کد خبر:۲۵۰۸
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۵
تعداد بازدید: 2083
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
آرامش مرد معتاد با قتل نوزادان
شك كارآگاهان گشت پليس به سرنشينان خودروي سواري، افشاي راز مرد جنايتكار و سرقت مسلحانه را به دنبال داشت.
همان موقع من به بازپرس شهرياري – سرپرست شعبه هفتم بازپرسي دادسراي جنايي – گفتم شوهرم بچه را كتك زده و عامل مرگ دخترم است، بنابراين داوود بازداشت شد اما چند روز بعد با سپردن وثيقه آزاد شد.

شك كارآگاهان گشت پليس به سرنشينان خودروي سواري، افشاي راز مرد جنايتكار و سرقت مسلحانه را به دنبال داشت.

صبح جمعه مأموران پليس آگاهي هنگام گشت در خيابان فلاح به يك خودروي پرايد مشكوك شده و بلافاصه پس از بررسي دريافتند خودرو مسروقه است، بنابراين به مرد جوان راننده دستور ايست دادند اما راننده با مشاهده مأموران و بي‌توجه به فرمان آنها پا را روي پدال گاز گذاشت و گريخت.مأموران نيز بلافاصله به تعقيب خودرو پرداخته و سرانجام در جريان عمليات تعقيب و گريز طولاني خودرو را متوقف و زن و مرد جوان را دستگير كردند.

مأموران در بازرسي خودرو نيز يك كلت كمري كشف كردند. سارا – 18 ساله – و همسرش داوود – 24 ساله – كه بشدت اعتياد دارند، پس از انتقال به اداره يكم پليس آگاهي تهران اظهار داشتند خودرو را چند روز قبل از فردي خريده‌اند و اطلاعي از سرقتي بودن آن نداشتند.

اين زوج معتاد همچنين منكر داشتن اسلحه شده و اظهار داشتند از وجود اسلحه در خودرو بي‌خبر بوده‌اند اما كارآگاهان در بررسي سوابق زن و شوهر دريافتند داوود آبان سال گذشته به اتهام قتل نوزاد 6 ماهه‌اش بازداشت بوده و پس از سپردن قرار وثيقه تا زمان محاكمه از زندان آزاد شده است.

سارا در اين باره به كارآگاهان گفت: «شوهرم دو سال قبل پسر چهارماهه‌مان، آرش را پس از ضرب و جرح شديد به قتل رساند. پس از مرگ او از ترس، موضوع را به پليس اعلام نكرده و بچه را هم دفن كرديم تا اين‌كه دوباره بچه‌دار شده و نام دخترمان را كيميا گذاشتيم. دخترم شش ماهه بود كه يك شب به علت بيماري به گريه افتاد، هر كاري مي‌كرديم آرام نمي‌شد تا اين‌كه شوهرم عصباني شد و بچه را از دستم گرفت و محكم به ديوار كوبيد ناگهان بچه از هوش رفت. در حالي‌كه خيلي ترسيده بودم به ياد سرنوشت بچه اولم افتاده و براي نجات جان كيميا او را به بيمارستان رساندم اما پزشكان پس از معاينه گفتند دچار ضربه مغزي شده و جان باخته است.

از آنجا كه پزشكان با مشاهده آثار ضرب و جرح روي بدن دخترم به موضوع مشكوك شده بودند پليس را باخبر كرده و من و همسرم به اتهام كودك‌آزاري دستگير شديم. همان موقع من به بازپرس شهرياري – سرپرست شعبه هفتم بازپرسي دادسراي جنايي – گفتم شوهرم بچه را كتك زده و عامل مرگ دخترم است، بنابراين داوود بازداشت شد اما چند روز بعد با سپردن وثيقه آزاد شد.

در همان روزها بود كه فهميدم باردار هستم و سه ماه قبل نيز فرزندم به دنيا آمد. از آنجا كه او هم دختر بود من به ياد دختر از دست رفته‌ام نام او را كيميا گذاشتم. من و همسرم هر دو معتاد هستيم و توانايي نگهداري از بچه را نداريم، به همين خاطر شوهرم هر بار كه بچه گريه مي‌كند، كتكش مي‌زند. خودم هم وضعيت بهتري ندارم. الان هم دخترمان را به يك خانواده سپرده‌ايم.»

بدين ترتيب صبح ديروز قاضي سليماني‌فرد – سرپرست شعبه ششم دادياري – با احضار زوج جواني كه دختر سه ماهه متهمان نزد آنهاست به تحقيق و بازجويي از آنها پرداخت.

زن جوان گفت: «آقاي قاضي ما دو سال قبل با سارا و همسرش همسايه بوديم اما به علت تغيير محل زندگي‌مان ديگر خبري از آنها نداشتيم، تا اين‌كه چند روز قبل به طور اتفاقي پسرم را در پارك ديده و نشاني خانه جديدمان را از او گرفته بودند.

پنجشنبه شب ناگهان سرزده به خانه ما آمده و گفتند به خاطر اختلاف‌هاي خانوادگي و اعتياد دچار مشكلات مالي شديد هستند، بنابراين از ما خواستند چند روزي ميهمان خانه ما باشند. من و همسرم نيز پذيرفتيم تا اين‌كه صبح جمعه سارا و شوهرش در حالي كه كيميا را نزد ما گذاشته بودند، براي انجام كاري از خانه خارج شده و ديگر برنگشتند. سه روز بعد هم فهميديم دستگير شده‌‌اند.»

زن جوان ادامه داد: «آقاي قاضي من خودم شش فرزند دارم و مستأجر هستم. نگهداري از اين بچه نيز برايمان بسيار سخت است چرا كه او به خاطر اعتياد مادرش معتاد به دنيا آمده و مدام بي‌قراري مي‌كند، از سوي ديگر دلم طاقت نمي‌آورد بچه را به مادر زنداني‌اش بسپارم چون به طور يقين از بين خواهد رفت، بنابراين از شما تقاضا دارم چنانچه امكان دارد بچه را به بهزيستي يا شيرخوارگاه تحويل دهيد شايد برايش بهتر باشد.»

قاضي سليماني‌فرد نيز پس از پايان تحقيقات، متهمان را براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهي قرار داد و دستور داد نوزاد نيز به شيرخوارگاه سپرده شود.منبع:ايران


---------------------------


دسيسه مادر و دو دختر براي کشتن پدر خانواده

زني که با همدستي دو دخترش و يک مرد غريبه در جنايتي خانوادگي شوهرش را کشته و جنازه اش را در کف اتاق خواب دفن کرده بود، چندماه پس از اين قتل با برملا شدن رازش توسط صاحبخانه دستگير شد.

چند روز پيش مردي با پليس ساوجبلاغ تماس گرفت و از کشف يک جسد در کف اتاق خواب خانه اش خبر داد. اين مرد که وحشت زده بود ضمن ابراز بي اطلاعي از هويت جسد از ماموران خواست هرچه زودتر به خانه اش بروند. به دنبال اين خبر گروهي از افسران نيروي انتظامي به خانه اين مرد در شهرک علوي چهارباغ رفتند و با جسد مردي ميانسال که در عمق 50 سانتيمتري يکي از اتاق هاي خانه مدفون شده بود روبه رو شدند. از اين رو ماجرا به بازپرس جنايي ساوجبلاغ گزارش و پس از حضور او و اکيپ بررسي صحنه جرم تحقيقات در مورد شناسايي هويت و کشف علت مرگ وي آغاز شد. در اولين گام صاحبخانه تحت بازجويي هاي فني قرار گرفت تا درباره کشف جسد در خانه اش پاسخگو باشد. وي که به شدت ترسيده بود از اين ماجرا ابراز بي اطلاعي کرد و گفت؛ امروز وقتي از سر کار به خانه آمدم براي استراحت به اتاق خواب رفتم اما ناگهان پايم به زمين فرو رفت. من که از اين موضوع تعجب کرده بودم فرش را کنار زدم و ديدم قسمتي از کف اتاق فرو رفته. وقتي موزائيک هاي کف را برداشتم در زير خاک جنازه را ديدم. من اين مرد را نمي شناسم و از حضور جسد در اتاق خواب خانه ام بي خبر بودم. از آنجا که شواهد نشان مي داد چندين ماه از کشته شدن مقتول و پنهان کردن جسد مي گذرد، کارآگاهان از صاحبخانه درباره مدت سکونتش در آنجا تحقيق کردند و او گفت دو ماه است که به اين خانه آمده است. وي ادامه داد؛ من سال گذشته خانه ام را به يک زن و شوهر به نام طاهره و حسين اجاره داده بودم اما پس از پايان قرارداد، خودم از دو ماه قبل به خانه ام آمدم و در اينجا ساکن شدم. موقع تخليه خانه من فقط طاهره را ديدم. او گفت مدتي است حسين مفقود شده و خبري از وي ندارد. با اظهارات اين مرد اولين جرقه در ذهن کارآگاهان زده شد و با احتمال اينکه مقتول همان حسين است انگشت اتهام به سوي همسر او نشانه گرفته شد و تلاش ها براي شناسايي محل سکونت وي آغاز شد. افسران پرونده در اين مرحله به پرس و جو از برخي همسايه ها که با زوج جوان در ارتباط بودند، پرداختند و دريافتند آنها باهم اختلافات شديدي داشتند و هميشه صداي داد و فرياد و دعوا از خانه شان به گوش مي رسيد. با قوت گرفتن فرضيه قتل خانوادگي، ماموران توانستند به اطلاعاتي درباره محل سکونت طاهره دست يابند و سرانجام وي را بازداشت کنند. اين زن پس از آنکه پي برد رازش برملا شده مقاومت چنداني از خود نشان نداد و قتل همسرش را بر عهده گرفت و از رابطه پنهاني اش با مردي غريبه به نام حامد پرده برداشت.

زن متهم به قتل گفت؛ 17 سال قبل با حسين ازدواج کردم و صاحب دو دختر و يک پسر هستم. شوهرم مرد خشني بود و در تصميم گيري ها هيچ اهميتي به نظرات من نمي داد. در خانه ما مردسالاري حاکم بود و من مثل يک اسير در خانه زنداني بودم و نمي توانستم به آساني از منزل بيرون بروم. طي اين سال ها هيچ محبتي از شوهرم نديدم و فقط رفتارهاي تند و خشن او به يادم مانده است. به همين دليل از او کينه به دل گرفتم و نقشه قتل اش را طراحي کردم. ابتدا قصد داشتم او را با سيانور بکشم. حتي چند مرتبه سم را در غذا ريختم و به حسين خوراندم اما چون قرص ها تقلبي بود اثر نکرد و زنده ماند و فقط مدتي بيمار شد. پس از آن با حامد که از مدتي قبل با او آشنا شده بودم و باهم رابطه داشتيم مشورت کردم و قرار شد با کمک او حسين را خفه کنم. حسين به مواد مخدر اعتياد داشت و خوابش سنگين بود. يکي از روزهاي اسفندماه سال گذشته در حالي که او مواد مصرف کرده بود به خانه آمد و خوابيد. سپس حامد به منزل مان آمد و با کمک دو دخترم که از پدرشان دل خوشي نداشتند يک روسري به دور گلويش پيچيديم و آنقدر فشار داديم تا جان داد. سپس براي آنکه از شر جسد خلاص شويم به وسيله يک قندشکن کف اتاق خواب را کنديم و يک گودال به اندازه حسين حفر و او را در زير خاک دفن کرديم. پس از اين ماجرا من به همه گفتم همسرم ناپديده شده و هيچ خبري از وي ندارم. چند ماه بعد هم مدت اجاره خانه مان به سر آمد و ما از آنجا رفتيم. به دنبال اين اعترافات دو دختر طاهره نيز بازداشت شدند. همچنين حامد نيز تحت پيگرد قرار گرفت و پس از چند روز دستگير شد. اين متهمان در حالي که راهي جز اعتراف نداشتند، اتهام مشارکت در قتل حسين را پذيرفتند. بنا به گفته سرهنگ هاشمي فرمانده انتظامي ساوجبلاغ، هم اکنون چهار متهم در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنان ادامه دارد.منبع:اعتماد
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: