کد خبر:۲۴۵۰
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۰
تعداد بازدید: 3262
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
سهم خود را در ناکامي تيم ملي فوتبال بپذيريد
شايد هم اين مديران خوش شانس بودند که اين بازي ها در روزهاي پرهيجان سياسي کشور انجام شد تا تمرکز معمول کليت جامعه بر مساله فوتبال به مانند مقاطع قبلي محسوس نباشد ...
شايد مديران ارشد ورزش ايران خوش اقبال بودند که حذف تيم ملي ايران در مسابقات مقدماتي جام جهاني در اولين ساعت بامداد پنجشنبه رقم خورد تا اين موضوع فقط انعکاس کوچک در مطبوعات روز پنجشنبه (آن هم فقط مطبوعات ورزشي) داشته باشد و در واقع تعطيلي دو روزه مطبوعات نوشتاري از خشم و ناراحتي طرفداران و علاقه مندان فوتبال، کارشناسان و اهالي رسانه در اين مورد بکاهد و فشار رسانه اي مرتبط با چنين شکست و ناکامي را کمتر از حد انتظار کند.

شايد هم اين مديران خوش شانس بودند که اين بازي ها در روزهاي پرهيجان سياسي کشور انجام شد تا تمرکز معمول کليت جامعه بر مساله فوتبال به مانند مقاطع قبلي محسوس نباشد اما مساله اصلي اينجاست که تبعات حذف و ناکامي در چنين سطحي در چند روز و چند هفته خلاصه نخواهد شد و همانطور که پيشتر کارشناسان ورزش پيش بيني کرده بودند عدم راه يافتن به جام جهاني 2010 فوتبال ايران را که آشکارا دوران نزول خود را طي مي کند وارد «بحران رکود» خواهد کرد.

تابستان سال آينده ميليون ها طرفدار فوتبال در ايران به تماشاي بازي تيم هاي حاضر در جام جهاني خواهند نشست و حسرت خواهند خورد که چرا تيم ملي ايران به اين مسابقات راه نيافت. ايران از حضور در بزرگ ترين مسابقات ورزش جهان پس از المپيک بازمانده است و تبعات ورزشي، اقتصادي و اجتماعي اين شکست نه تنها ماه ها، بلکه سال ها حس خواهد شد.

فوتبال و ورزش اندکي با مسائلي مثل اقتصاد و فرهنگ و سياست تفاوت دارند، چراکه در اينجا نتايج آنقدر مشخص هستند که نتوان براي آنها تفسيرهاي گوناگون ساخت، اگرچه مديران فعلي ورزش ايران بارها و بارها از تمام رسانه هاي در دسترس خود استفاده کرده اند تا حجم کلان ساخت و سازهاي ورزشي، افزايش تعداد مدال هاي کسب شده و افزايش تعداد سهميه ورزشکاران حاضر در مسابقات المپيک را به عنوان موفقيت هاي بي نظير خود به جامعه معرفي کنند، اما علاقه مندان و طرفداران و کارشناسان و اهالي ورزش مي دانند که عملکرد ورزش آنان در بعد ورزشي قهرماني چيزي در حد شکست مطلق بوده است.

سه سال قبل، مسوولان بلند مرتبه ورزش ايران شخص رئيس فدراسيون فوتبال ايران را به دليل شکست تيم ملي ايران مقابل مکزيک و پرتغال و تساوي مقابل آنگولا و کسب نتايج ضعيف برکنار کردند . از آن زمان تا به حال سه نفر پست سرمربي گري تيم ملي را در اختيار گرفتند (و البته دو بار هم دستياران سرمربي هاي برکنار شده براي مقطعي تيم را در اختيار داشتند) اما به رغم هزينه هاي چند ميليارد توماني، تيم ملي فوتبال ايران دو ناکامي مشهود را تجربه کرد؛ در جام ملت هاي آسيا در مرحله يک چهارم نهايي حذف شد (در حالي که در دوره قبل رقابت ها به عنوان سومي رسيده بود) و از مسابقات مقدماتي جام جهاني هم حذف شد (در حالي که در دوره قبل تقريباً به راحتي به دوره نهايي صعود کرده بود).

در روزهايي که بازار مقايسه و آمار به شدت داغ است همين مقايسه (و البته موارد ديگر مثل ناکامي مشهود نمايندگان باشگاه هاي ايران در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا و کمتر شدن صادرات بازيکنان ايراني به اروپا و...) آشکار مي کند که در دوران مديريت نزديک به چهار ساله مديران فعلي ورزش، فوتبال ايران دوران نزول را پشت سر گذاشته است. در چنين شرايطي افکار عمومي در انتظار معرفي مقصران اين ناکامي هاي بسيار پرهزينه با تبعات گسترده است و قطعاً راهکارهايي مثل تشکيل کميته بررسي شکست يا تلاش براي کليد زدن پروژه هايي مثل «اميدواري به درخشش فوتبال ايران در مسابقات جام جهاني 2014» افکار عمومي را راضي نخواهد کرد.

شايد مديران ارشد ورزشي ايران خوش اقبال هستند که حذف تيم ملي ايران در مقطعي رقم خورد که نزديک به پايان دولت فعلي و تشکيل دولت جديد است. شواهد حاکي از اين است که نفر اول ورزش ايران در آينده اي نزديک تغيير خواهد کرد و براي همين احتمالاً در اين زمان اندک پاسخگويي چنداني از مدير در آستانه عزيمت شاهد نخواهيم بود، اما اين حق علاقه مندان فوتبال و ورزش اين کشور است که شاهد اين باشند که دستگاه هاي بالاتر نظارتي و مديريتي مقصران اين ناکامي را معرفي کنند و با آنها به همان گونه اي که پيشتر رفتار شده است، برخورد کنند. نويسنده:امير صدري
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: