کد خبر:۲۵۳۵
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۹:۳۹
تعداد بازدید: 3057
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
8 سال عقب مانده‌ايم
متاسفانه مسوولان فدراسيون به اين فكر مي‌كنند كه موج انتقاد از سقوط تيم ملي فوتبال حالا فروكش كرده و ديگر مشكلي وجود ندارد. آقايان از شكوه ملبورن حرف مي‌زدند و ادعا مي‌كردند كه كره را مثل كف دست مي‌شناسند ...
حذف تيم ملي از حضور در رقابت‌هاي جام جهاني دل خيلي‌ها را به درد آورد. بسياري از مردم از اين اتفاق دلخور شدند اما آنقدر دلسرد هستند كه ترجيح مي‌دهند حتي در اين‌باره صحبتي نكنند.

متاسفانه هر چقدر هم كه مقاله‌هاي فني نوشته شود و هر چقدر نقدها بيشتر شود، مسوولان فدراسيون فوتبال كار خودشان را انجام مي‌دهند. كمترين تغيير و تحولات در نگرش مديران فوتبال ما به وجود نمي‌آيد و آنها در نهايت كاري را انجام مي‌دهند كه فكر مي‌كنند درست است. در واقع گوش شنوايي وجود ندارد.

متاسفانه مسوولان فدراسيون به اين فكر مي‌كنند كه موج انتقاد از سقوط تيم ملي حالا فروكش كرده و ديگر مشكلي وجود ندارد.هنوز حرف‌هاي قطبي را فراموش نكرده‌ايم. جوهر كلماتي كه قطبي به رسانه‌ها مي‌گفت هنوز خشك نشده است.

آقايان از شكوه ملبورن حرف مي‌زدند و ادعا مي‌كردند كه كره را مثل كف دست مي‌شناسند اما فدراسيون بلافاصله پس از حذف تيم ملي از حضور در رقابت‌هاي جام‌جهاني در حركتي رو به جلو تاكيد كرد كه اين اتفاق به دليل نتايج قبلي بود و ما از حالا براي جام‌جهاني 2014 برنامه‌ريزي مي‌كنيم.

براي من نكته جالبي وجود دارد. آقايان اصلا جايگاه برنامه را نمي‌دانند. معني برنامه‌ريزي را متوجه نمي‌شوند. اصلا نمي‌توانند نقطه شروع و پايان يك برنامه را تفسير كنند. بعد با همه اينها از موفقيت تيم ملي در جام‌جهاني 2014 خبر مي‌دهند. البته همه چيز همانطوري است كه پيش‌بيني مي‌شد. وقتي در كميته‌هاي مختلف ما در فدراسيون فوتبال مسوولان آن فقط به سفرهاي خارجي فكر مي‌كنند و فدراسيون هم گاهي فقط به جابه‌جايي فيزيكي در خصوص مسوولان اين كميته‌ها اكتفا مي‌كنند ديگر جاي تعجب نيست كه فوتبال ما به چنين روزي گرفتار شود.

چه اتفاقي مي‌افتد كه تيم نوجوانان ما مقابل آلمان، چين و مصر به برتري مي‌رسد، اما در رده جوانان ما در مقابل عربستان و ژاپن به مشكل برمي‌خوريم. يك مرحله بالاتر تيم اميد ما به يك اردوي چهار ساله و در واقع يك گپ‌وگفت چهار ساله اكتفا مي‌كند و در نهايت راهي هم به المپيك نمي‌يابد. حلقه مفقوده اين زنجيره كجاست؟ آيا ما از لحاظ علمي به اين مساله پرداخته‌ايم كه چه اتفاقي فوتبال ما را در رده‌هاي پايه به تزلزل كشيده است؟ گمان نمي‌كنم اين سوال‌ها براي فدراسيون دغدغه اصلي به شمار آيد. آنها در خصوص فوتبال به مسايل كلان فكر مي‌كنند و امثال من به جزئيات فوتبال اهميت مي‌دهيم. به همين دليل فدراسيون عملا در برنامه‌ريزي به موفقيتي دست پيدا نمي‌كند.

بيش از 100 يا 150 ميليارد براي ليگ فوتبال ما هزينه مي‌شود. سوال اينجاست كه آيا ما مي‌خواهيم ليگ را به شكل تشريفاتي برگزار كنيم تا در افكار عمومي ژست برگزاري ليگ حرفه‌اي داشته باشيم يا اينكه ما مي‌خواهيم از ليگ فوتبال‌مان تيم‌ملي را بسازيم؟ اما چه اتفاقي مي‌افتد كه ليگ ما هرگز به تيم‌ملي ما كمك نمي‌كند؟

من پاسخ اين سوال را مي‌دانم؛ چهار سال بود كه علي دايي فوتبالش تمام شده بود، اما براي تيم‌ملي در نوك خط حمله بازي مي‌كرد و چهار سال است كه اصلا فوتبال بازي نمي‌كند و ليگ ما در اين بخش هيچ كمكي به تيم‌ملي نكرده است. بعد با همه اين تفاسير آقايان در مصاحبه‌هايشان مي‌گويند، اميدواريم چهار سال آينده در 2014 موفق شويم. غافل از اينكه ما در حال حاضر چهار سال عقب نيستيم. ما هشت سال عقب مانده‌ايم، چون هيچ يك از تيم‌هايي كه به جام‌جهاني صعود كرده‌اند منتظر نمي‌مانند تا ايران به آنها برسد. آنها در مسير پيشرفت حركت مي‌كنند.

مشكل ما در فدراسيون يك ميكروفكر است. ما يك ذهن فعال و برنامه‌ريز نداريم. اگر علي دايي، امير قلعه‌نويي، محمد مايلي‌كهن، مجيد جلالي، افشين قطبي، فيروز كريمي و همه اين مربيان فوتبال ايران روي نيمكت تيم ملي مي‌نشستند ما به جام جهاني نمي‌رفتيم چون بازيكنان ما اساسا طي سال‌هاي اخير ياد نگرفته‌اند كه به يكديگر پاس بدهند. تاكتيك تيمي برايشان امر مبهمي است و با يك هدف مشخص آنها را جمع نكرده‌ايم. فوتبال ما مدت‌هاست كه در مسير معكوس حركت مي‌كند. فقط مي‌توانم بگويم متاسفم.منبع:روزنامه ورزشي گل
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: