کد خبر:۲۶۵۰
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۱
تعداد بازدید: 2352
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
آيا تغییر و تحولات اخیر پاسخی به معترضان سیاسي است؟
در حال حاضر آنچه بیش از مشکلات دنیا رخ نموده و نیازمند توجه است، مشکلات داخلی کشور و اتخاذ راهبردهایی برای برون رفت از چالش های درونی است. ضمن اینکه روزی نیست که اتفاق تازه تری رخ ندهد ...
در روزهایی که گفته می شد محمود احمدی نژاد کمتر دیده می شود و این اصلاح طلبان و معترضان سیاسی هستند که همه نگاه ها را متوجه خود کرده اند، احمدی نژاد در فاصله یک هفته مانده تا پایان عمر دولت نهم با دو انفجار خبری پی در پی حواس ها را معطوف خویش کرد تا نشان دهد میزان و سمبل تغییرات، خود اوست.

به نظر می رسد حوادث عجیب و غریب ایران کماکان ادامه داشته باشد. همان طور که برخی رسانه های نزدیک به دولت، اتفاقات مربوط به پس از انتخابات 22 خرداد را سناریویی غربی معرفی می کردند و آن را انقلاب رنگین می خوانند، در سوی دیگر نیز تحلیلگران معتقدند که آنچه توسط دولت و لایه های فوقانی نظام به اجرا درمی آید، بر پایه تئوری های شرقی (منتسب به روس) و برای تحکیم پایه های دولت دهم است.

اما به واقع نه انقلاب رنگین اصلاح طلبان قابل اثبات است و نه انتساب رفتارهای محیرالعقول دولت فعلی به روس ها. در روزی که خبر برکناری دو وزیر پرنام و نشان دولت نهم به رسانه ها رسید، جمله قاطعانه ای نیز از محمود احمدی نژاد در نشست با سفرای ایران در اروپا شنیده شد که در نوع خود جالب توجه بود؛ اینکه "ایران سلطه تئوریک مدل حکومت داری را در جهان شکست".

شاید در کلام اول باید گفت که ذهن ها از درک اعتماد به نفس و خوشبینی های رییس جمهور ایران عاجز است یا هنوز زمان درک آن فرا نرسیده است. فرض را بر این می گیریم که احمدی نژاد نسخه نجات بشریت و دستیابی به عدالت جهانی را در جیب دارد و در آینده ای نه چندان دور همان گونه که ایران را تکان می دهد، دنیا را هم به لرزه دربیاورد. او در نشست با سفرای ایران در کشورهای اروپایی ضمن ترسیم خط مشی های تازه دولت برای رودررویی با اروپا – به ویژه بعد از موضع گیری های آنان علیه احمدی نژاد و انتخابات دهم – در جمله هایی خاطرنشان کرد: "دنیای غرب امروز با مشکلات متعدد اقتصادی و سیاسی مواجه بوده و قادر نیست هیچ کدام از مشکلات جهان را حل و فصل کند و امروز دوران جمهوری اسلامی ایران است و باید با نشاط تمام در این عرصه وارد شد و راه های الهی و انسانی را به بشریت ارائه کرد."

در حال حاضر آنچه بیش از مشکلات دنیا رخ نموده و نیازمند توجه است، مشکلات داخلی کشور و اتخاذ راهبردهایی برای برون رفت از چالش های درونی است. ضمن اینکه روزی نیست که اتفاق تازه تری رخ ندهد و بر گنگی وضعیت دامن نزند و بار دشواری ها و نگرانی ها را نیفزاید.

یکی از شاخصه های اصلی احمدی نژاد که موجب حمایت های رهبری از او شد و اکثر پیروان ولایت فقیه را نیز به هواداری از او در جریان انتخابات سوق داد، همین مقوله ولایت پذیری احمدی نژاد و تمکین او از مقام اول نظام بود.

در روزهای اخیر و بعد از جریان انتصاب مشایی به عنوان معاون اولی، بسیاری از اصولگرایان لب به انتقاد گشودند و این انتخاب را مغایر با اصول اصولگرایی تلقی کردند. در پی این اقدام مقام رهبری نامه ای را مبنی بر عزل مشایی از سمت جدید ارائه کردند و محمود احمدی نژاد که گوشی برای شنیدن انتقادات نداشت و از وجود هزار دلیل برای انتصاب مشایی سخن می گفت، حکم صادره را ملغی کرد. اما ماجرا به همین جا خاتمه نیافت؛ چرا که وزیران دولت نهم که جایگاه خود را در دولت بعدی از دست رفته می دیدند، نسبت به تاخیر رییس دولت در قبال نامه رهبر انقلاب انتقاد روا داشتند و با بلند کردن صدای خود در جلسه کابینه، خواستند که به احمدی نژاد درس ولایت پذیری بدهند و با این عمل، چند روز زودتر از پایان عمر دولت به عمر وزارتشان پایان دادند.

صفار هرندی وزیر ارشاد در انتقاد از عدم اجرای به موقع دستور رهبر انقلاب در لغو حکم مشایی، در جایی گفت: "بسیاری برای امر ولایت جان می دهند ولی برخی از خواسته کوچک خود نمی گذرند"

وزیران ارشاد و اطلاعات برکنار شدند؛ هر چند که احمدی نژاد حکم برکناری صفارهرندی را به خاطر حفظ رسمیت و وجهه قانونی دولت پس گرفت و سپس خود صفارهرندی حکم را اجرا کرد و استعفا داد. در مورد وزیر اطلاعات این نکته گفتنی است که مسئول این وزارتخانه همواره با نظر رهبری پیشنهاد می شود و بنابراین باید دید آیا در کنار گذاشتن او نیز نظر مقام رهبری اعمال شده است یا خیر؟

به هر شکل فارغ از هر احتمال و شنیده ای، محمود احمدی نژاد با کنار گذاشتن منتقدین و معتمدین خود، سطح انتقادپذیری دولت آتی اش را به رخ منتقدان بیرونی کشید و گفتمان خود را به داخلی ها و خارجی ها شناساند. بنابراین پر بعید نیست که تغییر و تحولات اخیر پاسخی به معترضان سیاسی باشد که همچنان می کوشند در مسیر خود ثابت قدم بمانند و با زنده نگه داشتن فضای اعتراض، دولت را مجبور به عقب نشینی کنند.متن خلاصه شده از ديپلماسي ايران
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: