کد خبر:۲۶۶۴
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۴
تعداد بازدید: 3103
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
عزت، حکمت يا مصلحت
دنياي عجيبي است، دنياي سياست. بازار مکاره يي با کالاهاي رنگارنگ و گوناگون. چقدر دلخوش بوديم به شعار رعايت اصل اخلاق در «سياست»، نشان به آن نشاني ...
دنياي عجيبي است، دنياي سياست. بازار مکاره يي با کالاهاي رنگارنگ و گوناگون. چقدر دلخوش بوديم به شعار رعايت اصل اخلاق در «سياست»، نشان به آن نشاني به جايي رسيديم که قرار شد سياست مان عين ديانت مان باشد، نه کم و نه زياد. اما گذشـت زمان نشان داد گويا يک جاي کار به شـدت مي لنـگد و معيوب از آب درآمده است، در شگفتيم که چه رفته است بر احوال اين قوم اخلاق مدار، از خود مي پرسيم يا سياست ما از اخلاق قالب تهي کرده است، يا پيچ و مهره هاي موتور اعتماد جماعت شل شده تا جايي که هر کالاي «سياسي» بزک شده در هر فرم و اندازه و رنگ توانسته در قالب مورد نظر قرار گرفته، جا خوش کند و براي خودش با تبليغات خاص و لعاب دينداري و اخلاق کر و فري بيافريند و ايضاً طراحان زبردست و تئوري پردازان پشت پرده را به جايگاهي برساند، خدا آخر و عاقبت کار را ختم به خير فرمايد چرا که از قديم و نديم گفته اند و شنيده ايم و نوشته اند و خوانده ايم و تجربه زندگي جوامع بشري نيز مهر تاييدي است بر اين واقعيت که؛ «قومي که گشت فاقد اخلاق مردني است.»
 
تو گويي از شعار بنيادي و محوري سياست خارجي مان يعني همان عزت، حکمت و مصلحت «کمي تا قسمتي» دور افتاده ايم و عملاً «مصلحت» نقش ايفا مي کند و از حکمت و به ويژه حضرت «عزت» جز کورسويي آن هم از دوردست سوسو نمي زند و اينچنين بوده است سرنوشت آن شعار آشناي «نه شرقي نه غربي، جمهوري اسلامي» مردم کوچه و بازار طي سه دهه گذشته؛ نوشته زيبايي که سردر ساختمان وزارت خارجه مان را زينت بخش بوده و نماد عدم وابستگي اش مي خوانند. و اما داستان برخورد دوگانه يا در پاره يي از موارد «چندگانه» در رويارويي با بحران ها و رويدادهاي بين المللي و اتخاذ سياست هاي عجيب و غريب از جانب «اربابان سياست» و «دست اندرکاران چرخش امور سياسي» اين مرز و بوم در قالب تعبير واژه سياست به معني «تدبير امور» با محوريت رعايت اصل منافع و مصالح ملي کشور ماجراي غم انگيزي است، که گويا تمامي هم ندارد و شناخت زواياي آن به هيچ وجه پيچيدگي تعريف شده در عالم سياست را نشان نمي دهد. کافي است داستان از يک جايي شروع شود تا نه تنها سررشتـه داران ريز و درشـت عالم سيـاست اين مرز و بوم که اکثريت قريب به اتفاق «جماعت کوچه و بازار» پايان داستان را دقيقاً پيش بيني و بازگو کنند،

چه، در چنين فضايي فهم و درک مندرجات کتاب سياست ما کار چندان دشواري نيست و اصولاً در کشف اسرار و راز و رمز اين کتاب نياز به تخصص و خبرگي آنچناني که در ديگر کشورها از لوازم ضروري اين رشته محسوب مي شود، احساس نمي شود. و شايد در راستاي همين واقعيت تلخ است که صاحب نظران از آن به «سياست مردمي» و «عامه پسند» تعبير کرده اند. به گذشتـه برنمي گرديم، چرا که تاوان سنگيني را با آزمون و خطاهاي چندين باره پرداخته ايم.کالبدشکافي و آسيب شناسي اين مرض مزمن و درد کهنه، نه در اين مقال مي گنجد و نه در صلاحيت و تخصص چون مني است و مثنوي هفتاد من را نياز به بازکردن گـره کور قضـيه و عيان کـردن زواياي تاريک آن در بررسي دقيق و موشکافانه سياست خارجي آن هم توسط جماعتي از متخصصان دلسوز، توانمند و متعهد مي طلبد. به زمـان حال نظـري مي افکنـيم و قضاوت پايـاني را چنان که عدالت و انصـاف ايجاب مي کند به افکار عمومي وامي گذاريم که خود به حکميت پرداخته و براي ثبت در تاريخ به داوري بنشيند. باشد که درس عبرتي شود براي آينده سازان اين کهن سرزمين که ايرانش مي ناميم.
 
به منظور پرهيز از تبعات ناخوشايند و دوري از نيش و نوش در اين «آشفته بازار» و بنا به همان «مصلحت» که تحت تاثير عوامل و دلايلي چند که از حوصله بحث خارج اسـت در فرهنـگ اين ديار «نهادينه» شده است. از مقايسه چگونگي برخورد با بحران هاي درون و برون جامعه يي که در آن نفس مي کشم، درمي گذرم و به اختصار دو واقعه روز را که حساسيت جهانيان و به ويژه دنياي اسلام را برانگيخته به نقد کشيده، موضع گيري هاي دولتمردان را در اين ارتباط به تماشا مي نشينيم. دو موضع گيري کاملاً متفاوت و معنادار، در دو رويداد با شاخصه هاي يکسان، و استانداردهاي دوگانه موضع گيري هاي دولت و در راس آن دستگاه ديپلماسي کشور، يکي از جنس افراط و ديگري از جنس تفريط؟، يکي قتل يک زن مسلمان محجبه مصري به دست نژادپرستي افراطي در کشور آلمان آن هم در دادگاه، و ديگري «برخورد خشن و غيرانساني دولت چين» با اقليت مسلمان اويغور در منطقه سين کيانگ که منجر به کشته شدن و دستگيري تعداد زيادي از مسلمانان بي دفاع شد.
 
به گزارش خبرگزاري هاي رسمي و تاييد دولت چين آمار رسمي کشته شدگان در اين برخورد بيش از 156 نفر اعلام شده، که تا زمان نوشتن اين يادداشت اين سرکوب ادامه دارد. مقامات دولت جمهوري اسلامي اعم از مقامات اجرايي، سياسي حتي قضايي و قانونگذاري همان گونه که انتظار مي رفت،درباره قتل زن مسلمان مصري بي درنگ موضع گرفته و ضمن محکوم کردن اين حرکت زشت تا آنجا پيش رفتند که دولت آلمان و فراتر از آن دنياي غرب را نيز نشانه رفته که در قالب عرف ديپلماتيک نا مانوس است. گـرچه اين حرکت قابل مذمت است و نکوهش و براي هر انسان آزاده يي باعث تاسف و تاثر، امـا بايد قبول کرد که آدم کشي نه از جانب يک دولت، که از سوي يک فرد مريض (نژادپرست افراطي) صورت گرفته، بنابراين در حد خود و في نفسه عکس العمل مقامات جمهوري اسلامي به ويژه از اين حيث که مقتول مسلماني محجبه بوده است و ما نيز مدعي طلايه داري دفاع از حريم حرمت اسلام و مسلمانانيم قابل توجيه و از نگاه جماعتي حتي سزاوار تقدير است.
 
اما روي ديگر سکه به قول آقاي «اردوغان» نخست وزير ترکيه نوعي «نسل کشي است» که از جانـب دولت قدرتمند چين نسبت به اقليت مسلمان ترک تبار اويغور در استان سين کيانگ با شدت اعمال شده و طرفه آنکه جاي کمترين محکوميت و عکس العمل اعتراض آميز از جانب مقامات رسمي جمهوري اسلامي ايران خالي است. نه به آن شوري شور و نه به اين بي نمکي، سوالي که براي هر آزاده و به ويژه در ذهن هر انسان متعهد خطور مي کند اين است که چرا اين دوگانگي در رفتار، گفتار و کردار؟ مگر نه اين است که دفاع از کرامت انسان ها با هر نژاد، زبان، آيين و... در چارچوب ارزش هاي اعتقادي و اخلاقي به عنوان يک اصل بنيادي ما قرار دارد؟ مگر اويغورها در زمره انسان هاي صاحب کرامت و حرمت و از آن بالاتر در دايره امت اسلام نمي گنجند؟ مگر خون اين جماعت کم رنگ تر از خون کساني است که بنا به وظيفه ديني، اخلاقي و انساني هميشه در حمايت از آنان به پا خاسته و فرياد هيهات من الذله سر داده ايم؟ آيا اويغورها و چچن ها در جغرافياي جهان اسلام قرار ندارند؟ چگونه است که تلويزيون جمهوري اسلامي ايران حتي به خود زحمت معرفي جغرافيا، تاريخ و فرهنگ اين دو پاره از امت اسلام را براي شناخت هرچه بيشتر بينندگان خود نمي دهد؟ تا جايي که به جرات مي توان گفت کمترين آگاهي و شناخت از وضعيت عمومي اين دو اقليت مسلمان در ميان ايرانيان وجود ندارد؟ آيا دفاع بحق از انسان ها آن هم از مسلماناني که بدين گونه جان، مال و ناموس شان مورد تجاوز قرار گرفته و مساجدشان به آتش کشيده شده يا بسته مي شوند، دفاع از کرامت و حقوق انسان ها تلقي نمي شود؟ گرچه برخورد و عکس العمل مقامـات رسمي جمـهوري اسلامي در اين خصـوص سرد، بي روح، مايوس کننده و دور از انتظار بود، اما در عوض عکس العمل بجا، منطقي و شجاعانه علماي ديني آن گونه که تاريخ اسلام و به ويژه مکتب تشيع علوي نشان داده و انتظار رفته و مي رود، اميدوارکننده و دلگرم کننده بوده است. بيانيه هاي صادره از سوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و آيات عظام صانعي، مکارم شيرازي، نوري همداني، صافي گلپايگاني و... بيانگر اين واقعيت است که هنوز هم روحيه عدالت طلبي و ظلم ستيزي در عمل و نه در شعار در ميان آحاد جامعه ما زنده است. چه اين حداقل خواسته مردم است؛ انتظاري بحق از هر انسان آزاده يي که به انسانيت انسان ها دلبسته است و در هر کجا که ظلمي به هم نوع رود چه در خانه خود و چه در خانه ديگري، از پاي ننشسته و بي تفاوتي پيشه نمي سازد. در حالي که آيت الله العظمي نوري همداني «جنايتي را که در چين اتفاق افتاد، وحشتناک تر از حادثه آلمان» مي داند، سکوت مقامات رسمي جمهوري اسلامي باهر توجيهي، اصل سياست «حمايت از محرومان و مظلومان» را زير سوال خواهد برد. در قسمتي از بيانيه آيت الله العظمي صانعي در همين خصوص چنين آمده است؛ «حاکمان مستبد چين به جاي رفع معضلات و مشکلات مسلمانان اين کشور که بخش قابل توجهي از جمعيت آن سرزمين را تشکيل مي دهد، با اشکال مختلف درصدد خاموش کردن اعتراض هاي مردمي برآمده اند و در اين ميان با قطع رسانه هاي ارتباطي، عدم اطلاع رساني از فجايع و ارتباط دادن اين اعتراضات به قدرت هاي بيگانه که بطلان و مکر بودنـش از روز روشـن تر است، به خـود جرات داده اند به حريم و حقوق انسان هاي بي دفاع تجاوز کنند و مي کوشند با انتساب اين اعتراض ها به عوامل خارجي هر گونه اقدام و اعتراض بين المللي را از سوي ديگر کشورها خاموش سازند. اما مستبدان غافل از آنند که فرياد انسان هاي مظلوم و ستمديده و آه و درد زجرديدگان و خون هاي به ناحق ريخته انسان ها گريبان آنها را خواهد گرفت و صداي اعتراض بحق اين مردم مظلوم را در جهان منعکس خواهد کرد.» در چنين حال و هوايي است که برخورد دوگانه دستگاه ديپلماسي ما با دو رويداد با يک اهميت و اعتبار براي ملت ما، نمي تواند توجيه عقلي، شرعي، عرفي، اخلاقي و منطقي داشته باشد و اصولاً با اصل رعايت مصالح و منافع ملت ها در سياست برون مرزي به عنوان يک اصل شناخته شده در روابط بين الملل سنخيتي ندارد. به ياد داشته باشيم که ما پيرو مکتبي هستيم که از جمله تعاليم پيامبر اعظمش اين است؛ «پرهيزگارترين مردم کسي است که حق را بگويد چه به نفع چه به ضرر.» بياييم از بيان حق ابايي نداشته باشيم، اين رمز رستگاري است.
نويسنده:دکتر علي مندني پور- وکيل دادگستري
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: