کد خبر:۳۱۰۷
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۸۸ - ۱۷:۱۷
تعداد بازدید: 3755
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
بيکاري، قوز بالاقوز براي ايدزي ها
مسأله بيمه و هزينه هاي درمان فقط يک مشکل بيماران است، چرا که با وجود اينکه سالهاست اين بيماري شناخته شده است، هنوز برخي از کشورها آن را به رسميت نمي شناسند و ايران يکي از آن کشورهاست
پرويز افشار مشاور سرپرست وزارت رفاه و تأمين اجتماعي اعلام کرد: «تمام مبتلايان به ايدز و خانواده هاي درجه يک آنها بيمه طرح ايرانيان مي شوند، به طوري که همه خدمات براي آنها رايگان است.»

خبر خوشي است براي آنها که به بيماري مبتلا شده اند که طاعون قرن نام دارد. اما مسأله بيمه و هزينه هاي درمان فقط يک مشکل بيماران است، چرا که با وجود اينکه سالهاست اين بيماري شناخته شده است، هنوز برخي از کشورها آن را به رسميت نمي شناسند و ايران يکي از آن کشورهاست.

با وجود اينکه مسؤولان وزارت بهداشت به شکلهاي مختلف نگراني خود را از شيوع و گسترش بيشتر و بيشتر آن خبر مي دهند، اما تابوي طاعون قرن چنان مستحکم است که حتي مسؤولان هم حاضر نيستند آن را بشکنند و بپذيرند که بيماري تا پشت در منزل آنها هم رسيده است.
شاهد اين مدعا آن است که ما هنوز آمار درستي از تعداد مبتلايان به اين بيماري نداريم و بسياري از مردم آگاهي چنداني از شيوه هاي مبتلا شدن به آن را ندارند.

اين ناآگاهي سبب مي شود که کساني که HIV مثبت هستند، بيماري خود را پنهان کنند، چرا که اگر کسي بداند، تو يک بيمار هستي، حتي حاضر نيست با تو کنار يک صندلي در اتوبوس بنشيند! هر کدام از ما هم ممکن است اين واکنش را داشته باشيم. اگر بدانيم در همسايگي ما زن آلوده به HIV زندگي مي کند، نمي گذاريم کودکمان حتي از مقابل در منزل او هم رد شود. نگاه ها هميشه به او و احتمالاً فرزندانش و همسرش از نوع ديگري است، به طوري که شايد آن فرد مجبور شود براي هميشه آن محله را ترک کند.

درست به خاطر دارم که سال قبل سريال کره اي پخش مي شد که کودکي به خاطر اشتباه يک پزشک ايدز گرفته بود و مردم جزيره اي کوچک در يک کشور پهناور، آن کودک و مادرش را از جزيره بيرون کردند.

درست عين همين تهران ما. کافي است بدانيم يک نفر ايدز دارد، حتي بقال سر کوچه هم به او شير نمي فروشد.
ايدز تا سال 1981 در جهان شناخته نبود و در ايران تا سال 1366 رسماً هيچ بيمار ايدزي وجود نداشت و پس از اين تاريخ بود که شناسايي نخستين مبتلاي به ايدز در ايران تأکيد شد.برخي آمار مي گويند، هر روز نزديک به 6 هزار نفر از جوانان بين 15 تا 24 سال در جهان به عفونت HIV آلوده مي شوند و اين در حالي است که تنها تعداد اندکي از آنها از آلوده بودن خود به اين ويروس آگاه هستند.

در 25 سال گذشته 25 ميليون نفر بر اثر ابتلا به اين طاعون قرن جان خود را از دست داده اند و بيش از 40 ميليون نفر به اين ويروس مرگبار مبتلا و در انتظار مرگ و رسيدن به خط آخر قرار دارند.
در ايران نيز آخرين آمار مربوط به مردادماه همين امسال است. تعداد 19 هزار و 774 نفر در ايران مبتلا به ويروس HIV شناسايي شدند که 93/1 درصد آنها را مردان و 6/9 درصد آن را زنان تشکيل مي دهند.

آخرين آمار مبتلايان به ايدز نشان مي دهد، علت 69/7 درصد ابتلا به ايدز در کشورمان استفاده از وسايل تزريقي مشترک در معتادان مواد مخدر است و براساس همين آمار، تاکنون هزار و 975 نفر مبتلا به ايدز شناخته شده اند.
لازم به يادآوري است، از زماني که فردي به HIV آلوده مي شود تا بروز و ظهور بيماري ايدز چند سالي طول مي کشد.

همچنين 37/7 درصد از مبتلايان به HIV در گروه سني 34 - 25 سال سن قرار دارند.
اين آمار ادامه مي دهد 8/4 درصد مبتلايان براثر رابطه جنسي، 1/2 درصد بر اثر دريافت فرآورده هاي خوني و 0/6 درصد انتقال از مادر به کودک بوده است.
گر چه آمار رسمي تعداد مبتلايان بيش از 19 هزار نفر است، اما فقدان يک برنامه جامع پيشگيرانه و اينکه مسؤولان نمي خواهند قبول کنند که الگوي آلوده شدن به HIV از سمت تزريق معتادان به سمت روابط ناامن جنسي کشيده است، همچنين عدم فرهنگ پذيرش اين بيماري سبب مي شود که بيماري همچنان در چنبره مغز فرد آلوده باقي بماند و او ناخواسته و گاهي نادانسته ديگران را آلوده کند.

شغل؟!

شغل. بله شغل. واقعاً چه کسي حاضر است يک بيمار HIV مثبت را در محيط کارش بپذيرد؟ پس فرد حتي اگر تحصيلکرده و کار بلد هم باشد، بيماري اش را پنهان مي کند و يا اينکه به فلاکت مي افتد و دور از خانواده در گوشه خيابان مي ميرد؟
پرويز افشار گفته بود: در طول پنج سال گذشته خدمات بهداشتي براي بيماران ايدزي افزايش داشته است. همچنين تمام مبتلايان به HIV / ايدز و خانواده درجه يک آنها بيمه طرح ايرانيان مي شود، به طوري که همه خدمات براي آنها رايگان است.

او اضافه کرده بود: هزينه بيمه اين افراد از کميته امداد امام تأمين مي شود.
افشار در خصوص وضعيت اشتغال مبتلايان به اين ويروس يادآور شده بود: در زمينه اشتغال فراگير براي مبتلايان HIV و خانواده هاي آنها، با همکاري وزارت کار يک تعاوني فراگير ملي راه اندازي شده است که همه مبتلايان و افراد درجه يک سهام دار اين تعاوني به حساب مي آيند و افرادي که در اين تعاوني کار مي کنند، حقوق دريافت مي کنند و افرادي که کار نمي کنند، در پايان سال سود سهام دريافت مي کنند.

اين در حالي است که ما هنوز آمار دقيقي از تعداد مبتلايان نداريم!
سازمان جهاني کار اعلام کرده است، ايدز نيروي کار سالم را با مشکل مواجه کرده و 36 ميليون نفر در سن اشتغال مبتلا به ايدز شده اند و براساس يک گزارش تحقيقي تا سال 2020 ، حدود 90 ميليون کارگر فعال به دليل ابتلا به ايدز از چرخه اشتغال مولد خارج خواهند شد.
شاهد از راه مي رسد

براي تهيه گزارشي به يک مرکز DIC مراجعه مي کنم. دکتر حاجبي رئيس اين مرکز مي گويد: چندين بيمار ايدزي در اينجا رفت و آمد مي کنند و متادون دريافت مي کنند، اما اگر شما آنها را ببينيد اصلاً باور نمي کنيد، معتاد باشند تا چه برسد به اينکه HIV مثبت باشند.
وي مي افزايد: اين افراد که برخي از دام اعتياد رهايي يافته اند، اکنون همکار من شده اند و من با آنها در يک سفره غذا مي خورم، اما سالم هستم.

وي مي افزايد: اما فرهنگ پذيرش اين بيماري در مردم هنوز وجود ندارد و همه از يک بيمار ايدزي فرار مي کنند. بيشتر اينها بيکار هستند، چرا که اگر کسي بداند به آنها کار نمي دهد، آنهايي هم که مشغول هستند يا کنار دست خانواده هايشان کار مي کنند و يا اينکه بيماري خود را پنهان مي کنند.

وي مي گويد: مسلم است که وقتي اين افراد بيکار باشند، خواسته يا ناخواسته به طرف جرم کشيده مي شوند و اعتياد هم بعد از آن مي گيرند، چرا که عده اي هستند که اول ايدز گرفتند بعد معتاد شدند.

وي مي افزايد: صدا و سيما موظف است راههاي انتقال را به مردم بشناساند تا اينکه مردم اين همه وحشت نداشته باشند. من بيماري دارم که وقتي مادرش فهميد او HIV مثبت است، او را از منزل بيرون کرد و او اکنون کارتن خواب است. چرا؟ واقعاً چرا بايد اين بيمار را مثل يک ويروس در جامعه رها کرد تا عده زيادي را مبتلا کند؟وي خاطرنشان مي سازد: تلويزيون مدام مي خواهد نشان دهد که اين بيماري از خارج از کشور وارد مي شود، چرا نمي خواهيم قبول کنيم که کشور ما نيز مبتلا به ايدز زياد دارد؟ آيا مي خواهيم دچار سرنوشت آفريقاي جنوبي شويم؟

دکتر حاجبي عنوان مي کند: خود اين افراد وقتي متوجه مي شوند بيمار هستند، هم به لحاظ جسمي و هم به لحاظ روحي، بسيار صدمه مي بينند، آنقدر که حتي ممکن است فردي خودش کار را رها کند، چون فکر مي کند مي خواهد بميرد و اين نشان دهنده نا آگاهي جامعه است و اگر ما بپذيريم که به اين بيماري هم نگاه دلسوزانه داشته باشيم نه مجرمانه، آن وقت مي توانيم از گسترش بيش از اندازه آن جلوگيري کنيم.

مادري به من مي گويد، من از بيماري نمي ترسم از بدنامي آن مي ترسم. چرا نگاه ما بايد نسبت به اين بيماري آنقدر منفي باشد که حتي مادر فرزندش را از منزل بيرون کند؟ در حالي که ممکن است هر يک از ما در يک آرايشگاه و يا هر کجاي ديگر مبتلا شويم.تهيه كننده:مريم زنگنه
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: