کد خبر:۲۳۹۴
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۵
تعداد بازدید: 5137
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
انهدام شبکه قاچاق دختران در دوبی
قاچاقچیان انسان گفتند دختران و زنان فقیر اما خوشرو را با وعده های دروغین شغل و دستمزد مناسب ، فریب می دانند و در «دوبی» ، «ابوظبی» و ... همچون برده می فروختند
پلیس امارات متحده عربی از متلاشی شدن شبکه بین المللی قاچاق دختران به این کشور و بازداشت چند مجرم خبر داد.

13 قاچاقچی انسان که در قالب یک شبکه ، دختران آسیایی را به «دوبی» می کشاندند تحت تعقیب پلیس امارات متحده قرار گرفتند.

پلیس ویژه مبارزه با قاچاق انسان امارات اعلام کرد : تبهکاران با جعل مدرک ، دختران جویای کار را به «دوبی» می کشاندند و به مردان هوسران می فروختند که سرانجام طی عملیات ضربتی بازداشت شدند.

آنان ابتدا خو را بی گناه می خواندند اما در پی دستگیری پنج دختر آسیایی که قربانی هدف های شوم شبکه کثیف شده اند لب به اعتراف گشودند.گزارش ایسکانیوز می افزاید، قاچاقچیان انسان گفتند دختران و زنان فقیر اما خوشرو را با وعده های دروغین شغل و دستمزد مناسب ، فریب می دانند و در «دوبی» ، «ابوظبی» و ... همچون برده می فروختند.


----------------------

پاي صحبت‌هاي يك دختر فريب خورده

از‌چتروم ‌تا دخمه ‌شيطان

پشت كامپيوتر نشسته بود و با هيجان خاصي داشت صفحه چتروم را نگاه مي‌كرد. حركات انگشتانش روي صفحه كليد ديده نمي‌شد؛ آنقدر كه تند و پشت سر هم دكمه‌ها را فشار مي‌داد. مينو هيچ وقت تصور نمي‌كرد پسر جواني كه آن سوي كامپيوتر نشسته و اين طور به او ابراز محبت مي‌كند روزي او را به بدترين شكل ممكن آزار دهد و بعد هم اخاذي كند. از آن روز تلخ5‌ماه‌گذشته و اين دختر همچنان نيمه شب با كابوس‌هاي وحشتناك از خواب بيدار مي‌شود.
هر بار كه مي‌خواهد تعريف كند چه اتفاقي افتاده است به سختي بر بغض خود غلبه مي‌كند و مي‌گويد حرف زدن در مورد اتفاقي كه برايش افتاده لرزه بر اندامش مي‌اندازد: « فكر مي‌كردم همان قدر كه من در رفتارم صادق هستم او هم صادق است. من هر چه واقعيت بود در مورد خودم گفتم. زماني كه با هم قرار گذاشتيم او هم به نظرم صادق آمد چون هر چه در مورد ظاهر خودش گفته بود درست بود. اما نمي‌دانستم پشت اين ظاهر آرام، شيطاني خوابيده كه بدترين بلاي ممكن را بر سرم خواهد آورد.»

چه سخت و دردناك است براي مينو گفتن در مورد آن دقايق وحشتناك و پول‌هايي كه مجبور شد به خاطر نويد از مادرش سرقت كند: « وقتي از آن ساختمان بيرون آمدم فكر مي‌كردم دنيا به آخر رسيده و ديگر نبايد زندگي كنم. مي‌خواستم خودكشي كنم. چندين بار قرص هم تهيه كردم و بـه اتـاق خـوابـم رفـتـم كـه خودكشي كنم اما نتوانستم.

تحمل اين شرايط بسيار برايم سخت بود و چــاره‌اي نــداشـتـم. نـويـد مـن را آزار داده و فيلمبرداري هم كرده بود. هر بار كه با من تماس مي‌گرفت مي‌گفت اگر پولي كه خواسته تهيه نكنم فيلم را براي مادرم و فاميل‌هايم مي‌فرستد و بعد هم روي اينترنت مي‌گذارد تا همه مردم ببينند. نمي‌توانستم اين بي‌آبرويي را تحمل كنم. كاري كه با من كرده بود به اندازه كافي آزارم مـي‌داد و يـك چـنـيـن كـاري را نـمي‌توانستم تحمل كنم. »

مينو ديگر آن دختر شادابي كه شب تا صبح و صـبـح تـا شـب پاي كامپيوتر مي‌نشست و با دوستانش چت مي‌كرد و مي‌خنديد نيست. مينو دختري شده كه ديگر توان غذا خوردن هم ندارد و فـقـط روي تـخـتـخوابش مي‌خوابد و گريه مـي‌كـنـد. همين رفتارهايش هم باعث شد تا مادرش بفهمد چه اتفاقي براي اين دختر افتاده است.

مينو مي‌گويد:«هربار به اتفاقي كه افتاده بود و تـهـديـد‌هـايـي كـه مـي‌شـدم فكر مي‌كردم دلم مي‌خواست هر چه زودتر بميرم ، حتي توان بلند شدن از تختخوابم را هم نداشتم و مي‌ترسيدم با كسي تلفني صحبت كنم. هر بار صداي زنگ تلفن همراهم بلند مي‌شد انگار آب سرد بر سرم مي‌ريختند. مي‌دانستم پشت خط كسي نيست جز نويد و باز هم قصد اخاذي از من را دارد. از اين‌كه مجبور بودم از خانه پول سرقت كنم خيلي ناراحت بودم خصوصا اين‌كه مي‌ديدم گم شدن اين پول‌ها چقدر فكر مادرم را مشغول كرده است. ديگر از وضعيت موجود خسته شده بودم و به همين خاطر هم وقتي مادرم سراغم آمد و گفت فكر مي‌كند بين اين همه ناراحتي من و گم شدن پول‌ها رابطه وجود دارد و از من توضيح خواست واقعيت را به او گفتم. زماني كه همه چيز را گفتم سبك شدم و ديگر احساس حقارت و خودكشي به من دست نمي‌داد خصوصا اين‌كه مادرم به من گفت كمكم مي‌كند تا نويد را به سزاي اعمالش برسانيم و از او شكايت كنيم.»

مينو از روزهايي مي‌گويد كه گول نويد را خورده است و به دام تله اين جوان افتاده است:«هرشب با هم چت ميكرديم. اصلا ما از طريق چت با هم آشنا شده بوديم و من از مدت‌ها قبل از اين ماجرا به اينترنت و چت معتاد شده بودم . از وقتي كه با نويد آشنا شدم ديگر همه كارهايم تعطيل شده بود و تقريبا تمام وقتم را با او چت مي‌كردم تا اين‌كه بعد از مدتي با هم تلفني صحبت كرديم و بعد هم قرار ملاقات گذاشتيم. قرار در پارك بود. نويد مدعي شد در دفتر يك شركت كارهاي دكور انجام مي‌دهد و از من هم خواست همراهش بروم ، من هم اينكار را كردم. او در آن ساختمان مرا مورد آزار قرار داد و بعد هم فيلمبرداري كرد و... از آن به بعد بود كه از اينترنت متنفر شدم و ديگر سراغش نرفتم.»

هرچند مينو از نويد شكايت كرده و اين جوان همچنان در زندان است و رسيدگي به پرونده وي در دادگاه كيفري استان تهران در حال رسيدگي است اما آسيبي كه به اين دختر وارد شده از نظر خودش غيرقابل جبران است. مينو با چهره‌اي كه تمام اجزاي آن سعي دارد غم درونش را پنهان كند مي‌گويد: « نويد حالا در زندان است من هم مي‌دانم كه او مجازات مي‌شود و 10 ميليون تومان پولي كه در اين مدت از من اخاذي كرده است به من برگردانده مي‌شود اما آبروي ريخته‌ام و روح پر از آسيبم چه؟ آيا آنها هم به حالت اول باز مي‌گردد؟ از خودم مي‌پرسم آيا مادر و پدرم من را به خاطر اشتباهي كه كردم مي‌بخشند؟ من بعد از آن ماجراي هولناك ديگر نتوانستم حتي يك شب خواب راحت داشته باشم. شرايط روحي‌ام طوري شد كه مدتي در بيمارستان بستري بودم. هيچ كدام از اين آسيب‌ها برطرف نخواهد شد و من تا پايان عمرم در كابوس آن روز هولناك خواهم ماند.»

تــلاش‌هــاي زيــادي بــراي بــرطـرف كـردن افسردگي روحي مينو شده است . او مدت‌هاست كه داروي اعصاب استفاده مي‌كند. روانپزشك اين دختر به او گفته است كه زندگي با روحي سالم براي او كار بسيار دشوار و تقريبا غير ممكن است با اين حال خانواده اين دختر همچنان پيگير حل اتفاقاتي هستند كه براي او رخ داده است. مينو مي‌گويد: «اين آسيب تنها به من وارد نشده است و همه اعضاي خانواده‌ام هم اين مشكل را دارند. آنها هم به شدت تحت تاثير اتـفــاقــاتــي كــه بــراي مــن افـتــاده اسـت قـرار گرفته‌اند.اميدوارم صدور حكم مجازات براي مردي كه زندگي‌ام را دگرگون كرد بتواند كمي من را آرام كند و دوباره به حالت عادي برگردم.»

مينو هم به مانند همه افرادي كه بعد از آسيب وارده پشيمان مي‌شوند از اين‌كه چرا از خود مراقبت نكرد و بدون توجه به خطراتي كه آنها را تهديد مي‌كند از اينترنت استفاده كرده است، مي‌گويد:«اينترنت وسيله‌اي بسيار خوب است اما عده‌اي به مانند من از آن استفاده نادرست مـي‌كـنـند. من از اينترنت ابتدا براي كارهاي دانشگاهي‌ام استفاده مي‌كردم اما بعد كه فهميدم اينترنت چه دنياي بزرگي است و انتها ندارد هر چه بيشتر علاقه‌مند شدم تا آن را بشناسم و بعد با اين اتفاق تلخ گرفتار شدم و همچنان دارم عواقب آن را تحمل مي‌كنم.»منبع:روزنامه جام جم


----------------------

در يكي از محله هاي كرج دختر نوجوان قرباني انتقامگيري شد

جوان شروري كه با تشكيل يك باند به انگيزه‌ انتقام‌گيري از مردي، خواهر نوجوان وي و دختر ديگري را در يكي از محله ‌هاي كرج ربوده و به همراه 2 عضو باند يكي از آنها را مورد آزار و اذيت قرار داده بود، به همراه 2 همدستش دستگير شد.

به گزارش «جام‌جم»، راز تبهكاري اعضاي 5 نفره اين باند، 11 خرداد امسال با شكايت دختر نوجواني مبني بر آدم‌ربايي و آزار و اذيت از سوي 3 عضو اين باند شرارت فاش شد.

پس از شكايت اين دختر نوجوان، پرونده‌اي تشكيل و با دستور قضايي بازپرس صمدي، رئيس شعبه دوم دادسراي جنايي كرج، جستجو براي يافتن مردان شرور آغاز شد.

با اطلاعاتي كه ماموران كلانتري 24 كمال‌شهر از دختر نوجوان به دست آوردند، به چهره‌نگاري رايانه‌اي از متهمان پرداختندكه معلوم شد اعضاي اين باند از افراد شرور و اراذل و اوباش محله‌هاي پيشاهنگي و گلدشت كرج هستند. با مشخص شدن هويت متهمان، آنها تحت تعقيب پليس قرار گرفتند و در پي عمليات جداگانه‌اي دستگير شدندو براي ادامه تحقيقات در اختيار كارآگاهان جنايي آگاهي استان تهران قرار گرفتند.

كارآگاهان جنايي براي فاش شدن راز تبهكاري متهمان، دختر شاكي را به مركز پليس احضار كردند و به تحقيق از او پرداختند.

2 دختر نوجوان،‌ راز سياه را فاش كردند

دختر نوجوان در اظهاراتش به پليس گفت: عصر روز دهم خرداد امسال به همراه همكلاسي‌ام از يك مركز آموزشي در ميدان حصارك خارج شديم و در خيابان منتظر تاكسي بوديم تا به خانه‌هايمان بازگرديم كه يكي از پسران محله را كه در آن حوالي در حال تردد بود، مشاهده كرديم و سوار خودروي او شديم، پس از طي مسافتي حوالي خانه‌امان در محله پيشاهنگي كرج پياده شديم و به سمت منزلمان حركت كرديم كه در اين هنگام راكبان 2 موتورسيكلت راهمان را سد كردند و با زور و تهديد من و همكلاسي‌ام را ربودند.

هر چه گريه و التماس كرديم، بي‌فايده بود، مردان شرور ما 2 نفر را بشدت كتك زدند و با خود به بيابان‌هاي اطراف شهر بردند و 3 نفر از آنها با زور و تهديد مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند و 2 مرد ديگر با گوشي تلفن همراه از صحنه آزار و اذيت و كتك زدن من و دوستم فيلمبرداري كردند.

در همين موقع دوستم در فرصتي مناسب از محل متواري شد و خود را به حوالي اتوبان منتهي به پيشاهنگي رساند تا از خودروهاي عبوري كمك بگيرد كه مردان شرور متوجه شدند و با موتورسيكلتي به تعقيب او رفتند و پس از كتك زدن دوستم، ‌او را همراه خود آوردند و با چاقو او را تهديد به قتل كردند كه در اين هنگام ميان مردان شرور درگيري روي داد و آنها من و دوستم را در اين محل رها كردند و متواري شدند. بسختي خود را به خانه‌امان رسانديم و موضوع را اطلاع داديم و بعد از متهمان در مركز پليس شكايت كرديم.

به دنبال اظهارات دختر نوجوان، همكلاسي وي به مركز پليس احضار شد و در بازجويي‌هاي پليسي گفته‌هاي شاكي را تاييد كرد و او هم از متهمان به اتهام آدم‌ربايي و تهديد به قتل شكايت كرد.

با اطلاعات به دست آمده از اين 2 شاكي، متهمان به نام‌هاي مرتضي، امير و پيام از سوي ماموران انتظامي دستگير شدند و در بازجويي‌ها به آدم‌ربايي و آزار و اذيت دختر نوجوان اعتراف كردند.

اعتراف 3 متهم شرور

اميد، يكي از متهمان در اظهاراتش به پليس گفت: چندي پيش، من و دوستانم با برادر شاكي در خيابان دعوا كرده بوديم و از آن روز تصميم به انتقام‌گيري از وي گرفتم. به اين ترتيب، طبق نقشه، خواهر وي را تعقيب كرديم تا اين‌كه روز حادثه وقتي وي با يكي از همكلاسي‌هايش به سمت خانه‌اش به محله پيشاهنگي آمد، راه آنها را سد كرديم و با زور و تهديد آنها را ربوديم و به همراه 2 دوستم او را مورد آزار و اذيت قرار داديم و 2 همدست فراري‌ام از او فيلمبرداري كردند و از صحنه كتك زدن دوستش هم فيلمي تهيه شد، اما دوست دختر آسيب‌ديده فرار كرد كه او را بار ديگر با زور و تهديد ربوديم و قصد آزار و اذيت او را هم داشتيم كه از ترس دستگير شدن، از اين تصميم منصرف و با رها كردن آنها، متواري شديم. به دنبال اعتراف اين متهم، 2 همدست وي هم گفته‌هاي او را تاييد كردند.

تحقيقات كارآگاهان جنايي اداره آگاهي استان تهران درخصوص دستگيري متهمان فراري و فاش شدن ابعاد مختلف پرونده ادامه داشت كه معلوم شد، يك ماه قبل، اعضاي اين باند پس از تعقيب يك مشتري بانك، قصد كيف‌قاپي از وي را داشته‌اند كه با او درگير و پس از زخمي كردن وي در سرقت خود ناكام مانده‌اند.

با مشخص شدن اين موضوع، شاكي به مركز پليس مراجعه كرد و در مواجهه حضوري با متهمان، آنها را مورد شناسايي قرار داد.

بنا بر اين گزارش، 3 شرور آزارگر با قرار قانوني روانه بازداشتگاه پليس شدند تا تحقيقات تكميلي از آنها صورت گيرد. بازپرس صمدي، رئيس شعبه دوم دادسراي جنايي كرج با اشاره به اين پرونده، از مردم خواست چنانچه از سوي متهمان مورد سرقت و كيف‌قاپي قرار گرفته‌اند، براي شكايت از آنها، به شعبه دوم دادسراي جنايي كرج يا اداره جنايي آگاهي استان تهران مراجعه كنند.


----------------------------
 
 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: