کد خبر:۳۴۳۶
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۵:۲۷
تعداد بازدید: 3161
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
در يک جامعه مسلمان شهادت امام حسين(ع) چگونه ممکن شد؟
به راستي قتل و شهادت امام حسين(ع) با آن عظمت و قداستش چگونه ممکن شد؟ اين تنها سوال نگارنده اين سطور نيست، سوال همه کساني است که حتي اندک شناختي از امام حسين(ع) و آيين اسلام دارند.
با توجه به اينکه حضرت امام حسين(ع) فرزند پيامبر اسلام و جگرگوشه دختر او فاطمه زهرا(س) و نيز فرزند بلافصل امام علي بن ابي طالب(ع) بود و يکي از مصاديق آيه تطهير محسوب مي شد که خداوند پليدي و ناپاکي را از آنان دور ساخته است و يکي از پنج تني بود که همراه رسول خدا(ص) براي مباهله با نصاراي نجران آمد، و خداوند در آيه مباهله آنان را همانند «نفس رسول خدا» شمرده است و نيز او و برادرش حسن بن علي(ع) دو سيد و سرور جوانان بهشت معرفي شده اند (الحسن و الحسين سيٌد الشباب اهل الجنه)، امام حسين(ع) اينها و هزاران فضايل و مناقب ديگر را داشت، به راستي چه شد و چگونه شد که دشمنان او از بني اميه توانستند زمينه يي را در جامعه مسلمين فراهم بياورند تا آن حضرت و يارانش را به آن گونه فجيع و دلخراش به شهادت رسانده و فرزندان و خانواده اش را که «حرم رسول خدا»(ص) محسوب مي شدند به اسارت ببرند؟، آيا مردم آن عصر همه کافر شده بودند؟ چرا هيچ گونه واکنش مناسبي از خود نشان ندادند؟ آيا هيچ مسلمان معتقد و باايمان جز آن شمار اندکي که در کربلا شهيد شدند، از اصحاب پيامبر و تابعين وجود نداشتند؟ به راستي قتل و شهادت امام حسين(ع) با آن عظمت و قداستش چگونه ممکن شد؟ اين تنها سوال نگارنده اين سطور نيست، سوال همه کساني است که حتي اندک شناختي از امام حسين(ع) و آيين اسلام دارند. پاسخ اين پرسش با اين مقدمه ممکن است که توجه داشته باشيم قتل و شهادت امام حسين(ع) در جامعه مسلمانان به لحاظ اجتماعي و سياسي پس از سال ها مقدمه چيني و تمهيدات فکري، فرهنگي و اعتقادي صورت گرفت، يعني طي حدود 50 سال بعد از رحلت رسول خدا با دستکاري در مفاهيم ديني و جعل مصطلحات و مفاهيم جديد و بدلسازي آنها از مفاهيم صحيح اسلامي اين کار ممکن و عملي شد. بررسي کامل همه اين موارد و شناسايي بدلسازي هاي انجام شده توسط قدرتمندان به ويژه حاکمان بني اميه نياز به نگارش کتاب جداگانه يا دست کم مقاله پژوهشي بلندي دارد وليکن در اينجا به سه مورد تاثيرگذار از آن جعل مفاهيم و مصطلحات و بدلسازي از مفاهيم و اعتقادات اصيل اسلامي اشاره مي کنيم تا معلوم شود، چگونه به مرور زمان عمليات استحاله جامعه اصيل اسلامي به يک جامعه صد درصد مطيع و فرمانبر برده وار را به انجام رساندند.

آن سه مورد از قرار ذيل است.

1- جماعت

يکي از آن موارد اصطلاح «جماعت» است که حاکمان بني اميه به بهانه ايجاد وحدت و اجماع کامل ميان اقشار جامعه مسلمين آن را ابداع و مفهوم سازي کرده و به مرور تبديل به يک مقوله و مفهوم ديني- سياسي کردند. اولين بار معاويه بن ابي سفيان هنگامي که از طريق صلح خلافت را از امام حسن(ع) ربود اقدام به جعل و ترويج اين واژه کرد و آن سال را «عام الجماعه» يعني سال جماعت و اتحاد همگان ناميد. بعد از آن محدثان و فقيهان درباري بني اميه روي آن کار بيشتري کرده و به عنوان يک مفهوم ديني - سياسي بدلسازي شده نهادينه کردند، تا جايي که با تمسک به عنوان «جماعت» هرگونه اختلاف عقيده و اختلاف در جامعه اسلامي را مهار و سرکوب کردند. آنان و معاويه تا آنجا پيش رفتند که صحابيان بزرگ پيامبر(ص) مانند حجر بن عدي و عمرو بن حمق خزاعي، ميثم تمار و بعدها سعيد بن جبير و ديگران را به بهانه خروج از جماعت مسلمين دستگير و اعدام کردند. به دليل اينکه حکومت معاويه بن ابي سفيان لعن و سب اميرالمومنين علي(ع) را به صورت يک بخشنامه بر همه واعظان و خطيبان جمعه و جماعات يک فريضه بعد از نمازهاي واجب قرار داده بود ولي اين صحابيان بزرگوار آن را قبول نمي کردند و به همين دليل متهم به «خروج از جماعت» شدند.

مورخ معروف يعقوبي در اين باره مي گويد؛ «زياد بن ابيه درباره آنان- حجر، عمرو، ميثم و... -به معاويه نوشت؛ اينان در لعن ابوتراب يا جماعت مخالف مخالفت کرده و بر حاکمان تمرد کرده اند، بنابراين از اطاعت خارج شده اند.»1 ابوهريره در حديثي جعلي از رسول خدا(ص) روايت کرده است؛ «هرگاه کسي از شما در امير و حاکم خود عملي ببيند و از آن عمل ناراحت شود بايد صبر پيشه کند و بر او اعتراض نکند، براي اينکه هر کس به اندازه يک وجب از جماعت خارج شود، مرگ او مرگ جاهليت خواهد بود.»2 چنان که ملاحظه مي فرماييد حاکمان اموي با مفهوم سازي اصطلاح جماعت به سرکوب بي رحمانه مخالفان سياسي خود پرداختند و آن را در حدي براي عامه مردم و خواص جامعه نهادينه کردند که وقتي امام حسين(ع) با آن جايگاه ويژه ديني و اجتماعي امر به معروف و نهي از منکر را آغاز کردند، شايعه کردند که از «جماعت» خارج شده و خونش حلال است،

2- اولوالامر

بدل سازي ديگر بني اميه مربوط به اصطلاح قرآن «اولوالامر» است که با تحريف مفهومي اين واژه به تثبيت جايگاه خود و سرکوب مخالفان شان پرداخته و ريختن خون مقدس امام حسين و ياران بي گناه او را نيز با استناد به اين بدل سازي حلال وانمود کردند.

مصداق انحصاري اولوالامر در قرآن مجيد، علي بن ابي طالب(ع) و ديگر معصومان هستند و به هيچ حاکم غيرمعصومي اولوالامر اطلاق نمي شود، ولي بني اميه کوشيدند با تحريف مفهوم اين واژه آن را شامل حاکمان به طور مطلق کنند؛ چه عادل باشند و چه ظالم. بنابراين براي جامعه چنين وانمود کردند که خداوند فرموده؛ «اطيعوا الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منکم و...» شامل همه فرمانروايان و حاکمان از جمله خلفاي بني اميه نيز مي شود و متمرد بر آنان از اطاعت خدا و رسول خارج شده است. در زمان امام حسين(ع) نيز چنين تبليغ کردند که حسين بن علي به دليل عدم بيعت با يزيد بن معاويه از اطاعت خدا و رسول و جماعت مسلمين خارج شده است، پس قتال با او واجب است،

3- نظريه تغلب

نظريه تغلب توسط فقهاي درباري بني اميه و بني عباس ساخته و پرداخته شده است و منظور از آن اين است که «الحق لمن غلب» يعني حق با کسي است که غلبه با اوست. يعني حق پيرو قدرت و زور است. هر کس بر سر قدرت باشد حق است هرچند رفتاري ظالمانه و اسلام شکنانه با مردم مسلمان داشته باشد. بر او نبايد اعتراض شود و خروج بر حاکم مستقر و مسلط بر امور حرام است چون موجب ناامني جامعه مي شود و فتوا دادند که پشت سر هر بر و فاجري مي شود اقتدا کرد و نماز جماعت خواند، عدالت در امام جماعت و حاکم لازم نيست.3 اين نظريه که هيچ گونه پايه و ريشه يي در قرآن و سنت نبوي ندارد موجب شد مردم نيز بگويند «نحن مع من غلب» يعني ما نيز با کسي هستيم که غالب باشد و بر سر قدرت باشد. با اين منطق طبيعي بود که همه آنان با امام حسين نباشند بلکه بر ضد او باشند چرا که امام حسين غالب نبود و حاکم نبود. اين بود که مردمان زمانه امام حسين (ع) همه شان زمينه ذهني و فکري براي عدم همکاري با آن حضرت را داشتند و حتي آمادگي لازم جهت همکاري با جريان يزيد و ابن زياد براي قتل و شهادت آن حضرت و به اسارت بردن فرزندانش را داشتند. با توجه به اين زمينه ها و بدل سازي هاي مذهبي است که مي توان معناي آن جمله معروف عمر بن سعد در روز عاشورا را درک کرد که خطاب به لشگريان يزيد فرياد زد؛ يا خيل الله ابشروا بالجنه، يعني اي لشگريان خدا مژده باد بر شما بهشت، و...

با بررسي کوتاه سه محور از موضوعات و مفاهيم بدل سازي شده تا حدود زيادي چگونگي فراهم آمدن زمينه اجتماعي و اعتقادي قتل و شهادت امام حسين (ع) توسط يزيديان و عدم اعتراض جدي خواص و عوام جامعه اسلامي در آن روز برايمان روشن شد و اميدوارم خداوند همه ما را از پيروان واقعي امام حسين(ع) قرار بدهد.اعتماد-ابوالفضل شکوري

پي نوشت ها؛

1- تاريخ يعقوبي (متن عربي)، ج 2، ص 230

2- ابوهريره عن رسول الله (ص)

3- رک؛ اصول الدين، صص 192- 190، تاليف امام عبدالکريم بنرودي، چاپ قاهره
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۱۰ - ۱۳۸۸/۱۰/۰۹
0
0
عالي بود
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: