کد خبر:۲۵۱۳
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۸۸ - ۱۵:۲۴
تعداد بازدید: 5745
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
گزارشي از بازار آشفته مدگرايي
موهاي سيخ سيخي، بلوزهاي تنگ با مارکها و شکلهاي عجيب، ابروهاي اصلاح شده، شلوارهاي تنگ، شالهاي رنگارنگ که فقط قسمت بالاي سر را مي پوشاند،...
موهاي سيخ سيخي، بلوزهاي تنگ با مارکها و شکلهاي عجيب، ابروهاي اصلاح شده، شلوارهاي تنگ، مانتوهايي که به زور تا کمر مي رسد، شالهاي رنگارنگ که فقط قسمت بالاي سر را مي پوشاند، پوشيدن لباسهاي غيرمعقول، اصلاح و آرايش موي سر و صورت و موهاي رنگ شده و مش خورده پسران از جمله تصاويري است که هر روز در خيابانها با آن رو به رو مي شويم.

نوجوانان و جوانان تا چند سال پيش به لباس اهميت چنداني نمي دادند و کافي بود پوشاک مناسبي بر تن داشته باشند، اما امروز نوع لباس، رنگ، نوع دوخت و حتي دکمه هاي آن مورد توجه آنان است.

امروزه کوتاه و بلند کردن مو، مدل دادن، رنگ کردن، اصلاح صورت و ساعتها مقابل آيينه ايستادن بخش اعظم زندگي دختران و پسران را به خود اختصاص داده است.

گذشت آن روزي که پسران موهاي خود را با ماشين نمره چهار مي زدند و گاهي با دل به دريازدن مدل آلماني انتخاب مي کردند، اما امروز مدل مويي را که در ماهواره مي بينند، انتخاب مي کنند و با پيداکردن عکس مدل موي موردنظر در اينترنت، از آرايشگر خود مي خواهند طبق آن مدل، موهايشان را اصلاح کند! امروزه مد و مدگرايي در بخشهاي مختلف زندگي جوانان بشدت تأثير گذاشته است و گاهي آن قدر در توجه به آن، اصرار دارند که تعجب شما را برمي انگيزند.

مد و مدگرايي کار را به جايي رسانده است که پسراني را مي بينيم که موهايشان را بلند کرده اند و دستبند، گردنبند و حتي گوشواره بر گوش دارند و آرايش دخترانه کرده اند و در نقطه مقابل، دختراني را مي بينيم که موهايشان را پسرانه کوتاه مي کنند و شلوار و بلوز مي پوشند و در خيابانها خودنمايي مي کنند.

*لذت مي برم

مد، گرايش سريع کالا و يا رفتار در بين افراد است و به دليل رابطه مستقيم با حس تنوع طلبي، در ميان جوانان و نوجوانان طرفداران بيشتري دارد، هر چند که گاهي اين پديده در بين ساير افراد جامعه نيز به چشم مي خورد.

بسياري از افراد مد و مدگرايي را امري شخصي تلقي مي کنند و معتقدند افراد جامعه مختار هستند که به هر سليقه و علاقه خود، جامه عمل بپوشانند و کسي نبايد در مقابل آن واکنش نشان دهد.

چند سال قبل، داخل تاکسي مسافري کنار دستم نشست که نگاهم را براي دقايقي به خود معطوف کرد، پسري که موهاي بلندش را مش زده و صورتش را اصلاح کرده بود.
زماني که سر صحبت را با او باز کردم، عرق شرم تمام صورتش را پوشاند و پاسخهاي کوتاهش نشانگر آن بود که پاسخي براي عملکردش ندارد و از اين کارش راضي نيست.

«اولين بار است»، «فريب خوردم»، «شرط بستيم»، «نمي دانم»، «موهايم بلند بود، دوستانم اصرار کردند»، «کوتاه مي کنم»، «اشتباه کردم» و ... پاسخهايي بود که از او شنيدم.
از آن روز، چندين سال گذشته است، اما امروز جوانهاي بسياري را مي بينيم که اصلاح کرده اند و مو مش زده اند و دستبند به دست در خيابانها قدم مي زنند.

«اميد»، 18 ساله، از همين جوانهاست، ابروانش را اصلاح کرده و موهاي سيخ سيخي اش بدجوري به چشم مي خورد و سه دکمه يقه پيراهنش را باز کرده تا گردنبندش بيشتر ديده شود.
زماني که از او درباره وضع ظاهري اش سؤال مي کنم، پرخاش کنان مي گويد: مگر اشکالي دارد، مرتب بودن بد است؟

او مي افزايد: موهاي سيخ سيخي مد شده است و خيلي ها موهايشان را به اين شکل درست مي کنند، شما فکر مي کنيد همه مشکلات برطرف شده که به موهاي من گير مي دهيد؟
دوست«اميد» هم که بلوز بدون آستين و شلوار تنگي پوشيده بود، مي گويد: همه اين مدلها را از ماهواره ياد مي گيرند، اميد مدل مويش را از يکي از خوانندگان ماهواره گرفت و کلي دوندگي کرديم تا توانستيم عکسش را پيدا کنيم.

وي مي افزايد: آرايشگرها هم که از خدا مي خواهند، موي معمولي را حداکثر با پنج هزار تومان اصلاح مي کنند، اما گاهي از ما تا صد هزار تومان هم مي گيرند و آنها هم بدشان نمي آيد!
از او درباره نحوه پوشيدن لباسهايش سؤال مي کنم و او مي گويد: اگر بد است، چرا توي بوتيکها مي فروشند، شما اگر سري به بوتيکها بزنيد خيلي کم لباسهاي ساده پيدا مي کنيد، اينها اگر مد نبود و در فروشگاه ها فروخته نمي شد که مردم نمي خريدند و نمي پوشيدند.

وي مي افزايد: دوست دارم آخرين مد لباس با بپوشم و در خيابانها گردش کنم.
جوان ديگري که به همراه دوستانش در پارک روي تکيه گاه نيمکت نشسته بودند و صداي خنده شان از فاصله دور هم شنيده مي شد، درباره اصلاح صورتش مي گويد: ابروهايم را اصلاح نکرده ام، تميز کرده ام!

وي مي افزايد: ابروهايم پر بود که اين مسأله رنجم مي داد تا اينکه روزي يکي از دوستانم پيشنهاد داد آن را تميز کنم، هر چند که روز اول آن قدر خراب کردم که مجبور شدم تا مدتها خانه نشين شوم و حتي گاهي که به اجبار به خيابان مي آمدم، کلاه کشي تا روي چشمانم مي کشيدم تا کسي آن را نبيند.

«بهزاد» پسر ديگري که موهايش را مش زده و گوشواره هم به گوش دارد نيز مي گويد: زماني که بچه بودم و مادرم حوصله اش سر مي رفت، مرا آرايش مي کرد و خنده او و ساير اقوام را هميشه به ياد دارم و حالا که سنم بالا رفته نيز دوست دارم، ديگران به من توجه کنند.
وي مي افزايد: مادرم موهايم را مش مي زند و استفاده از وسايل آرايش او نيز براي من آزاد است و آن قدر اين قضيه طبيعي شده که در خانه و فاميل با مشکلي رو به رو نمي شوم.
«علي» مي گويد تا به حال سايه چشم، کرم پودر و يا مواد آرايشي ديگر را استفاده نکرده است، اما گاهي اوقات براي اينکه مژه هاي بلندش نشکند از ريمل استفاده کرده است!
يک آرايشگر که نمي خواهد نامي از او ذکر شود، مي گويد: در زمانهاي گذشته زماني که مي خواستيم کمي از پرپشتي ابروي مشتري خود کم کنيم و يا سر قيچي بزنيم، خيلي عصباني مي شدند و پرخاش مي کردند، اما حالا بايد ابرو هم اصلاح کنيم.

وي با اشاره به نوشته اي که پشت شيشه مغازه اش زده مبني بر اينکه«از اصلاح صورت معذوريم» مي افزايد: من حاضر نيستم به خاطر پول بيشتر، هر کاري را که مشتري خواست انجام دهم، اما هستند همکاراني که مش مي کنند، فر مي زنند، ابرو تاتو مي کنند، صورت بند مي اندازند و ....

علاوه بر پسران، دختراني را هم در خيابانها مي توان ديد که باور نمي کنيد سن و سال چنداني داشته باشند، دختراني که با کمي دقت متوجه مي شويد نيمي از سني را که نشان مي دهند، دارند و اصلاً هم نگران نيستند که آرايش غليظ، سن آنها را بسيار بيشتر از آنچه که هست، نشان مي دهد.

نسترن 16 ساله که شالي رنگي را به روي سرش انداخته است و موهايش را به روي صورتش کشيده است، زماني که نوع آرايش را مورد پرسش قرار مي دهم، مي گويد: فشن که مي گويند، همين است، چند روز قبل مدلش را از ماهواره گرفتم.

او که به همراه دو نفر از دوستانش در يکي از خيابانهاي بالا شهر قدم مي زد، رو به يکي از دوستانش مي کند و مي گويد: ديديد درست گفتم، خيلي قشنگ است جلب توجه مي کند، فکر مي کنيد چرا ايشان آمده و از من سؤال مي کند، چون خيلي به چشم آمده است.
در دلم به استدلالش مي خندم، دختري که بايد گوهر پرورده صدف حجاب و متانت باشد، اينگونه در خيابانها قدم مي زند و از اينکه جلب توجه کرده است، مسرور و خوشحال است.

«فشن»؛ کلمه اي است که از زبان همه آنها شنيده مي شود و در کنار آن مدلهاي شينيون کنفي، مو چتري، آناناسي و همچنين لولايت فانتزي و ... چيزهايي است که مي شنوي و انواعش را هم محض نمونه در گوشه و کنار خيابانهابه چشم مي بيني.

دختر ديگري که به همراه دوستانش قدم مي زند و صداي بلندشان، خيابان را به اشغال خود درآورده و مانتوي کوتاهي پوشيده و شالي قرمز رنگ را به روي سرش انداخته است، خودش را کاترين معرفي مي کند.

با معرفي خود، دوستانش بمب خنده مي شوند و مي ترکند، مردد مانده ام، نگاهم را به زمين دوخته ام و مانده ام چه کنم، دوستانش به او مي گويند، حالا امروز که توانستي به بهانه جشن تولد از خانه بيرون بيايي و در خيابانهاي بالاي شهر قدم بزني، چرا اسمت را عوض مي کني و من متوجه مي شوم که بعضي از جوانان ما چه مسير پرسنگلاخي را براي آينده خود ترسيم کرده اند.

نگاهش که مي کنم، سرش را پايين مي اندازد، هنوز هم مي توان کور سوي حيا و خجالت را در گوشه چشمانش ديد، اما نداشتن هويت مستحکم و تمايل به ديده شدن او را به اين روز و حال انداخته است.

او مي گويد: براي اولين بار است که اينطوري به خيابان آمده ام، احساس مي کنم که همه به من نگاه و توجه مي کنند، چيزي که نه در خانه از آن خبري هست و نه در فاميل و آشنايان، دلم مي خواهد توجه همه را جلب کنم.

*بي هويتي عامل اصلي

بر اساس تحقيقات انجام شده توسط سازمان ملي جوانان، جامعه ايران به دليل مذهبي بودن و برخورداري از تمدن و تاريخ ديرپا داراي دو گستره مفهومي برجسته از هويت ديني و ملي است.
اين تحقيقات نشان مي دهد 84 درصد جوانان اعتقاد دارند انجام مراسم ديني در کشور موجب آرامش و سلامت روحي مردم مي شود، 91 درصد جوانان خدا را ناظر بر اعمال انسانها، 89 درصد پيروي از اولياي دين را وظيفه شرعي انسان و 88 درصد معتقدند آدمهاي ديندار کمتر دچار انحراف اخلاقي مي شوند.

بر اساس اين تحقيق، در حال حاضر 88 درصد جوانان درباره هويت بدني خود معتقد به برخورداري از سلامت جسماني بالا، 84 درصد از ظاهر و قيافه راضي و 82 درصد ديگر نيز معتقدند بلوغ همزمان با ساير همسالان خود را داشته اند.

همچنين 47 درصد دختران و 24 درصد پسران آرزو دارند از جنس مخالف باشند، از سويي ديگر تنها 35 درصد جوانان 18 تا 29 سال 34 درصد پسران و 36 درصد دختران به مرحله طبيعي دستيابي به هويت همسر گزيني رسيده و 65 درصد ديگر هنوز در حد تعليق، توقف و اغتشاش هويت هستند.

بديهي است شکل گيري هويتي منسجم، پايدار و دستيابي به تعريفي از خود با مشخصه هاي انتخاب ارزشها، باورها و هدفهاي زندگي مهم ترين جنبه رشد رواني و اجتماعي دوره جواني است.

از سويي ديگر شکل گيري هويت در دوران جواني ارتباط تنگاتنگي با عواطف، خود پندار و عزت نفس فرد داشته که در اين ميان احساس تعلق و تعهد به خانواده، قوم، فرهنگ ملت و مذهب از جمله مؤلفه هاي مرتبط با هويت بر شمرده مي شود.

آنچه امروزه جامعه شناسان از آن به عنوان بحران هويت ياد مي کنند، در قالب گرايش به مدهاي عجيب و غريب در کشور ما نمود پيدا کرده است که روزانه با تعدادي از آنها رو به رو مي شويم.
جامعه شناسان مد را يک پديده اجتماعي مي دانند که افراد را با يکديگر همرنگ مي کند، اما آنچه امروزه جوانان ما دچار آن هستند، تقليد نا به جايي است که مي تواند تأثيرهاي منفي زيادي براي ارزشهاي اجتماعي، ملي و مذهبي داشته باشد و تقليد کورکورانه تا حد زيادي افراد را مجبور به هدر دادن وقت و پرداختن هزينه زياد مي کند و در نتيجه آنها را از فعاليتهاي مثبت باز مي دارد.

يک کارشناس ارشد اجتماعي در اين باره مي گويد: تقليد از مد هميشه تأثيرهاي منفي به بار نمي آورد، بلکه نتايج مثبتي همچون شادي، نشاط و نوگرايي هم خواهد داشت و زندگي را از يکنواختي خارج ساخته و احساس تازگي به آنها مي بخشد.

محمد کمالي با تأکيد بر حفظ ارزشهاي ملي، فرهنگي و مذهبي با جلوگيري از تقليد نادرست، خاطر نشان مي کند: براي جلوگيري از افراط و تفريط در بحث مدگرايي، نبايد از اهرم فشار، مقابله و تندخويي بهره برد، بلکه بايد با آزادي، زمينه را براي انتخاب درست و مناسب براي نسل جوان فراهم کرد.

وي ماهواره و اينترنت را از مهم ترين عواملي مي داند که برخي جوانان امروز را به سوي بي هويتي مي کشاند و آنها را از برنامه ريزي و هدفمند بودن براي آينده دور مي کند و باعث مي شود تا بيشتر به دنبال ظاهر سازي باشند.

وي مي افزايد: مسايلي نظير گسست فرهنگي، فردگرايي افراطي، تضاد نسلها، تغييرات پرشتاب زندگي، خلاء آرماني، فقدان عامل دين و مذهب، پديده کلان شهرهاست که تأثيرهاي تعيين کننده اي بر بحران هويت داشته و روند آن را شتاب مي بخشد.

وي مي افزايد: گرايش به مدهاي عجيب و غريب مربوط به گروه هاي خاصي است و شامل عموم جوانان نمي شود، اما علت و انگيزه اصلي چنين رفتارهايي به چگونگي ارضاي يکي از نيازهاي فرد ارتباط مستقيمي دارد.

به گفته اين کارشناس ارشد اجتماعي، مورد توجه قرار گرفتن فرد توسط ديگران يکي از نيازهاي انسان است که اين نياز در افرادي که بهره کمتري از زمينه هاي قوي فرهنگي و اسلامي دارند، به چيزهايي مثل آرايش کردن و خود را به صورتهاي مورد توجه همگان درآوردن بروز مي کند.
وي مي افزايد: متأسفانه برخي از جوانان آن قدر تحت تأثير رسانه هاي خارجي و گروه هاي اجتماعي خاص قرار مي گيرند که حتي سعي مي کنند از آنها نيز سبقت بگيرند، بنابراين رنگ کردن مو، برداشتن ابرو و خود را به ظاهر جنس مخالف نزديک کردن را نوعي ارزش مي دانند و قبح آن را در خود از بين مي برند.

وي مي گويد: استمرار اين فعاليتها، موجب مي شود اين افراد از نسل قبلي فاصله بگيرند و اين باعث انزواي آنان از سوي افراد جامعه و گاه ناديده انگاشته شدن از سوي همگان مي شود و دچار نوعي بيماري رواني مي شوند.

کمالي خاطر نشان مي کند: براي جلوگيري از نوع عملکرد اين افراد بايد از يک سو خانواده و خويشان تلاش کنند مانع کجروي آنان شوند و آنان را توجيه کنند و از سوي ديگر، چاره اي براي ارضاي نيازهاي آنان متناسب با شرايط زماني انديشيده شود تا امکان انتخاب گسترده داشته باشند.

وي مي افزايد: در اين ميان رسانه هاي گروهي بخصوص تلويزيون مي تواند نقش بسيار مهمي داشته باشد و از آرايشهاي نامطلوب مجريان و هنر پيشه هاي سريالها و فيلمهاي تلويزيوني جلوگيري کنند.

وي تأکيد مي کند: بخشي از جامعه بدون آگاهي و به صورت کورکورانه از اين رفتارها تقليد مي کند، زيرا آگاهي کافي ندارد، از خانواده و محيط نظارت اجتماعي محلي دور هستند و توجهات لازم به آنها ارايه نشده است.

*کلام آخر

آنچه بايد مورد تأکيد قرار گيرد اينکه اگر جوانان ما بيش از پيش با فرهنگ اصيل ايراني و اسلامي آشنا شوند و به هويت کهن و تاريخي خود پي ببرند، از تقليد کورکورانه و ناآگاهانه دست برمي دارند و ظاهري معقول و مطابق با فرهنگ خود انتخاب مي کنند.

از ديگر سو، توجه به استحکام پايه هاي خانواده نيز در اين ميان نقش عمده اي دارد، زيرا در خانواده هاي از هم گسيخته که والدين با هم زندگي نمي کنند، طرف مقابل که از فرزند خود دور است، براي جلب محبت وي امتيازات بيشتري به فرزند مي دهد که اين امر زمينه بسياري از بزه ها را فراهم مي کند.

همچنين آموزش«نه» گفتن به فرزندان و همچنين افزايش قدرت مسؤوليت پذيري، اعتماد به نفس و دوري گزيدن از افرادي که مخالف با ارزشها و فرهنگ خانواده هاست، نيز از ديگر مسائلي است که مي تواند از اين تقليدهاي کورکورانه جلوگيري کند.

سرانجام اينکه فرزندان ما بايد بدانند که ايراني فرهنگ و تمدني ديرينه و کهن دارد که سرسلسله جنبان بسياري از تمدنها و فرهنگهاي کنوني جامعه ماست و بايد افتخار کنند که ايراني هستند و ايراني تبار.تهيه كننده:محمدرضا خادم حضرت
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
-
|
۱۷:۵۱ - ۱۳۸۸/۰۷/۱۰
0
1
سلام
خسته نباشید.اگرچه دلیلی هم برای خستگی ندارید ولی به خاطر متن مفیدی که نوشته بودید احساس کردم که باید احترام بگذارم.
راستش من خودم شخصا" از اینکه به روز ویا همان فشن باشم بدم نمی آید ولی این امر اصلا" به معنی آرایش یا پوشش غلط نیست چون تازه اگه یه وقتی خودمم بخوام مامان بابا عمرا" بذارن دختر 16 سالشون از این ادا ها در بیاره!
با این حال استفاده کردم.
با تشکر
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: