کد خبر:۳۴۸۵
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۰۵:۵۹
تعداد بازدید: 6406
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
گزارشی از یک آسیب اجتماعی
تلخی های « فرار دختران ازخانه »
۶۴درصد دختران فراری را دانش آموزان مقطع راهنمایی و دبیرستان تشکیل می دهند. سالانه ۶هزار دختر از منزل فرار می کنند که ۷۵درصد آن ها وارد چرخه زندگی خیابانی می شوند
«مردی که با همدستی همسرش به شکار دختران فراری اقدام می کرد، دستگیر شد.»، «پسر جوانی که دختران فراری را اغفال می کرد به دام پلیس افتاد.»، «عامل تجاوز به دختران فراری و فیلم برداری از آن ها در چنگ قانون گرفتار شد.»

به گزارش روزنامه خراسان، این جملات آشنا و ده ها جمله آشنای دیگر، عناوین صفحه حوادث روزنامه هاست که هر روز آ ن ها را می خوانیم.

تاریخ دقیقش یادم نیست، یکی دو هفته از پاییز گذشته بود. تنها برگ های نازک درختان زرد شده بودند و پس از جداشدن از تنه درخت و مابقی برگ ها روی زمین افتاده بودند. خوب یادم هست که بعد از آن حادثه دردناک تصمیم گرفتم این سوژه رابه دبیر گروه گزارش پیشنهاد کنم. ولی هیچ وقت فکر نمی کردم روزی از این تصمیمم پشیمان شوم.

همیشه فکر می کردم همه دخترانی که کنار خیابان آبرو و حیثیت خود را به حراج می گذارند، دختران شیطان صفتی هستند که گویی از همان زمان که دست چپ و راست شان را تشخیص داده اند، عهد بسته اند که مقابل پاکی، مقابل اجتماع، مقابل انسانیت و البته مقابل خداوند بایستند.

موضوع «دختران فراری» را نیز بارها در روزنامه ها خوانده ایم و در تلویزیون دیده ایم. ولی آن روز وقتی آن دختر، آن عضو کوچک و آسیب دیده دختران فراری از خودروام پیاده شد، وقتی من زیر آماج سوال هایم له شدم، با خودم گفتم ای کاش ...

ای کاش حداقل این سوژه را یکی دیگر از همکارانم می نوشت.

و اما آن حادثه تلخ که شاید شبیه اش برای بعضی پیش آمده باشد. عقربه ها به ساعت ۲۳ نزدیک شده بود، برای سوخت گیری گاز CNG از خانه بیرون آمدم. به سمت جایگاه گاز در «بولوار ...» آهسته در حال رانندگی بودم، که یک پژوی آردی با چراغ خاموش و با سرعت سرسام آوری از سمت راست من سبقت گرفت و در حاشیه «میدان ...» ترمز وحشتناکی کرد. مرد میانسالی از صندلی جلو پیاده شد، در عقب را بازکرد و به زور دختری را که در صندلی عقب نشسته بود، پایین انداخت. مرد به سرعت سوار خودرو شد، قبل از این که دختر از روی زمین بلند شود، خودرو با تیک‌آف حرکت کرد، بدون این که فکر کنم، ناخودآگاه به سمت دختر که هنوز روی زمین ولو بود حرکت کردم. تاریکی بولوار اجازه نمی داد تصویر درستی از او داشته باشم گفتم شاید آسیب دیده باشد، همین که رسیدم، خودش را انداخت داخل ماشین...

در آن هوای نسبتا سردفقط یک مانتو شلوار به تن داشت و مقنعه ای که معلوم بود با عجله سرش کرده است. دمپایی های مردانه اش تو ذوق می زد، ۱۷ یا ۱۸ سال بیشتر نداشت.

داد می زد که برو، برو لعنتی! آرایش صورتش کاملا به هم ریخته بود ولی نه به اندازه خودش. به هم ریخته بود و آشفته. مدام روی داشبورد می کوبید و داد می زد و به آن مردها فحش می داد.

دخترک به قدری لاغر و نحیف بود که ضربه هایش جانی نداشت. «خدای من برای این دختر چه اتفاقی افتاده است، آن مردهاکه بودند ، من الان باید چه کار کنم، اصلا باید به این دختر کمک کنم یا نه، دنبال آن پژوی آردی بروم یا زنگ بزنم پلیس ...» این فکرها لحظه ای آرامم نمی گذاشت. در خلوتی و تاریکی این بولوار کمی هم ترسیده بودم. خودروی پژو کیلومترها از ما دور شده بود و اثری هم از آن نبود. دختر همچنان گریه می کرد. گفتم: «خانم؟!» سرش را برگرداند و به من نگاه کرد، تازه مرا دیده بود ناگهان شروع کرد به کولی بازی و هوارکشیدن آن چیزی نبود که وانمود می کرد. پول می خواست و فریاد می کشید در داشبورد را باز کرد، فکر می کنم دنبال چیز ارزشمندی می گشت. جعبه خالی پنل ضبط را برداشت و گفت: «با همین می زنم توی سرت» سکوت و بهت من بیشتر او را عصبی می کرد. ایستادم. یک ۵ هزار تومانی توی جیب پیراهنم بود. آن را گرفت. در ماشین را بازکرد. قبل از این که پیاده شود، برگشت و کلی لیچار بارم کرد.

رفت، نمی دانم کجا ولی رفت. من هم رفتم، نمی دانستم کجا دارم می روم. ولی رفتم فقط یادم می آید که آن شب پلک هایم به آسودگی شب های قبل روی هم نرفت.

فکر آن دختر و سرنوشتش لحظه ای مرا آرام نمی گذاشت. او در آن شب کجا رفته است و چه بلایی سرش آمده است. هیچ چیز از او نمی دانستم فقط وقتی حرف می زد لهجه نداشت. او فرار کرده بود، او یک دختر قربانی بود!


پارک ... ساعت ۱۵
از این و آن شنیدم که در پارک «...» دختران فراری زیادی را می شود پیدا کرد. به این پارک رفتم.

برگ های خشک شده درختان و نسیم سرد آخرین روزهای پاییزی و چهره غمگین آن دختر که دست هایش را در جیب های کاپشنش کرده بود و بی هدف قدم می زد، منظره تلخی به پارک داده بود.

کمی آن سوتر، قهقهه هفت یا هشت پسر جوان که همگی دور یک نیمکت جمع شده بودند، سکوت این قسمت از پارک را می شکست، پسرهایی که در آن ساعت یا باید سرکار باشند یا پشت نیمکت مدرسه و دانشگاه.

از رفتار و راه رفتن دختر معلوم بود که هیچ عجله و برنامه خاصی برای رفتن به هیچ کجا ندارد. او رها شده بود، رهاتر از رها. رها از زندگی. خیلی دلم می خواست بدانم الان به چه چیزی فکر می کند.

کمی توی پارک چرخید، با فاصله خیلی زیادی از او حرکت می کردم، از جلوی نیمکت پسرها رد شد، احساس کردم زیر هجوم متلک های آن ها له شد. دختر از پارک بیرون آمد و کنار خیابان ایستاد. طو لی نکشید که یک موتورسیکلت با دو سرنشین جوان با موهای بلند و شلوار هشت جیب و کاپشن چرم خلبانی که آدم وحشت می کرد به آن ها نگاه کند، جلوی پای دختر ایستاد، موتورسواران کمی با دختر صحبت کردند. فکر می کردم دختر داد و هوار راه می اندازد، ولی او پشت نفر دوم نشست و حرکت کردند!


خیابان ... ساعت ۱۹
دو دختر حدودا ۲۷ ساله با ظاهری بسیار زننده کنار خیابان ایستاده بودند، با فاصله چند متری از آن ها توقف کردم. یک خودروی پراید دقیقا مقابل دخترها ایستاد. راننده پراید مرد میانسالی بود. با دخترها صحبت کرد. یکی از دخترها خندید و جواب مرد را داد ولی سوار نشد و مرد هم حرکت کرد و به راهش ادامه داد. لحظه ای بعد یک خودروی زانتیا و یک خودروی پی کی هم زمان با هم و پشت سر هم مقابل دخترها ایستادند ولی دخترها هیچ اهمیتی به هیچ کدام از آن ها ندادند. بعد از چند دقیقه خودروی پی کی رفت ولی راننده زانتیا هم چنان مصر بود. یک پراید با ۳ سرنشین از راه رسید، یکی از آن ها پیاده شد و به سمت دخترها رفت، بعد از این که کمی با آن ها صحبت کرد، توانست یکی از آن ها را راضی کند که سوار ماشینشان شود. دختر دیگر هم سوار یک تاکسی شد و رفت.


خیابان ... ساعت ۱۶
در این خیابان به دنبال سوژه ای برای گزارش، آهسته در حال رانندگی بودم که متوجه شدم یک پراید ۱۴۱ طلایی رنگ که پشت سر من حرکت می کرد دائم در حال چراغ دادن است. کنار خیابان ایستادم، یک پسر نوجوان راننده خودرو بود و یک دختر جوان که حداقل ۶-۵ سال از پسر بزرگ تر نشان می داد، در صندلی جلو نشسته بود. خودروی پراید دقیقا جلوی من ایستاد، دختر جوان که به طرز فجیعی ابروهایش را تاتو کرده بود از ماشین پیاده شد و به سمت خودروی من آمد. قبل از این که دستگیره در را بگیرد یک خودروی پراید هاچ بک مشکی رنگ از راه رسید و درست کنار خودروی من ایستاد. دختر تصمیمش را عوض کرد و به سمت پراید هاچ بک رفت و سوار آن شد. هاج و واج مانده بودم، نگاه متعجب من به نگاه راننده پراید هاچ بک که پسری حدودا۲۵ ساله بود دوخته شد. پسر از خودرو پیاده شد و به سمت من آمد. با خودم گفتم: « ای داد حتما آن دختر خواهرش یا از بستگانش بوده» خودم را آماده کردم برای یک عالمه توجیه. پسر با دستش به شیشه ماشین زد. درها قفل بود، کمی شیشه را پایین دادم. پسر جوان گفت: « اگه می خوای شما برو، من تازه اومدم، هرچند که اول به من چراغ داد» آن لحظه چیزی از حرف هایش نفهمیدم و با تعجب گفتم:« جان؟! » پسر گفت: « هیچی دیدم خیط نگاه کردی، گفتم یه وقت دلگیر نشده باشی، برو پایین سر چهارراه».


همت کنید و با اراده برگردید
حجت الاسلام «مهدی واعظ موسوی» خطیب نام آشنای مشهد نیز به عنوان کارشناس مذهبی درباره فرار دختران به خراسان می گوید: خداوند هیچ وقت بنده اش را فراموش نمی کند. خداوند انسان را مختار آفریده است و کسی را مجبور به کاری نکرده است، پس آینده هر کسی در گروی تصمیم خودش است. فرد باید در شرایطی که قرار دارد بهترین انتخاب را داشته باشد. البته همیشه شرایط طوری نیست که انتخاب بین خوب و بد باشد. گاهی به خاطر اشتباه خودمان یا دیگران مجبور هستیم بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم خوش به حال کسی که به بد تن می دهد تا دچار بدتر نشود. وی می افزاید: خداوند متعال جبران کننده است و سرشار از لطف و کرم، هر انسانی در هر مرحله از گناه که باشد می تواند برگردد و به خدا اعتماد کند. او درباره علت توبه نکردن برخی افراد می گوید: انسان هایی توفیق توبه پیدا نمی کنند که خودشان را دست کم می گیرند، آن ها خودشان را ارزان می فروشند و خیلی زود با هر ناملایمتی تسلیم زشتی ها و خواسته های شیطانی دیگران می شوند. اما انسان هایی که مقاومت می کنند و در انتخاب راه بهتر سعی می کنند و از افراد فهیم مشورت می گیرند، کمترین خسارت را می بینند این آدم ها رو به رشد هستند.

این کارشناس حوزه و دانشگاه هم چنین خطاب به دختران قربانی می گوید: یکی از اشتباهات بزرگ برخی از افراد این است که فکر می کنند باید گوشه ای بنشینند تا خداوند کاری برای آن ها انجام دهد. در حالی که خداوند به انسان عقل و قدرت تشخیص داده است پس این فرد است که از عقل، اراده، تلاش و باور خود استفاده نمی کند. یعنی مشکل اصلی خود انسان است! یک دختر خانم در این شرایط نباید این طور فکر کند که چاره ای جز تن دادن به فساد ندارد، او می تواند اراده کند و با مدد از خداوند و اعتماد به او از راه رفته بازگردد.


هیچ وقت برای بازگشتن دیر نیست!
حجت الاسلام «واعظ موسوی» در پاسخ به این مسئله که «گاهی دختر دلش می خواهد به کانون خانواده برگردد ولی این خانواده است که از پذیرش او بعد از فرار سر باز می زند» اظهار می دارد: خانواده باید به این موضوع فکر کند که خودش موجبات فرار دختر را فراهم کرده است، از آن جایی که مهم ترین کانون پرورش فرزند خانواده است می توان گفت اگر فرزندی دچار انحراف شد، بیشترین علت را باید در خانواده او جست و جو کرد. او در مورد نقش والدین در کامل شدن شخصیت فرزند گفت: ناکارآمدی پدر یا مادر می تواند مانعی برای رشد شخصیتی فرزند باشد، به این خاطر مقام پدر و مادر در اسلام بالاست که پروژه انسان سازی دست آن هاست. والدین باید در ۳ فاز تربیتی ۷ سال به گونه ای عمل کنند که وقتی فرزند به ۲۱ سالگی رسید به یک کمال نسبی هم رسیده باشد. والدین نباید کوتاهی خودشان را در امور تربیتی به گردن دوست ناباب، اینترنت و جامعه بیندازند. وقتی پدر و مادر قبول کردند که آن ها هم دچار اشتباه شده اند و مقصر هستند، باید به نحوی خطای خود را جبران کنند نه این که دختر خود را طرد کنند! خداوند می فرماید عفو کنید، چشم پوشی کنید از گناه دیگران، آیا دوست ندارید که خداوند گناه شما را ببخشد؟!

واعظ موسوی خطاب به پدر و مادرها می گوید: نباید دختران فریب خورده و اغفال شده را ناامید کرد، باید فضا را طوری آماده کرد که آن ها به خانه و به سوی خدا برگردند، چون هیچ وقت برای بازگشتن دیر نیست.

حجت الاسلام و المسلمین واعظ موسوی، عملکرد مسئولان استان خراسان رضوی در نبود کانون اصلاح و تربیت دختران در شهر مشهد را نقد می کند و می گوید: من از سال ۱۳۷۰ این نیاز را در منبرها بارها اعلام کرده ام. ۱۸ سال پیش که ساختمان زیبای استانداری را ساختند به استاندار وقت گفتم: به جای این ساختمان یک آلونک برای دختران فراری که هیچ پناه گاهی ندارند بسازید. متاسفانه فریادها به جایی نرسید تا امروز که شما بعد از ۱۸ سال هنوز می گویید که ما کانون اصلاح و تربیت برای دختران نداریم.یک جامعه شناس، ناسازگاری والدین را علت اصلی فرار دختران از خانه بیان می کند و اغفال، نبود امنیت در خانواده، وضعیت اقتصادی، طلاق، گرایش به مسائل انحرافی، ازدواج ناموفق، اعتیاد و مشکلات روانی را از دیگر علل فرار دختران می شمارد. به گفته وی خانواده مهم ترین پایگاه در رشد عواطف نوجوانان به حساب می آید. افراط و تفریط در زمینه هایی چون پذیرش، توجه و مراقبت، آزادی، توقع، انتظار و تشویق به انجام کارهای نادرست، در ایجاد مشکلات رفتاری فرزندان تاثیر بسیاری دارد.

دکتر «هادی مصطفوی» به شرایط و محیط جامعه نیز اشاره می کند و می گوید: محیط اجتماع هم می تواند به گسترش این نوع جرم ها کمک کند. درباره شناخت جرم به عنوان یک مسئله اجتماعی باید عوامل اجتماعی را عمیقا مورد توجه قرار داد و سعی کرد علل گوناگونی را که باعث ارتکاب این گونه اعمال می شوند تحت بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد و راه حل درستی برای جلوگیری از ارتکاب بیشتر جرم ارائه کرد.

از او درباره مهم ترین راهکار پیشنهادی برای جلوگیری از این آسیب اجتماعی می پرسیم، او معتقد است: آموزش اصول شیوه های تربیتی به والدین به خصوص در دوران بلوغ، آموزش مهارت های زندگی به دختران، شناخت مسائل جنسی، تدوین قوانین حمایتی با ضمانت اجرایی قوی، ایجاد بانک اطلاعات دانش آموزی برای کسانی که خانواده های آسیب زا دارند و آگاهی دادن به دختران درباره عواقب فرار از طریق رسانه های جمعی می تواند راهکارهای پیش گیرانه برای قضیه فرار دختران باشد.او هم چنین درباره عواقب فرار دختران نیز گفت: تحقیقات نشان می دهد که اغلب دختران فراری کمتر از ۲۴ ساعت پس از فرار مورد تجاوز قرار می گیرند و آ ن ها دیگر از سوی خانواده پذیرش نمی شوند و مجبورند این راه را که جز به هلاکت ختم نمی شود، ادامه دهند، هم چنین شیوع بیماری های آمیزشی و افزایش جرایم دیگری مثل سرقت و باجگیری نیز از عواقب این مسئله است. به هر حال یک دختر بعد از فرار برای تامین نیازهای اولیه اش یا خودفروشی می کند و درگیر باندهای فحشا می شود و یا به ارتکاب سرقت و دیگر جرایم روی می آورد.


نیروی انتظامی چه می گوید؟
طبیعی است که بخشی از بار مسئولیت و کنترل فرار دختران بر دوش نیروی انتظامی است. به سراغ سرهنگ تفقدی‌معاونت اجتماعی نیروی انتظامی خراسان رضوی می رویم. به گفته وی در تحقیقات نیروی انتظامی که در داخل و خارج ازکشور در زمینه دختران خیابانی و فراری انجام شده، عوامل موثر در بروز این پدیده به دو دسته عوامل بیرونی و درونی تقسیم شده است. از عوامل بیرونی می توان به تنبیه و آزار در خانه، اعتیاد والدین، داشتن ناپدری یا نامادری ، گستردگی ابعاد خانواده، تبعیض و بی عدالتی والدین، ناآگاهی والدین از خصوصیات دوره نوجوانی و بلوغ، فقر اقتصادی و شغل والدین ومخالفت با ازدواج با فرد مورد علاقه اشاره کرد. همچنین عوامل بیرونی -اجتماعی هم در این باره موثرند. از جمله عضویت در گروه های غیررسمی وزیر زمینی، برچسب زنی در جامعه و مدرسه، نگرش جامعه نسبت به جنسیت، تعارض در آموزش ها و روش های مدرسه و خانواده، حاشیه نشینی ، ساختار بنیاد اقتصاد جامعه و ... معاونت اجتماعی نیروی انتظامی خراسان رضوی عوامل درونی را نیز در فرار دختران موثر می شمارد و در پژوهش خود این عوامل را این طور بیان می کند: استرس و فشارهای روانی ناشی از مشاجره و اختلافات خانوادگی، وجود تهدید از سوی پدر یا برادر برای سوء استفاده های جنسی، شکست تحصیلی و اجبار والدین بر ادامه تحصیل یا موفقیت در این امر البته نحوه گذراندن اوقات فراغت و همچنین دوستی های خیابانی و عشق های کاذب نیز از عوامل موثر در فرار دختران است. این مسئول تصریح می کند: در تحقیقات انجام گرفته از سوی نیروی انتظامی استان، به روشنی نشان داده می شود که ۴۰درصد از فرار دختران در خانواده هایی رخ داده است که پدیده طلاق حادث شده است. ۳۸درصد از دختران فراری فاقد یکی از والدین هستند، ۳۰درصد آن ها مربوط به خانواده دارای مشکل اعتیاد و ۴۲درصد دختران فراری نیز دارای دوست با مورد گریز از خانه بوده اند. در دنباله این گزارش، به آثار و پیامدهای فرار دختران نیز اشاره شده است. از نظر پلیس «فرار از خانه» تنها یک پدیده فردی نیست و می تواند منشاء بسیاری از رفتارهای اجتماعی و بزه کارانه نظیر اعتیاد، سرقت و ... باشد. همچنین دختران فراری به خاطر شرایط خاصی که دارند مورد انواع سوء استفاده ها قرار می گیرند که خود منشاء بسیاری از آسیب های اجتماعی می شود.در همین حال سایت جهان در گزارشی از کاهش سن دختران فراری به ۹سال خبر داده است. به گزارش این سایت ۶۴درصد دختران فراری را دانش آموزان مقطع راهنمایی و دبیرستان تشکیل می دهند. این سایت مدعی شده است سالانه ۶هزار دختر از منزل فرار می کنند که ۷۵درصد آن ها وارد چرخه زندگی خیابانی می شوند وخطرات زیادی آن ها را تهدید می کند.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: