کد خبر:۲۶۱۴
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۲
تعداد بازدید: 3720
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
ربودن 11 دختر بعد از مصرف قرص اکستازي
مرد راننده که تحت عنوان مسافرکش زنان را سوار خودرو اش مي کرد بعد از رسيدن به پارک پرديسان آنان را مورد آزار قرار مي داد و رهايشان مي کرد
راننده يک پرايد سفيد رنگ که 11 زن را به پارک پرديسان کشانده بود تا مورد آزار قرار دهد توسط پليس دستگير شد.

مرد راننده که تحت عنوان مسافرکش زنان را سوار خودرو اش مي کرد بعد از رسيدن به پارک پرديسان آنان را مورد آزار قرار مي داد و رهايشان مي کرد. پنج تن از قربانيان اين مرد موفق به فرار شدند اما او اعتراف کرده به شش زن ديگر تعرض کرده است.

رسيدگي به اين پرونده زماني آغاز شد که دختري جوان به پليس شکايت کرد و مدعي شد از سوي راننده يي مسافرکش مورد آزار و اذيت قرار گرفته است. اين دختر که به شدت متاثر شده بود، گفت؛ من از رودهن به سمت تهران مي آمدم. منتظر تاکسي بودم که راننده يک پرايد برايم بوق زد. چون مدت ها بود در ايستگاه منتظر مانده بودم و ماشيني هم نبود سوار پرايد سفيد رنگ شدم. رفتار راننده طوري بود که انگار مسافرکش است. او در راه نتوانست مسافر ديگري پيدا کند. راننده در نزديکي پارک پرديسان گفت بنزينش تمام شده است و مي خواهد بنزين بزند، من هم مخالفتي نکردم. شاکي ادامه داد؛ بعد از اينکه وارد جايگاه سوخت شديم و بنزين زديم مرد راننده از جاده خاکي کنار پمپ بنزين حرکت کرد. هر چه من اعتراض کردم و گفتم نبايد از جاده منحرف شود توجهي نکرد. خواستم از ماشين پياده شوم و فرار کنم در آن لحظه بود که متوجه شدم درهاي خودرو قفل است. مرد راننده من را داخل پارک پرديسان به مکان خلوتي برد و در آنجا مورد آزار قرار داد. او تهديد کرد اگر به ماموران در اين باره چيزي بگويم مرا خواهد کشت. با اين حال من توانستم دو شماره از پلاک پرايد را به ياد بسپارم. با به دست آمدن مشخصات خودرو پليس بررسي هاي خود را براي دستگيري مرد مسافر کش آغاز کرد. مدتي بعد با فعاليت شبانه روزي گشت هاي نامحسوس ماموران به راننده جواني که سوار پرايد سفيد رنگ بود مشکوک شدند و او را بازداشت کردند. بررسي مشخصات خودرو ثابت کرد اين پرايد همان خودرويي است که دختر جوان مدعي شده توسط راننده اش ربوده شده و مورد آزار قرار گرفته است. با دستگيري مرد راننده بازجويي ها از وي آغاز شد. بازجويان پرونده هيچ وقت فکر نمي کردند ابعاد جنايات اين متهم تا حدي گسترده باشد که خود وي به 11 مورد آدم ربايي اعتراف کند.حسين- متهم- زماني که با دختر جوان روبه رو شد به تعرض به چندين دختر اعتراف کرد و گفت؛ من هر بار بعد از مصرف قرص اکستازي اين کارها را انجام مي دادم و از اينکه چه عمل زشتي را مرتکب مي شوم باخبر نبودم. وي گفت؛ من هميشه از رودهن به تهران مسافر کشي مي کردم. مدتي بود که به دليل مشکلات مالي شديد دچار تنش هاي روحي شده بودم و براي اينکه آرام شوم قرص اکستازي مصرف مي کردم. زماني که اين قرص را مي خوردم ديگر متوجه نبودم چه مي کنم و زناني را که در ماشينم به عنوان مسافر سوار مي کردم مورد آزار قرار مي دادم. حسين گفت؛ تعرض به اين دختر تنها جرم من نيست، پيش از او نيز به چندين نفر ديگر تعرض کردم. من ابتدا دختران تنها را به عنوان مسافر سوار و طوري رفتار مي کردم که انگار واقعاً مسافرکش هستم و قصد دارم مسافران ديگري را هم سوار کنم. اما کسي را سوار نمي کردم. زماني که به نزديکي پارک پرديسان مي رسيدم وارد پمپ بنزين مي شدم و از پشت پمپ بنزين به پارک پرديسان مي رفتم و در مکان خلوتي، زني را که سوار ماشينم بود مورد آزار قرار مي دادم. من کاري کرده بودم که در خودرو از داخل ماشين باز نشود و کسي نتواند فرار کند. وي ادامه داد؛ تاکنون 11 زن را به اين شيوه ربوده ام ولي فقط شش تن از آنها را مورد آزار قرار دادم و پنج نفر ديگر از دست من فرار کردند. من بيشتر دختراني را انتخاب مي کردم که جثه کوچکي داشتند و امکان غلبه بر آنها بيشتر بود. البته بعد از اينکه مسافرانم را مورد آزار قرار مي دادم و به حالت عادي باز مي گشتم دچار عذاب وجدان مي شدم. اما اين عذاب با خوردن دوباره قرص اکستازي برطرف مي شد.اين مرد در حالي به چنين جرائمي اقرار کرد که متاهل است و مشکل مالي نداشته است. با ارسال پرونده به شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران قاضي ساعي رئيس اين شعبه دستور داد پليس شاکيان ديگر متهم را شناسايي کند. همچنين پزشکي قانوني موظف شد در مورد ادعاي مرد مسافر کش مبني بر اينکه قرص اکستازي مي خورده و از حالت عادي خارج مي شده است نيز تحقيق کند.

حسين هم اکنون بازداشت است و قاضي ساعي و چهار قاضي مستشارش به تحقيق از راننده پرايد سفيد رنگ ادامه مي دهند.منبع:اعتماد


--------------------------------


تهديد دختر دانشجو براي فرار از خانه

دختري که در پي آشنايي با پسري جوان از خانه گريخته بود، چند روز پس از اين اقدام فهميد در دام پسري شيطان صفت گرفتار شده است.

اين ماجرا از روز 23 تير ماه و در پي مفقود شدن دختري جوان به نام سحر آغاز شد. والدين اين دختر که از ناپديد شدن فرزند 20 ساله شان به شدت نگران شده بودند، به دادسراي ناحيه 27 تهران رفتند و به داديار اميراسماعيل رضوانفر گفتند سحر صبح روز گذشته از خانه خارج شده و ديگر برنگشته است. هنگامي که داديار پرونده درباره روابط خصوصي سحر از والدين او پرسيد، فهميد وي به تازگي با پسري 23 ساله به نام مسعود آشنا شده و با وي در ارتباط است. بنابراين به عنوان تنها سرنخ، يافتن مسعود در دستور کار قرار گرفت. رديابي هاي ماموران در اين رابطه ادامه داشت تا اينکه سرانجام دختر و پسر جوان در خانه يي واقع در يکي از مناطق شرقي تهران شناسايي و به دادسرا منتقل شدند. سحر که به شدت مي گريست هنگامي که در مقابل داديار رضوانفر قرار گرفت ماجرا را اين طور توضيح داد؛ من و خانواده ام اهل يکي از استان هاي غربي کشور هستيم و تا مدتي پيش زندگي خوبي در شهرمان داشتيم، تا اينکه من در يکي از دانشگاه هاي تهران پذيرفته شدم و همگي به تهران مهاجرت کرديم. روزهاي اولي که به تهران آمده بوديم يک روز مادرم مرا صدا کرد و گفت اگر روزي بفهمد من با پسري در داخل يا خارج از دانشگاه رابطه دارم سرم را مي برد. اين حرف تاثير زيادي بر من گذاشت و هميشه آن را به خودم يادآوري مي کردم. اما با اين وجود يک روز با مسعود آشنا و به او علاقه مند شدم. او حرف هاي زيبايي مي زد و از اين راه مرا به خودش جذب کرد. پس از مدتي رابطه مان تا حدي پيش رفت که مسعود به من وعده ازدواج داد و حتي روز عروسي مان را هم تعيين کرديم. در تمام اين مدت حرف هاي مادرم من را از ادامه رابطه با مسعود منع مي کرد اما علاقه ام به مسعود مانع از پايان دادن رابطه ام با او مي شد. اين ماجرا در شرايطي ادامه داشت که هر بار من براي ديدن مسعود به آموزشگاه محل کارش مي رفتم، او مدام با تلفن همراهش از من فيلمبرداري مي کرد و مي گفت مي خواهد در خانه خاطرات با هم بودن مان را مرور کند.

سحر ادامه داد؛ يک روز مسعود به من پيشنهاد کرد از خانه فرار و با او زندگي کنم. من با اين پيشنهاد مخالفت کردم اما او با يادآوري تصاويري که از من دارد تهديد کرد اگر با وي همراه نشوم تصاوير را براي پدر و مادرم مي فرستد. من هم از ترسم به خانه او رفتم. يک روز بعد در حالي که دلم براي خانه مان تنگ شده بود، به مسعود گفتم مي خواهم به خانه برگردم ولي او گفت دوستاني دارد که به دنبال دخترهاي فراري هستند و اگر فرار کنم من را به آنها معرفي مي کند تا برايم مزاحمت ايجاد کنند. چند روزي به کشمکش گذشت تا اينکه ماموران خانه مسعود را پيدا کردند و مرا نجات دادند.


-----------------------------------


مستی از سر اوباش بدنام پرید

مردی تبهکار که اوباشگری خیابانی او مرگ یک زن معترض را به دنبال داشت طی عملیات ضربتی پلیس تهران بازداشت شد.

به گزارش ایسکانیوز : بازپرس حسین روشن - کشیک دادسرای امور جنایی تهران - شامگاه 10 تیر 1388 به دنبال تماس تلفنی ماموران کلانتری 161 ابوذر در جریان مرگ زن 41 ساله ای قرار گرفت.
این مقام قضایی به همراه افسران دایره 10 آگاهی مرکز به خیابان «شهسواری» رفت و با دیدن جنازه زن نگون بخت به نام «زهرا» رسیدگی به ماجرا را در دستور کار خود قرار داد.
شواهد نشان می داد او به هنگام اوباشگری خیابانی «امیر» 28 ساله که از تبهکاران بدنام جنوب تهران است جان سپرد اما هیچگونه آثار ضرب و جرم روی پیکر قربانی دیده نشد.
با طرح این فرضیه که «زهرا» بر اثر ایست قلبی جان سپرده بود «امیر» تحت تعقیب کارآگاهان قرار گرفت و سرانجام طی عملیات ضربتی دستگیر شد.

امروز پسر «زهرا» در شعبه سوم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 گفت : آن شب مادرم به «امیر» هشدار داد تا از آزار و اذیت مردم ، دست بکشد که مرد مشروبخوار با ما درگیر شد.«امیر» در اوج خشم با مشت به قلب مادرم زد و مرا به روز سیاه نشاند.حالا باید تقاص پس بدهد.گزارش ایسکانیوز می افزاید، بازپرس «روشن» منتظر نظریه پزشکی قانونی است تا علت اصلی مرگ مادر نگون بخت ، فاش شود و دستور قضایی لازم را صادر کند.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: