کد خبر:۳۳۲۲
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۰
تعداد بازدید: 3100
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
حكم اعدام روباه پير براي دومين بار نقض شد
حكم اعدام «روباه پير» كه به اتهام اغفال و فريب 37 زن و دختر زنداني است براي دومين بار در ديوان عالي كشور نقض شد.
حكم اعدام «روباه پير» كه به اتهام اغفال و فريب 37 زن و دختر زنداني است براي دومين بار در ديوان عالي كشور نقض شد.

راز تبهكاري‌هاي مرد 67 ساله همزمان با شكايت يكي از قربانيانش فاش شد. آذر سال 85 زن ناشناسي در تماس با قرارگاه امر به معروف و نهي از منكر سپاه اصفهان مشخصات مرد سالمندي را ارائه كرد كه زنان و دختران را فريب مي‌داد. وي گفت: «دخترم معلول است. چندي قبل مردي به خانه ما آمد و در حالي كه خود را مأمور بهزيستي معرفي مي‌كرد به بهانه رسيدگي به وضعيت دخترم به خانه ما رفت و آمد پيدا كرد. پيرمرد پس از مدتي با جلب اعتمادم مرا به خانه‌اش دعوت كرد. غافل از اين كه چه نقشه شومي در سر دارد. روز بعد هم يك فيلم برايم فرستاد كه متوجه شدم او از رابطه شيطاني‌اش فيلمبرداري هم كرده است. مرد شيطان صفت همچنين تهديد كرد اگر در برابر خواسته‌هايش مقاومت كنم «سي‌دي» را در شهر توزيع مي‌كند. با دريافت اين گزارش مأموران خانه احمد ـ متهم ـ را به صورت نامحسوس تحت نظر گرفته و دريافتند، اغلب افرادي كه به اين خانه رفت و آمد دارند، زنان خياباني هستند. گاهي مواقع نيز دختران دانش‌آموز در ميان‌شان به چشم مي‌‌خوردند.

بنابراين پس از اعلام گزارش به دادسراي عمومي و انقلاب اصفهان، پرونده‌اي در شعبه نهم دادياري دادسرا تشكيل شد و با دستور قاضي «رضايي» خانه متهم تحت بازرسي قرار گرفت تا اين كه مشخص شد يكي از اتاق‌هاي خانه به دوربين‌هاي مداربسته مجهز است. مأموران همچنين چندين سي‌دي و فيلم سياه نيز در خانه كشف كردند. پس از بررسي پرونده و بازجويي متهم مشخص شد «احمد» خود را تحت عناوين مختلف از جمله مأمور امنيتي، وكيل و كارمند بهزيستي معرفي كرده است.

«احمد» در برخي مواقع با معرفي خود به عنوان مأمور بهزيستي، خانواده افراد معلول يا كم بضاعت را شناسايي كرده و با وعده‌هاي پوشالي به خانه آنها راه مي‌يافت.
وي همچنين با پرسه زدن در اطراف مدارس دخترانه از آنهايي كه در راه با پسران صحبت مي‌كردند، عكس گرفته و با تهديد، از اين راه دختران را در دام شيطاني‌اش اسير مي‌كرد. اين در حالي بود كه با تلاش مأموران، 37 زن و دختر كه در دام متهم گرفتار شده بودند نيز شناسايي و به دادسرا احضار شدند.

سرانجام با تكميل تحقيقات، كيفرخواست صادر و پرونده براي رسيدگي به اتهام آزار و اذيت زنان و رابطه نامشروع به شعبه 16 دادگاه كيفري استان اصفهان فرستاده شد. قاضي «حبيبي» ـ رئيس دادگاه ـ و چهار قاضي مستشار نيز پس از محاكمه «احمد» را مجرم شناخته و او را به اعدام محكوم كردند اما با اعتراض متهم، پرونده به ديوان عالي كشور فرستاده شد و قضات پس از بررسي حكم مجازات «احمد» حكم اعدام را نقض كرده و پرونده را به دادگاه بازگرداندند. با اين حال قضات دادگاه كيفري پس از رسيدگي دوباره پرونده، «احمد» را براي دومين بار به اعدام محكوم كردند.

دكتر «غلامرضا انصاري» رئيس كل دادگستري استان اصفهان در اين باره به خبرنگار ما گفت: قضات ديوان عالي كشور پس از بررسي مجدد پرونده براي دومين بار حكم اعدام را نقض كرده و پرونده را به دادگستري بازگرداندند كه اعتراض‌هاي متهم به حكم مجازاتش و دلايل نقض قضات ديوان عالي كشور در حال رسيدگي است.

هشدار مهم رئيس دادگستري
وي در پايان با هشدار جدي به مردم از آنها خواست نسبت به رفت و آمد اعضاي خانواده و بخصوص فرزندانشان كنترل بيشتري داشته باشند و در صورت هر‌نوع تهديد از سوي فرد يا افراد فرصت‌طلب موضوع را به دستگاه قضايي يا پليس اطلاع دهند.


--------------------------


دختري كه همكلاسي‌اش را به تباهي كشاند

دختر نوجوان كه به دنبال آشنايي با پسر شهرستاني، رؤياي ازدواج با او را در سر مي‌پروراند نمي‌دانست قرباني هوس‌هاي شيطاني خواهد شد.

اواخر آبان زن ميانسالي پريشان و وحشت‌زده به شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي تهران رفت و از ناپديد شدن دختر 14 ساله‌اش خبر داد. مادر «مبينا» به قاضي سليماني گفت: دخترم صبح ديروز با سرويس به مدرسه رفت اما ديگر به خانه برنگشت. وقتي به مدرسه‌اش رفتم شنيدم مبينا به مدرسه نرفته در حالي كه راننده سرويس مدرسه مدعي است او را مقابل مدرسه پياده كرده است. حالا هم نگران سرنوشتش هستم وكمك مي‌خواهم. با اعلام اين شكايت پرونده براي رسيدگي در اختيار كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي قرار گرفت. اما 24 ساعت بعد پيكر نيمه‌جان دختر نوجوان، شبانه مقابل خانه شان پيدا شد. دخترك بلافاصله به بيمارستان منتقل شد و پس از بهبود نسبي براي تحقيق و بازجويي در مقابل بازپرس شعبه دادياري دادسراي جنايي تهران نشست. وي ابتدا با طرح داستان خيالي سعي كرد مسير تحقيقات را منحرف كند. اما وقتي بازپرس به تناقض‌گويي‌هايش پي برد سرانجام لب به اعتراف گشود و مدعي شد قرباني يك جنايت سياه شده است. دختر نوجوان گفت: حدود سه ماه قبل در خانه يكي از دوستانم ميهمان بودم كه تلفن همراهش به صدا درآمد. او پس از دقايقي گفت‌وگو، گوشي‌تلفن را به من داد و گفت: «بهزاد يكي از بستگانم و دانشجو و ساكن شهرستان است. ضمن اين‌كه پسر خوب و قابل اعتمادي هم هست كه مي‌خواهد ازدواج كند. من هم تو را پيشنهاد كرده‌ام. اگر مي‌خواهيد با هم صحبت كنيد. در صورت توافق به خواستگاري مي‌آيد.» مبينا ادامه داد: از آنجا كه به پريسا اعتماد داشتم با پسر جوان صحبت كردم و خيلي زود حرفهايش در من تأثير گذاشت بنابراين كم‌كم به او علاقه‌مند شدم و شماره تلفن خانه را هم به او دادم. اما پس از مدتي مادرم كه به موضوع مشكوك شده بود با اعتراض شديد توبيخم كرد. حتي يك بار گوشي‌ها را از خانه جمع كرد و من مجبور شدم براي حرف زدن با بهزاد به خانه پريسا بروم. اما بعد از مدتي مادرم اين موضوع را فهميد و ديگر اجازه نداد با پريسا رفت‌‌و آمد كنم. تا اين‌كه موضوع را به بهزاد گفتم. او با شنيدن اين حرف گفت: من مي‌خواهم با تو ازدواج كنم اما قبل از آن بايد پدر و مادرم تو را ببينند چون حاضر نمي شوند به خواستگاري يك دختر 14 ساله بيايند. اما مطمئنم اگر تو را ببينند نظرشان تغيير مي‌كند. بنابراين چند روز ديگر به تهران مي‌آيم و تو را به شهرمان مي‌برم تا هم از نزديك همديگر را ببينيم و هم با خانواده‌ام آشنا شوي!

دختر فريب خورده ادامه داد: من كه بشدت به بهزاد علاقه‌مند شده بودم و از طرفي مادرم را مانعي سر راه ازدواجم مي‌ديدم سرانجام با بهزاد قرار ملاقات گذاشتم و قرار شد يك روز جلوي مدرسه وقتي از سرويس پياده شدم همراهش بروم. روز حادثه طبق نقشه بهزاد جلوي مدرسه منتظر بود. بعد با هم به ترمينال رفته و او مرا به شهرشان برد اما به جاي خانه و ديدن پدر و مادرش مرا به گاراژي در اطراف شهر برد. وقتي به او اعتراض كردم دستمالي جلوي دهانم گذاشت و ديگر چيزي نفهميدم. وقتي به‌هوش آمدم خودم را مقابل خانه مان در تهران ديدم. بدين‌ترتيب با اظهارات دختر نوجوان، دستور شناسايي و دستگيري عامل جنايت شيطاني صادر شد و كارآگاهان پس از رديابي‌هاي پليسي يك هفته بعد بهزاد را در شهرستان شناسايي و دستگير كردند. وي پس از انتقال به دادسراي جنايي تهران تحت بازجويي قرار گرفت و به آزار و اذيت دختر نوجوان اعتراف كرد. پسر شرور گفت: وقتي فهميدم مبينا با مادرش اختلاف پيدا كرده و به دنبال راهي براي فرار از خانه است نقشه‌ام را عملي كردم و با كشاندن وي به گاراژ مخروبه نقشه‌ام را اجرا كردم. بعد هم شبانه او را به تهران آورده و مقابل خانه‌شان رهايش كردم. بدين‌ترتيب با اعتراف‌هاي سياه بهزاد، دستور دستگيري پريسا نيز صادر شد تا از او نيز تحقيق شود.

هشدار قاضي
قاضي سليماني ضمن هشدار به خانواده‌ها گفت: والدين بايد هوشيار باشند و نظارت كامل بر رفتارهاي دختران و پسران نوجوان خود داشته باشند. چرا كه سنين نوجواني بسيار حساس و در واقع آغاز زندگي عاطفي فرزندان است. پس چنانچه والدين نتوانند در اين موقعيت با جلب اعتماد فرزندان و ايجاد رابطه دوستي با آنها ارتباط عميق و صحيحي برقرار كنند شاهد بروز مشكلات فراوان و گاه جبران ناپذيري در زندگي خواهند بود.

دختران و پسران نوجوان و جوان نيز بايد هوشيار باشند و فريب چرب زباني، دلسوزي‌هاي بي مورد و اظهار علاقه‌هاي ساختگي را نخورند و مطمئن باشند بهترين وقابل اعتماد‌ترين دوست‌شان پدر و مادر و اعضاي خانواده هستند. پس بهتر است در صورت بروز هر نوع مشكل يا موضوع مشابه قبل از هر كس، مسائل را با والدينشان در ميان بگذارند تا زندگي شان به خاطر يك اشتباه تباه نشود. ايران
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: