کد خبر:۲۶۶۵
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۴
تعداد بازدید: 3489
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
می شد این یادداشت را در پایان تابستان نوشت
معلوم نیست در پیشانی تابستان 88 چه نوشته بودند که هر چه حادثه و فاجعه و خسران بود یکجا در این یک ماه و اندی گرد آمد. با این حال بیش از یک ماه داغ دیگر تا پایان این فصل پرحادثه باقی مانده ...
معلوم نیست در پیشانی نوشت تابستان 88 چه نوشته بودند که هر چه حادثه و فاجعه و خسران بود یکجا در این یک ماه و اندی گرد آمد. با این حال بیش از یک ماه داغ دیگر تا پایان این فصل پرحادثه باقی مانده و هنوز خیلی ها هستند که چشم انتظار حادثه نشسته اند.

اتفاقات خرداد تا امروز آن قدر پرتعداد و متنوع بوده که بر هر انسانی از هر قشر و جنسی تاثیر گذاشته و به جرات می توان گفت یک نفر پیدا نخواهد شد که از حوادث اخیر کشور تاثیر نگرفته باشد.

مقصود از این حوادث تنها بحران های سیاسی داخلی و خارجی کشور نیست. شاید اگر بخواهیم نگاه کمی و آماری به ماجراهای دو ماه گذشته داشته باشیم، تنها نیمی از اتفاقات را در پیوند با انتخابات اخیر بیابیم و مابقی را ناشی از روند عادی جریانات کشور و نیز بحران های طبیعی - برآمده از طبیعت ایران - قلمداد کنیم.

می شد این یادداشت را در پایان تابستان نوشت و آن را به سیاهه ای از بدبیاری ها و نگون بختی های ایرانیان در سال 88 تبدیل کرد. اما فکر کردیم ممکن است تعدد اتفاقات در روزهای مانده، فراموشی با خود بیاورد و بر حوادث و رویدادهای قبلی گرد نسیان بپاشد.

از رکود حاکم بر بازار در روزهای منتهی به انتخابات شروع می کنیم که مطابق روال انتخابات ریاست جمهوری در کشور پدید آمد. غالبا در فاصله یکی دو ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری، بسیاری از امور اقتصادی و معاملاتی تعطیل یا نیمه کاره رها می شود و التهاب ناشی از تغییر یا عدم تغییر فضای سیاسی، تاثیر مستقیم بر بازار داخلی و کسب و کار عادی مردم می گذارد.

متاسفانه در جریان انتخابات دهم وضعیت به گونه ای پیش رفت که این بار رکود و تردید در فردای انتخابات فروکش نکرد و بلکه به طرز عجیبی اوج گرفت. با متشنج شدن فضای شهرها و گسترش اعتراضات عمومی، علاوه بر خساراتی که بر اماکن شهری، مغازه ها، بانک ها و دانشگاه ها و... وارد آمد، رخوتی دهشتناک بر بازار حاکم شد و عملا بازاریان را واداشت تا قید محاسبات حداقلی را هم بزنند و باصطلاح برای گذران امور از جیب بخورند تا گذر ایام وضعیت را روشن کند.

تعداد شرکت های زیان ده در این روزها رو به فزونی گذاشت، سهام بسیاری از شرکت ها سقوط کرد و حساب های بانکی خارجی افراد یا بلوکه شد و یا به سرعت تخلیه. بسیاری از کارخانه داران و تولیدکنندگان هم که منتظر تکانه ای در اوضاع اقتصادی کشور بودند و دل به پیروزی یکی از نامزدهای اصلاح طلب بسته بودند، نگران تر از همیشه درهای واحدهای خود را چفت کردند و گوش به در چسباندند.

در همین اثنا شرکت مخابرات بنا به دستور مقامات امنیتی اقدام به قطع پاره ای خدمات رایج خود کرد که این مسئله علاوه بر زیان دهی این شرکت، موجب اخلال در بسیاری از معاملات و تبادلات میان شرکتی شد. به طور طبیعی قطع پیامک و خطوط تلفن در ساعاتی از روز ضررهای جبران ناپذیر مالی و جانی به افراد حقیقی و حقوقی وارد کرده است که برای برآورد آن شاخصه ای وجود ندارد.

یکی از تاثیرات عمده حوادث اخیر تهران و شهرستان ها، افت عجیب بازار کتاب، فروش سینماها و تئاترها و محصولات فرهنگی و نیز بازار کالاهای لوکس و تفرجات عمومی بود که به دلیل تغییر فضای فکری و ذهنی مردم، دستخوش زیان هایی غیرقابل پیش بینی شد.

کتاب های مانده روی پیشخوان ها باعث شد تا ناشران از چاپ آثار تازه امتناع کنند و دست روی دست بگذارند و مثل بقیه منتظر وضعیت آینده باشند. این امتناع به رکود کتابفروشی ها، چاپخانه ها و صحافی ها انجامید که درآمد کارکنانشان نظیر رانندگان تاکسی، روزانه و بر اساس کار هر روزه شان است.

تعطیلی چند روزنامه از جمله کلمه سبز، اندیشه نو و صدای عدالت و تعطیلی برخی سایت های سیاسی و فرهنگی فعال تا روز انتخابات به بیکاری تعداد زیادی از روزنامه نگاران و سایر عوامل فنی آن منجر شد و آنان را نیز به جمع منتظران معترض افزود. ضمن اینکه می بایست برای تخمین آسیب های وارده بر شرکت های خصوصی داخلی و به خصوص شرکت های بین المللی فعال در ایران که از رهگذر کاهش سرعت اینترنت و مسدود شدن سایت ها متضرر شده اند، دنبال شاخصه های دقیقی گشت.

اگر به یاد داشته باشید در هفته اول اعتراضات خیابانی بود که تیم ملی ایران از صعود به جام جهانی بازماند و متعاقب آن چند بازیکن خوشنام تیم ملی به دلیل گرایش های سبزشان کنار گذاشته شدند و ماجرا به ارگان فیفا کشیده شد. (هزینه های صرف شده برای تیم ملی ایران را کنار می گذاریم و صرفا به بعد روانی و ناکامی ملی قضیه بسنده می کنیم)

همان طور که در ابتدا گفتیم همه مشکلات این تابستان سریع و پرحادثه به سیاست مربوط نمی شود و بسیاری از مصادیق بحران آلود آن به عوامل طبیعت و قضا و قدر نیز برمی گردد. نمونه بارز آن ورود گرد و غبار به کشور بود که موجب وارد آمدن لطمات جانی و مالی به شهروندان ایرانی از غرب تا مرکز و شرق کشور شد.

با رسیدن موج خس و خاشاک به تهران، پایتخت به یکباره به خواب تعطیلات فرو رفت. درواقع بر زیان های جانی قضیه باید ضررهای مالی را هم لحاظ کنیم. با این حال اگر هزینه های اقتصادی ناشی از این تعطیلی چهار روزه را هم کنار بگذاریم، نمی توانیم از کشته شدن نزدیک به صد نفر در تصادفات جاده ای کشور در این تعطیلات به راحتی عبور کنیم و آن را جزو پیامدهای این تعطیلی به حساب نیاوریم.

اما کشتگان این دو ماه تنها به حوادث جاده ای و اغتشاشات سیاسی شهرها منحصر نمی شود. دو سانحه مرگ آسا در آسمان ایران در کمتر از یک هفته حدود 180 نفر را به کام مرگ کشید و صنایع هوایی را دستخوش بحران های عدیده ساخت. حالا علاوه بر از دست دادن تعدادی از عزیزان هموطن، هزینه های مربوط به بازماندگان ایرانی و غیر ایرانی و هزینه های ناشی از بی اعتمادی به خطوط هوایی داخلی و لزوم بازسازی ساختارها دامنگیر مسئولان شده است.

شاید بهتر باشد از لغو برنامه های فرهنگی و هنری و جشنواره هایی که تدارکات خود را از قبل دیده بودند و همچنین ممنوع التصویر شدن برخی هنرمندان و در نتیجه توقف پروژه های تلویزیونی - به خاطر حضور آن چهره ها - بگذریم و این قسم اتفاقات را مشمول بحران های اخیر قلمداد نکنیم.

می توان این سیاهه سیاه را با حادثه جان باختن تعدادی از هموطنان ایرانی در جریان سفر زیارتی به عراق، شیوع یکباره آنفلوانزای خوکی در کشور و آغاز قطعی برق در استان های مختلف بست و از خیر باقی رخدادهای تلخ به وقوع پیوسته در حدود دو ماه گذشته صرف نظر کرد.

با این فهرست بلندبالا دیگر چه احتیاجی به طرح گله های سیاسی داخلی، تاثیرات تحولات کشور بر مناسبات خارجی، بی اعتمادی عمومی نسبت به دولت آینده و... وجود دارد؟

و این از رازهای سرزمین ماست که با وجود از سر گذراندن تلخ ترین و پرحادثه ترین روزهای تاریخ خود، همچنان هیچ تغییری در آن مشاهده نمی کنیم و اگر وزیری عزل و مدیری شماتت می شود، سر رشته ماجرایش به هیچ یک از اتفاقات فوق نمی رسد.

اتفاق ها و حوادث در دنیا به ندرت این گونه پی در پی و بی وقفه از راه می رسند. خسران مالی و جان باختن انسان ها کمتر این طور مداوم رخ می دهند و معمولا به سرعت مورد درمان و گره گشایی قرار می گیرند. کمتر پارلمان مملکتی است که با این حجم حوادث ناگوار همچنان در تعطیلات تابستانی به سر ببرد و روزهایش را آرام و بی دغدغه بگذراند. و کمتر و اصلا شاید هیچ کشوری نباشد که برهانی برای این همه حادثه تلخ ارائه ندهد و مقصری را نیابد و دست منتقدان و رسانه ها را برای کمک به حل بحران ها نفشارد.

و جالب تر از همه روحیه مردمان عادت زده ای است که همچنان چشم انتظار تغییر و اتفاقی تازه نشسته اند. این بدان معناست که هیچ یک از رویدادهای تکان دهنده و فاجعه باری که برشمردیم، کوچک ترین تغییری ایجاد نکرده و چیزی را ذره ای جابجا نکرده و همه چیز همان طور است که بود و هنوز همه منتظرند تا ببینند چه می شود.نويسنده:جواد ماه زاده
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
-
|
۱۳:۱۶ - ۱۳۸۸/۰۵/۲۰
0
0
شايد اين هفته بيايد ؟؟؟؟!!!!

شايد!!!!!!!!!!!!!!!!!!................

.............................
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: