کد خبر:۳۵۶۱
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۸
تعداد بازدید: 2711
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
بحران زي و بحران زا
ما با چه کساني طرفيم
به اين معنا که در يک تحريريه افراد مشخصي مي توانند در آن واحد دو نوع متفاوت بينديشند و بنويسند، هم از جنبش سبز حمايت کنند و هم نيروي انتظامي را به دليل ناتواني در برخورد با آن استهزا کنند،
همين الان که به يک گيشه روزنامه فروشي برويد مي توانيد دو مجله پيدا کنيد با عنوان «موج انديشه» يکي با عکسي از آيت الله منتظري و تيتر خيانت به آيت الله و ديگري با تيتر «امت امام خامنه يي».

به گزارش اعتماد، در مجله اول ميرحسين موسوي و خاتمي متهم به خيانت به آرمان هاي جنبش سبز شده اند و اصلاح طلبان هم متهم به خيانت به آيت الله منتظري. عبدالله نوري«شاگرد لودرنشين» لقب گرفته چرا که او در سال 1368 قصد تخريب خانه آيت الله را داشته است. نامه کروبي که سال 67 به منتظري نوشته و در آن آمده «اين ره که مي رويد به غ ف است» چاپ شده و ادعا شده هيچ کس مانند او آيت الله را تحقير نکرده است. خاتمي «مسوول حصر آيت الله» ناميده شده و بيانيه ميرحسين موسوي مبني بر اينکه «بنا به دستور مقام عظماي ولايت فقيه، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت آيت الله خميني (مدظله العالي) لازم است عکس هاي آيت الله منتظري در سراسر کشور از ادارات و سازمان هاي دولتي جمع آوري شود» منتشر شده است تا در يک کلام نتيجه بگيرد اين اصلاح طلب ها و تغييرخواهان امروز، خيانت پيشگاني هستند که بر اساس جهت باد، مواضع شان را تغيير مي دهند. روزي به آيت الله منتظري خيانت مي کنند و روزي ديگر ميراث خوارش مي شوند. به محتواي اين مجله در ادامه مطلب خواهم پرداخت اما در همين ابتدا بگذاريد به يک نکته توجه کنيم. اين مجله با اين ادبيات اولتراساختارشکنانه اش متعلق به کيست؟

چه کسي مي تواند در اين شرايط چنين مجله يي را منتشر کند و براي جنبش اعتراضي سبز، دايه يي مهربان تر از مادر شود؟ و باز روي گيشه ها بماند؟ در اين شماره(شماره چهارم) نام صاحب امتياز حذف شده است ولي در شماره دوم آن «بنياد حفظ و بسط ارزش ها» صاحب امتياز موج انديشه بود. اين بنياد به نظرتان آشناست؟ بلي همان بنيادي که مجله همت را منتشر کرده و مي کند. همان بنيادي که اکنون روي گيشه دو مجله دارد؛ يکي تريبون منتهي اليه راست و ديگري تريبون منتهي اليه چپ، اما اين دوستان گرامي يک نکته را فراموش کرده اند و آن اين است که شماره تلفني که در مجله همت و مجله موج انديشه چاپ شده يک شماره تلفن است. به اين معنا که در يک تحريريه افراد مشخصي مي توانند در آن واحد دو نوع متفاوت بينديشند و بنويسند، هم از جنبش سبز حمايت کنند و هم نيروي انتظامي را به دليل ناتواني در برخورد با آن استهزا کنند، هم هاشمي را مخالف و در مقابل ولي فقيه قرار دهند هم از اينکه براي درگذشت آيت الله منتظري چند روز عزاي عمومي اعلام نشده افسوس بخورند و اين در عالم مطبوعات قطعاً پديده کم سابقه يي است. نام اين کار از هر منظري، چه سياسي، چه حرفه يي، چه اخلاقي نگاه کنيم يک چيز بيشتر نمي تواند باشد؛سياه بازي ناشيانه براي برهم زدن آرامش و بحراني کردن فضا. بي قانون فرض کردن کشور و دور هم جمع شدن براي زير سوال بردن تمام آنچه مردم جامعه به آن باور دارند و اطمينان از اينکه هيچ کس هم خبردار نمي شود که چه خبر است. که البته توقيف اين مجله را توسط هيات نظارت مي توان نشان از عزمي براي محدود کردن افراطيون و برخورد با اين گونه حرکات تفرقه افکنانه دانست.

در سرمقاله اين مجله آمده است؛ «هفته يي که گذشت شاهد ظهور پديده خيانت در عرصه يي بوديم که نتيجه آن مي تواند منشاء يأس و نااميدي در گستره جنبش سبز و به طور کلي جنبش اعتراض در ايران باشد. پديده يي که عنوان اين شماره مجله نيز به آن اختصاص يافته است. خيانت رهبران و سران جنبش سبز به بدنه اجتماعي آنچنان يأس آور و نوميدکننده بود که شايد در طول تاريخ انقلاب نظيري نتوان براي آن يافت. آقايان خاتمي، موسوي و کروبي اگر به آساني و بر اساس افکار و محاسبات غلط و از سر حادثه رهبري جنبش سبز را برعهده گرفتند به آساني خيانت به اين جنبش را در هفته هاي گذشته رقم زدند. نويسنده مصداق اين خيانت خاتمي را نامه او به «مقامات عالي رتبه نظام» مي داند. «مفاد پيشنهادات موسوي براي برون رفت از بحران» هم از ديدگاه اين مجله نشانه سازشکاري و خيانت موسوي عنوان شده است. در مقاله ديگري به عنوان «اين شيخ و آن شيخ» به مقايسه آيت الله منتظري و کروبي پرداخته اند« آيا دختر شيخ حق ندارد پرخاش کند به شيخ هاي اصلاح طلب که عکس پدرش را پايين آورده اند و سبب بسياري از ناملايمات آخر عمر او شدند؟ آقاي کروبي پول امام نيست که بشود چشم روي هم گذاشت يا هديه شهرام که فقط مي توان در مورد آن سکوت کرد.»

در مطلب ديگري با عنوان «خاتمي مغلوب خيانت» که نام نويسنده اش چاپ نشده، آمده؛ «من اعتراف مي کنم به انقلاب مخملي» چراکه خاتمي هيچ گاه جسارت نداشت بگويد آقا اين نمي گذارند چه کساني هستند. «آقاي خاتمي افسوس، اراده تو به ندانستن معنايش مي شود اراده من به مقاومت در برابر چيزهايي که ديگر اکنون از دست شان داده ام. نمي دانم تو کي مي خواهي سياستمدار شوي؟»

چرايي اين کار ماکياوليستي در عين حال ناشيانه را چگونه بايد بررسي کرد؟ اين افراد که به هر قيمتي نمي خواهند بحران تمام شود چه کساني هستند؟ چرا بر طبل افراط گرايي مي کوبند؟ اين فضاي غبارآلود به نفع چه کسي است؟ چرا موسوي و مهدوي کني يا محسن رضايي اگر راه هاي برون رفت از بحران را نشان دهند خائنند و مستوجب سرزنش و تهمت و توهين؟ چرا و چه زماني اين افراد مجهول توانستند خود را با نظام هم سرنوشت کنند؟ اين جملات را با تيتر يک يکي از روزنامه هاي صبح طرفدار افراطيون در روز يکشنبه مقايسه کنيد؛ «توبه پنهان»،در اين مطلب ادعا شده است که خاتمي به رهبر انقلاب نامه نوشته است و در اين نامه گفته است؛ «من با آقاي کروبي بحث تندي داشتم و به آقاي موسوي خيلي انتقادهاي تندي داشته ام... ما به قانون اساسي و ولايت فقيه اعتقاد داريم. شما حساب آقاي موسوي را از ما جدا بدانيد... من جلوي تندروي موسوي را گرفته ام و تا حدودي کنترلش کرده ام، اگر نه از اين هم بدتر مي کرد.»

علاوه بر خاتمي به گزارش خبرنگارآن روزنامه، در جلسه يکي از مدعيان تقلب با يکي از اعضاي مجمع روحانيون، اين مدعي تقلب به صراحت مي گويد که او از ادعاي تقلب «کوتاه» آمده است ولي در عوض خواسته نظام از وي نخواهد «علناً» به دروغگويي اعتراف کند. اين مدعي تقلب در ادامه از استراتژي «عذرخواهي مخفيانه» و «توبه پنهان» و عدم تکرار ادعاهايش درباره انتخابات و حوادث پس از آن سخن گفت و البته خواست «نظام» آبرويش را حفظ کند که منظور از اين فرد محتشمي پور است.

اين درحالي است که کسي ازمحتواي نامه خاتمي اطلاعي ندارد ولي افراط گرايان از تصور اين نکته که خاتمي به رهبري نامه بنويسد، هاشمي به دنبال برون رفت از بحران باشد، ميرحسين دو روز بعد از ترور خواهرزاده اش بي هيچ کينه يي از حل بحران بگويد آنقدر برآشفته مي شوند که حتي حاضرند وکيل مدافع دشمنان شان شوند. ظاهراً اين افراد تنها يک مرام دارند و آن اين است که «آسودگي شما عدم ماست».

آيا سرنوشت ما در دست چنين کساني است؟

نويسنده:ثمينا رستگاري
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: