کد خبر:۲۴۴۴
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۱
تعداد بازدید: 3229
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
راهيابي به جام جهاني با ناکارآمديهاي موجود، انتظاري بيهوده است
وقتي مديراني که عمق و ژرفاي فوتبال را نشناسند ، نمي توانند پارامترهاي فوتبال حرفه اي را حداقل در فدراسيون پياده کنند و سرانجام کار بجايي مي رسد که امروز همه ما به عينه ماحصل اين ناکارايي را مي بينيم.
توقف ايران در سئول و تساوي عربستان و کره شمالي در رياض ، بر صعود مستقيم کره شمالي به جام جهاني ، راهيابي عربستان به پلي اف و ناکامي تيم ملي فوتبال ايران مهر تاييد زد.

کسب دو پيروزي خفيف مقابل کره شمالي و امارات آن هم در خانه ، کسب پنج تساوي و يک باخت قابل سرزنش برابر عربستان در ورزشگاه آزادي که 11 پوئن را در کارنامه تيم ملي ايران ثبت کرد ، بيلاني نبود که بتواند به آمال و ارزوي ما براي رسيدن به جام جهاني 2010 جامه عمل بپوشاند.

علت اصلي اين بيلان حقارت اميز و شوک آور و در نهايت حذف از گردونه اين مسابقات را مي توان در چند آيتم مورد مداقه قرار داد ولي بي شک بايد پذيرفت که دليل اين ناکامي بزرگ را مي بايست در ساختار نادرست در بدنه فوتبالمان جستجو کرد .

وقتي در عصر فوتبال حرفه اي ، مولفه هاي نوين را دور مي ريزيم و راهکارها ي منصفانه و نقدهاي خيرانديشانه ،‌کارشناسان را بايکوت مي کنيم ، طبعا دايره ناکارآمديها گسترده تر مي شود و کار بجايي مي رسد که امروز به عينه ماحصل اين ناکارآمدي را مي بينيم .

آيا واقعا صرف "پول " مي تواند برگ برنده باشد که امروز به شکل عجيب و بي حساب و کتاب هزينه مي شود؟ يقينا پاسخ به اين سئوال منفي است چرا که چهارشنبه شب در رياض ، تيم ملي کره شمالي با ناکام گذاشتن تيم ثروتمند عربستان ، ثابت کرد که تنها پول نمي تواند در فوتبال حرف اول را بزند .

به زعم بسياري از منتقدان و صاحب نظران ، نبود مديران کلان نگر و سياست محور در فدراسيون فوتبال مهمترين دليلي بود که باعث شد فوتبال ما طي يکسال گذشته تاکنون ضربات جبران ناپذيري را تحمل کند .

طبعا وقتي مديراني که عمق و ژرفاي فوتبال را نشناسند ، نمي توانند پارامترهاي فوتبال حرفه اي را حداقل در فدراسيون پياده کنند و سرانجام کار بجايي مي رسد که امروز همه ما به عينه ماحصل اين ناکارايي را مي بينيم .

به اين نقطه تاريک بايد بي اعتنايي به تجارب گرانسنگ صاحب نظران و مشکلات ديگر از جمله فساد در فوتبال ( پول سالاري ) و نبود يک چارچوب مدلل و اصولي را در تمامي لايه هاي فوتبال برشمرد که تمامي اين موارد باعث شد تا دود اهمال ها به چشم تيم ملي نيز برود.

اتکا و اعتقاد بي حد و حصر به فوتبال " نتيجه گرا " ، فقدان نظام باشگاهداري ، هزينه هاي
( ريخت و پاش )بي حساب و کتاب در باشگاهها ، ، طرد عناصر دلسوز و ميدان دادن به فرصت طلبان و سودجويان ، تنش افريني و موج افريني دست به دست هم داد تا تا فوتبال ما در سالهاي اخير از قواعد بين المللي فاصله اي عميق بگيرد .

حذف چهار نماينده فوتبال ما در ليگ قهرمانان باشگاههاي آسيا ، نخستين زنگ خطر جدي بود که در سال 88 بصدا در آمد ولي متاسفانه مسئولان فوتبال و مديران باشگاهها آن را نشيندند و اگر هم شنيدند ،‌خود را به کوچه علي چپ زدند.

بدتر از همه وقتي مديران باشگاهها با نمايندگان رسانه ها مواجه مي شدند ، اصلا ککشان هم نمي گزيد و انگار نه انگار که اتفاق مهمي به وقوع پيوسته ، از همه بدتر اينکه بعضا برخي از مسوولان در مواجهه با انتقادات واکنش نشان مي دادند ، گويي اينکه به تريج قباي انها برخورده است .

بهرحال تمامي اين ناکاميها ثابت کرد که بايد به تضارب افکار آن هم در قشر نخبگان فوتبال بايد احترام گذاشت و دست از حرکات احساسي برداشت .

در بحث تيم ملي اگر فلش بکي به گذشته بزنيم بخوبي در مي يابيم که انتخاب علي دايي که فاقد پختگي بود ، نخستين اشتباه بزرگي بود که مقامات فدراسيون فوتبال مرتکب شدند و اين مربي جوان و صدالبته يک دنده و لجوج را به عنوان سکاندار تيم ملي برگزيدند.

در اينکه دايي يکي از مفاخر فوتبال ماست ، نبايد کوچکترين شکي به دل راه داد ولي او در عرصه مربيگري در تيم ملي ناپخته بود و به ديدگاههاي کارشناسان احترام نمي گذاشت .

اتکاي او به سلايق شخصي در سيکل نخست باعث شد تا در خانه مقابل کره جنوبي متوقف شويم و قافيه را به عربستان ببازيم . حتي مقابل امارات نيز متوقف شديم و نتوانستيم در دوبي مقابل ضعيف ترين تيم گروه دوم به برتري برسيم ( امارات تنها يک امتياز از هشت بازي کسب کرد که آن هم مقابل ايران بدست آورد ).

در فاز دوم ، سکان هدايت تيم ملي به افشين قطبي سپرده شد و با آنکه وي در"پيونگ يانگ " و" سئول " تيم هاي کره شمالي و کره جنوبي را متوقف کرد و در تهران با يک گل امارات را شکست داد ، ولي تدابير محتاطانه وي نيز ثمري نداد و نتوانست منتج به صعود ما به جام جهاني شود .

قطبي تنها براي نباختن به پيونگ يانگ و سئول رفته بود نه براي بردن که انديشه ها و سيستم احتياط اميز وي بر اين نظريه مهر تاييد مي زند .

مخلص کلام اينکه ، تمامي اين موارد نشات گرفته از ناکارامدي و بي توجهي به ساختار فوتبال حرفه اي است که موجب شد تا هم باشگاههاي ما در عرصه اسيا و هم تيم ملي در رقابت هاي مقدماتي جام جهاني ، تيرشان به سنگ بخورد و اين ناکاميها مورد اعتراض طيف هاي وسيعي از جامعه قرار گيرد .

اميد است که اين شکست هاي حقارت اميز و تلخ و عنايت ويژه به علل اصلي اين ناکارايي ها ، سرلوحه کار سازمان ورزش و فدراسيون فوتبال قرار گيرد و روزي برسد که راه برون رفت از اين برزخ را بيابيم و در راه اعتلاي فوتبال قدم هاي اساسي برداريم .نويسنده: محمدرضا ميرزاييان
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۹ - ۱۳۸۸/۰۳/۳۰
0
0
آخه کفاشیان وتاج چه میدونن فوتبال چیه؟
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: