کد خبر:۳۱۰۵
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۴
تعداد بازدید: 2640
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
در مذاکرات هسته يي ميان ايران و غرب چه گذشت
عده يي از ديپلمات هاي غربي معتقد بودند معامله انجام شده بر سر تبادل سوخت اتمي بين ايران و قدرت هاي جهان نمي تواند بحران اتمي ايران را حل کند اما مي تواند براي جامعه بين الملل زمان بخرد
«ما مي خواهيم سوخت بخريم؛ از هر جاي دنيا مي توانيم بخريم... اين پيشنهاد مورد استقبال قرار گرفت و کشورهاي گوناگوني پيشنهاد دادند، برخي هم فردي. اين هم طراحي شده که ان شاءالله از يکي دو هفته آينده گفت وگوهاي کارشناسي اش آغاز شود تا بتوانيم سوخت مورد نياز رآکتور تهران را از مسير درستش تهيه کنيم.»

اين بخش هايي از سخنان محمود احمدي نژاد رئيس دولت دهم است درباره نياز به خريد سوخت 20 درصد (75/19 درصد) براي رآکتور تهران و اينکه حاضر است با هر کسي که تمايل داشته باشد آن را در اختيار ايران قرار دهد، گفت وگو شود.

و به اين شکل از نشست ژنو تا نشست وين، 17 روز طول کشيد تا چهار کشور ايران، امريکا، فرانسه و روسيه امضاي خود را پاي قراردادي بنشانند که آژانس بين المللي انرژي اتمي مسوول تنظيم آن بود.

ايران در ارديبهشت ماه سال جاري در نامه يي به آژانس خواستار تامين سوخت رآکتور تهران شد و اعلام کرد در صورت همکاري نکردن آژانس در اين رابطه خود اقدام به توليد سوخت خواهد کرد و اين گونه نشست ژنو و بعد از آن وين، پيش رفت تا يکي از پرتعامل ترين جلسات هسته يي ايران و غرب درباره موضوع اتمي ايران برگزار شود.

ايران تاکنون حدود يک تن اورانيوم غني شده کمتر از پنج درصد توليد کرده است و حين مذاکرات و پس از آن هشدار داد چنانچه گفت وگوهاي وين در کمک به اين کشور براي دستيابي به سوخت از خارج با شکست روبه رو شود، خود به غني سازي بيشتر تا سطح لازم براي يک رآکتور تحقيقاتي خواهد پرداخت. اما به نظر مي رسد قبل از آنکه چنين اقدامي از سوي تهران تنش ها را در بن بست بر سر برنامه هسته يي ايران تشديد کند، طرفين به توافقي تازه رضايت دادند که مطابق آن قرار است تمام اورانيوم با غناي پايين ايران تا پيش از پايان سال جاري از تاسيسات نطنز به روسيه ارسال شود و سپس فرانسه به عنوان بخشي از اين معامله، چهار سلول سوختي را براي رآکتور تحقيقاتي تهران توليد خواهد کرد. امريکا نيز در اين پروژه حضور غيرمستقيم دارد چون خريد مستقيم از امريکا به لحاظ سياسي غيرممکن است.

سوخت رآکتور تحقيقاتي تهران که ايزوتوپ هاي پزشکي توليد مي کند و به شناسايي و مداواي نزديک به 10هزار بيمار در هفته کمک مي کند تا پايان سال 2010به پايان خواهد رسيد. اين رآکتور بيش از 40سال قبل به وسيله امريکا براي ايران ساخته شد و در ابتدا اورانيوم با غناي لازم در حد تسليحاتي (با غناي 93درصد) در اختيار آن قرار گرفت اما پس از پيروزي انقلاب ايران در سال 1937 امريکا از ارائه سوخت خودداري کرد. ايران تاکيد دارد امريکا همچنان ميليون ها دلار بابت سوختي که به ايران تحويل نداده، به اين کشور بدهکار است. در سال 1987نيز ايران با کمک آژانس بين المللي انرژي اتمي با آرژانتين به توافق رسيد تا هسته اين رآکتور را براي استفاده از اورانيوم با غناي نزديک به 20درصد تغيير دهد. در1993هم حدود 50 پوند سوخت از آرژانتين به ايران منتقل شد.

اکنون سوخت تامين شده به وسيله آرژانتين رو به اتمام است و با تحولات رخ داده اخير، فرصت مناسبي براي غرب پيش آمده تا با توجه به نياز ايران به تامين سوخت رآکتور مذکور به محک مجدد وضعيت به وجودآمده بپردازد. به همين خاطر پاريس، مسکو و واشنگتن از ابتکاري که شرحش رفت، با تاکيد بر اينکه اگر به طور موثر با شروط اجرا شود استقبال زيادي کردند چرا که معتقدند با خروج تمام اورانيوم غني شده ضعيف ايران، خطر استفاده از اين اورانيوم براي توليد يک سلاح هسته يي کاهش مي يابد. در همين راستا مذاکرات ژنو و وين روند گفت وگوهاي به بن بست کشيده شده را به مسير عادي خود بازگرداند.

در اين ميان عده يي از ديپلمات هاي غربي معتقد بودند معامله انجام شده بر سر تبادل سوخت اتمي بين ايران و قدرت هاي جهان نمي تواند بحران اتمي ايران را حل کند اما مي تواند براي جامعه بين الملل زمان بخرد. غرب در حالي تهران را متهم به تلاش براي دستيابي به تسليحات اتمي مي کند که آژانس بين المللي انرژي اتمي تاکنون مدرکي دال بر اثبات اين ادعا ارائه نداده است. با اين وجود برخي از منتقدان سياست مذاکره با ايران باراک اوباما معتقد هستند معامله انجام شده مي تواند راهي براي ايران به منظور گريز از تحريم هاي بين المللي بيشتر و حتي حمله نظامي به تاسيسات اتمي اين کشور باشد.

آنها از اين منظر ايران را برنده مذاکرات اخير مي دانند و مي گويند بزرگ ترين برنده اين مناقصه هسته يي فقط تهران است. اين استدلال اگرچه مي تواند درست باشد و مانعي در مسير تشديد تحريم هايي عليه ايران شود که هم اکنون مقدمات تصويب آنها در امريکا فراهم شده است اما نکته اينجاست که به گفته کارشناسان هسته يي اگر سانتريفوژهاي ايران همچنان به فعاليت شان با روند کنوني ادامه دهند در اين صورت اين کشور به سادگي مي تواند تا سال آينده همين ميزان اورانيوم کم غني شده را داشته باشد و به زعم يکي از مقامات غربي همه به نقطه اول برمي گردند.

با اين حال اين نگراني جدي براي غرب محسوب نمي شود چرا که همين چند وقت پيش بود که محمد البرادعي مديرکل آژانس در آخرين گزارش خود درباره فعاليت هاي هسته يي ايران تصريح کرد «اگرچه دستگاه هاي سانتريفوژ جديدي به تاسيسات اتمي ايران اضافه شده اما از شدت فعاليت آنها کاسته شده است و سطح اورانيوم غني شده کاهش يافته است.»

اهميت اين مساله به قدري براي ساکن فعلي کاخ سفيد زياد است که براي دستيابي به آن، از مدت ها قبل شروع به رايزني با متحدان خود کرده بود. به همين خاطر شخص اوباما در سه مرحله از مذاکرات در کشورهاي مختلف درباره اين موضوع در چهار ماه اخير شرکت کرد. به عنوان نمونه در اوايل ماه جولاي بود که اوباما به همراه گري سيمور مشاور مسائل خلع سلاح اتمي اش به مسکو سفر کرد و به روس ها گفت اگر ايرانيان توافق کنند که محموله اورانيوم کم غني شده شان را به روسيه بفرستند در اين صورت شما امکان غني سازي آن را خواهيد داشت و بعد فرانسوي ها هم آنها را به فرم مخصوصي براي استفاده در رآکتور تهران و نه در برنامه اتمي نظامي، بدل خواهند کرد و در نهايت اورانيوم غني شده قوي به ايران ارسال مي شود. روس ها نيز که پيش از اين به خاطر برخي ملاحظات ديپلماتيک در رابطه با تهران، همواره در ظاهر مخالف تشديد تحريم ها عليه ايران بوده اند به شدت از اين پيشنهاد استقبال کردند. به عنوان نمونه وقتي گري اين ايده را براي سرگئي کرينکو رئيس آژانس انرژي اتمي روسيه و سرگئي ريباکف معاون وزير امور خارجه روسيه مطرح کرد هر دوي آنها فوراً گفتند که اين ايده يي عالي است. با اين حال روسيه خواست کشور ديگري سوخت غني شده را بگيرد و آن را به ميله هاي فلزي تهيه شده از آلياژ اورانيوم- آلومينيوم- تبديل کند که مي تواند در رآکتور به کار گرفته شود. بنابراين فرانسه براي اين کار در نظر گرفته شد.

ايران هم که سوخت هسته يي لازم براي عمليات پزشکي اش رو به اتمام است و هم آن گونه که شيرزاديان سخنگوي آژانس انرژي اتمي گفت «از نظر اقتصادي براي ما به صرفه تر است که سوخت رآکتور تهران را به طور يکجا خريداري کنيم تا اينکه بخواهيم براي حدود200کيلوگرم خط توليد اورانيوم با غناي پنج درصد را براي تامين سوخت با غناي 20درصد تغيير دهيم. از اين رو به آژانس اعلام کرديم به اين مقدار سوخت نياز داريم و مديرکل آژانس اقداماتي را در اين باره انجام داد.»

اما نکته يي که مطرح است اينکه نمي توان به راحتي آنچه را که در انتظار ايران است، پيش بيني کرد چرا که به نظر نمي رسد کشورهاي طرف مذاکره با ايران به خصوص دولت روسيه در بلندمدت به راحتي اين سوخت را در اختيار ايران بگذارند يا سوخت مورد نظر ايران را تامين کنند مگر اينکه مقداري زمان بگذرد تا همه چيز شفاف تر شود. از سوي ديگر اگر به گذشته روسيه و رفتار روس ها به ايران نگاهي بيندازيم، متوجه مي شويم روس ها سابقه آنچنان درخشاني از خود بر جا نگذاشته اند و ما نيز با توجه به آنچه در گذشته از آنها در ذهن داريم از قرارداد ترکمانچاي گرفته و قرارداد گلستان تا اشغال نواحي شمال ايران در جنگ جهاني دوم نمي تواند چراغ روشني نسبت به آينده از آنها براي ما ترسيم کند.

شايد بهتر باشد اين اصطلاح را براي آنها به کار برد که روس ها متحد غيرمعتمد هستند. ما در اين چند سال نزديک به شش مذاکره با امريکا داشتيم. دو مذاکره در رابطه با افغانستان، دو مذاکره در رابطه با عراق و دو مذاکره هم بر سر مساله هسته يي بود. اما مشکل اصلي ما امريکا است و اگر ما بتوانيم از امريکا به عنوان يک دالان براي حل اين مشکل استفاده کنيم، بهتر از آن است که مشکل را با روسيه حل کنيم.

ما نمي توانيم آينده را با توجه به گذشته يي که روس ها و فرانسوي ها از خود بر جا گذاشته اند پيش بيني کنيم. از سوي ديگر بن مايه آغاز مذاکرات ژنو و ادامه آن در وين، بازسازي اعتماد بين ايران و 1«5 بود. براي ايجاد اين اعتماد هم بايد طرفين هزينه مي کردند. به نظر مي رسد تا اينجاي کار مذاکره کنندگان ايراني سهم خود را در ورود به مذاکرات پذيرفته اند و از آنجايي که هنوز هيچ يک از طرفين نمي گويند مذاکره پايان پذيرفته يا شکست خورده، مي توان اميدوار بود يکي از گره هاي زده شده بر پرونده هسته يي ايران در آستانه باز شدن است.نويسندگان:مريم جمشيدي-احمد بخشايشي
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: