه‌ها و همچنين مدارك دانشگاهي جعلي بودند، دستگير شدند كه پرونده‌ 30 نفر تكميل و به دادسرا ارائه شده است. بررسي پرونده‌هاي ديگر متهمان نيز از سوي پليس ادامه دارد. وي تصريح كرد: تاكنون حدود 110 فقره مدرك مربوط به متقاضيان ورود به دانشگاه‌ها به همراه تقاضاي انتقالي و 40 مدرك تقلبي در اين پرونده‌ كشف شده است پس از دستگيري اعضاي شبكه 80 شاكي نيز به پليس و دادسرا مراجعه كرده‌اند.
رئيس اداره اجتماعي پليس امنيت ناجا ارزش ريالي كلاهبرداري اين شبكه را يك تا يك ونيم‌ ميليارد تومان اعلام كرد و افزود: از بين متهمان رابط كه دستگير شده‌اند، تعدادي كارمند بخش دولتي با تحصيلات ليسانس و فوق ليسانس هستند. همچنين از سركرده باند نيز يك فقره كارت جانبازي جعلي هم كشف شده كه با آن در محدوده طرح ترافيك تردد مي‌كرد. وي افزود: بيشترين مدارك جعل شده در اين پرونده‌ مربوط به مدارك ديپلم و ليسانس بوده و اعضاي اين باند براي جعل مهر دانشگاه‌ها مبلغ 10 ميليون تومان به جاعل پرداخته بودند. سازنده مهرها هم از سوي پليس در تهران و شمال كشور دستگير شده‌اند. سرهنگ فقيه در پايان با بيان اين كه تحقيقات پليس در رابطه با اين پرونده‌ همچنان ادامه دارد، گفت: افرادي كه به اين شيوه هدف كلاهبرداري قرار گرفته‌اند براي طرح شكايت به شعبه 4 دادسراي كاركنان دولت يا پليس امنيت ناجا مراجعه كنند.

 
-----------------------------------
 
مار سيگاري
 

يک مار 3 ساله به نام«بو» در تايلند با مهارت زيادي مانند انسانها سيگار مي کشد و چنان به مصرف سيگار معتاد شده، که اگر در فاصله زماني معين سيگاري نيابد، ناراحت و عصبي مي شود.به گزارش خبرآنلاين، صاحب 33 ساله اين مار نيز خيلي سيگار مي کشد و عادت استعمال دخانيات از او به اين مار انتقال يافته است.اين مرد در اين باره گفت: روزي ته سيگاري را که کشيده بود به زمين انداخته، در اين هنگام مار سيگار را به دهان گرفته و آن را کشيده است. اين حيوان به صورت مداوم و مستمر به اين کار ادامه داده است. مرد تايواني زماني که احساس مي کند مار تمايل دارد سيگار بکشد، براي اين حيوان سيگاري را روشن مي کند.مرد تايواني در ادامه گفت: اين مار نسبت به او مهارت بيشتري در کشيدن سيگار دارد، اما اين حيوان تنها کاري که نمي تواند انجام دهد، روشن کردن سيگار است.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: