کد خبر:۲۴۷۴
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۵:۰۶
تعداد بازدید: 2612
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
نگاهي بدبينانه به تمديد قرارداد قطبي ؛ ادامه امپراتور، با چه توجيهي؟!
ايشان، در شرايطي براي سه مسابقه آخر تيم ملي روي نيمکت سرمربيگري نشست که براي بردن تيم ملي به مرحله نهايي جام جهاني قول مساعد و به عبارتي «تضمين» داده بود.ما هيچ کدام از دو کره را نبرديم تا حتي به پلي آف هم راه نيابيم؛ اين نقص کوچکي است؟
1 ) اين يک نگاه بدبينانه به تلاش فدراسيون براي حفظ افشين قطبي است. سرمربي ناکام تيم ملي، در شرايطي برنامه اي را براي چهار سال آينده ارائه مي دهد که اصولاً ريشه هاي منطقي مستحکمي براي ادامه همکاري با وي وجود ندارد. گذشته از آنکه اساساً آينده خود فدراسيون نيز در مقطع کنوني کاملاً مبهم است، مي توان دلايلي را برشمرد که به استناد آنها ابقاي آقاي امپراتور، چندان عقلاني به نظر نمي رسد.

2 ) اگر اهل رها کردن سيلي نقد و چسبيدن به حلواي نسيه نباشيم و «حال موجود» را نسبت به «آينده موهوم» اولويت بدهيم، به طور جدي اين نقد به قطبي وارد است که او در عملي کردن آخرين و مهمترين وعده اش ناکام بود. ايشان، در شرايطي براي سه مسابقه آخر تيم ملي روي نيمکت سرمربيگري نشست که براي بردن تيم ملي به مرحله نهايي جام جهاني قول مساعد و به عبارتي «تضمين» داده بود. قطبي که هيچ گاه نمي تواند منکر کوشش هاي گسترده اش براي فتح نيمکت تيم ملي شود، بارها روي سالها حضورش در شرق دور مانور داد تا به ما بفهماند که با توجه به آشنايي اش با مکتب فوتبال کره، يک گزينه ايده آل براي هدايت ايران است. اعتماد به نفس وي تا آنجا بود که بعد از بازي با امارات از خودش به عنوان تنها کسي که مي تواند کره جنوبي را شکست بدهد، ياد کرد.
در اين شرايط اما، رهاورد همه ادعاهاي قطبي براي فوتبال ايران چه بود؟! ما هيچ کدام از دو کره را نبرديم تا حتي به پلي آف هم راه نيابيم؛ اين نقص کوچکي است؟

3 ) قطبي به ما وعده داده بود از فوتبال ايران که شباهت زيادي به نوشابه گازدار دارد، فوتبالي مهيج و هجومي بسازد. او حتي گام را از اين نيز فراتر گذاشته و از پروژه اش به صورت جزئي تر پرده برداري کرد: «من تيمي مي سازم که حتي اگر به گل اول رسيد، ارضا نشود و همچنان به حملاتش ادامه بدهد.» اما حالا حتماً جناب قطبي مي تواند با مرور چندباره فيلم بازي ايران و کره جنوبي، در خلوت خودش به اين نتيجه برسد که دست بر قضا ما در آن مسابقه سرنوشت ساز، از «ترس» کادر فني مان ضربه خورديم، اگر نه، مي توانستيم بعد از گل شجاعي هم به روال تصاحب مان به توپ و ميدان ادامه بدهيم و با پيروزي در آن بازي، «مستقيماً» راهي جام جهاني شويم.

4 ) قطبي تعهد کرده بود با توجه به شناخت خارق العاده اش از کره، اشتباه فني در اين بازي نداشته باشد. با وجود اين و برخلاف ادعاهاي نامبرده، بدون ترديد هر سه تعويض ايران محل اشکال بود و بويژه بوي «الرحمن» تيم ملي زماني بلند شد که آرش برهاني جاي علي کريمي را گرفت تا انرژي مدافعان کره اي در خدمت برنامه هاي تهاجمي شان قرار گيرد.
شايد اگر برگه تعويض تيم ملي ايران نزد هوميونگ بو هم بود، همين تعويض را انجام مي داد که قطبي مرتکبش شد !

5 ) کمي از اين بازي خاص فاصله مي گيريم تا به کارنامه افشين قطبي، از بالا نگاه کنيم. او تاکنون در سه مقطع، در ايران مشغول کار بوده است. بار اول با پرسپوليس به يک عنوان قهرماني ارزشمند رسيد، اما بار دوم با همين تيم که تقويت هم شده بود، شکست خورد و البته در نوبت سوم تيم ملي را در رساندن به هدفش ناکام گذاشت. توجه به جميع اين مسائل در کنار کارنامه نه چندان جالب توجه حرفه اي قطبي در بيرون از مرزهاي ايران و البته پيشنهاد نداشتنش در دوران بيکاري، شايد ما را به نقطه اي برساند که در اصل از ادامه همکاري با اين سرمربي تشکيک کنيم. راستي کسي دليل موجهي براي ارائه پيشنهاد دوباره به امپراتور سراغ دارد؟
نويسنده:رسول بهروش-روزنامه قدس
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: