کد خبر:۳۲۵۷
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۸۸ - ۱۴:۳۵
تعداد بازدید: 9478
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
عامل قتل10زن: شرمنده‌ام!
ناگفته‌هاي «شكارچي زنان كرج» قبل از محاكمه
«اميد برك» معروف به «شكارچي شب» عامل قتل 10 زن در كرج و شمال كشور است، كه شمارش معكوس براي محاكمه او در حالي آغاز شده كه قرار است نهم آذر در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران پاي ميز محاكمه برود...
«اميد برك» معروف به «شكارچي شب» عامل قتل 10 زن در كرج و شمال كشور است، كه شمارش معكوس براي محاكمه او در حالي آغاز شده كه قرار است نهم آذر در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران پاي ميز محاكمه برود. جنايتكار 24 ساله دو برادر و يك خواهر دارد. مادرش كارمند و پدرش راننده كاميون است و در نوجواني درسش را نيمه كاره رها كرد و سراغ كار رفت. خودش مي‌گويد: «هرچه درس مي‌خواندم چيزي نمي‌فهميدم. سوم، چهارم و پنجم دبستان هم مردود شدم. اين بي‌علاقگي به درس باعث شد ترك تحصيل كنم. در دوران كودكي همه اعضاي خانواده قبولم داشتند، چرا كه به همه كمك مي‌كردم. اما پس از اين كه در نوجواني به اتهام سرقت كوچكي دستگير شدم، ديگر ميان خانواده و دوستان جايگاهي نداشتم. وقتي نتوانستم شغل مناسبي پيدا كنم، راهي شهرستان لنگرود شده و پس از آشنايي با دختر 17 ساله اي به نام «ساحره» ازدواج كردم.» مرد جنايتكار هم‌اكنون منتظر برگزاري جلسه محاكمه است و هيچ اميدي هم براي رهايي از قصاص ندارد. در ادامه گفت‌وگوي خبرنگار گروه حوادث «ايران» با قاتل سريالي را مي‌خوانيد كه طي دو مرحله صورت گرفته است.
خودت را معرفي كن؟
اميد برك. 24 ساله هستم. تا اول راهنمايي درس خواندم و بعد هم ترك تحصيل كردم.
چرا ترك تحصيل كردي؟
علاقه‌اي به درس خواندن نداشتم. چند بار مردود شدم به همين خاطر درس را رها كردم.
قبل از دستگيري شغلت چه بود؟
با پس‌انداز كمي كه داشتم و فروش طلاهاي همسرم يك پيكان خريدم و بعد از ازدواج مسافركشي مي‌كردم.
چگونه با همسرت آشنا شدي؟
مدتي براي كار به شمال كشور رفته و در آنجا كارهاي ساختماني مي‌كردم. تا اينكه در يك ميهماني با ساحره آشنا شده و به خواستگاري‌اش رفتم. بعد هم ازدواج كرديم. البته مدتي داماد سرخانه بودم.
تا اينكه به فكر خريد ماشين و جدا شدن از آنها افتادم. بالاخره بعد از 8 ماه به كرج آمده و زندگي مستقل‌مان را آغاز كرديم.
همسرت مي‌دانست سابقه داري؟
نه!
قتل زنان را بعد از آمدن به كرج آغاز كردي يا...؟
نه. قبل از قتل‌هاي كرج دو زن را نيز در شمال كشور كشته بودم.
انگيزه ات چه بود؟
سرقت و آزار و اذيت. از زن‌ها تنفر داشتم.
رابطه‌ات با همسرت چگونه بود؟
من و ساحره عاشق هم هستيم. باور كنيد بهترين دوران زندگي‌ام با او بوده!
هنوز هم عاشق هم هستيد؟
من بله. اما او را نمي‌دانم!
دلت برايش تنگ شده؟
در زندان خيلي به او فكر مي‌كنم. مي‌دانم زندگي او را هم سياه كرده‌ام. حالا هم بي‌صبرانه منتظر روز دادگاهم تا او را ببينم.
با اين همه علاقه به همسرت چرا از زن‌ها متنفر بودي؟
من فقط انتقام مي‌گرفتم.
چرا؟
يك بار زني را سوار ماشين كردم كه ناخواسته مسير را اشتباهي رفتم. او هم داد و فرياد راه انداخت كه مجبور شدم وي را به همان محلي كه سوارش كرده بودم بازگردانم. با اين حال آن زن از من شكايت كرد و دستگير شدم. براي گرفتن رضايت از او نيز مجبور شدم 400هزار تومان خرج كنم. از آن زمان آتش انتقام در وجودم شعله‌ور شد.
چه زماني نقشه قتل زن‌ها را طراحي كردي؟
ابتدا نقشه‌اي براي قتل نداشتم تا اينكه پس از سوار كردن نخستين قرباني‌ام در يك لحظه فكر كشتن او به ذهنم رسيد. مي‌توانستم بعد از قتل طلاها و وسايلش را سرقت كنم.
وقتي با آن زن تنها شدم، نقشه قتلش را طراحي كردم. فكر مي‌كنم شيطان در وجودم رفته بود. حالت جنون داشتم. با اين حال پس از كشتن او آرام شدم.
در اين مدت دچار عذاب وجدان نشدي؟
چرا. بعد از قتل اول وقتي به خودم آمدم، از شدت ناراحتي دچار عذاب وجدان شدم. اما بعد از آن كشتن زن‌ها برايم راحت‌تر شده بود.
قرباني‌ها را چگونه شناسايي مي‌كردي؟
به طور اتفاقي آنها را سوار كرده و در طول مسير در مورد اسم و وضعيت‌شان مي‌پرسيدم اغلب طعمه‌هايم نيز مشخصات دروغ مي‌دادند.
آنها را چگونه مي‌كشتي؟
پس از انتخاب طعمه‌ها، آنها را به خانه كشانده و در فرصتي مناسب نقشه‌ام را اجرا مي‌كردم. وقتي از پشت سر غافلگيرشان مي‌كردم با دست گلويشان را مي‌فشردم. براي اطمينان هم روسري را محكم دور گردنشان گره مي‌زدم.
گفتي سرقت هم مي‌كردي؟
بله. بعد از قتل دست زن‌ها را داخل كيسه پلاستيكي كرده و النگوهايشان را بيرون مي‌كشيدم. سپس محتويات با ارزش كيف آنها از جمله پول، تلفن همراه و ساير لوازم‌شان را برمي‌داشتم.
اجساد را چگونه به بيرون از خانه منتقل مي‌كردي؟
آنها را ميان ملحفه‌اي پيچيده و در گوشه‌اي از پذيرايي مي‌گذاشتم تا هوا تاريك شود. حدود ساعت9 شب با تاريك شدن هوا جسد را به داخل صندوق عقب ماشين انتقال مي‌دادم.
البته اجساد سنگين را ناچار روي زمين مي‌كشيدم. بيشتر اوقات هم در محل‌هاي شلوغ پرسه مي‌زدم تا پليس به من مشكوك نشود. سرانجام در منطقه‌اي پرتردد جسد را رها كرده و متواري مي‌شدم.
چرا محل‌هاي پرتردد؟
مي‌خواستم پليس زودتر جسدها را پيدا كند و به خاك سپرده شوند.
تصور مي‌كردي دستگير شوي؟
نه. چون هيچ ردي از خودم باقي نمي‌گذاشتم. حتي گلوي زن‌ها را با آرنجم مي‌گرفتم تا اثر انگشتم باقي نماند.
اهل ورزش هم بودي؟
بله. مدت كوتاهي باشگاه مي‌رفتم.
به چه فيلم‌هايي علاقه داشتي؟
فيلم‌هاي رزمي و پليسي را خيلي دوست داشتم.
فكر نمي‌كني نحوه قتل زنان را از فيلم‌ها ياد گرفته‌اي؟
نه. اين شيوه را انتخاب كردم چون اثر انگشت روي بدنشان نماند و قدرت مقاومت نداشته باشند.
آيا همه قربانيان را در خانه‌ات واقع در خرمدشت كرج كشتي؟
پنج زن را آنجا كشتم. دو زن را در خانه كمالشهر، دو زن را در شمال كشور و آخرين نفر را هم داخل ماشين كشتم.
اگر دستگير نمي‌شدي، به قتل‌هايت ادامه مي‌دادي؟
نه. از كشتن خسته شده بودم. به همين خاطر هم پس از دهمين قتل به رامسر رفتم تا زندگي جديدي را بدون قتل آغاز كنم.
مي‌داني ساحره، در آخرين جلسه بازپرسي منكر اتهاماتش شده؟
من قبلاً هم گفته‌ام او در جريان قتل‌هاي من نبوده و به دروغ ادعا كردم او از ماجرا اطلاع داشته است.
اما نخستين اعتراف‌هايت با واقعيت منطبق‌تر بود.
نه. ساحره به خاطر من آن دروغ‌ها را گفته بود.
از اوضاع زندان بگو.
از دستگيري تاكنون در يك سوئيت انفرادي در زندان رجايي‌شهر هستم.
دائم هم براي بخشش گناهانم دعا مي‌كنم. زندگي در يك چهارديواري خسته‌ام كرده. دوست دارم به بند عمومي بروم. يك بار هم اعتصاب غذا كردم كه پس از صحبت‌هاي بازپرس پرونده و مسئولان قضايي اعتصابم را شكستم.
خانواده‌ات در اين مدت به ملاقات تو آمدند؟
نه آنها مرا فراموش كرده‌اند.
پشيمان هستي؟
هر روز از خدا طلب بخشش و توبه مي‌كنم. با شنيدن صداي زنان به ياد قربانيان خود و جنايت‌هايم مي‌افتم كه اين موضوع بشدت آزارم مي‌دهد.
مي‌داني عاقبت كارت چيست؟
از همان زمان مي‌دانستم عاقبتم با چوبه دار گره مي‌خورد.
حرف آخر.
اميدوارم خدا توبه‌ام را قبول كند. شرمنده خانواده، همسرم و همه هستم.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱۸
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۰۳ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۷
1
6
امیدوارم که روح این قاتل کثیف تا ابد در آتش بسوزد و خذا او را نبخشد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۲ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۷
0
3
این ماجراها باید ریشه یابی شود تادیگر شاهد این فجایع نباشیم
فقر -بیکاری -از عمده مشکلات کشور ما است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۷ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۷
1
2
کاش ما در جامعه یمان آنقدر رفاه داشتیم که به خاطر چند النگو مجبور به کشتن همنوعانمان نمی شدیم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۴ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۷
0
2
برو بمیر روانی دروغ گو
ناشناس
|
-
|
۱۰:۴۶ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۸
3
2
اصلا این یک انسان نیست شیطانی است در پوشش انسان .
ناشناس
|
United States
|
۲۲:۵۵ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۸
0
0
edam kam ast bayad jur digari shekanj shavad
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۴ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۸
0
3
دیگه از همه بدم میاد.به قیافش نمیاد این همه بیرحم باشه.بیچاره خدا ببین چقدر ما انسانها پررو هستیم که انتظار بخشش داریم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۰۸ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
5
من خودم هم بیکار هستم ولی هیچ موقع همچنین گناه بزرگی را مرتکب نمی شوم قسم می خورم این به خاطر بیکاری نیست بلکه قساوت قلب هست که انسانها را ایگونه مست می کند مثل آمریکاو صهیونیست
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۵ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
5
اگر همه انسانها چه فقیر و چه ثروتمند چه بیکار و چه شاغل به مسائل اخلاقی و خانواده پایبند باشند دیگر هیچ وقت شاهد چنین حوادث دلخراشی نخواهیم بود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۵۴ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۰
2
2
مطمئن هستم که خدا نمی بخشتش
علیرضا45
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۰ - ۱۳۸۹/۰۳/۲۳
2
1
هیچکس نمیتواند ازعوض خدا نظر بدهداینکه خداونداورا خواهد بخشید یاکه نه .قصاص برای چه چیزی هست .یک نفر صد نفر فرقی در محضر خدا ندارد .چون قتل یکنفر برابراست با کشتن یک جامعه یا تمام جامعه.روایتی از معصومہ ع که فرمودقتل توبه ندارد وتوبه قتل قصاص است.
ز
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۸
0
2
خيلي متأثر شدم اين اتفاقات خيلي شبيه جريانات آخرالزمانه!
دلربا سخايي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۸ - ۱۳۸۹/۰۸/۱۳
1
3
حتما بايد اعدام شود
م ن
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۱ - ۱۳۸۹/۰۸/۳۰
2
1
اميد برك قرباني بي فرهنگي وبي توجهي وترد از خانواده وجامعه ميباشد من نميگم به خاطر جرمش نبايد مجازات شود اميد اعدام ميشود به خاطر جناياتش اما م وديگران وجامعه چه بايد بكنيم كه اميد هاي ديگري برك نشوند وجلوي چوبه ي دار به زندگي سياهشان لبخند نزننداي كاش همه خود را جاي اميد بزاريم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۹ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۶
2
3
بچه محل ما بود.بچه بدی نبود یه مدت غیبش زد بعد یکی دو بار دیدمش بعدش خبر جنایاتش ولی میدونم بشیمونه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۲ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۹
1
2
اين افراد نبايد به راحتي اعدام شوندبلكه بايد مرگي همراه بازجر داشته باشند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۴
0
4
همان بهترکه اعدام شد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۸ - ۱۳۹۰/۰۵/۰۱
0
3
خدا همه ی ما رو ببخشه
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: