کد خبر:۳۱۹۹
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۰
تعداد بازدید: 4111
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
از اين فال دروغ مي‌چكد
فال گرفتن دلايل روان‌شناسانه زيادي دارد. روان‌شناس‌ها معمولا ترس از آينده را انگيزه نهايي كساني مي‌دانند كه به فال خو گرفته‌اند. اين ترس، اراده آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهد ...
همه چيز زير سر كولي‌هاست. آنها اولين آدم‌هايي بودند كه انواع و اقسام پيشگويي آينده را به شكل گسترده‌اي در همه دنيا پخش كردند. آنها در همه اروپا مي‌گشتند، از اين كشور به آن كشور مهاجرت مي‌كردند و توانايي بالايشان در به هم بافتن كلمات را به رخ مردم و بعد هم دربار شاهان مي‌كشيدند. اما شما خودتان را با اين مسائل درگير نكنيد و براي شروع كار، يك ماكاروني پرملات درست كنيد، با روغن فراوان و رنگ نارنجي مايل به سرخ.

سعي كنيد ماكاروني‌ها را درسته در قابلمه بگذاريد. حالا ناهارتان را با خيال راحت بخوريد، يك قهوه حسابي براي خودتان آماده كنيد و در حالي كه قهوه را زير زبانتان مزمزه و شيريني‌اش را اندازه مي‌كنيد، بشقاب روغني و پر از طرح و نقش‌هاي نارنجي‌تان را نگاه كنيد.

طرح‌هايي كه از حركت دانه‌هاي بلند ماكاروني روي بشقاب به وجود آمده، حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارند. مارپيچ‌هايي كه جابه‌جا با مارپيچ‌هاي ديگري قطع شده‌اند، تعبيراتي دارند گفتني. مي‌بينيد كه لازم نيست حتما فال قهوه‌اي در ميان باشد. با هر چيز ديگري مي‌توانيد به زور آينده‌تان را بيرون بكشيد. شما بايد فال را اين شكلي با زندگي‌تان بياميزيد. يعني از هر چيز دم دستتان به شكلي خلاقانه فال بسازيد.

مي‌بينيد؟ ‌فال كوچك‌ترين حقيقتي در دنياي خارج ندارد. كساني كه براي فال گرفتن به آنها مراجعه مي‌كنيد، دانش و آينده‌بيني بيشتري نسبت به خودتان ندارند. همه‌اش تجارت است. همه‌اش براي پولي است كه از جيب شما درمي‌آيد.

فكر مي‌كنيد فال‌گيري چطور شكل گرفته است؟ اين گوي‌هاي بزرگ، پيرزني با موهاي سفيد فرفري كه قدم به قدم ريخته و پوست سرش پيداست، يا آن وردهاي عجيب و غريب و دود خاكستري كه از پيه‌سوز عهد عتيق بيرون مي‌آيد، از كجا آمده‌اند؟

مي‌گويند اولين فال‌گيرها، كولي‌هاي فرانسوي بوده‌اند. البته اينها بعدها فال‌گيري را در آلمان هم گسترش دادند و بتدريج به همه اروپا نفوذ كردند. اما آن اقوام قديم فال‌شناس فرانسوي، در زمانه مناسبي زندگي نمي‌كردند و آنقدرها كه شايسته‌اش بودند مورد تقدير قرار نگرفتند و مشهور نشدند.

بعدها اوضاع تغيير كرد و فال‌گيرهاي خوب، در كنار تعبير خواب با گوي‌هاي بزرگ و آن دستبندهاي مهره بزرگ و سنگين، آينده جنگ‌ها، ازدواج‌ها، حمله‌ها و تولدها را پيش‌بيني مي‌كردند و توصيه‌هايشان اغلب توسط حكمرانان و پادشاهان مورد قبول واقع مي‌شد. فال‌گيري آن زمان‌ها براي خودش ارج و قربي داشت.

اما بايد بدانيد كه فال‌گيري جزو خرافات رشدنيافته است. خرافاتي كه هيچ وقت در طول تاريخ از بين نرفته و هميشه طالباني براي خود دارد. علاقه‌منداني كه مدام پول خرج مي‌كنند و آخر به چه مي‌رسند؟ هيچ. آيا چيزهايي كه يك فال‌گير بهشان مي‌گويد به كارشان مي‌آيد؟ آيا تغييري در منش و زندگي‌شان ايجاد مي‌شود؟ مسلما نه.

اينجوري فال مي‌گيريم

لازم نيست قبل از فال حتما يكي از آن نفس‌هاي عميق بكشيد، در آرامش باشيد و روح و روانتان از همه چيز آزاد باشد. يك فال‌گير كه شگردهاي خودش را ياد گرفته هم، هيچ‌وقت از شما اين را نمي‌خواهد. شما به عنوان يك قرباني به شكل اسكناس‌هاي درشت ديده مي‌شويد و تنها كاري كه مي‌كنيد اين است كه خود را مي‌سپاريد دست او و به او اعتماد مي‌كنيد.

فال‌گيرهايي كه براي خود دفتر و دستكي دارند، خيلي سعي مي‌كنند قابل اعتماد به نظر بيايند. به قيافه و طرز لباس پوشيدنشان اهميت مي‌دهند.

معمولا وقتي مساله خاصي در زندگي‌تان پيش بيايد، پيش فال‌گير مي‌رويد، براي همان مساله نيت مي‌كنيد و جواب مي‌خواهيد. بعضي فال‌ها واقعي‌تر به نظر مي‌آيند و اين فقط دليلش توانايي بالاي فال‌گير در روان‌شناسي شماست. اين را فال‌گيري كه نمي‌خواست نامش فاش شود، گفت. آنها مي‌دانند كه شما به هر حال مشكلي در زندگي داريد و به احتمال زياد فال قهوه گرفتن‌تان هم به دليل فشار آن مشكل است.

قيافه و طرز لباس پوشيدنتان هم براي يك آدم بادقت مي‌تواند حرف‌هاي زيادي براي گفتن داشته باشد. آنها شما را در زمان كوتاهي برانداز مي‌كنند و درباره‌تان به نتيجه مي‌رسند. در جريان فال‌گيري هم، آنجاهايي كه از حرف‌هاي فال‌گير به هيجان آمده‌ايد، خودتان هم كمكش مي‌كنيد و حقايقي از زندگي‌تان را با او در ميان مي‌گذاريد. مي‌دانيد تنها كاري كه او بايد بكند، چيست؟ شما را به آينده‌هاي معين اميدوار مي‌كند. اميدواري‌هايش مبهم است، اما زماني كه تعيين مي‌كند، كمي قطعي است. مثل اين‌كه «تا سه ماه ديگه، بخش زيادي از مشكل كاري با رئيست حل مي‌شه، اما يكي همكارت كه باهات سر يك قضيه مشكل داره، براي اذيت كردنت كارهايي مي‌كنه كه ازشون بموقع باخبر مي‌شي و احتمالا جلوشو مي‌گيري.» خيلي از اطلاعات اين نتيجه‌گيري را خودتان بي‌آن‌كه حواستان بوده باشد در اختيارش گذاشته‌ايد.

فال حافظ از فال‌هاي پرطرفدار است؛ فال كه نه، يعني در اصل تفال. هر كدام از ما تا به حال، براي يك بار هم كه شده فال حافظ گرفته‌ايم. حافظ شاعر مهرباني است. او شعرهايش را طوري گفته كه هر كدام از ما مي‌توانيم تعبيرها و تفسيرهاي خودمان را از آن داشته باشيم. فقط موقع فال حافظ گرفتن، يادتان باشد كه از يك ديوان درست و حسابي اشعار حافظ استفاده كنيد، نه از اين كتاب‌هاي نصفه نيمه و بدظاهري كه به اسم «فال حافظ» مي‌فروشند.

فال چاي، ريشه در خواندن و تفسير شكل‌هاي مختلفي دارد كه از تفاله چاي به‌جا مانده است. ناگفته پيداست كه بساط فال‌گيري با چاي را اولين بار چيني‌ها علم كردند. چاي كه در اصل نوشيدني راهبان بود، در فنجان‌هايي زنگوله شكل نوشيده مي‌شد.

البته چيني‌ها از همان ابتداي تاريخ هم خرافاتي بوده‌اند. خيلي پيش از آن كه فال چاي به ذهن اين راهبان خطور كند، در ساعت‌هاي بعد از عبادت و روزهاي بيكاري دسته‌جمعي زير زنگوله معبد مي‌نشستند و درباره نقش و طرح‌هايي كه در اثر گذر زمان در فضاي داخلي آن ايجاد شده بود، حرف مي‌زدند و به اين ترتيب آينده را پيش‌بيني مي‌كردند.

اما فال قهوه را عرب‌ها براي اولين بار به دنياي فال‌گيري معرفي كردند. آنها براي اولين بار دانه قهوه را كشف كردند و تا قرن‌ها هم كاشتن آن را جزو اسرار خودشان نگه داشتند. بعد هم فال قهوه را با الگوبرداري از فال چاي چيني‌ها پايه‌ريزي كردند.

طالع‌بيني با اين‌كه با فال گرفتن تفاوت دارد، اما هر دو از يك خانواده به حساب مي‌آيند. وقتي كسي طالعتان را مي‌بيند، يعني درباره چيزهاي مطمئن و غيرقابل تغيير زندگي‌تان حرف مي‌زند؛ درباره سرنوشت شما.

طالع‌بيني فقط به شما مي‌گويد كه ستاره‌هاي زندگي‌تان به چه شكلي چيده شده‌اند و اين چيدمان چه تقديري را برايتان رقم زده است. خلاصه اين‌كه تكليفمان روشن باشد كه طالع‌بيني آنقدرها با فردا پس‌فرداي ما كاري ندارد و هرچه مي‌گويد مربوط به مسائل اساسي و مهم زندگيمان است.

مهم‌ترين چيز در طالع‌بيني، زمان دقيق تولد است. نه فقط سال، ماه و روز؛ بلكه ساعت دنيا آمدنتان هم در اين پيشگويي آينده بسيار موثر است. وضعيت قرارگيري زمين و موقعيتش با ستاره‌ها و سياره‌هاست كه همه چيز را درباره زندگي شما، خوشبختي، پولداري، فقر و فلاكت، موفقيت‌هاي هنري، نماينده مجلس شدن و... تعيين مي‌كند.

با توجه به همه اين حرفها فال خرافه اي بيش نيست و فالگير انساني سودجوست كه با توجه به نقاط ضعف افراد ومشكلا‌تي كه در زندگي دارند با يكي دو سوال به كنه مشكلا‌ت طرف پي مي‌برند و با فرصت‌طلبي از آنها سوءاستفاده ميكند.

چرا به سراغ فال مي رويم؟

نكند به خرافات اعتقاد داريد؟ فال مي‌گيريد كه چي؟ همه‌اش به خاطر عجله‌اي است كه دست از سرتان برنمي‌دارد. همه چيز بايد از همين الان معلوم باشد. مي‌گوييد: «دست‌كم اين‌كه كي ازدواج مي‌كنيم و چند تا بچه خواهيم داشت را كه بايد بدانيم؟»

شايد هم دليلش اين باشد كه به آينده هنوز نيامده اميدواريم يا از آن نگران. مخصوصا وقت‌هايي كه هيچ اميدي به زندگي فعلي‌مان نداريم. بعضي‌ها مي‌گويند فال‌گيرها معمولا آنچه كه ما مي‌خواهيم را كف دستمان مي‌گذارند و راهي‌مان مي‌كنند. بعضي‌ها هم مي‌گويند كه گاهي آنها از آينده‌اي حرف مي‌زنند كه اتفاق مي‌افتد يا شواهدي مي‌آورند كه كسي از آن خبر ندارد. اما مساله اين است كه «زندگي منشوري است در حركت دوار» و اين يكي را فال‌گيرها خوب ياد گرفته‌اند و از آن خوب استفاده مي‌كنند و خوب بلدند مشتري‌هاي خود را گول بزنند.

وقتي غصه داريد، اوضاعتان در دانشگاه تعريفي نيست، شكست عشقي خورده‌ايد يا اين‌كه نمي‌دانيد بالاخره اخراج مي‌شويد يا ارتقا مي‌گيريد، وسوسه مي‌شويد كه برويد سراغ فال‌گير: «اتفاقي افتاده كه شما را نگران كرده است، اوضاع براي مدتي بر مرادتان نيست؛ اما نگراني‌تان با يك خبر كوچك برطرف مي‌شود. صبر پيشه كنيد و بدانيد براي حل شدنش خودتان هم بايد قدمي برداريد.»

فال گرفتن مي‌تواند شما را معتاد خودش كند؛ طوري كه براي كوچك‌ترين نگراني، گوشي تلفن را برداريد، به فال‌گير مخصوصتان كه ممكن است اسمش فتانه باشد، زنگ بزنيد و از او بخواهيد براي فلان نيت از طرف شما فالي بگيرد. بايد اعتراف كنم كه اين، يك اعتياد كاملا زنانه است.

فال گرفتن دلايل روان‌شناسانه زيادي دارد. روان‌شناس‌ها معمولا ترس از آينده را انگيزه نهايي كساني مي‌دانند كه به فال خو گرفته‌اند. اين ترس، اراده آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهد و به يك نيروي بيروني كه به آنها اعتماد به نفس بدهد، وابسته مي‌كند. آنها بتدريج نيروي اراده‌شان را به كلي از دست مي‌دهند و دست به دامان فال مي‌شوند. فكر مي‌كنيد درست باشد درباره آينده سياهي كه دچارش مي‌شوند و آشفتگي رواني، بي‌پولي و بي‌خانماني كه در نهايت گريبانشان را مي‌گيرد هم حرف بزنيم؟ ولي آيا شما در لحظه‌اي كه داريد فال خود را مي‌شنويد، به خود نمي‌گوييد: «خب كه چي؟ مگر مجبورم؟»تهيه كننده:سيما دهقان
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: