کد خبر:۳۱۶۸
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۵
تعداد بازدید: 2110
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
خشونت هايي که دستگاه قضايي هزينه اش را مي پردازد
بايد از مسوولان دستگاه هاي مسوول و مرتبط با مقوله جرم خواست به هر نگرشي و بي طرفانه نگاهي به آمارهاي مقابل شان بيندازند تا دريابند در کشورمان چه جرائمي رو به رشد گذاشته است ...
ايستادن مردم مقابل يکديگر، به وجود آمدن عناد و خصومت و... به خشونت هايي مبدل مي شود که هزينه اش صرفاً متوجه سيستم قضايي کشور است و به نظر مي رسد به حجم پرونده ها و تنوع جرائم افزوده شود، بنابراين قوه قضائيه اگر به عنوان متولي پيشگيري جرم با زمينه هاي آن مخصوصاً در بخش دولتي و انتظامي برخورد نکند و به هشدارهاي صاحب نظران بي توجه بماند فرصت ها از دست خواهد رفت و بحران ها به تهديد مبدل مي شود و فرصتي براي جبران نخواهد بود. بايد از مسوولان دستگاه هاي مسوول و مرتبط با مقوله جرم خواست به هر نگرشي و بي طرفانه نگاهي به آمارهاي مقابل شان بيندازند تا دريابند در کشورمان چه جرائمي رو به رشد گذاشته است و جهت گيري تخلفات و سمت و سوي آن چه گروه سني و با چه ميزان سواد را نشانه رفته و در ميان رخدادهاي به وقوع پيوسته «خشونت» به عنوان عنصر نهايي و اصلي تا چه حد نقش داشته است.

تجاوز، سرقت، درگيري و نزاع، توام و همراه با عبارتي تحت عنوان به عنف و مقرون به آزار تشديد شده و بعضاً شنيده مي شود حتي در معرکه دعاوي خانوادگي و منازعات شخصي نيز تهديد و اجبار و آسيب هاي جدي و استفاده از ابزار خطرناک بيش از گذشته نقش پيدا کرده و جامعه در حال يادگيري خشونت در اشکال جديد است.

شايد انسان در گذشته فقط در زمان هايي که با تهديدي جدي روبه رو مي شد به خشونت دست مي زد و خشونت در انسان ذاتي نيست و روند اکتسابي در شکل گيري و پايدار شدنش اثرگذار است. خشم حالتي هيجاني و طبيعي مانند شادي و افسردگي در انسان است و در هر يک از ما ذراتي از آن به همراه تمايلات مجرمانه وجود دارد که قابل درک و کنترل است اما گاهي اجتماع و نهادهاي موجود با رفتارها و برخوردها و واکنش هايشان خشم را با چاشني خشونت همراه و عملاً مسير هموار حرکت افراد را به جاده يي پرپيچ و خم مبدل مي کنند و باعث مي شوند شهروندان به جاي خشم از خشونت براي رسيدن به اهداف شان بهره بگيرند. در اين ميان اينکه خشم خود را چگونه بيان کنيم آموختني است؛ آموزه يي که در فرآيند جامعه پذيري و پس از آن از طريق نهادها و تعامل افراد با عرصه هاي مختلف اجتماعي به کودکان و پدران و مادران انتقال مي يابد.

افراد بر اساس اصل تقليد و با مشاهده ساير افراد و با تقويت الگوهاي رفتاري از جانب گروه هاي مرجع، رسانه ها، پليس و خانواده، مدرسه، دانشگاه ها، خيابان و حتي شيوه برخورد دستگاه هاي مسوول نمونه هاي کنشي و شيوه هاي واکنشي خشونت بار را در مقابل مسائل مي آموزند و در موقعيت هاي مشابه از آن بهره مي گيرند. در اين بين بي ترديد زماني که فرد خود را در مقابل وضعيتي ببيند که در آن قادر نيست حقش را در شرايطي برابر اخذ کند و کسي نيز به تظلم خواهي او توجه نمي کند به دنبال راهکارهاي برابر با آنچه آموخته مي رود.مسوولان کشور بايد درک کنند در شرايطي که برخي شهروندان به هر دليلي از دستيابي به هدف شان بازمي مانند در پي آن برمي آيند تا طرف مقابل شان را مورد آسيب قرار دهند. في الواقع در شرايط کنوني خشونت جانشين گفت وگو شده و چهره زشتش را به اشکال مختلف مي توان مشاهده کرد. بنابراين براي پيشگيري از آن بايد به دنبال راه چاره بود. نويسنده:سيدضياءالدين فائق
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: