کد خبر:۳۳۶۹
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۱
تعداد بازدید: 8198
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
سرنوشت شوم زن فراري در خانه مرد رمال
زن جوان كه در پي طلاق، از خانه پدري گريخته بود 5 سال در اسارت يك رمال معتاد بود. اواسط سال 83 زوج ميانسالي به اداره پليس آگاهي تهران رفته و براي يافتن دخترشان كمك ...
تصويرتاريك استاد نقاش براي خانواده شاگردش

شماره ناشناسی در موبایل زن آرایشگر پرده از راز دوستی پنهانی وی با معلم نقاشی پسرخردسالش برداشت. مرد وقتی به خواسته همسرش از یک مزاحم تلفنی شکایت کرد تصور نمی‌کرد همسرش به وی خیانت کرده باشد.

راز مزاحم تلفنی
یکم آذرماه سال جاری زوج جوانی به شعبه اول بازپرسی دادسرای منیریه مراجعه و از استاد نقاشی پسرشان به اتهام مزاحمت تلفنی شکایت کردند.

مرد جوان گفت: همسرم آرایشگر است و هفته‌ای یک بار پسر 5 ساله‌ام را به کلاس نقاشی می‌برد. استاد نقاشی پسرم مرد جوانی به نام نیماست که من فقط یک‌بار وی را دیده‌ام. وی افزود: چند روز پیش شماره ناشناسی را در گوشی تلفن همراه همسرم دیدم. او می‌گفت، تماس‌های مشکوک دارد. وقتی با شماره تلفن اعتباری مزاحم تلفنی تماس گرفتم ناباورانه متوجه شدم که آن مرد استاد نقاشی پسرم است که برای همسرم مزاحمت ایجاد می‌کند، به همین خاطر تصمیم گرفتیم از وی شکایت کنیم.

پس از شکایت این زوج جوان، بازپرس دستور بازداشت استاد نقاشی را صادر کرد. این مرد هنرمند در تحقیقات، ادعای پدر و مادر شاگردش را نپذیرفت و حقایق تازه‌ای را مطرح کرد. وی گفت: مادر شاگردم هر هفته همراه پسرش به کلاس می‌آمدند و من به صورت خصوصی به پسرش نقاشی درس می‌دادم. در جریان این رفت و آمدها من و میترا (مادر شاگردم) به یکدیگر علاقه‌مند شدیم و رابطه پنهانی ما آغاز شد.

وی ادامه داد: بیشتر وقت‌ها با هم به گردش و تفریح می‌رفتیم. او می‌گفت، علاقه‌ای به همسرش ندارد و به خاطر تنها بچه‌اش با او زندگی می‌کند. دوستی ما ادامه پیدا کرد تا جایی که یکی از دوستانم از چین برایم داروهای چاقی و لاغری آورد و از من خواست آنها را برایش بفروشم. من نیز داروها را در اختیار میترا قرار دادم تا در محل کارش -آرایشگاه زنانه- بفروشد. مرد نقاش افزود: میترا داروهای نیروزا، چاقی و لاغری را در آرایشگاه به مشتریانش فروخت و نصف پولش را به من داد. ماجرای مزاحم تلفنی دروغ است.

پس از اظهارات این مرد، میترا مادر پسربچه تحت بازجویی قرار گرفت و وقتی متوجه شد دستش رو شده، چاره‌ای جز اعتراف ندید. وی گفت: من با مرد نقاش فقط تلفنی صحبت می‌کردم و 2 بار با هم به رستوران رفتیم. پس از آن ارتباط کاری میان ما برقرار شد. او می‌گفت، داروها از چین آمده و من هم آنها را در آرایشگاه به مشتریانم می‌فروختم. وقتی شوهرم متوجه تماس وی شد از ترس ناچار شدم به او دروغ بگویم که استاد پسرم تلفنی مزاحم من می‌شود.


------------------------


سرنوشت شوم زن فراري در خانه مرد رمال

زن جوان كه در پي طلاق، از خانه پدري گريخته بود 5 سال در اسارت يك رمال معتاد بود.
اواسط سال 83 زوج ميانسالي به اداره پليس آگاهي تهران رفته و براي يافتن دخترشان كمك خواستند. پدر و مادر سحر – 18 ساله – اظهار داشتند: دخترمان چند ماه قبل به رغم مخالفت‌هاي ما، با پسر مورد علاقه‌اش ازدواج كرد اما زندگي مشتركشان چند ماه بيشتر دوام نيافت و دخترم به دليل اختلاف‌هاي شديد، از همسرش جدا شد و به خانه ما برگشت.
اما اخلاق و رفتار سحر بشدت تغيير كرده و تندخو شده بود. يك روز هم بي‌خبر از خانه بيرون رفت و ديگر برنگشت. وقتي از پيدا كردن او نااميد شديم ناچار به پليس مراجعه كرديم.
پس از شكايت زوج ميانسال، رسيدگي به پرونده آغاز شد. اما تحقيقات به بن‌بست رسيد تا اين‌كه با گذشت پنج سال از ماجرا سرانجام كارآگاهان دريافتند سحر در خانه يك رمال موادفروش حوالي خيابان نواب زندگي مي‌كند. پس از چند روز تعقيب و مراقبت نامحسوس كارآگاهان با دريافت دستور قضايي وارد خانه شده و دختر جوان و مرد رمال را دستگير كردند.
سحر وقتي مقابل قاضي خاكي از شعبه سوم دادياري دادسراي جنايي تهران ايستاد گفت: 5 سال قبل به خاطر مشكلات خانوادگي از خانه فرار كردم و خيلي زود با مجيد 50 ساله آشنا شدم. او كه ابتدا خود را فردي بانفوذ معرفي مي‌كرد از من خواستگاري كرد اما وقتي به عقد موقتش درآمده و به خانه‌اش رفتم متوجه شدم از راه رمالي، جادوگري و خريد و فروش مواد مخدر امرار معاش مي‌كند. ضمن اين‌كه با زنان و دختران زيادي هم ارتباط داشت. به همين خاطر تصميم به جدايي گرفتم اما مجيد كه مدعي بود عاشقانه دوستم دارد كم‌كم مرا هم به مواد آلوده كرد و گرفتار شدم. وقتي به خودم آمدم كه حسابي معتاد شده و براي تأمين مواد مجبور بودم در خانه‌اش بمانم.
قاضي پس از شنيدن اظهارات سحر به تحقيق و بازجويي از مجيد پرداخت اما وي با انكار ادعاهاي زن جوان گفت: او به ميل خودش در خانه‌ام ماند و از قبل هم اعتياد داشت. من نيز هيچ نقشي در اعتيادش نداشتم. اين مرد تبهكار بازداشت شد.


------------------------


فروش کودک به خاطر گوشی تلفن همراه

یک زوج چینی جوان با فروختن نوزاد 6روزه خود و دریافت تنها 368 دلار اقدام به خریدن یک گوشی تلفن همراه کردند. رسانه‌های دولتی «چین» از قول مقامات پلیس منطقه «چونگ گینگ»، نوشتند: ماموران پلیس در این منطقه زوج جوانی را به اتهام فروختن نوزاد
6 روزه خود در ازای تنها 368 دلار دستگیر کردند.

به گزارش خبرگزاری ریانووستی، پدر 21ساله این نوزاد 6 روزه در بازجویی‌های خود به ماموران پلیس گفت: من شغلی ندارم که خودم، همسرم و فرزندم را از نظر مالی تامین کنم. حتی برای تامین مایحتاج اولیه نظیر خوراک و پوشاک نیز پولی ندارم. همسر 19 ساله این مرد نیز در ادامه اضافه کرد: من واقعا گوشی تلفن همراه نیاز داشتم، به همین دلیل فرزندم را در ازای 2هزار و 500یوآن معادل 368 دلار به یک مرد 43 ساله فروختم. همسرم نیز در این اقدام مرا همراهی کرد. این در حالی است که در گزارش پلیس منطقه «چونگ گینگ» آمده است که این زوج جوان پیش از این نیز هنگامی که فرزندشان متولد شده او را به ازای 10 هزار یوان معادل یکهزار و 470 دلار فروخته بودند که با پیگیری پلیس این کودک به خانواده‌اش بازگشت، اما این زوج جوان برای دومین بار نیز فرزند خود را فروختند.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۳
من
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۲ - ۱۳۸۹/۰۴/۱۵
2
2
خب بدبخت ها حق داشتن دیگه! پلیس چین احمقه که بچه رو به جای مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست برگردونده به اونا! بعدشم به نظر من باید این دو تا احمق دیوونه رو هم می فرستادن تیمارستان!
narges solimani
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۱۶ - ۱۳۸۹/۰۶/۱۶
1
1
سلام به نظر من پلیس چین نباید این نوزاد را تحویل خانواده اش میداد پلیس باید نوزاد را تحویل یک خانواده پول دار میداد و این اشتباه پلیس چین است این یک فاجعه است خانواده نوزاد باید به تیمارستان روانه بشن ممنونم
مهتاب
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۱/۲۷
1
1
خاک ب سر پلیس چین و اون خانواده احمق بی کفایت.
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: