کد خبر:۲۶۳۴
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۵:۵۲
تعداد بازدید: 3386
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مشکلات ايرانگردي؛ اطلاع رساني؛ نزديک به صفر!
حقيقت آن است که اين روزها عده زيادي از ايرانيان ترجيح مي دهند براي تفريح و گشت و گذار، نقاط خارج از کشور را به عنوان مقصد انتخاب کنند و چندان گرايشي به ايرانگردي ندارند.
ايران؛ سرزميني که در آن به دنيا آمديم، رشد کرديم و زندگي مي کنيم، اما نمي شناسيمش! چقدر ساده انگارانه است اگر از يک ايراني بپرسي وطنش را چقدر مي شناسد؟ در پس اين پرسش معمولي، دنيايي از ندانستن ها و نديدن ها نهفته است.

هرگز اغراق نيست، اگر ادعا کنيم بيشتر ساکنان سرزمين ما، آدم هايي هستند که در تمام طول عمرشان از جذابيتهاي بکر و بي نظير ايران زمين غافل بوده اند. از جنگلهاي جادويي ابر در شاهرود تا آبشار مارگون فارس که اگر خارجي ها ببينندش، مدتها همان جا اتراق مي کنند(!)
از عظمت تاريخ در نقش رستم تا طبيعت مدهوش کننده تنگه چهل چاي گنبد کاووس؛ ايران سرزميني است که ديده نشده و به هزار دليل، حجابي از غفلت در ميان زيبايي هايش و ديدگان مردم فاصله انداخته است. اين مشکلات چه هستند؟ راز اصلي مغفول ماندن بخش فراواني از جاذبه هاي گردشگري ايران زمين چيست؟ چرا ديدني ترين گوهرهاي ملک، چنين غريب افتاده اند؟

اطلاع رساني؛ نزديک به صفر!

بدون ترديد، يکي از بزرگترين موانع گردشگري داخلي، ناآگاهي عمومي نسبت به مواهب طبيعي و تاريخي موجود در کشورمان است. حجم فراواني از جاذبه هاي گردشگري ايران، زير غبار بي خبري، رنگ خاموشي به خود مي گيرند و در شرايطي که مي توانند ميزبان خيل مشتاقان گوشه هاي دنج طبيعت باشند، مهجورو کم اقبال باقي مي مانند. محسني، از ارايه دهندگان خدمات در تنگه زيباي چهل چاي استان گلستان، اين مهم را بزرگترين عامل عدم استقبال مردم از جاذبه هاي طبيعي مي داند: «نمي بينند، نمي شناسند. حتي خيلي از گرگاني ها و گنبدي ها هم اينجا را نمي شناسند، چه برسد به مردم استانهاي همجوار يا دورتر که بفهمند و بيايند از اين نعمت خدادادي استفاده کنند.»

جاي خالي تبليغات گردشگري در رسانه هاي جمعي کاملاً مشهود است. غلو نخواهد بود اگر ادعا کنيم سالهاست که در اين زمينه، حتي يک برنامه توليدي پرطرفدار، در ساعات پيک تماشاي تلويزيون ساخته نشده و روي آنتن نرفته است. البته عاقبت چنين رويکردي روي گرداندن از هداياي طبيعت است و هنگامي که مردم به اين پديده ها اقبال نشان ندهند، خود به خود پولي هم توليد نخواهد شد که خرج توسعه و گسترش شود.

«بندرت مشتري هاي غريبه اينجا مي آيند. اگر هم بيايند، ميهمان اهالي منطقه هستند که از طريق آنها با تنگه آشنا مي شوند. درآمد ما با هزينه هايمان سازگار نيست. حتي نمي توانيم يک ريسه لامپ براي ساعات تاريکي بکشيم.» اينها حرفهاي محسني است و با ساعتي اقامت در تنگه، مي توان به صحت گفتارش پي برد. امروزه تبليغات، به رکن اساسي اثرگذاري بر تصميمات مردم تبديل شده است و مي توان با صرف بودجه کافي براي نماياندن مواهب گردشگري راکد به عموم مردم، نه هزينه که يک سرمايه گذاري پرسود براي کشور فراهم کرد و با کسب نخستين درآمدها، کمر توسعه هر چه بيشتر خدمات رفاهي و توريستي بست، اما مادام که اين جواهرات قيمتي در بي خبري باقي بمانند، کاري از دست کسي برنمي آيد.

پول ايراني ها در جيب ترکها!

در خبرها داشتيم که ايران، با فرستادن ساليانه حدود يک ميليون گردشگر به ترکيه، از اين حيث رتبه سوم را بين همه کشورهاي دنيا دارد! در واقع ما سومين کشور تأمين کننده گردشگرهاي خارجي ترکيه هستيم و از اين محل، ميليون ها دلار سود خالص به جيب افندي ها سرازير مي کنيم. برخي از مقامات مسؤول در امر گردشگري، ارزان تر بودن تورهاي ترکيه نسبت به تورهاي داخلي و نيز رفتار مؤدبانه تر و مهربان تر راهنماها و مسؤوليت پذيري بالاتر، آنان را از جمله دلايل اقبال عمومي به گردش در کشوري نظير ترکيه يا حتي تايلند و چين نسبت به ايران قلمداد مي کنند. اما آيا امکان اينکه شرايط مشابهي در ايران فراهم شود تا گردشگران کشورمان سير و سياحت در مرزهاي گسترده داخلي را به رنج سفرهاي خارجي و واريز انبوه ارز به جيب همسايه ها ترجيح بدهند؟ جاي خالي تورهاي داخلي منسجم، ارزان قيمت و مناسب در اين پروسه کاملاً آشکار است؛ گر چه همچنان نمي توان از بحث ناشناخته ماندن جاذبه هاي گردشگري داخل کشور به سادگي عبور کرد.

«م.ن» مسافر يکي از تورهاي کشورهاي شرقي، در پاسخ به اين پرسش که چرا ديدني هاي ايران را براي سياحت انتخاب نمي کند، پاسخ جالبي مي دهد: «اتفاقاً مسافرت را دوست دارم، اما در ايران ديگر جايي براي ديدن باقي نمانده. مشهد، شيراز و اصفهان؛ همه اينها را تماشا کرده ام 5 » آيا اين ادعايي به گزاف نيست؟ آيا واقعاً سرزمين پهناور ايران در همين چند کلان شهر خلاصه مي شود که غالباً با مقاصد تکراري و بدون نوآوري از سوي مسافران پيموده مي شوند؟ آيا در اين رهگذر، اهمال و کم کاري متوليان امر در شناساندن جاذبه هاي سرزمين مان به مردم مشهود نيست؟

مشکلات حمل و نقل!

از نظر نبايد دور داشت که بخشي از مشکلات و مصايب گردشگري داخلي در ايران، به دليل مقتضيات جغرافيايي کشورمان است. پهنه وسيع ايران، در کنار مشکلات مربوط به جاده ها و وسايل راحت و سريع حمل و نقل عمومي، يکي از علل اصلي مغفول ماندن بسياري از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي ايران است. در نبود شبکه هاي گسترده حمل و نقل ريلي در بسياري از مناطق، عده زيادي از کساني که سوداي ايرانگردي دارند، تاب مسافرتهاي چندين ساعته با اتوبوس را نمي آورند و البته تسليم هزينه هاي آن چناني سفرهاي هوايي و البته ريسک بالاي آن نمي شوند.

کيواني، دانشجوي رياضي ساکن شيراز به اين موضوع نگاه جالبي دارد: «اگر قطار بود، رغبت بيشتري براي مسافرت به برخي از نقاط ايران پيدا مي کردم، اما هم اکنون مثلاً براي مسافرت تا مشهد، لازم است که بيشتر از 20 ساعت سوار اتوبوس باشم! اين در حالي است که به هيچ وجه تحمل چنين سفر پرمشقتي را ندارم و اصولاً از سفر با هواپيما هم واهمه دارم.»
جواد ده ده جاني کارشناس هنر و صنايع دستي هم رويکرد مشابهي دارد: «کردستان مملو از جاذبه هاي طبيعي است که خيلي از آنها ناشناخته باقي مانده اند بدون قطار دسترسي به اين مناطق درغرب کشور دشوار است و هر کسي نمي تواند رنج اين مسافرتهاي طولاني را به جان بخرد.»

به نظر مي رسد، توسعه ناوگان ريلي کشور که مورد تأييد و استفاده شمار بيشتري از هموطنان است، مي تواند دستيابي به جاذبه هاي پراکنده ايران زمين را ساده تر کند؛ کاري که هم اکنون، دست کم در مورد استان استراتژيک فارس، در حال انجام است.

گردشگري جنگ؛ يک الگو

اما در دولت نهم، مصوبات طرح جامع گردشگري جنگ در خوزستان به تصويب رسيد. هم اکنون سالهاست که کاروان راهيان نور در اواخر سال و همزمان با فرا رسيدن عيد نوروز، مبادرت به گروه بندي علاقه مندان به بازديد از مناطق جنگي و اعزام آنها به جنوب کشور مي کند. شلمچه، طلاييه، شوش، دوکوهه، هويزه، دهلويه و اروندکنار از مناطقي هستند که مورد اقبال عمومي قرار مي گيرند و گفته مي شود، ساليانه ميليونها بازديدکننده را به سمت خود مي کشاند. گر چه مشکلاتي مانند کمبود مکانهاي اقامتي و پذيرايي در اين گونه اردوها آزار دهنده است، اما به هر تقدير نفس برگزاري تورهاي گردشگري هدفمند از جمله جنگ، مي تواند رکود و رخوت موجود بين هموطنان در زمينه ايرانگردي را از ميان ببرد و دروازه هاي اين صنعت پرسود را به روي اهالي سير و سياحت بگشايد. با موفقيت طرحهاي گردشگري جنگ، مي توان از آن الگو گرفت و گردشگري هاي علمي، فرهنگي و ادبي و حتي ورزشي را رونق داد؛ آنجه مي تواند موجبات آشتي نسل جوان با ايرانگردي را فراهم کند.

ما زاده اين خاکيم...

با وجود تمام مشکلاتي که کم و بيش در مسير ايرانگردي وجود دارد و مانع از تحقق ايده آلهاي اين عرصه مي شود، اوضاع گردشگري در اين سرزمين خارق العاده، بايد به مراتب بهتر از اين باشد، اما متأسفانه به نظر مي رسد، برخي معضلات فرهنگي شيوع يافته در پيکره جوانان، همين فرصت را هم از کشور سلب مي کند. حقيقت آن است که اين روزها عده زيادي از ايرانيان ترجيح مي دهند براي تفريح و گشت و گذار، نقاط خارج از کشور را به عنوان مقصد انتخاب کنند و چندان گرايشي به ايرانگردي ندارند.

ده ده جاني، کارشناس صنايع دستي، توضيح مي دهد: «در بسياري از کشورهاي دنيا، آشنايي با زواياي گوناگون جغرافيايي و فرهنگي وطن، به عنوان يکي از مهمترين اولويتها در تربيت نوجوانان و جوانان مد نظر قرار مي گيرد و با گنجاندن مطالب مرتبط در کتابهاي درسي و يا کاتالوگ ها و بروشورهاي شيک، حس ميهن پرستي آنان تحريک مي شود، به نوعي که نسل جديد براي ديدن سرزمينش مشتاق و مشتاق تر مي شود.»

بايد بپذيريم که در باز توليد فرهنگي حاکم بر نسل جديد ما، «ايران شناسي» نيز يکي ديگر از حلقه هاي مفقوده است که اغلب با بي توجهي از کنار آن مي گذريم. نوآموزان و نوجوانان ما شايد بيشتر از تخت جمشيد با اهرام ثلاثه آشنا شوند و افزون تر از درياي خروشان شمال يا ستاره باران بي نظير کوير يا کوه هاي استوار زاگرس يا بناهاي شگفت انگيز کاشان و اصفهان، از داشته هاي طبيعي و تاريخي ساير ملل بشنوند و به ديدن «مرغ همسايه» راغب باشند! اين نيز مشکل بزرگي است که هر چه زودتر بايد از ميان برود.

جمع بندي؛ ايران را ببينيم!

در آستانه دومين ماه تابستان کوشيديم تا به سهم خودمان از جاذبه هاي ناشناخته ايران زمين بگوييم و چه بسا شوق ديدار دقيق تر مام وطن را در دل خوانندگان اين گزارش زنده کنيم. با اين همه، واضح است که تا رسيدن اندازه و کيفيت ايرانگردي به سطح استانداردش، فاصله اي نجومي باقي است که اميد مي رود، با تغييرات انجام شده در سازمان گردشگري، فصل تازه اي در اين عرصه باز شود.

تماشاي اين خانه زيباي اجدادي، عزمي همه جانبه را مي طلبد که بايد از بهبود راه هاي حمل و نقل کشوري تا افزايش اطلاع رساني و از فرهنگ سازي براي جوانان تا بالا بردن سطح رفاهي مناطق گردشگري را در برگيرد. شما خانواده محترم نيز از دو ثلث باقي مانده تابستان سود ببريد و در گوشه اي از اين سراي زيباي جاودان، آرام بگيريد! تهيه كننده:رسول بهروش
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: