کد خبر:۲۸۴۸
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۱
تعداد بازدید: 2116
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
چند حادثه
غيرت مرد شيليايي جانش را گرفت
رسانه هاي دولتي شيلي اعلام کردند: مرد جواني پس از آنکه تصوير نامزد خود را در يک سايت غيراخلاقي مشاهده کرد، از شدت ناراحتي خود را حلق آويز کرد.
غيرت مرد شيليايي جانش را گرفت

رسانه هاي دولتي شيلي اعلام کردند: مرد جواني پس از آنکه تصوير نامزد خود را در يک سايت غيراخلاقي مشاهده کرد، از شدت ناراحتي خود را حلق آويز کرد.

به گزارش ايسنا، رئيس اداره پليس مرکزي شيلي در مصاحبه اي با آسوشيتدپرس گفت: در نامه اي که اين مرد جوان 26 ساله پيش از خودکشي نوشته است، به اين مسأله اشاره کرده که حين جستجو در اينترنت، با سايتي مواجه شده است که در آن تصاوير غيراخلاقي از نامزدش به نمايش گذاشته شده و اين عامل باعث شده او دست به خودکشي بزند.


----------------------------


حكم دادگاه براي بچه‌دار شدن زوج نازا

زوج جوان پس از 9 سال زندگي مشترك وقتي مطمئن شدند بچه‌دار نمي‌شوند با حكم دادگاه خانواده صاحب فرزند شدند.

اواخر سال گذشته زوجي با مراجعه به مجتمع قضايي خانواده تهران، دادخواستي به سرپرست دادگاه خانواده تهران مستقر در ميدان ونك تسليم كردند. الناز – 31 ساله – در اين باره گفت: 9 سال قبل با همسرم «امير» كه كارمند يك شركت خصوصي است در يك جشن عروسي آشنا شده و پس از مدتي به خاطر احساس علاقه شديد با مهريه 114 سكه طلا پاي سفره عقد نشستيم. خوشبختانه زندگي آرام و راحتي داشتيم كه دو سال بعد به اصرار خانواده و براي گرمتر شدن كانون زندگي‌مان تصميم گرفتيم بچه‌دار شويم. اما پس از يك سال متوجه حقيقت تلخي شديم. من و همسرم بچه‌دار نمي‌شديم. به همين‌خاطر براي درمان به چند پزشك متخصص مراجعه كرديم. اما پس از چند سال مشخص شد كه رؤياي شيرين مادر شدن را بايد براي هميشه فراموش كنم.اين درحالي بود كه برخي اقوام و اطرافيان نيز با حرف‌‌‌هاي نيش‌دار و كنايه‌هايشان، آزارمان مي‌دادند. اما اين حرف‌ها در من و همسرم كه با عشق و علاقه ازدواج كرده‌ايم تأثيري نداشت. به خاطر علاقه اي كه بين ما وجود دارد نه امكان جدايي‌ وجود دارد و نه مي‌توانيم خانه اي بدون فرزند داشته باشيم. درنتيجه به فكر گرفتن بچه از بهزيستي افتاديم. اما سرپرستي فرزندخوانده شرايط ويژه و خاصي دارد كه از عهده ما خارج بود. تا اين كه توسط يكي از دوستان مطلع شديم مي‌توانيم از طريق «اهداي جنين»، صاحب فرزند شويم كه روزنه اميدي در زندگي‌مان نمايان شد.امير – 40 ساله – نيز با تأييد حرف‌‌‌هاي همسرش، گفت: ما زندگي خوبي داريم اما همسرم بخاطر نداشتن بچه در خانه احساس كمبود عاطفي مي‌كند؛ چرا كه او عاشق بچه است. حالا هم پس از مشورت با دوستان و آشنايان و تحقيق درباره «اهداي جنين»، به دادگاه آمده‌ايم تا كمكمان كنيد.رئيس مجتمع قضايي خانواده پس از شنيدن اظهارات زن و شوهر جوان پرونده را به يكي از شعبه‌‌‌هاي دادگاه ارجاع داد.قاضي نيز از مأموران كلانتري خواست درباره صلاحيت اخلاقي و وضعيت اجتماعي زوج جوان تحقيق كنند.از سوي ديگر زن و شوهر با دستور قضايي به پزشكي قانوني معرفي شدند تا درباره مشكلات و علت نازايي‌شان اظهارنظر كنند.مدتي بعد زوج جوان براي پيگيري پرونده به دادگاه مراجعه كرده بودند كه قاضي لبخندزنان گفت: خوشبختانه تحقيقات نشان داده شما صلاحيت دريافت جنين را داريد. كارشناسان پزشكي قانوني هم اعلام كرده‌اند شما صاحب فرزند نخواهيد شد. درنتيجه دادگاه بدون هيچ مشكلي حكم «جنين اهدايي» را صادر كرده و شما مي‌توانيد به يكي از مراكز تخصصي مراجعه كنيد. زوج جوان پس از دريافت حكم قانوني، درحالي كه اشك مي‌ريختند با خوشحالي، دادگاه را ترك كردند.جواد صادقي – رئيس مجتمع دادگاه خانواده - درباره «اهداي جنين» به زوج‌‌‌هاي نابارور گفت: خوشبختانه قانون «اهداي جنين» براي اجرا به دادگستري و وزارت بهداشت ابلاغ شده است. اين قانون مربوط به زوج‌هايي است كه نابارورند و از طريق دادگاه مي‌توانند به مراكز «اهداي جنين» مراجعه كنند تا صاحب فرزند شوند.وي درباره شرايط درخواست‌كنندگان، گفت: زوج‌هايي كه بارور نمي‌شوند مي‌توانند با مراجعه به دادگاه و ارائه دادخواست تقاضاي «اهداي جنين» نمايند. بنابراين پس از اثبات ناباروري زن و شوهر و بررسي پرونده نازايي و اينكه زوج از نظر سلامت جسماني و اخلاقي مشكلي ندارند دادگاه حكم به دريافت «اهداي جنين» از زوجين شرعي خواهد داد. بدين‌ترتيب زوج‌‌‌هاي نابارور به مراكز معتبر معرفي مي‌شوند.
وي در ادامه گفت: دادگاه براي زوج‌‌‌هاي نازا فقط براي يك فرزند حكم صادر خواهد كرد و فرزند متولد شده به طور قانوني فرزند آنها خواهد بود. دكتر محمدرضا نوروزي نايب رئيس شوراي عالي نظام پزشكي و رئيس انجمن باروري و ناباروري ايران نيز در اين‌باره گفت: خوشبختانه با تمهيداتي كه از سوي مجلس، شوراي نگهبان و دولت براي حل مشكلات ناباروري زوج‌ها درنظر گرفته بسياري از پرونده‌‌‌هاي طلاق مختومه شده است، اختلاف‌‌‌هاي شديد خانوادگي بخش قابل توجهي از زوج‌ها نيز با استفاده از مزايا و تسهيلات اين قوانين بشدت كاهش يافته است.به گفته وي با توجه به اين كه حدود 15 درصد زوج‌‌‌هاي كشور نازا هستند، اهداي جنين و تخمك از بهترين و كم‌هزينه‌ترين روش‌ها براي درمان مشكلات زوج‌‌‌هاي نازاست.ايران


--------------------------


داماد بعد از جاري شدن صيغه عقد فرار کرد

دختر جواني که يک ساعت پس از جاري شدن خطبه عقد، همسرش متواري شده بود براي روشن شدن تکليف زندگي اش به دادگاه مراجعه کرد. اين دختر 22 ساله به نام سميه با مراجعه به دادگاه خانواده با اظهار اينکه ديگر تحمل ادامه اين وضعيت را ندارد، گفت؛ هشت ماه پيش، محمد که از بستگان يکي از دوستانم است، به خواستگاري ام آمد و پس از يک جلسه گفت وگو با مهريه 500 سکه تمام بهار آزادي به عقد هم در آمديم، اما وي از يک ساعت پس از جاري شدن خطبه عقد متواري شد و فقط يک هفته بعد با تلفن همراهم تماس گرفت و گفت به خاطر اينکه موهاي سرم بي رنگ است، نمي تواند با من زندگي کند. هنگامي که حرف هايش را شنيدم به سراغ پدر و مادرش رفتم که آنها نيز حرف هاي پسرشان را تاييد کردند. وي ادامه داد؛ اکنون حدود هشت ماه است که هيچ خبري از همسرم ندارم به همين دليل به دادگاه آمدم تا تکليفم را زودتر مشخص کنم. قاضي دادگاه پس از ثبت اظهارات دختر جوان، رسيدگي به پرونده وي را تا اخذ تصميمات مقتضي به جلسه ديگر موکول کرد.


-------------------------


قرار مجرميت دو تبهكار صادر شد

كلاهبرداري‌هاي ميلياردي نويسنده كتاب « چگونه پولدار شدم»

نويسنده كتاب «چگونه پولدار شدم» كه چندي قبل همراه همدستش به اتهام كلاهبرداري دو ميليارد و 680 ميليون توماني از 260 نفر دستگير شده است، مجرم شناخته شد. دكتر قلابي داراي مدرك تحصيلي سوم راهنمايي است و تاكنون 11 بار به اتهام جرايم مختلف از جمله كلاهبرداري بازداشت و زنداني شده است.

براساس اوراق موجود در پرونده، اوايل ارديبهشت مرد جواني با مراجعه به شعبه اول دادسراي فرودگاه مهرآباد با تسليم شكايتي به بازپرس «بهروز مهاجري»، گفت:«از مدتي قبل تصميم به سرمايه‌گذاري داشتم كه با آگهي شركت «سماء» روبرو شدم كه مدعي بود در زمينه تأسيس فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي مواد غذايي فعاليت دارد.پس از مراجعه به شركت با فردي به نام «مسعود» كه خود را يكي از مسئولان شركت معرفي مي‌كرد آشنا شدم. او نيز در مدت كوتاهي باچرب‌زباني و حرف‌هاي فريبنده و وعده‌هاي توخالي‌اش اعتمادم را جلب كرد. من هم به تصور اينكه با سرمايه‌گذاري در اين شركت به سود قابل‌توجهي مي‌رسم توسط مسعود به مديرعامل شركت معرفي شدم. درمرحله اول نيز 10ميليون تومان به او پرداختم. مديرعامل شركت نيز براي حسن اجراي قرارداد سند دودانگ از آپارتماني را به نام من منتقل كرد و قرار شد علاوه بر مبلغ سرمايه‌گذاري، ماهيانه مبلغي نيز به عنوان سود دريافت كنم.حدود چهارماه از شركت سود دريافت كردم تا اين كه ماه پنجم وقتي براي دريافت سود رفتم با درهاي بسته روبرو شدم.
پس از كمي تحقيق دريافتم شركت قلابي بوده است. پس از بررسي وضعيت آپارتماني هم كه دو دانگش به نام من ثبت شده بود پي بردم در اين زمينه نيز نقره‌داغ شده‌ام. چرا كه سهم من به فرد ديگري فروخته شده بود.»قاضي پرونده پس از شنيدن اظهارات مالباخته، دستور شناسايي و بازداشت دو مرد شياد را صادر كرد. اين در حالي بودكه در مدت كوتاهي شكايت‌هاي 259 زن و مرد فريب‌خورده ديگر نيز در دادسرا مطرح شد. آنها مدعي بودند مبالغي بين دو تا 180 ميليون تومان به تبهكاران پرداخته‌اند.بدين ترتيب مأموران پليس با دستور قضايي به تحقيق در اين باره پرداخته و با كمك مالباختگان به چهره‌نگاري رايانه‌اي از دو متهم فراري پرداختند. سرانجام مأموران پس از يك ماه تعقيب و مراقبت و رديابي‌هاي پليسي مديرعامل را در شرق تهران شناسايي و دستگير كردند.وي در بازجويي‌ها نزد بازپرس پرونده، اتهام كلاهبرداري دو ميليارد و 680 ميليون توماني از 260 مالباخته را پذيرفت و در اين باره گفت: مسعود مغز متفكري در طراحي نقشه‌هاي كلاهبرداري دارد.او سال 83 به اتهام كلاهبرداري يك ميليارد توماني از 400 نفر بازداشت و زنداني شده بود تا اينكه چند ماه قبل به مرخصي آمد اما ديگر به زندان بازنگشت. بعد هم با چرب زباني اعتمادم را جلب كرد. بنابراين با اجاره چند مغازه در شرق تهران، فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي موادغذايي راه انداخت.نام فروشگاه‌ها را نيز شركت «سماء» گذاشت. مرا هم به عنوان مديرعامل شركت انتخاب كرد.وي در ادامه گفت: مسعود با انتشار آگهي و تبليغات گسترده تحت عنوان «سرمايه‌گذاري با سود كلان» از متقاضيان دعوت به همكاري مي‌كرد. بعد هم طبق نقشه، براي اينكه افراد ساده‌دل به قلابي بودن شركت پي نبرند، براي حسن اجراي قرارداد، به افرادي كه كمتر از 10 ميليون تومان مي‌پرداختند سفته و يا اسناد مالي ديگر مي‌داد. به سرمايه‌گذاراني هم كه بيش از 10 ميليون تومان مي‌پرداختند دو دانگ از آپارتمان‌هايي كه با پول مردم خريده بود را واگذار مي‌كرد ماهيانه نيز از پول‌هاي مردم سودي به خودشان مي‌پرداختيم و بدين ترتيب به سرمايه‌گذاران جديد را به شركت مي‌كشانديم.با اعتراف‌هاي مديرعامل شركت قلابي، مأموران سرانجام با رديابي‌هاي ويژه پليسي مسعود را شناسايي و دستگير كردند، در بررسي سوابق او نيز مشخص شد مرد تبهكار 11 فقره سابقه كلاهبرداري و جرايم مشابه دارد.براين اساس بازپرس مهاجري پس از پايان تحقيقات، مهدي – مديرعامل- را با وثيقه دو ميليارد تومان و مسعود – طراح و مغز متفكرشركت – را با وثيقه يك ميليارد تومان به زندان فرستاد.همچنين بازپرس پس از تحقيقات تكميلي به استناد دلايل و مستندات پرونده و اعتراف‌هاي متهمان هر دو را مجرم شناخت. پس از صدور قرار مجرميت و كيفرخواست پرونده براي رسيدگي به دادگاه ارسال خواهد شد.
اظهارات يك مقام آگاه
يك مقام آگاه درباره كلاهبرداري‌هاي ميلياردي دو شياد به خبرنگار ما گفت: مسعود ـ مرد چند چهره و مغز متفكر كلاهبرداري‌ها ـ در سال 83 با تشكيل دو شركت به نام هاي «ارمغان سازه» و «حكيم كارت» به بهانه فروش سيم كارت تلفن همراه با قيمت مناسب و فروش خودرو به صورت ليزينگ از 400 مالباخته حدود يك ميليارد تومان كلاهبرداري كرده بود كه با شكايت آنها و پس از چند ماه فرار دستگير و زنداني شده بود تا اين كه با دريافت مرخصي آزاد شد و مرحله جديد كلاهبرداري‌هايش را آغاز كرد.وي كه داراي مدرك تحصيلي سوم راهنمايي است خود را به عنوان دكتر اقتصاد يا نويسنده معروف و موفق معرفي مي‌كرد. او حتي براساس آموخته‌هايش در زندان كتابي به نام «چگونه پولدار شدم» را چاپ و منتشر كرد. ايران


----------------------------

در دادگاه

بهانه زن دوم براي انتقام از شوهر

عروس خانم چند ماه پس از ازدواج، وقتي پي برد همسر دوم شوهرش است، در پي درگيري‌هاي شديد، همسرش را به خاطر فروش سيم كارت تلفن همراه نيز به دادگاه كشيد.
زن جواني به نام «هديه» به دادسراي سعادت‌آباد مراجعه و از همسرش به اتهام فروش غيرقانوني سيم كارت تلفن همراهش شكايت كرد. وي درباره علت اختلاف و مشكلات زندگي‌اش گفت: حدود يك سال قبل با مرد ميانسالي آشنا شدم كه خود را مجرد معرفي مي‌كرد. با وجود آن كه از نظر شغلي و وضعيت ظاهري از موقعيت‌هاي خوبي براي ازدواج بهره‌مند بودم و خواستگاران زيادي داشتم، با اين وجود «حميد» را شايسته‌تر از ديگران ديدم و به خاطر موقعيت تحصيلي و اجتماعي‌اش، به او پاسخ مثبت دادم. در حالي كه خودم را خوشبخت‌ترين دختر فاميل مي‌دانستم، خيلي زود مقدمات ازدواج‌مان فراهم شد و زندگي مشترك‌مان را آغاز كرديم. اما كم كم به رفتارها و نوع زندگي «حميد» مشكوك شدم تا اين كه پس از بررسي پيامك‌هاي تلفني‌اش در كمال ناباوري دريافتم او داراي همسر و دو فرزند است و اين راز را از من مخفي نگه داشته است. در حالي كه كاخ رؤياهايم را ويران شده مي‌ديدم، احساس كردم آينده‌ام به همين سادگي تباه شده است. بلافاصله نيز اختلاف‌هايمان اوج گرفت تا اين كه از او به اتهام «فريب در ازدواج» در دادسرا شكايت كردم. اما وي ادعا كرد به خاطر اختلاف با همسر اولش، سال‌هاست جدا از هم زندگي مي‌كنند و در آستانه طلاق قرار دارند و از من نيز مهلت خواست. اما وقتي فهميدم دروغ مي‌گويد، تمام مهريه‌ام را اجرا گذاشتم و او براي فرار از پرداخت مهريه، تمام اموالش را به نام همسر اولش منتقل كرد. حتي سند تلفن همراه و فتوكپي شناسنامه‌ام را به سرقت برد و با همدستي همسر اولش، آن را به نام خودش كرد. بنابراين تقاضاي پيگيري اين موضوع را دارم.
از سوي ديگر، شوهر شاكي پس از حضور در دادسرا درباره شكايت همسرش گفت: او از ازدواج سابقم باخبر بود و هرگز فريبش ندادم. چند ماه قبل هم يك فقره چك 400 هزار توماني به برادرش دادم تا برايم سيم كارت تلفن همراه بخرد. البته سند را به نام «هديه» زدم تا اين كه يك سال بعد همسرم در يك دفتر خدمات ارتباطي حاضر شد و آن را به نامم منتقل كرد. بنابراين ادعاهايش كاملاً بي‌اساس است چرا كه حاضر نيستم به خاطر يك خط تلفن همراه آبروي اجتماعي‌ام خدشه‌دار شود. ضمن آن كه تاكنون حدود 80 ميليون تومان به وي هداياي مختلف از جمله يك خودروي گران‌قيمت داده‌ام؛ پس سيم كارت برايم بي‌ارزش است.
بازپرس پس از شنيدن اظهارات مرد، دستور احضار برادر همسرش را صادر كرد و همزمان متصدي دفتر خدمات ارتباطي را نيز به دادگاه فرا خواند.
برادر شاكي در مورد ادعاي دامادشان گفت: او دروغ مي‌گويد. دو سال پيش چك را بابت مخارج تعمير خودرويش به من سپرد كه به مسئول تعميرگاه بدهم. براي اثبات حرفم شاهد هم دارم. اما سيم كارت را خواهرم خريداري كرد و هيچ وقت هم قصد فروشش را نداشت.
متصدي دفتر خدماتي تلفن همراه نيز به بازپرس گفت: متهم همراه زني به دفتر مراجعه كرد و سند زد اما آن روز شاكي را نديدم.
بدين ترتيب قرار مجرميت مرد ميانسال به اتهام فروش مال غير صادر شد و پرونده براي صدور رأي در اختيار شعبه 1175 دادگاه عمومي تهران قرار گرفت. قاضي پرونده نيز پس از دريافت آخرين دفاعيات متهم، وي را به يك سال زندان و پرداخت 5 ميليون ريال جزاي نقدي به نفع صندوق دولت محكوم كرد كه اين حكم مورد تأييد هيأت قضايي شعبه 42 دادگاه تجديدنظر استان تهران قرار گرفت.



---------------------------


زن آتش‌افروز ، خانه شوهرش را آتش زد

 زن جوان وقتي نتوانست حضانت 2 فرزندش را از شوهر سابق خود بگيرد، پس از آتش زدن محل سكونت و خودروي پدر بچه‌هايش دستگير شد.
به گزارش «جام‌جم»، هفته گذشته مردي به شعبه نهم بازپرسي دادسراي عمومي و انقلاب ناحيه 2 تهران رفت و از همسر سابقش به اتهام آتش زدن خودروي خود شكايت كرد. شاكي در اظهاراتش به بازپرس رنگ‌آميز گفت: چند ماه قبل، به خاطر اختلاف‌هايي كه با هم پيدا كرديم، از هم جدا شديم و او حضانت 2 فرزندمان را به من سپرد.

يك ماه پس از جدايي، همسر سابقم مزاحمت‌هايش را آغاز كرد، اوايل با ارسال پيامك و تماس تلفني ايجاد مزاحمت مي‌كرد كه به اوضاع توجهي نمي‌كردم و گمان مي‌بردم به خاطر تنهايي و دوري از 2 فرزندمان، قصد دارد مرا اذيت كند تا بچه‌ها را تحويل وي دهم.

همچنان مزاحمت‌هايش ادامه داشت، تا اين‌كه تصميم گرفتم براي اين‌كه به فرزندانم آسيبي نرسد يا مادرشان در غياب من، آنها را با خود نبرد، پرستاري استخدام كنم تا از آنها نگهداري كند و تا عصر هر روز كنار آنها بماند تا من از محل كارم به خانه بازگردم.

تهديد به قتل از سوي همسر سابق

مرد شاكي ادامه داد: مزاحمت‌هاي اين زن به همين‌جا ختم نمي‌شد. همسر سابقم با تماس‌هاي تلفني مرا تهديد به قتل و سوزاندن من و فرزندانم كرد. با شنيدن اين تهديدها، از پرستار خانگي خواستم از فرزندانم بيشتر مراقبت كند.

شاكي اضافه كرد: يك ماه قبل از آتش‌سوزي خودرويم، در محل كارم بودم كه همسر سابقم تلفن كرد و قهقهه‌زنان گفت؛ خانه‌ات اكنون در آتش مي‌سوزد، اگر از من شكايت كني، تو را هم به قتل مي‌رسانم و بعد تلفن را قطع كرد. با شنيدن حرف‌هاي تهديدآميز وي، هراسان از محل كارم خارج شدم و به خانه بازگشتم و متوجه شدم گفته‌هايش صحت دارد و او قبل از حضور من در خانه، اقدام به آتش‌سوزي كرده كه با هوشياري ساكنان مجتمع ناكام مانده بود و پرستار و 2 فرزندم جان سالم به در برده بودند و در ادامه اين اقدام، وي خودروي مرا هم در پاركينگ به آتش كشيده است و همسايه‌ها، وي را هنگام خروج از آپارتمان مشاهده كرده‌اند.

همسايه‌ها به اقدام زن آتش‌افروز شهادت دادند

پس از شكايت اين مرد، پرونده‌اي تشكيل و به اداره آگاهي تهران ارسال شد.

ماموران با عزيمت به محل حادثه به تحقيق از شاهدان حادثه پرداختند كه معلوم شد زن سابق شاكي با حضور در مجتمع و با ريختن بنزين روي خودروي مدل بالاي شوهر سابقش،‌ آن را به آتش كشيده و يك ماه قبل هم پرستار خانگي و 2 فرزند شاكي را در يكي از اتاق‌هاي خانه به مدت چند ساعت زنداني كرده و بعد با آتش‌زدن خانه فرار كرده بود كه با هوشياري يكي از همسايه‌ها و تماس وي با پليس و مركز 125 آتش‌نشاني، ماموران به محل عزيمت كردند و با مهار آتش، 2 كودك و پرستار محبوس شده در يكي از اتاق‌هاي خانه را از مرگ حتمي نجات داده‌اند و زن آتش‌افروز پس از تماس با يكي از همسايه‌ها، او و ديگر ساكنان مجتمع را تهديد به قتل و به آتش كشيدن محل زندگي‌اشان كرده و خواسته بود تا شوهر‌سابقش را از شكايت كردن منصرف كنند و در غير اين صورت، تا چند روز ديگر نقشه خود مبني بر قتل‌عام ساكنان مجتمع و آتش‌زدن اين محل را عملي مي‌كند.

با مشخص شدن اين موضوع، زن آتش افروز تحت تعقيب قرار گرفت و چند روز قبل دستگير شد. با انتقال وي به مركز پليس، او مورد بازجويي قرار گرفت و به جرم خود اعتراف كرد.

اعتراف زن آتش‌‌افروز به تهديدهاي مرگ‌آور

يلدا متهم در اظهاراتش به پليس گفت: پس از جدايي از شوهرم، دلواپس بچه‌ها بودم و هر روز كابوس دوري از آنها رهايم نمي‌كرد. بنابراين چند بار با شوهر سابقم ملاقات كردم تا او راضي شود و حضانت فرزندانم را به من تحويل دهد، اما بي‌فايده بود و حتي در يكي از ملاقات‌‌ها، او در قبال حضانت بچه‌ها، يك فقره چك سفيد امضا از من دريافت كرد و قرار شد 2 هفته‌اي، حضانت آنها را در اختيار من قراردهد اما كاري از پيش نبرد و ادعا كرد چكي از من دريافت نكرده است.

بناچار در يكي از دادسراها از او شكايت كردم كه پرونده آن مفتوح است.

وقتي موفق به دريافت يك فقره چكم و حضانت بچه‌ها نشدم، تصميم به انتقام از شوهرم گرفتم؛ يك بار خانه‌اش را به آتش كشيدم،‌ اما اشتباه من ممكن بود جان 2 فرزندم را هم بگيرد، چرا كه روز حادثه آنها در خانه بودند. اما اين كار هم شوهرم را متوجه اشتباهاتش نكرد و در ادامه، خودرويش را آتش زدم و او و ساكنان مجتمع را تهديد به قتل و آتش زدن مجتمع كردم و حالا متوجه شدم اشتباه كرده‌ام و تقاضاي بخشش دارم.

بنا بر اين گزارش ، قرار قانوني از سوي بازپرس رنگ‌آميز، رئيس شعبه نهم دادسراي ناحيه 2 تهران براي زن متهم صادر شد.


----------------------------


ترفند عجيب دختر 19ساله براي سرقت خودرو

دختر 19ساله يي که با ترفندي خاص دو خودرو را از چنگ صاحبان شان بيرون کشيده بود با انجام رديابي تلفني در قزوين به دام افتاد.

چند روز قبل مردي 40 ساله که مدعي بود خودرواش توسط يک دختر جوان سرقت شده است به دادسراي ناحيه 27 تهران رفت و خواستار پيگيري ماجرا شد. او به اميراسماعيل رضوانفر رئيس شعبه چهارم دادياري گفت ديروز سوار بر خودروي پژو 206 خود از محل کار به خانه برمي گشتم. وقتي پشت يک چهارراه توقف کردم يک پرايد نيز که دختري جوان آن را مي راند کنار خودروي من متوقف شد. دختر جوان از من خواست شيشه ماشين را پايين بکشم. من که گمان مي کردم او کار مهمي دارد اين کار را انجام دادم اما او سر صحبت را با من باز کرد و تا چند لحظه قبل از سبز شدن چراغ راهنمايي با من صحبت کرد. او دختر بانشاط و پرانرژي بود و به همين دليل از او خوشم آمد. راننده پرايد پيشنهاد داد براي تنوع دقايقي خودروهايمان را با هم عوض کنيم. من هم قبول کردم. او بلافاصله مدارک پرايد و شماره تماسش را به من داد و ماشين هايمان را با هم عوض کرديم. همان لحظه هم چراغ سبز شد و هر دو به راه افتاديم. در بزرگراه به دنبال هم مي رانديم. اين کار هيجان زيادي داشت و هر دو از انجام حرکات مارپيچ لذت مي برديم. اما پس از دقايقي راننده پرايد از طريق يکي از خروجي هاي بزرگراه از مسير خارج شد و من نتوانستم دنبال او بروم. تا ساعت ها بزرگراه هاي اطراف را به دنبال دختر جوان گشتم اما او را پيدا نکردم. در پي اين اظهارات مدارک خودروي پرايد که در اختيار شاکي بود به دقت مورد بررسي قرار گرفت و مشخص شد اين اتومبيل مسروقه و دزديده شدن آن چند روز قبل به پليس گزارش شده است. بنابراين جرم دختر جوان براي پليس محرز و شماره تلفني که شاکي از او در اختيار داشت رديابي شد. کارشناسان مخابرات پس از انجام بررسي هاي تخصصي اعلام کردند از تلفن همراه مورد نظر در قزوين استفاده مي شود. به همين علت گروهي از ماموران براي دستگيري سارق جوان رهسپار اين شهر شدند و با مشخص شدن مکان دقيق حضور متهم وي را دستگير و به تهران منتقل کردند. پس از انجام بازجويي هاي مقدماتي از متهم که بهنوش نام دارد و 19ساله است وي صبح ديروز به دادسراي ناحيه 27 انتقال يافت و از سوي داديار پرونده تحت بازجويي قرار گرفت. بهنوش همان ابتدا اتهام سرقت دو دستگاه خودرو را پذيرفت و انگيزه اش را از سرقت نياز مالي اعلام کرد. او که دانشجوي سال اول رشته معماري است در اين باره گفت؛ چند روز بود که نياز شديدي به پول داشتم اما هر راهي را که انتخاب کردم فايده يي نداشت. هيچ يک از دوستان و نزديکانم نيز حاضر نشدند به من قرض بدهند. تا اينکه تصميم گرفتم خودم دست به کار شوم. چند روز قبل به تهران آمدم تا از طريق سرقت خودرو پول مورد نيازم را تامين کنم. متهم ادامه داد؛ در حالي که هنوز هيچ طرح و نقشه يي نداشتم و کنار خيابان ايستاده بودم يک خودروي پرايد مقابلم توقف کرد و از من خواست سوار ماشين شوم. من هم پس از چند دقيقه فکري به ذهنم خطور کرد و سوار پرايد شدم. ساعتي در خيابان ها پرسه زديم تا اينکه به بهانه تشنگي از راننده که مرد جواني بود خواستم برايم آبميوه بخرد. راننده هم که از نقشه ام بي اطلاع بود بدون آنکه سوئيچ ماشين را بردارد مرا در خودرواش تنها گذاشت و وارد آبميوه فروشي شد. من که فرصت را مناسب ديده بودم پشت فرمان نشستم و فرار کردم. متهم جوان در مورد سرقت پژو 206 نيز گفت؛ چند روزي با پرايد در تهران بودم تا اينکه ديدن ماشين هاي مدل بالا من را به اين فکر انداخت تا پرايد را با خودروي بهتري عوض کنم. چند ساعتي دنبال گزينه مورد نظرم گشتم تا اينکه پشت يک چراغ قرمز به پژو 206 برخوردم و با چرب زباني توجه راننده را به خود جلب کردم و از او خواستم ماشين هايمان را با هم عوض کنيم. او هم به آساني فريبم را خورد و به اين ترتيب من نقشه ام را با موفقيت اجرا کردم و قصد داشتم ماشين را بفروشم. به دنبال اعترافات متهم وي به اتهام دو فقره سرقت خودرو با قرار قانوني روانه زندان شد و پرونده براي تکميل تحقيقات در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.اعتماد

----------------------------

قتل رفيق به خاطر جاي پارک خودرو

پسري که دوستش را قرباني دعواي خياباني کرد ديروز در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد. به گزارش ايسکانيوز، افسر نگهبان کلانتري يافت آباد عصر 21 آبان 85 با دادسراي امور جنايي پايتخت تماس گرفت و اعلام کرد پسر 24ساله يي به نام «مهدي» در يک خيابان کشته شده است. سپس بازپرس محمد شهرياري و افسران اداره 10 پليس آگاهي به نقطه مورد نظر رفتند و با ديدن جنازه، رسيدگي به ماجرا را در دستور کار خود قرار دادند. شواهد نشان مي داد «مهدي» به دست دوستش «سلمان» از پا درآمده است. در پي افشاي اين موضوع، متهم 21ساله با تلاش 19ماهه پليس در خانه پدربزرگش در رباط کريم بازداشت شد. وي در دادسرا به رفيق کشي اعتراف کرد و گفت؛ «من و مهدي بر سر جاي پارک خودرو به جان هم افتاديم و ناخواسته دوستم را کشتم.» به دنبال بازسازي صحنه جرم، کيفرخواست از سوي «علي دلداري» داديار شعبه اظهارنظر دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده به شعبه 74 دادگاه کيفري فرستاده شد. در جلسه ديروز که به رياست قاضي «حسن تردست» تشکيل شد ابتدا «محمد شادابي» به عنوان نماينده دادستان کيفرخواست را خواند و از طرف شاکيان تقاضاي صدور حکم قصاص کرد. وقتي نوبت دفاع به «سلمان» رسيد او اظهار داشت؛ «آن روز وقتي با «مهدي» درگير شدم او با چوب به من حمله کرد و من براي دفاع از خودم مجبور شدم از چاقو استفاده کنم.» وي اضافه کرد؛ «مهدي از دوستان قديمي ام بود و من هنوز باور ندارم او را کشته ام. باور کنيد همه چيز يک اتفاق ناخواسته بود و حالا خيلي پشيمانم.» در پايان هيات قضات براي صدور حکم وارد شور شد.
 
 
-----------------------------
 
مطالبه مهريه، مردي را بي خانمان كرد
 
مردي که همه سرمايه اش را براي وديعه مسکن پس انداز کرده بود آن را به عنوان مهريه به همسرش پرداخت کرد.
 
به گزارش فارس، اين مرد جوان همه پولي را که براي وديعه مسکن از طريق وام و فروش خودرو تهيه کرده بود، صرف پرداخت بخشي از مهريه همسرش کرد و خود نيز بي خانمان شد.
براساس پرونده اين زوج که در شعبه 269 مجتمع قضايي خانواده رسيدگي مي شود زن جوان 100 سکه از 500 سکه مهريه خود را مطالبه کرده است
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: