کد خبر:۲۴۹۹
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱
تعداد بازدید: 3762
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
دختر 15ساله به خاطر محدوديت هاي بيش از حد از خانه گريخت
دختري که با فرار از خانه سرنوشت تلخي براي خود رقم زده است در مقابل داديار جنايي به تشريح اتفاقاتي پرداخت که براي وي رخ داده است.
دختري که با فرار از خانه سرنوشت تلخي براي خود رقم زده است در مقابل داديار جنايي به تشريح اتفاقاتي پرداخت که براي وي رخ داده است.
حدود 20 روز قبل والدين دختري 15 ساله با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران اعلام کردند که دخترشان ناپديد شده است.
با صدور دستورات قضايي لازم از سوي قاضي اميراسماعيل رضوانفر داديار شعبه ي چهارم دادياري دادسراي ناحيه ي 27 تهران، تلاش ماموران آگاهي براي يافتن اين دختر نوجوان آغاز شد تا اين که با بررسي رايانه ي شخصي دختر مشخص شد وي با پسري جوان چت مي کرده است.
با احضار اين پسر جوان به دادسرا، وي اظهار کرد که از طريق چت با وي آشنا شده و تنها يک بار وي را ديده است.
اين جوان گفت که دختر 15 ساله خود را 21 ساله معرفي کرده بود اما با ديدنش متوجه شده که سنش کمتر است و ديگر ارتباطي با او نداشته است.
اين فرد همچنين مدعي شد که چند روز قبل دختر نوجوان با وي تماس گرفته و گفته که به شهر قم فرار کرده است.
تحقيقات جهت پيدا کردن دختر نوجوان ادامه داشت تا اينکه يک هفته قبل، مدير مدرسه ي وي در تماس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 اعلام کرد س. به خانه ي وي پناه برده است.
با انجام هماهنگي هاي لازم با مقام قضايي، دختر 15 ساله از مدير مدرسه ي وي تحويل گرفته شد و به دادسراي جنايي انتقال يافت.
دختر نوجوان صبح ديروز (دوشنبه) در مقابل داديار جنايي تهران به تشريح آنچه بر وي گذشته پرداخت و گفت: من در خانواده ي نسبتا متمولي زندگي مي کنم و از نظر مالي مشکلي نداشتم اما پدر و مادرم هميشه مرا محدود مي کردند تا جايي که براي رفتن به پارک به همراه دوستانم بايد چند ساعت التماس مي کردم و نهايتا مادرم با اين شرط که خواهر کوچک ترم نيز همراهم بيايد، اجازه مي داد که با دوستانم به پارک بروم.
وي ادامه داد: اين سخت گيري ها ادامه داشت تا اينکه با پسري به اسم آرش از طريق چت آشنا شدم. رابطه ام با او نيز به جايي نرسيد و نهايتا تصميم گرفتم خودم را از شر اين گرفتاري ها خلاص کنم. نهايتا يک روز صبح بدون آنکه پولي به همراه داشته باشم از خانه خارج شدم و به سمت قم رفتم.
وي افزود: در آنجا به خاطر تامين غذا، لباس و محل زندگي مجبور شدم که به خواسته هاي پليد افراد زيادي تن بدهم. وي مدعي شده در يک هفته اي که در اين شهر اقامت داشته به دليل نداشتن پول و جاي خواب دست به هر اقدامي زده تا جايي که براي گرفتن يک وعده غذا حاضر به ارتباط نامشروع با 4 کارگر ساختماني شده است خلاصه از اين وضعيت هم خسته شدم. تصميم گرفتم به تهران برگردم. وقتي به تهران برگشتم تنها جايي که در آن احساس امنيت مي کردم، خانه ي مدير مدرسه مان بود. به خانه ي او رفتم و پس از چند ساعت متوجه شدم که وي به پليس اطلاع داده است. ديگر نمي خواستم فرار کنم. ماندم تا پليس بيايد.
تحقيقات ماموران جهت دستگيري افراد متعرض به دختر 15 ساله در حالي ادامه دارد که جمعه شب، پدر اين دختر از سوي افراد ناشناس حين بستن مغازه اش مورد حمله قرار گرفته و به نحوي ضربات چاقو به وي اصابت کرده که وضعيت او وخيم گزارش شده است.


---------------------------


انتخاب اسم کودک زوجي را به جدايي کشاند

زوج جواني که بر سر انتخاب اسم فرزندشان دچار اختلاف شده بودند براي دريافت حکم طلاق به دادگاه خانواده مراجعه کردند.ستاره 23ساله در حالي که نوزاد کوچکش را همراه خود به مجتمع قضايي خانواده شماره 2 تهران آورده بود به قاضي دادگاه گفت؛ دو سال پيش براي بدرقه پدر و مادرم که عازم سفر حج بودند به فرودگاه رفته بودم که همان جا با فرهاد آشنا شدم. ما در مدت دوستي مان هيچ اختلاف نظري نداشتيم و پس از گذشت مدتي تصميم به ازدواج گرفتيم و با مهريه يک هزار شاخه گل رز سفيد به عقد هم درآمديم و زندگي مشترک مان را آغاز کرديم.زن جوان افزود؛ همين که زندگي مان را شروع کرديم ديگر در مقابل اختلاف نظرهاي يکديگر کوتاه نمي آمديم و با هم براي به کرسي نشاندن عقايدمان مي جنگيديم تا اينکه فرزندمان به دنيا آمد و ما را بر سر انتخاب اسمش به جان يکديگر انداخت و هنوز به خاطر لجبازي با هم پس از چند ماه موفق نشده ايم اسمي براي وي انتخاب کنيم تا اينکه تصميم گرفتيم از يکديگر جدا شويم و اکنون من حاضرم از تمام حق و حقوقم بگذرم.قاضي دادگاه پس از ثبت اظهارات اين زن جوان و همسرش که وي نيز به دليل نداشتن تفاهم خواستار جدايي بود، رسيدگي به پرونده آنان را به جلسه ديگري موکول کرد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: