کد خبر:۲۷۱۶
تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۸
تعداد بازدید: 1887
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
رفتارهاي ديپلماسي دولت
از سين کيانگ تا برلين
من سياست اين دولت را به نسبت دولت خاتمي در نظر نمي گيرم. شما اگر دل تان به حال اسلام و مسلمانان مي سوزد بايد آن زمان هم مي سوخت. اما اين گونه نيست، شما دل تان به حال مسلمانان نسوخته است...
ديپلماسي دولت نهم در قبال مسلمانان جهان در گفت وگو با حميدرضا ترقي

موضع دولت در قبال حوادث استان مسلمان نشين چين به رغم اينکه انتقاداتي را در پي داشت سوال قديمي را نيز يادآور شد که آيا چين و روسيه به راستي دوستان ما هستند؟ اينکه دولت در روابط و واکنش هاي بين المللي خود ملاحظاتي را در نظر بگيرد طبيعي است اما اينکه مجموعه رفتارهاي ديپلماسي دولت به دوستي يک طرفه بدل شود و چهره يي دوگانه و متفاوت در عرصه بين الملل بسازد که از يک سو در حمايت از مسلمانان به کشورهاي غربي بتازد و از سوي ديگر در قبال کشته شدن صدها مسلمان چيني سکوت کند، جاي تامل دارد. با حميدرضا ترقي معاون کميته بين الملل حزب موتلفه و از حاميان احمدي نژاد در خصوص موضع دولت در حوادث پيش آمده در چين گفت وگو کرديم و اينکه موضع دولت چقدر متاثر از سياست حمايت از چين است و چقدر متاثر از نوع حادثه پيش آمده و اينکه سياست دوگانه دولت در عرصه بين الملل چه تاثيري بر منافع ملي خواهد گذاشت.

---

-واکنش دولت در قبال حوادث سين کيانگ انتقادات زيادي در پي داشت. با توجه به اينکه دولت موظف است طبق آرمان هاي انقلاب اسلامي از تمامي مسلمانان جهان حمايت کند، اين موضع گيري دولت را چطور ارزيابي مي کنيد؟

موضع دولت در قبال حوادث استان سين کيانگ بايد براساس نوع حادثه يي که رخ داده است مورد توجه قرار گيرد. واقعيت مساله اين بود که دو کارگر مسلمان قوم اويغور به دو دختر غيرمسلمان قوم هان در کارخانه يي تجاوز کردند و اين حادثه منجر به درگيري ميان اين دو قوم شد. بنابراين مبناي اين درگيري هيچ ربطي به مسائل اسلامي و به مساله مذهب نداشته و در واقع به علت اختلافات قومي و تجاوز صورت گرفته رخ داد و وسعت پيدا کرد، از هر دو طرف قبيله کشي شد و درگيري ها به خيابان کشيده شد و در اين ميان پليس چين هم براي مهار اين حادثه مجبور شد با کساني که درگير شدند برخورد کند. در اينجا هم برخورد پليس هيچ ربطي به مسلمان بودن اويغورها نداشت. اما مساله ديگر درگيري هاي سين کيانگ اين بود که با گسترش دامنه اختلافات اين دو قوم يکي از رهبران جدايي طلب ترکستان سين کيانگ که در حال حاضر در امريکا به سر مي برد با استفاده از فرصت، شعارهاي جدايي طلبانه خود را مطرح کرد و طرفداران خود را در اين استان ترغيب کرد به درگيري و مقابله با دولت چين ادامه دهند و دولت چين نيز براي جلوگيري از گسترش ناآرامي و بي ثباتي وارد جريان شد. بنابراين اولاً موضوع حادثه اسلامي نبود، دوماً علت درگيري ها تجاوز جنسي بود که قابل دفاع نيست. سوماً گسترش درگيري بر اثر اختلافات قوميتي بوده است و چهارم اينکه در اين درگيري بيشترين کشته ها از قوم هان بود و يک سوم کشته ها از مسلمانان اويغور بوده است. بنابراين ما نمي توانيم دولت چين را متهم کنيم که از قوم هان عليه قوم مسلمان اويغور حمايت کرده است. البته دولت چين يکسري محدوديت براي مسلمانان اين استان به وجود آورد که طبعاً پس از اتفاقات پيش آمده تصور مي کرد قوم اويغور از مجامع و ملت هاي اسلامي براي تحريک احساسات مردم استفاده خواهند کرد و طرفداران آنها در امريکا براي ناامن کردن منطقه اقداماتي انجام خواهند داد. به دنبال اين اقدام و گسترش درگيري ها وزارت امور خارجه با دولت چين تماس گرفت و مراتب نگراني ايران را از وضع پيش آمده براي مسلمانان اعلام کرد و حزب ما هم با نفر دوم سفارت چين که مسوول سياسي سفارت است تماس گرفت و نگراني خود و مراجع عظام را به آنها اعلام کرد و از آنها خواسته شد محدوديت هاي ايجادشده براي مسلمانان از بين برود و با مسلمانان با مدارا برخورد شود. پس از آن دولت چين هم محدوديت ها را برداشت. نماز جمعه و اجتماعات مسلمانان برقرار شد و سين کيانگ به حالت عادي برگشت. بنابراين موضع دولت موضع شفافي بود. اينکه بخواهيم اين موضوع را بيش از اين باز کنيم و ابعاد مساله را بين دولت چين و مسلمانان بکشانيم، واقع بينانه نيست و نمي توانيم از دولت توقع داشته باشيم برخلاف واقعيت که در چين رخ داده است موضع گيري داشته باشد که نشان دهنده دخالت بر اوضاع داخلي چين باشد، ضمن اينکه دولت در همه موضع گيري هاي بين المللي خود هميشه از مسلمانان مظلوم جهان حمايت کرده است.

-اما چند نکته اينجاست؛ اول اينکه در اخبار منتشر شده علت حادثه تجاوز جنسي به دو دختر قوم هان اعلام نشده است و دوم اينکه آمار کشته شدگان نشان مي دهد اين درگيري ها بيش از 200 کشته داشته است که بيشتر مسلمان بوده اند و نکته ديگر اينکه صرف نظر از اينکه علت شروع درگيري ها چه حادثه يي بوده است، فکر نمي کنيد به وجود آمدن درگيري و اعتراضات خياباني در طول بيش از سه هفته به علت نارضايتي مردم ساکن استان سين کيانگ از وضع زندگي شان بوده است؟

آماري که اعلام کرديد درست نيست. کل کشته شدگان حوادث سين کيانگ حدود 180 نفر بودند که از اين تعداد 52 نفر مسلمان بودند بنابراين بيشتر کشته شدگان از قوم هان بودند. اين آمارها مغرضانه هستند که هيچ دليل و مدرک قابل قبولي ندارند و دوم اينکه درست است که قوم مسلمان اويغور در اين استان محروميت هاي زيادي کشيده اند، اما نسبت به موقعيت خود منتقد هستند و به توسعه اقتصادي اين کشور اعتراض دارند. طبق گفت وگوها و ديدارهايي که ما با علماي حوزه علميه و مردم مسلمان اين استان داشتيم اين گونه استنباط نمي شد که دست به چنين اقدامي بزنند و با بهانه قرار دادن يک حادثه چنين درگيري هايي را به وجود بياورند تا اعتراضات خود را اعلام کنند. اين را هم بايد در نظر داشته باشيم که به رغم اينکه از جمعيت يک ميليارد و 200 نفري چين حدود 25 ميليون نفر مسلمان هستند اما دولت چين در شهرهايي که اکثريت مسلمان هستند امکاناتي فراهم کرده است که مسلمانان بتوانند مسوولان اجرايي شهر را انتخاب کنند و حتي مسلمانان توانسته اند نمايندگاني را به کنگره حزب کمونيست بفرستند تا از حقوق آنان دفاع کنند و دولت چين همچنين براي انجمن هاي مسلمانان ساختمان و امکانات اداري به رايگان در اختيارشان قرار داده است اما طبيعتاً ملاحظاتي را نيز در نظر مي گيرد چرا که چندين بار مسلمانان از سوي جريانات جدايي طلب مانند مردم تبت و غيره به واسطه عواملي در خارج از چين تحريک مي شدند. به طور طبيعي دولت چين به دنبال ثبات سياسي و ملي خود حرکت مي کند بنابراين با جمعيت کثير و تنوع قوميتي که دارد سعي مي کند سياست هايش را به حالت تعادل نگه دارد تا زمينه اغتشاشات و بي ثباتي قوميت ها به خصوص در استان هاي جنوب و غرب کشور که تحت تاثير تاجيکستان، قرقيزستان و ترکمنستان است، به وجود نيايد. اين تحليل هم که مبناي اين درگيري ها اعتراض اويغورها به دولت چين بوده است و حادثه يي بهانه شده تا اعتراضات بروز پيدا کند، واقع بينانه نيست بلکه واقعيت مساله اختلافات قومي بوده که منجر به درگيري ها شده است.

-ميان قوميت هايي که نزديک هم زندگي مي کنند حوادث يا اختلاف هاي زيادي ممکن است رخ دهد اما هيچ کدام تبديل به چنين حادثه يي نشده اند. فکر نمي کنيد زندگي مسلمانان درون يک حکومت کمونيستي مشکلات و تبعيض هاي فراواني داشته که منجر به اعتراضات گسترده شده است؟

به هيچ وجه. درست است که حکومت چين کمونيستي است اما با آزادي مذهب تا زماني که اخلال در نظم کشور ايجاد نشود مخالفتي نمي کند ضمن اينکه اکنون يکي از بازارهاي بين المللي مهم چين کشورهاي اسلامي است بنابراين چنين ريسکي نمي کند که با درگير شدن با يک استان 10 ميليون نفري ضررهاي زيادي را متحمل شود.

-پس مردم چرا براي اعتراض به خيابان ها آمده بودند، آيا خود وجود درگيري هاي خياباني ميان پليس و مردم نشان نمي داد مردم مسلمان اين استان ناراضي هستند؟

يقيناً نارضايتي يا کم رضايتي وجود دارد چرا که اين استان به رغم اينکه استان ثروتمندي است ولي به نسبت ساير استان هاي چين مانند شانگهاي و استان هاي شرقي، سرمايه گذاري کمتري در آن شده و به توسعه آن کمتر توجه شده است و در واقع استان هايي که در مرز کشورهاي مسلمان هستند چنين موقعيتي دارند اما اين ايرادي است که به سياست کلي چين برمي گردد که البته مورد انتقاد است اما به نظر ما دليل به وجود آمدن اين درگيري ها نمي شود.

-شما از موضع دولت در قبال حوادث اخير چين که بيشتر به سکوت تعبير مي شد، حمايت کرديد اما همزمان با درگيري هاي سين کيانگ مساله شهادت زن محجبه مصري در آلمان پيش آمد که براي اين حادثه دولت واکنشي سريع و احضارنظرهاي انتقادي فراواني داشت و دو سفير آلمان و ايتاليا را احضار کرد. تفاوت اين دو موضع گيري انتقاداتي را براي دولت در پي داشت مبني بر اينکه رفتاري دوگانه و متفاوت در قبال حمايت از مسلمانان جهان دارد. چقدر اين انتقاد را به دولت وارد مي دانيد؟

يک حکم عام را نمي شود براي همه مسائل پديدآمده در کشورهاي اسلامي صادر کرد. آنچه در رابطه با قتل ناعادلانه خانم الشربيني رخ داده است اهانت به حجاب اسلامي اين خانم بوده است و اين خانم در کشوري که مدعي دموکراسي و حقوق بشر است، در دادگاهي و در مقابل نيروهاي نظامي کشته شده است که اين حادثه به خاطر ويژگي مذهبي اين زن و روحيه نژادپرستي ضارب عليه مسلمانان رخ داده است. بنابراين انگيزه در اين قتل با انگيزه آنچه در چين رخ داده متفاوت است.

-اما عامل اين حادثه يک متهم و خلافکار معرفي شده است و نه تنها دولت آلمان از وي و اقدامش حمايت نکرده است بلکه اعلام کرده براي رسيدگي به جرم وي دادگاهي تشکيل خواهد شد اما در مساله چين کشتار مسلمانان توسط پليس اين کشور صورت گرفته است.

ببينيد حادثه در دادگاه رخ داده است که طبيعتاً بايد همراه داشتن چاقو در آن ممنوع باشد ضمن اينکه به شوهر اين زن هم امکان دفاع از همسرش را نمي دهند. چطور مي توانيم بگوييم دستگاه قضايي و نيروهاي نظامي آلمان در اين حادثه نقشي نداشته اند و نمي خواستند اين اتفاق بيفتد. کاملاً مشخص است که هم دستگاه قضايي اين کشور مقصر است و هم نيروي نظامي آن.

- به خاطر سهل انگاري و کم توجهي مقصر هستند يا به وجود آوردن قتل عمد؟

هم سهل انگاري بوده و هم عمد در کار بوده است. به نظر ما اين سهل انگاري و اشتباه دستگاه قضايي و نيروي نظامي عمدي بوده است که نشان مي دهد دولت آلمان خودش نژادپرستي را تشويق مي کند.

-البته مي دانيد که متهم روسي تبار بوده است. اما مساله اين است که چرا عکس العمل دولت در مقابل اين دو حادثه آنقدر متفاوت است، مگر مسلمانان جهان با هم متفاوت هستند؟

شما ببينيد آيا در همين کشور خودمان بين کسي که به يک زن تجاوز کرده و کسي که بي گناه کشته شده است، يک جور قضاوت مي شود؟ اگر مبناي قضاوت ما دين باشد به نظر ما کسي که به يک مسلمان يا غيرمسلمان تجاوز کرده است، خلافکار است.

-اما مساله اين است که اگر علت حادثه پيش آمده در چين را تجاوز به دو دختر قوم هان بدانيم باز هم مساله توجيه نمي شود، چرا که تمام افرادي که در اعتراضات به خيابان ها آمدند، کشته يا دستگير شدند که تجاوز نکرده بودند.

آنها به حمايت از کساني که تجاوز کرده بودند، بلند شدند.

-به نظر شما هيچ احتمالي وجود ندارد که آنها خواسته يي داشته باشند يا نسبت به وضع زندگي شان اعتراض کرده باشند؟

نه، بحث اعتراض نيست. مساله حمايت از دو خلافکار است که البته از سوي برخي ها در داخل کشور بزرگ نمايي مي شود. اصلاح طلبان در مطبوعات شان رويکرد دولت به چين و روسيه را در شرايطي که تنها اين دو کشور مي توانند قطعنامه هاي تحريمي امريکا عليه ايران را وتو کنند، زير سوال مي برند و در نماز جمعه يي که هاشمي رفسنجاني خطيب آن بود، شعار مرگ بر چين و مرگ بر روسيه سر مي دهند. وقتي اين مسائل را کنار هم مي گذاريم، مي بينيم يک سياست ضدچيني شکل گرفته است تا پشتيباني چين را در عرصه بين الملل از ايران کم کند تا چيني ها در شوراي امنيت راي به تحريم ايران بدهند و بعد از اينکه ايران تحت فشار قرار گرفت، بگويند چون احمدي نژاد رئيس جمهور بود ايران تحت فشار بين المللي قرار گفته است.

-شما با شعار مرگ بر روسيه هم مخالفت داشتيد؟

طبيعتاً اين شعاري نيست که مورد تاييد نظام باشد. اين شعار ساخته و پرداخته کساني است که در اين شرايط مي خواهند روسيه و چين را وادار کنند مانند اروپا عليه ما موضع بگيرند.

-صرف نظر از ملاحظات دولت در رفتارهاي بين المللي، سوال من اين است که آيا دولت نبايد در مجموع اقدامات بين المللي رفتار منظم و منسجمي داشته باشد تا ضمن رسيدن به اهدافش، چهره يي دوگانه و متفاوت در دنيا از خود نشان ندهد؟

چرا شما اين سوال را در زماني که خاتمي رئيس جمهور بود، نپرسيديد؟ ايشان در هشت سال تمام اعمال و رفتار اروپايي ها را تاييد مي کرد. مگر در آن هشت سال اروپايي ها به مسلمانان اهانت نکردند؟ عليه مواضع ديني ما کاريکاتور چاپ کردند و به مقدسات، ائمه و پيامبر ما اهانت کردند اما کجا دولت در مقابل آنها موضع گرفت.

-البته در خصوص مواردي که فرموديد واکنش انتقادي از سوي دولت اصلاحات وجود داشت ضمن اينکه در سخنان خاتمي اعتراض و انتقاد به غرب بارها ديده شد. از سوي ديگر آيا اين منطقي است که سياست هاي احمدي نژاد را نسبت به سياست هاي خاتمي در نظر بگيريم؟

من سياست اين دولت را به نسبت دولت خاتمي در نظر نمي گيرم اما سوال شما اشکال دارد. شما اگر دل تان به حال اسلام و مسلمانان مي سوزد بايد آن زمان هم مي سوخت. اما اين گونه نيست، شما دل تان به حال مسلمانان نسوخته است و آنهايي هم که چين را - که حق دارد در شوراي امنيت قطعنامه هاي تحريمي ايران را وتو کند - در جامعه تخريب مي کنند و به فاصله و تضاد دولت با چين دامن مي زنند، دل شان به حال کشور نسوخته است.

-شما فکر مي کنيد داشتن حق وتو چين در موضع گيري دولت در قبال اتفاقات اخير اين کشور تاثير داشته است؟

بله، قطعاً تاثير داشته است.

-پس بنابراين مي توانيم بگوييم حوادثي براي مسلمانان استان سين کيانگ چين رخ داده است که منجر به کشته شدن ده ها نفر از آنان شد اما موضع دولت به عنوان نماينده يک ملت مسلمان موضع انتقادي نبود چرا که داشتن حق وتو اين کشور در شوراي امنيت بر موضع گيري دولت تاثير داشت.

طبيعتاً داشتن حق وتو چين و استفاده از آن عليه تحريم براي ايران در نحوه برخورد ما با چين بايد مورد توجه قرار بگيرد اما مبنايي براي اينکه دولت در قبال حوادث چين موضع گيري غيرمنطقي داشته باشد، وجود ندارد. رابطه دولت با چين براساس يک پيمان منطقه يي است که به لحاظ اقتصادي، امنيت ملي و منطقه يي پيمان بسيار مهمي است و ما نمي توانيم منافع ملي و آينده کشورمان را به خاطر يک مساله کوچک و ساده فدا کنيم.

-آيا اتفاقات پيش آمده در چين يک مساله کوچک و ساده بود؟

من فکر مي کنم اين موضوع تنها از سوي اصلاح طلبان و امريکايي ها بزرگ نمايي شده.

-اما خيلي از مراجع عظام و شخصيت هاي مذهبي کشورمان در حمايت از مردم مسلمان چين بيانيه دادند، آيا اشتباه کردند؟

در ابتداي اين درگيري ها تصور همه اين بود که ظلم فجيعي در حق مسلمانان چين شده است و ريشه مساله اسلامي است اما پس از مدتي مساله بيشتر روشن شد و همه متوجه اصل قضيه شدند و پس از آن موضع گيري ها به شدت اول نبود.

-اما يک نکته ديگر براي من بي پاسخ مانده است. به نظر شما چين دوست ماست و آيا اين کشور در عرصه بين الملل پشتوانه قوي براي سياست هاي ايران خواهد بود؟

شما بايد به دنبال جواب اين سوال باشيد که اگر قطعنامه تحريم امريکا عليه ايران تصويب شود، چقدر خسارت بر ما وارد مي شود و اين خسارت را چه کسي بايد پاسخ دهد. تهيه كننده:اعظم محبي
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: