کد خبر:۲۳۶۴
تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۲
تعداد بازدید: 4405
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مشروح سخنان باراك اوباما در مصر
من به عنوان فردي که دانشجوي تاريخ بوده است مي‌دانم که تمدن بشري به اسلام مديون است. اسلام بود که در مکان‌هايي ازقبيل لوزان (شهري در فرانسه) شمع دانش را چندين قرن حمل مي‌کرد و زمينه را براي رنسانس و عصر و روشن بيني هموار کرد.
به گزارش مونيتورينگ اخبار خارجي واحد مرکزي خبر، رئيس جمهور آمريکا در دانشگاه قاهره گفت : من مفتخرم در مصر هستم که سابقه‌اي ديرينه دارد و دو نهاد فوق‌العاده ميزبان من هستند. در طول مدت بيش از يک هزار سال دانشگاه الازهر کانون فراگيري علوم اسلامي بوده است. در طول مدت بيش از يکصدسال، دانشگاه قاهره نيز منبع پيشرفت مصر بوده است. اين دو نهاد نماينده همخواني ميان سنت و پيشرفت هستند. من از ميهمان نوازي شما و ميهمان نوازي مردم مصر سپاسگذاري مي کنم. من پيام حسن نيت مردم امريکا و پيام صلح مسلمانان کشورم را نيز با خودم به همراه دارم. سلام عليکم.

باراک اوباما در ادامه افزود: ما در زماني با يکديگر ملاقات داريم که تنش‌هاي زيادي ميان آمريکا و مسلمانان سراسر جهان وجود دارد. تنش‌ها در عوامل تاريخي ريشه دارد که بسيار فراتر از حوزه بحث مطرح در حال حاضر است. روابط اسلام و غرب دربرگيرنده قرن‌ها همزيستي و همکاري و در عين حال مناقشه‌ها، و جنگهاي مذهبي است. اخيرا (در قرن‌هاي اخير) نيز استعمارگري به اين تنش‌ها دامن زده است. استعمارگري فرصت‌ها و حقوق بسياري از مسلمانان را سلب کرد. در دوران جنگ سرد نيز با کشورهايي که اکثريت جمعيت انها مسلمان هستند به عنوان عمال دشمن نگريسته مي‌شد بدون انکه به آمال خود آن‌ها توجه شود. افزون براين، تغييرات شگرفي که با مدرنيته و جهاني شدن رخ داد سبب شد بسياري از مسلمان به غرب به چشم دشمن سنت‌هاي اسلامي نگاه کنند. افراط گرايان خشونت طلب از اين تنش‌ها سوء استفاده کرده‌اند. اين افراد اقليت بسيار اندکي از مسلمانان هستند

رئيس جمهور آمريکا تصريح کرد اسلام و غرب مي‌توانند براساس اصول مشترک انساني با يکديگر همزيستي داشته باشند.

باراک اوباما در بخش ديگري از سخنانش در دانشگاه قاهره گفت: "حملات يازده سپتامبر 2001 در آمريکا و تلاش‌هاي مستمر افراطيون اسلامگرا که مي‌خواهند به اقدامات خشونت اميز برضد غيرنظامي مبادرت کنند، سبب شده است شماري از مردم آمريکا به صورت اجتناب ناپذيري به اسلام نه تنها به چشم دشمن آمريکا و کشورهاي غربي بلکه دشمن حقوق بشر بنگرند. همه اين مسائل سبب هراس بيشتر و بي‌اعتمادي بيشتر شده است. تازمانيکه روابط ما (اسلام و امريکا) درقالب اختلاف‌ها تعريف شود اين وضعيت سبب تقويت افراطي مي‌شود که بذر نفرت را مي‌پاشد و نه بذر صلح را. اين وضعيت سبب تقويت افرادي مي‌شود که مروج مناقشه هستند و نه همکاري‌اي که سبب شود همه مردمان ما به عدالت و شکوفايي دست پيدا کنند. اين چرخه ترديد و اختلاف بايد پايان يابد.

رئيس جمهور امريکا در ادامه افزود: من به اينجا آمده‌ام تا براي شروعي جديد در روابط آمريکا و مسلمانان در سراسر جهان تلاش کنم که براساس منافع متقابل و احترام متقابل باشد و مبتني بر اين واقعيت باشد که آمريکا و اسلام منافي هم نيستند و لزومي ندارد بايکديگر رقابت داشته باشند بلکه اين دو بايکديگر همپوشاني دارند و اصول مشترکي دارند. اصول عدالت، پيشرفت، روامداري، و کرامت همه انسانها از جمله اين اصول است.
رئيس جمهور امريکا در بخشي از سخنان خود در دانشگاه قاهره گفت:"من به اين واقعيت واقف هستم که تغييرات نمي‌تواند يک شبه اتفاق بيفتد. مي‌دانم که تبليغات زيادي درباره اين سخنراني انجام شده است اما بايد توجه داشت که هيچ سخنراني به تنهايي نمي‌تواند سالها بي‌اعتمادي را ريشه کن کند. در عين حال، من نمي‌توانم در زماني که امروز در اين سخنراني در اختيار دارم به همه سوالات پيچيده‌اي پاسخ بدهم که ما را به اين نقطه کشانده است.من مطمئن هستم که به منظور حرکت به سمت جلو، ما بايد مطالبي را با صراحت به يکديگر بگوييم که در قلبهايمان داريم و در اغلب موارد در پشت درهاي بسته بيان مي‌شود.

باراک اوباما در ادامه افزود: بايد تلاش‌هاي مستمري براي گوش دادن به يکديگر وجود داشته باشد، و اينکه از همديگر ياد بگيريم، به همديگر احترام بگذاريم و تلاش کنيم به زمينه‌هاي مشترکي دست پيدا کنيم. همانطور که قران کريم مي‌گويد همواره به خدا توجه داشته باشيد و هميشه راست بگوييد (اتقوالله و قولو الحق). اين همان کاري است که من مي‌خواهم امروز در اينجا انجام بدهم و با حداکثر توانم حقايق را بگويم. کاري که پيش رويمان قرار دارد بسيار عظيم است. به اين باورم اعتقاد راسخ دارم که منافع مشترک ما به عنوان انسانها بسيار قويتر از عواملي است که سبب جدا شدن ما از يکديگر مي‌شود. بخشي از اين اعتقاد راسخ در تجربه شخصي من ريشه دارد. من مسيحي هستم. پدر من از يک خانواده کنيايي است که چندين قرن در ميان اين خانواده افرادي مسلمان بودند. من زماني که پسربچه بودم چندين سال از زندگي‌ام را در اندونزي سپري کردم و صداي اذان را هنگام فلق و شفق مي شنيدم. زماني که جوان بودم در منطقه اي در شيکاگو کارمي کردم که صلح و کرامت انساني را در اعتقادهاي اسلامي مردم ان منطقه شاهد بودم.

نقش مسلمانان در تعالي آمريکا

رئيس جمهور امريکا در دانشگاه قاهره گفت: من به عنوان فردي که دانشجوي تاريخ بوده است مي‌دانم که تمدن بشري به اسلام مديون است. اسلام بود که در مکان‌هايي ازقبيل لوزان (شهري در فرانسه) شمع دانش را چندين قرن حمل مي‌کرد و زمينه را براي رنسانس و عصر و روشن بيني هموار کرد. نوآوري‌ها در جهان اسلام بود که قوانين جبر، قطب نماهاي مغناطيسي و الات دريانوردي، مهارت در زمينه خط و چاپ و درک انسان‌ها را درباره راه‌هاي شيوع بيماري‌ها و درمان آنها به‌وجود اورد. فرهنگ اسلامي معماري باشکوهي ارائه کرد که سبب اوج گرفتن نقاط تعالي ما و شعر بي بديل و موسيقي دلنشين و هنر خوشنويسي باشکوه در مکان‌هايي براي تفکر آرام شد.

باراک اوباما در ادامه افزود: در طول تاريخ اسلام با الفاظ و اقدامات خود، امکان پذير بودن روامداري ديني و برابري نژادي را نشان داده است. درعين حال، مي‌دانم که اسلام همواره بخشي ازتاريخ آمريکا بوده است. نخستين کشوري که آمريکا را به رسميت شناخت مغرب بود که با حضور جان ادامز رو، دومين رئيس جمهور امريکا، در سال 1796 در شهر طرابلس، پيماني ميان آمريکا و مغرب امضاء شد. آمريکا در ذات خودش هيچ خصومتي با قوانين، سنن و آرامش مسلمانان ندارد. از زمان پايه گذاري آمريکا، مسلمانان به آمريکا غنا بخشيده‌اند. آن‌ها در جنگ‌هاي آمريکا جنگيده‌اند، آنها در دولت‌هاي امريکا خدمت کرده‌اند، انها براي احقاق حقوق مدني ايستادگي کرده‌اند، انها فعاليت‌هاي تجاري داشته‌اند، آنها در دانشگاه‌هاي ما درس داده‌اند، انها در عرصه ورزش‌ عملکرد عالي داشته‌اند، انها جوايز نوبل را برده‌اند، آن‌ها مرتفع‌ترين ساختمان‌ها را در آمريکا ساخته‌اند و مشعل المپيک را حمل کرده‌اند. وقتي نخستين عضو مسلمان کنگره امريکا انتخاب شد براي سوگند به منظور دفاع از قانون اساسي آمريکا از همان قرآن کريمي استفاده کرد که يکي از پدران بنيانگذار امريکا يعني توماس جفرسون در کتابخانه شخصي‌اش نگهداري مي‌کرد.
باراک اوباما تصريح کرد بايد نگاه‌هاي کليشه‌اي منفي غرب درباره اسلام و مسلمانان از بين برود.

رئيس جمهور امريکا گفت: من پيش از انکه به منطقه‌اي بيايم که براي نخستين بار اسلام در انجا ظهور کرد با اسلام در سه قاره آشنا بودم. اين تجربه اعتقادهاي مرا هدايت مي‌کند مبني براينکه مشارکت ميان امريکا و اسلام بايد براساس اين مساله باشد که اسلام چيست و نه اينکه اسلام چه چيزي نيست. من بخشي از مسووليتم را به عنوان رئيس جمهور آمريکا مقابله با برداشت‌هاي کليشه‌اي منفي از اسلام در همه جا است. اما همين اصول بايد درخصوص برداشت امريکايي‌ها از مسلمانان اجرا شود. همانطور که مسلمانان همگي در يک قالب کليشه‌اي خام قرار نمي‌گيرند ، امريکا نيز در اين قالب کليشه‌اي خام قرار نمي‌گيرد مبني بر اينکه امريکا قدرت امپراتوري است که به فکر منافع خودش است. امريکا يکي از منابع اصلي پيشرفت جهان بوده است. امريکا زاده قيام برضد امپراتوري زمان خودش باشد. امريکا براساس اين اصل بنيان نهاده شد که همه انسان‌ها برابر افريده شده‌اند. خون‌هاي مردم امريکا ريخته شد و انها قرنها کوشيدند تا به اين سخنان در داخل خاک امريکا و در سراسر جهان معنا ببخشند. همه فرهنگ‌ها درشکل گيري آمريکا نقش داشته‌اند. مردمان همه ملت‌ها در آمريکا حضور دارند.همه آنها به يک مفهوم پايه و اساسي پايبند هستند و ان اينکه همه انها بخشي از کل امريکا هستند. اين واقعيت که يک افريقايي تبار به نام باراک حسين اوباما مي تواند رئيس جمهور امريکا شود معناي بسيار زيادي دارد.
اما بايد توجه داشت که پيشينه شخصي من چندان منحصر به فرد نيست. روياي داشتن فرصت براي همه مردم ، براي همه امريکايي‌ها به حقيقت نپيوسته است اما وعده آن‌ها براي همه کساني که به خاک امريکا قدم مي گذارند وجود دارد. اين وضعيت براي تقريبا هفت ميليون مسلمان آمريکايي نيز که هم اکنون در کشور ما زندگي مي کنند مصداق دارد. اين افراد از درآمد و سطح تحصيلاتي برخودار هستند که از متوسط امريکايي‌ها بالاتر است. افزون بر اين، آزادي در آمريکا از آزادي داشتن اعتقادهاي ديني وعمل مطابق دين خود افراد جدايي ناپذير است. به همين علت در همه ايالت‌هاي آمريکا مسجد وجود دارد. در داخل آمريکا بيش از يک هزار و دويست مسجد وجود دارد. به همين علت، دولت امريکا دادگاهي را تشکيل داده است تا از حق زنان و دختران مسلمان براي داشتن حجاب محافظت کند و کساني را که اين حق را سلب مي کنند مجازات کند.

بنابراين ، نبايد هيچ ترديدي وجود داشته باشد که اسلام بخشي از امريکا نيست. به باور من، امريکا به اين واقعيت باور دارد که قطع نظر از نژاد، دين و امثال ان همه ما آمال مشترکي داريم مبني بر اينکه در صلح و امنيت زندگي کنيم، به تحصيل بپردازيم، با حفظ کرامتشان کار کنيم، و خانواده هايمان، همکيشانمان و خدايمان را دوست داشته باشيم. ما در اين اعتقادها با يکديگر همسو هستيم. اين مسائل، اميد همه بشريت است. توجه داشتن به انسانيت مشترک فقط نقطه شروع کار ماست. کلمات به تنهايي نمي‌تواند نيازهاي مردم را برآورده کند. اين نيازها فقط درصورتي پاسخ داده خواهد شد که ما در سال‌هاي پيش رويمان با شجاعت عمل کنيم. بايد به اين مساله توجه کنيم که چالش‌هاي پيش رويمان مشترک است و نپرداختن به انها به همه ما ضربه خواهد زد. ما از تجربه اخيرمان اموخته ايم که وقتي نظام اقتصادي در يک کشور ضعيف شود، به رونق اقتصادي در همه کشورها ضربه وارد خواهد شد. وقتي يک نوع انفلوانزاي جديد يک انسان را آلوده مي‌کند همه ما در معرض خطر قرار خواهيم داشت.

آمريکا با اسلام سر جنگ ندارد

رئيس جمهور آمريکا تصريح کرد آمريکا هرگز با اسلام سر جنگ نداشته است و نخواهد داشت. باراک اوباما در بخشي از سخنراني اش در دانشگاه الازهر مصر گفت: وقتي يک کشور به دنبال سلاح هسته‌اي باشد ، خطر بروز حمله هسته‌اي براي همه کشورها افزايش مي‌يابد. وقتي افراطيون خشونت طلب در يک رشته کوه فعال باشند(کوه‌هاي افغانستان) مردمان دو سوي اقيانوس (اطلس، اشاره به اروپا و امريکا) در معرض خطر قرار خواهند داشت. وقتي افراد بيگناه در بوسني و دارفور کشتار شوند، اين وضعيت لکه ننگي بر وجدان جمعي همه ما خواهد بود.اين به معناي سهيم بودن در جهان در قرن بيست ويکم است. اين همان وظيفه اي است که ما به عنوان ابناي بشر در قبال يکديگر داريم. اين مسووليت دشوار است.

باراک اوباما در ادامه افزود: بايد به اين مساله توجه داشت که تاريخ بشريت همواره مملو از افراد، قبايل و ادياني بوده است که تلاش مي‌کرده اند يکديگر را به زانو دربياورند و منافع خودش را دنبال کنند. اما در عصر چنين رفتارهايي محکوم به شکست است. باتوجه به وابستگي متقابل ما به يکديگر، هرنظم جهاني که سبب شود يک کشور يا گروهي از افراد بر کشور يا گروه ديگري چيره باشند به صورت اجتناب ناپذيري شکست خواهد خورد. بنابراين، قطع نظر از هر تفکري که درباره گذشته داشته باشيم نبايد در بند آن باشيم. بايد مشکلات ما از طريق مشارکت و پيشرفتمان حل شود. البته اين سخن به معناي ان نيست که ما نبايد از ريشه‌هاي تنش غافل باشيم. بلکه واقعيت کاملا برعکس اين است بدين معنا که بايد با شدت با اين تنشها مقابله کنيم. بنابراين مي‌خواهم در اين قالب با صراحت و شفافيت هرچه ممکن درباره برخي مسائل خاص صحبت کنيم که به نظر من، بايد با يکديگر با انها مقابله کنيم.

رئيس جمهور امريکا در ادامه افزود: نخستين مساله‌اي که بايد با آن مقابله کنيم افراط گرايي خشونت طلب در همه شکل‌ها و صورت‌هايش است. مي‌خواهم در اينجا اعلام کنم که آمريکا هرگز با اسلام سر جنگ نداشته است و هرگز نيز اينگونه نخواهد بود. البته ما بي امان با افراطيون خشونت طلبي مقابله خواهيم کرد که تهديدي جدي براي امنيت ما به شمار مي روند زيرا ما دقيقا همان مسائلي را رد مي کنيم که پيروان همه اديان با ان مخالف هستند و ان عبارتست از کشتار زنان و مردان بيگناه. نخستين وظيفه من به عنوان رئيس جمهور امريکا محافظت از مردم اين کشور است.

باراک اوباما اذعان کرد اقدام نظامي راه حل مشکلات افغانستان نيست و بايد به فکر چاره‌اي جدي براي مسائل اين کشور بود.

رئيس جمهور امريکا در بخشي از اظهاراتش در مصر گفت: وضعيت موجود در افغانستان گوياي نقش آمريکا و لزوم همکاري کشورها با يکديگر است. بيش از هفت سال پيش، آمريکا با حمايت گسترده بين‌المللي برضد القاعده و طالبان وارد عمل شد. ما بخاطر اينکه حق انتخاب داشتيم دراين عرصه وارد نشديم بلکه ضرورت مساله اقدام ما را مي‌طلبيد. من مي‌دانم هنوز افرادي وجود دارند که حملات يازده سپتامبر را زيرسوال مي‌برند و يا حتي توجيه مي کنند. اما بايد با صراحت گفته شود که القاعده حدود سه هزار نفر را در ان روز کشت. قربانيان اين حمله، مردان و زنان و کودکان بيگناه از امريکا و بسياري از ديگر کشورهاي جهان بودند که هيچ ازاري به ديگران نرسانده بودند. اما القاعده به صورت وحشيانه اي افراد بيگناه را کشت و سبب شد حمله برضد ان (در افغانستان) موجه شود و حتي امروزه نيز شاهد آن هستيم که بر عزم خود براي کشتار مردم به صورت انبوه تاکيد مي‌کند.

باراک اوباما در ادامه افزود: القاعده در بسياري از کشورها، پيرو دارد و در تلاش است حوزه نفوذ خود را افزايش بدهد. اينها مسائلي نيستند که بايد درباره ان بحث شود بلکه اينها حقايقي مسلم هستند که بايد به ان توجه داشت. نبايد اشتباه کنيد. ما قصد نداريم نيروهاي نظاميانمان را در افغانستان نگاه داريم. ما خواهان ان نيستيم که در افغانستان پايگاه نظامي داشته باشيم. اينکه زنان و مردان جوان نظامي امريکايي کشته شوند رقت بار است. ادامه اين مناقشه پرهزينه و از نظر سياسي دشوار است. اگر ما اطمينان حاصل کنيم که افراطيون خشونت طلب در افغانستان و پاکستان وجود ندارند، با خوشحالي همه نظاميانمان را (از امريکاخارج و) به کشور بازخواهيم گرداند. اين افراد مصمم هستند هر تعداد از امريکايي ها را که بتوانند بکشند. البته قضيه به همينجا ختم نمي‌شود. به همين علت ما با چهل و شش کشور جهان ائتلاف تشکيل داده‌ايم. باوجود هزينه هاي مرتبط با اين جنگ، عزم آمريکا تضعيف نخواهد شد. درواقع، هيچ يک از ما نبايد اين افراطيون را تحمل کنيم. انها در بسياري از کشورهاي جهان، مردماني از اديان مختلف را کشته‌اند و بيش از همه مسلمانان را کشته‌اند. اقدامات انها با حقوق بشر، پيشرفت ملت‌ها و اسلام قابل تجميع نيست. در تعاليم قران مجيد امده است که هرکس يک نفر را بکشد به مثابه آن است که همه بشريت را کشته باشد. در قران آمده است هرفردي که يک نفر را نجات بدهد به مثابه ان است که کل بشريت را نجات داده است.

باراک اوباما در ادامه افزود: دين پايدار بيش از يک ميليارد نفر (اسلام) بسيار قويتر از عقايد نفرت اميز عده‌اي معدود است.اسلام در مبارزه با افراطي‌گرايي خشونت طلب بخشي از مشکل نيست بلکه بخش مهمي براي ترويج صلح به شمار مي‌رود. درعين حال، ما مي‌دانيم که قدرت نظامي به تنهايي نمي‌تواند مشکلات افغانستان و پاکستان را حل کند. به همين خاطر، ما مي‌خواهيم در پنج سال اينده هر سال بيش از يک ميليارد و پانصد ميليون دلار براي مشارکت با پاکستاني ها براي ساخت مدرسه، بيمارستان، جاده، و ايجاد فرصت‌هاي شغلي سرمايه گذاري کنيم و صدها هزار ميليون دلار به کساني که اواره شده‌اند اختصاص داده‌ايم.

موضوع عراق

رئيس جمهور امريکا در بخشي از اظهاراتش در مصر گفت: ما براي کمک به افغان‌ها براي توسه اقتصادشان و ارائه خدماتي که مردم به ان وابسته هستند ، حدود دو ميليارد و هشتصد ميليون دلار اختصاص داده‌ايم. اجازه بدهيد به مساله عراق نيز بپردازم. برخلاف جنگ افغانستان، جنگ عراق جنگي بود که انتخاب شد. اين جنگ سبب شد اختلاف‌هاي زيادي در داخل امريکا و در سراسر جهان به‌وجود بيايد.با انکه معتقد هستم مردم عراق بدون حکومت استبدادي صدام حسين در وضعيت بهتري قرار دارند. درعين حال، معتقد هستيم رويدادهاي عراق به امريکا ياداور شد که براي حل مشکلاتش هرگاه که امکان پذير باشد، بايد از ديپلماسي استفاده کند و اجماع بين المللي را بوجود بياورد

باراک اوباما در ادامه افزود: ما مي‌توانيم سخنان توماس جفرسون، رئيس جمهور پيشين امريکا، را بخاطر بياوريم که مي‌گفت اميدواريم عقل ما همزمان با رشد قدرت‌مان بيشتر شود و به ما بياموزد هراندازه کمتر از قدرتمان استفاده کنيم قدرتمان بيشتر خواهد شد. امريکا در حال حاضر ، مسووليتي دوگانه برعهده دارد. امريکا بايد از يک سو بايد به عراق کمک کند تا اينده اي بهتر براي خودش رقم بزند و درعين حال عراق را به مردم خود اين کشور واگذار کند. من با صراحت به مردم عراق گفته‌ام که ما خواهان هيچ پايگاه نظامي در اين کشور نيستيم و هيچ ادعايي درباره خاک و يا منابع اين کشور نداريم. استقلال عراق به خود اين کشور تعلق دارد. به همين علت، من دستور خروج تيپ‌هاي جنگي آمريکا را از عراق تا اواسط سال اينده صادر کرده ام. به همين علت ما به توافقمان با دولت منتخب و دموکراتيک عراق پايبند هستيم مبني براينکه نيروهاي نظامي‌مان را تا پايان ژوئيه از شهرهاي عراق بيرون ببريم. اين به معناي ان است که تا سال دو هزار و دوازده همه نيروهاي ما از عراق خارج خواهند شد.

باراک اوباما در ادامه افزود: ما به عراق در آموزش دادن نيروهاي امنيتي‌اش و توسعه اقتصادش کمک خواهيم کرد. ما از عراق متحد و امن به عنوان شريک و نه حامي و تامين کننده ،حمايت خواهيم کرد. همانطور که امريکا هرگز نمي تواند اقدامات خشونت اميز افراطيون را تحمل کند هرگز نبايد اصولمان را فراموش کنيم يا تغيير بدهيم. حملات يازده سپتامبر کابوسي وحشتناک براي امريکا بود. خشم و هراسي که اين رويداد بوجود اورد قابل درک بود اما دربرخي از موارد اين وضعيت سبب شد ما برخلاف سنت‌هاي گذشته و ارمانهاي‌مان عمل کنيم.ما اقداماتي عملي براي تغيير اين وضعيت صورت داده‌ايم

درباره خاورميانه

باراک اوباما به رژيم صهيونيستي توصيه کرد در جهت تشکيل کشور مستقل فلسطين اقدام کند و از ساخت شهرک‌هايش دست بکشد.
رئيس جمهور امريکا در بخشي از اظهاراتش در مصر گفت: من به صورت کاملا صريح استفاده از شکنجه را در امريکا ممنوع کرده‌ام. من دستور داده‌ام تا اوايل سال اينده زندان گوانتانامو تعطيل شود. امريکا از خودش دفاع خواهد کرد. در عين حال، آمريکا به حق استقلال کشورها و قانون مداري احترام خواهد گذاشت. من اين کار را با همکاري با جوامع اسلامي انجام خواهم داد که انها نيز در معرض خطر قرار دارند.هرچه زودتر افراطيون در کشورهاي اسلامي منزوي و مطرود شوند، به همان سرعت امنيت ما زودتر تامين خواهد شد.

باراک اوباما در ادامه افزود: دومين مساله مهمي که بايد به ان بپردازيم وضعيت موجود ميان اسرائيلي‌ها و فلسطيني‌ها و جهان عرب است. روابط قوي امريکا با اسرائيل شناخته شده است. اين روابط غيرقابل گسست است. اين روابط براساس ارتباط‌هاي تاريخي و فرهنگي و توجه به اين امال يهوديان براي داشتن سرزميني يهودي مبتني است که ريشه در تاريخ دارد و نمي توان ان را اذعان کرد. در سراسر جهان ، براي مدت چندين قرن يهوديان مورد ازار واذيت قرار مي‌گرفتند. احساسات يهودستيزي در اروپا در نهايت در رويداد بي سابقه هولوکاست به اوج خود رسيد. فردا من از ديوار بوکان ديدار خواهم کرد که بخشي از شبکه‌اي از اردوگاه‌ها است که در ان يهوديان کشتار و شکنجه مي‌شدند و يا به ضرب گلوله هدف قرار مي‌گرفتند و يا اينکه نيروهاي رايش سوم انها را در اتاق‌هاي گاز مي‌کشتند. در آن زمان، شش ميليون يهودي کشته شد که اين رقم بيشتر از کل جمعيت يهودي اسرائيل در حال حاضر است. انکار اين واقعيت، جاهلانه، بي اساس و توام با نفرت است.

رئيس جمهور امريکا در ادامه افزود: تهديد اسرائيل به نابود کردنش و تکرار کردن همان سخنان کليشه‌اي درباره يهوديان کاملا اشتباه است و فقط سبب مي شود خاطرات دردناکي در ذهن اسرائيلي‌ها زنده شود و در عين حال مانع از استقرار صلح در اين منطقه شود. از سوي ديگر، اين واقعيت غيرقابل انکار است که مردم فلسطين اعم از مسلمان و مسيحي در تلاش براي سرزمينشان متحمل تالماتي شده‌اند. انها براي مدت بيش از شصت سال رنج بي خانماني را تحمل کرده‌اند. بسياري از انها در اردوگاه‌هاي اوارگان در کرانه باختري، غزه و کشورهاي همسايه زندگي مي‌کنند و منتظر صلح و امنيتي هستند که هرگز نتوانسته‌اند ان را داشته باشند.انها بخاطر اشغالگري ،تحقيرهاي بزرگ و کوچک هر روز تحمل مي‌کنند. بنابراين ، بايد با صراحت اعلام شود وضعيت مردم فلسطيني غيرقابل تحمل است و آمريکا به امال مشروع مردم فلسطين براي داشتن کرامت انساني، فرصت زندگي و کشوري براي خودشان پشت نخواهد کرد

باراک اوباما در ادامه افزود: در چنددهه گذشته نوعي بن بست وجود داشته است. بطوريکه دو گروه با امال مشروع که هرکدام گذشته‌اي دردناک داشته‌اند و در نتيجه همين گذشته سبب مي‌شود رسيدن به اشتي و امتيازدهي دشوار شود در کنار همديگر بوده‌اند. نشانه رفتن انگشت اتهام به سمت يکديگر اسان است. فلسطيني‌ها مي‌توانند به آساني به آوارگي‌هايي اشاره کنند که از زمان شکل گيري اسرائيل براي انها بوجود امده است. اسرائيلي‌ها نيز مي‌توانند به‌راحتي به خصومت‌ها و حملاتي اشاره کنند که در طول تاريخشان در درون مرزهاي اسرائيل و خارج از ان، شاهد آن بوده اند. اگر ما به اين مناقشه فقط از يک طرف نگاه کنيم، از درک واقعيت‌ها ناتوان خواهيم بود. تنها راه حل محقق شدن امال دو طرف، ايجاد دو کشور فلسطيني و اسرائيلي است که در ان اسرائيلي‌ها و فلسطيني‌ها با صلح و امنيت زندگي کنند.

رئيس جمهور امريکا در ادامه تصريح کرد: گزينه فوق در جهت منافع اسرائيل، منافع فلسطين، منافع امريکا و منافع جهان قرار دارد. به همين علت، من مي‌خواهم خودم شخصا با صبر بسيار اين هدف را دنبال کنم و براي اين کار انگونه که شايسته است انرژي صرف کنم. تعهداتي که دو طرف براساس طرح نقشه راه متعهد شده‌اند روشن است.براي انکه صلح محقق شود، زمان آن فرارسيده است که اين دو طرف و همه ما به مسووليتهايمان عمل کنيم. فلسطيني‌ها بايد از اقدامات خشونت اميز دست بکشند. مقاومت از طريق اقدامات خشونت اميز و کشتار اشتباه است و موفق نمي شود. براي مدت چندين قرن، سياهپوستان در امريکا شلاق‌هاي تازيانه ها و تحقير ناشي از جدايي نژادي را به عنوان برده تحمل کردند.خشونت به رسيدن به حقوق مساوي منجر نخواهد شد. پافشاري مسالمت اميز و عزم راسخ و تاکيد بر ارمانها که در کانون پايه گذاري امريکا بود هدف فوق را محقق کرد. مردم افريقاي جنوبي و کشورهاي جنوب اسيا، شرق اروپا و اندونزي نيز همين ماجرا را مي توانند تاييد کنند. اين داستان يک واقعيت ساده دارد و ان اينکه خشونت اقدامي منتهي به بن بست است. شليک راکت به سمت کودکاني که در حال خواب باشند، نه نشانه شجاعت است و نه نشانه قدرت به شمار مي‌رود. منفجر کردن اتوبوسي که حامل زنان باشد نيز همين طور است. اکنون زمان آن فرارسيده است فلسطيني‌ها بر اين نکته متمرکز شوند که چگونه مي‌توانند به فکر ايجاد کشورشان باشند. تشکيلات خودگردان فلسطين بايد توان خود را براي حکومت با ايجاد نهادهايي افزايش بدهد که در جهت ارائه خدمات به مردم فلسطين باشد.برخي از فلسطيني‌ها از حماس حمايت مي کنند اما مقامات حماس بايد به مسووليتهايشان واقف باشند و براي محقق شدن امال فلسطيني‌ها نقش افريني کنند، ومردم فلسطين را متحد کنند.

باراک اوباما افزود: حماس بايد به اقدامات خشونت اميز پايان بدهد، توافق‌هاي گذشته را به رسميت بشناسد، و حق موجوديت اسرائيل را به رسميت بشناسد. در عين حال، اسرائيلي‌ها بايد بپذيرند درست به همان صورت که نمي‌توان حق موجوديت اسرائيل را انکار کرد، به همان قياس نمي‌توان حق موجوديت فلسطين را انکار کرد. امريکا مشروعيت تداوم ساخت شهرک‌هاي اسرائيلي را نمي‌پذيرد. ساخت اين شهرک‌ها ناقض توافقهاي قبلي است و سبب مي‌شود تلاش‌هايي تضعيف شود که در جهت رسيدن به صلح در منطقه قرار دارد. زمان ان فرارسيده است که ساخت اين شهرک‌ها متوقف شود. درعين حال، اسرائيل بايد به تعهدات خود عمل کند تا اطمينان حاصل شود، فلسطيني‌ها بتوانند زندگي و کار کنند و جامعه خودشان را رشد بدهند. تداوم بحران انساني در غزه به همان صورت که زندگي فلسطيني‌ها را نابود مي‌کند در جهت منافع اسرائيل قرار دارد. نبود فرصت زندگي در کرانه باختري نيز همين وضعيت را دارد. پيشرفت در زندگي روزمره فلسطيني‌ها بايد بخش مهم اقدامات در مسير صلح باشد. اسرائيل بايد اقدامات ملموس صورت بدهد تا حرکت در اين مسير امکان پذير شود.

رئيس جمهور امريکا در ادامه تصريح کرد: کشورهاي عربي بايد به اين مساله توجه کنند که طرح ابتکاري صلح کشورهاي عربي، نقطه شروع مهمي بود اما نقطه پايان مسووليت انها نيست. ديگر نبايد از مناقشه اعراب- اسرائيل به عنوان ابزاري براي منحرف کردن توجه ملت‌هاي عربي از مشکلات ديگر استفاده شود. اين مساله بايد علتي براي اقدام کردن اين کشورها باشد تااينکه به مردم فلسطيني کمک شود تا نهادهايي را بوجود بياورند که ادامه حيات کشور انها را امکان پذير کند، مشروعيت اسرائيل را به رسميت شناخته شود و انها پيشرفت را بجاي تداوم اقدامات محکوم به شکست گذشته انتخاب کنند.

باراک اوباما در ادامه افزود: آمريکا سياست‌هاي خود را همسو با کشورهايي تنظيم خواهد کرد که در جهت صلح حرکت مي‌کنند. ما هرآنچه را که در محافل خصوصي به اسرائيلي‌ها ، فلسطيني‌ها و اعراب بگوييم به صورت علني بيان خواهيم کرد. ما نمي‌توانيم صلح را تحميل کنيم اما بين خودمان باشد که بسياري از مسلمانان به اين مساله واقف هستند که اسرائيل نابود خواهد شد. بسياري از اسرائيلي‌ها نيز به لزوم شکل گيري کشور مستقل فلسطيني تصريح دارند. زمان ان فرارسيده است که براي محقق شدن وضعيتي اقدام کنيم که همه باور دارند درست است. اشک‌هاي زيادي ريخته شده است. خون‌هاي زيادي ريخته شده است. همه ما مسووليت داريم براي رسيدن به روزي تلاش کنيم که مادران اسرائيلي و فلسطيني شاهد ان باشند که فرزندانشان بدون ترس بزرگ شوند. سرزمين مقدسي که براي پيروان سه دين (اسلام و مسيحيت و يهوديت) تقدس دارد، بايد سرزمين صلح باشد يعني همان هدفي که خدا براي اين سرزمين در نظر گرفته است. اورشليم (قدس) بايد شهري ايمن براي يهوديان، مسيحيان و مسلمانان باشد تا اينکه همه فرزندان (حضرت) ابراهيم با صلح و صفا در کنار همديگر زندگي کنند همانطور که در تاريخ اسلام نيز اينگونه بوده است تا اينکه پيروان موسي، عيسي و محمد که درود خدا برهمه انها باد در مراسم دعا کنار يکديگر قرار بگيرند.

درباره ايران

اوباما رئيس جمهور امريکا اعتراف کرد کشورش در کودتاي 28 مرداد و سقوط دولت مصدق دست داشته است. اوباما گفت سومين منبع تنش نفع مشترک ما در حقوق و مسئوليت‌هاي کشورها درباره سلاحهاي هسته‌اي است. اين مسئله به عنوان منبع تنش ميان امريکا و جمهوري اسلامي مطرح بوده است. سال‌ها ايران خود را با مخالفت با کشور آمريکا شناسانده است و در حقيقت تاريخي پر تنش ميان دو کشور وجود دارد. در اثناي جنگ سرد آمريکا در سقوط يکي از دولت‌هاي دمکراتيک ايران نقش بازي کرد. پس از انقلاب اسلامي نيز ايران نقش‌ها و اقداماتي در مسئله گروگانگيري و خشونت عليه نيروهاي آمريکا و غيرنظاميان اين کشور داشته است. اين تاريخ به خوبي شناخته شده است. اما به جاي اينکه اسيرگذشته بشويم من براي رهبران و مردم ايران روشن کردم که کشور من آماده است تا به جلو حرکت کند. اکنون سوال اين نيست که ايران با چه چيز مخالف است بلکه اين است که چه اينده‌اي اين کشور مي‌خواهد بسازد. من اعتراف مي‌کنم که غلبه بر چندين دهه بي‌اعتمادي ميان دو کشور دشوار است اما ما اين کار را با شجاعت، قاطعيت و اراده دنبال مي‌کنيم. مسائل بسياري وجود دارد که ميان دو کشور بحث شود و ما مايليم تا بدون هيچ پيش شرطي و بر اساس احترام متقابل در اين مسير پيش برويم. اما براي همه کساني که نگران هستند روشن است که وقتي مسئله تسليحات هسته‌اي مطرح مي‌شود، ما به نقطه‌اي تعيين کننده رسيده‌ايم. اين مسئله فقط درباره منافع امريکا نيست بلکه مسئله جلوگيري از رقابت تسليحات هسته‌اي در خاورميانه است که مي‌تواند اين منطقه و جهان را در مسيري بسيار خطرناک جلو ببرد. من آن‌هايي را که اعتراض مي‌کنند چرا بعضي کشورها سلاح اتمي دارند و برخي ندارند، درک مي‌کنم. هيچ کشوري نمي‌تواند تعيين کند که کدام کشور سلاح اتمي داشته باشد از اين رو من يکبار ديگر قويا بر تعهد امريکا براي دستيابي به جهاني که دران هيچ کشوري سلاح اتمي نداشته باشد تاکيد مي‌کنم.

اوباما ادامه داد هر کشوري از جمله ايران بايد حق دسترسي به انرژي صلح اميز هسته‌اي داشته باشد به شرطي که به مسئوليت‌هاي خود طبق ان پي تي عمل کند. اين تعهد در قلب اين پيمان نهاده شده است و همه کشورهايي که به طوري کامل از اين پيمان پيروي مي‌کنند نگه داشته شود و من اميدوارم که همه کشورهاي منطقه در اين هدف سهيم باشند

اوباما تاکيد کرد حکومتهايي که از مردم و با مردم هستند الگوي بقيه کشورها مي‌باشند.
اوباما در ادامه سخنراني خود در دانشگاه قاهره گفت چهارمين مسئله که مي‌خواهم درباره ان صحبت کنم دمکراسي است. من مي‌دانم که جنجال‌هايي درباره ارتقاي دمکراسي در سالهاي اخير بوده است و بيشتر اين جنجال‌ها به جنگ در عراق مرتبط است. پس بگذاريد روشن بگويم هيچ نظام حکومتي نمي‌تواند و نبايد توسط يک کشور بر کشور ديگري تحميل شود. البته اين مسئله تعهد مرا به دولت‌هايي که بازتاب اراده مردم هستند کم نمي‌کند.هر کشوري به روش خود به اين اصول حيات مي‌بخشد که ريشه در سنت‌هاي مردم خود دارد. آمريکا نمي‌خواهد مدعي باشد که مي‌داند که چه چيزي براي ديگران بهترين است در عين حال فکر نمي‌کند که با نتايج انتخاباتي مسالمت اميز هم سر ناسازگاري داشته باشد اما من باوري سست ناپذير دارم که همه ملت‌ها ارزوي يک چيز را دارند انها مي‌خواهند تا انچه را که در ذهن دارند بيان کنند و بتوانند در روشي که حکومت و اداره مي‌شوند حرفي براي گفتن داشته باشند. اعتماد به حکومت قانون و حکومت برابر عدالت، دولتي که شفاف است و از مردم نمي دزدد، زندگي ازادانه که شما خود انتخاب مي کنيد ، اينها فقط تفکرات امريکايي ها نيست بلکه اينها حقوق بشر هستند از اين رو ما هم از ان در همه جا حمايت مي کنيم. بايد بگويم که هيچ مسير مستقيمي براي تحقق اين وعده هاي وجود ندارد اما روشن است که دولتهايي که از اين حقوق دفاع مي کنند در نهايت باثبات تر ، موفقتر و امن تر هستند. سرکوب ديدگاهها هرگز نمي تواند باعث حذف انها شود. امريکا به حقوق همه اراي صلح خواه و قانون مدار احترام مي گذارد و معتقد است که بايد در سراسر جهان شنيده شود حتي اگر ما با ان مخالف باشيم. و ما از همه حکومتهايي منتخب و صلح طلب استقبال مي کنيم به شرطي که انها با احترام به همه مردم خود حکومت کنند. اين مسئله اخري که گفتم مهم است زيرا برخي وجود دارند که فقط زماني که بيرون از قدرت هستند از دمکراسي حمايت مي کنند اما وقتي به قدرت مي رسند در سرکوب حقوق ديگران بي رحم هستند. از اين رو دولتهايي که از مردم و با مردم هستند معيار واحدي را براي همه کساني که در قدرت مي باشند بوجود مي اورند: شما بايد قدرت خود را با رضايت و نه با زور و فشار حفظ کنيد. شما بايد به حقوق اقليتها احترام بگذاريد. شما بايد با روحيه تحمل پذيري و مصالحه با يکديگر مشارکت و همکاري کنيد. شما بايد منافع ملت و روند سياسي قانوني کشور خود را بالاتر از منافع حزب خود قرار دهيد. بدون اين ملزومات ، انتخابات خالي دمکراسي واقعي را به ارمغان نمي اورد

درباره اجراي احکام اسلام

اوباما تاکيد کرد کشورهاي غربي نبايد مانع اجراي احکام اسلام توسط مسلمانان شوند.
اوباما رئيس جمهور امريکا در ادامه سخنراني خود در دانشگاه قاهره گفت پنجمين موضوعي که بايد با يکديگر درباره آن صحبت کنيم ازادي مذهب است. اسلام تاريخچه‌اي غرور افريني از تحمل پذيري را دارد. ما ان را در تاريخ اندلس و کوردوبا (قرطبه) در دوران تفتيش عقايد مي‌بينيم. من دوران کودکي را در اندونزي بوده‌ام که با وجود اينکه کشوري غالبا مسلمان است مسيحيان معتقد ازادانه مسائل ديني خود را انجام مي‌دهند. ما امروز به چه روحيه و فضايي نياز داريم. مردم در همه کشورها بايد در انتخاب دين و انجام احکام ان بر اساس ارتقاي روح و قلب و ذهن ازاد باشند. اين تحمل پذيري براي اينکه مذاهب تداوم پيدا کنند ضروري است اما متاسفانه به اشکال مختلف مورد چالش و مخالفت قرار مي گيرد. در ميان برخي مسلمانان اين گرايش ازار دهند وجود دارد که مي خواهند ميزان ايمان خود را با رد باورها و اديان افراد ديگر بسنجند. غنا در تنوع مذهبي بايد حفظ شود چه براي ماروني هاي لبنان باشد يا براي قبطي هاي مصر باشد. اگر ما صادق هستيم بايد شکاف‌ها ميان مسلمانان نيز بسته شود. زيرا تفرقه ميان سني و شيعه به خشونتهاي غم باري بويژه در عراق منجر شده است. ازادي مذهب براي اينکه مردم بتوانند در کنار يکديگر زندگي کنند ضروري است. ما بايد هميشه به طرق مختلف از اين مسئله دفاع کنيم. به طور مثال در امريکا مقررات حاکم بر اعانات باعث شده است تا مسلمانان براي عمل به وظايف ديني خود با مشکل مواجه شوند از اين رو من متعهد هستم تا با همکاري مسلمانان امريکا شرايطي را فراهم کنيم که انها بتوانند احکام زکات را عمل کنند. همچنين مهم است تا کشورهاي غربي مانع اجراي احکام اسلامي توسط مسلمانان که مناسب مي بينند، نشوند به طور مثال تحميل نکنند که زنان مسلمان چه پوششي داشته باشند. ما نمي توانيم دشمني با اديان را پشت ليبراليسم پنهان کنيم. در واقع ايمان بايد ما را به يکديگر پيوند دهد و به همين علت ما از طرحهايي در امريکا که مسلمانان، مسيحيان و يهوديان را به يکديگر پيوند داده و گردهم اورد حمايت مي کنيم. به همين علت ما از تلاشهايي نظير طرح پادشاه عربستان براي گفتگوي ميان اديان استقبال مي کنيم و همچنين از رهبري ترکيه در وحدت تمدنها حمايت مي کنيم. در سراسر جهان ما مي توانيم به گفتگوي بين پيروان اديان کمک کنيم تا به اين ترتيب ايجاد ارتباط ميان مردم در نهايت باعث اقداماتي مثبت از جمله مبارزه با مالاريا در افريقا يا کمک به اسيب ديدگان بلاياي طبيعي شود

درباره حقوق زنان

اوباما تاکيد کرد مسئله برابري زنان به هيچ وجه فقط مشکل اسلام نيست.
اوباما در ادامه سخنراني خود در دانشگاه قاهره گفت مسئله ششم درباره حقوق زنان است. من با اين ديدگاه در غرب مخالفم که هر زني که سر خود را بپوشاند در جايگاه پايين‌تري قرار دارد اما بر اين باورم زني که از تحصيل محروم مي‌شود از برابري محروم شده است و تصادفي نيست کشورهايي که در ان زنان تحصيل کرده هستند موفقتر مي شوند. مسئله برابري زنان به هيچ وجه فقط مشکل اسلام نيست. در ترکيه ، پاکستان ، بنگلادش و اندونزي و برخي کشورهاي غالبا مسلمان مي‌بينيم که مردم يک زن را به عنوان رهبر خود انتخاب مي کنند در عين حال تلاش‌ها براي تحقق برابر زنان با مردان در همه جوانب زندگي در امريکا و ديگر کشورهاي جهان وجود دارد. من بر اين باورم که دختران ما نيز به اندازه پسرانمان مي‌توانند به جامعه خدمت کنند. شکوفايي مشترک ما وقتي بيشتر مي‌شود که اجازه دهيم همه انسان‌ها چه زن و چه مرد به ظرفيت کامل خود دست پيدا کنند. البته من معتقد نيستم که زنان براي اينکه با مردان برابر باشند بايد انتخابي همانند انها داشته باشند و من در عين حال به زناني که به شکلي سنتي نقش خود را ايفا مي‌کنند هم احترام مي‌گذارم اما بايد اين شکل از زندگي انتخاب خود انها باشد. از اين رو آمريکا با هر کشور مسلماني در زمينه توسعه باسوادي دختران و کمک به زنان جوان براي اشتغالزايي از طريق دادن وام‌هاي کوچک به منظور تحقق روياهايشان همکاري مي‌کند

درباره توسعه اقتصادي

اوباما در ادامه سخنراني‌اش در دانشگاه قاهره مصر گفت امريکا حاضراست تا با مردم و دولت‌ها، سازمان‌هاي مدني، رهبران ديني و شرکت‌ها در کشورهاي اسلامي براي ارتقاي سطح زندگي انان همکاري کند.

اوباما گفت آخرين موضوع سخنم درباره توسعه اقتصادي و ايجاد فرصت‌هاي اقتصادي است. من مي‌دانم که براي بسياري جهاني سازي مفاهيم ضد و نقيضي دارد.

اينترنت و تلويزيون مي‌تواند اطلاعات و دانش مردم را افزايش دهد اما در عين حال مي‌تواند باعث گسترش جرائم جنسي و خشونت به داخل خانه‌هاي مردم شود. تجارت باعث ثروت و فرصت‌هاي بيشتر در زندگي مي‌شود اما مي‌تواند در عين حال باعث تغييرات نامطلوب در جوامع شود. در همه کشورها از جمله در امريکا اين تغييرات مي تواند نگراني هايي را به دنبال بياورد. به علت مدرنيته کنترل خود را بر انتخابهاي اقتصادي ، سياسي و مهمتر از همه هويت از دست مي دهيم. من در عين حال مي دانم که در اين مسير توسعه انساني را نمي توان انکار کرد. لزومي ندارد ميان توسعه و سنت تضاد باشد.

کشورهايي نظير ژاپن و کره جنوبي اقتصاد خود را به حد زيادي رشد داده‌اند و در همان حال فرهنگ خود را حفظ کرده اند. همين مسئله درباره جوامع مسلمان از کوالالامپور گرفته تا دوبي نيز صادق است. در زمانهاي قديم و در زمان ما ، جوامع مسلمان در خط مقدم نواوري و اموزش بوده اند. و اين مسئله از ان جهت اهميت دارد که هيچ استراتژي توسعه‌اي نه مي‌تواند فقط بر اساس انچه که از دل زمين بيرون مي‌ايد استوار شود و نه مي‌تواند دوام داشته باشد در حاليکه جوانانش بيکار هستند. بسياري از کشورهاي خليج(فارس) از محل نفت به ثروتهاي کلاني رسيده‌اند و برخي از انها شروع کرده‌اند اين ثروت را در توسعه اي گسترده تر سرمايه گذاري مي کنند اما همه ما بايد بپذيريم که اموزش و نواوري اولويت مهم قرن بيست و يکم است و در بسياري از جوامع مسلمان در اين زمينه‌ها سرمايه گذاري کافي نشده است. من بر اينگونه سرمايه گذاريها در کشور خود تاکيد دارم و در حاليکه امريکايي ها در گذشته بيشتر روي نفت و گاز اين منطقه تاکيد داشتند، اکنون دنبال زمينه‌هاي گسترده‌تري براي همکاري هستند.

ما در زمينه اموزش و پرورش، برنامه‌هاي مبادلاتي خود را توسعه مي‌دهيم و بورسيه تحصيلي را بيشتر مي کنيم و همين مسئله بود که پدر مرا به امريکا اورد. در همان حال امريکايي ها را تشويق مي‌کنم تا در کشورهاي مسلمان تحصيل کنند و زمينه تحصيل دانشجويان مسلمان مستعد را در امريکا فراهم مي‌کنيم. همچنين در زمينه اموزش و پرورش مجازي از طريق اينترنت در سراسر جهان سرمايه گذاري مي کنيم و شبکه اي اينترنتي را ايجاد مي کنيم که مثلا فرد جواني در کانزاس بتواند اني با جوان ديگري در قاهره ارتباط برقرار کند. در زمينه توسعه اقتصاد، ما همچنين هسته اي از داوطلبان کارهاي اقتصادي ايجاد مي کنيم تا با همتايان خود در کشورهاي مسلمان همکاري داشته باشند و من امسال خود ميزبان اجلاسي براي کارافريني خواهم بود تا در ان راههاي تعميق رابطه ميان صاحبان سرمايه ، بنيادها و کارافرينان اجتماعي امريکا را با جوامع مسلمان جهان بررسي کنيم. در زمينه علوم و فن اوري صندوق جديدي را براي حمايت از پيشرفتهاي علمي و فني در کشورهاي مسلمان ايجاد خواهيم کرد و کمک مي کنيم تا ايده هاي نو به منظور اشتغالزايي به بازار راه پيدا کند. ما مراکز علمي در افريقا و خاورميانه و جنوب شرق اسيا ايجاد خواهيم کرد و نمايندگان علمي را به انجا مي فرستيم تا در برنامه هاي علمي براي ايجاد منابع انرژيهاي پاک و اشتغالزايي درباره طرحهاي سبز همکاري کنند. من امروز همکاري جهاني را با سازمان کنفرانس اسلامي به منظور ريشه کني فلج اطفال اعلام مي کنم. ما همچنين همکاري خود را با جوامع مسلمان در زمينه ارتقاي سلامت مادران و کودکان گسترش داده ايم. همه اينها بايد با همکاري يکديگر انجام شود. امريکايي ها حاضرند تا با مردم و دولتها ، سازمانهاي مدني ، رهبران ديني و شرکتها در کشورهاي مسلمان سراسر جهان همکاري کنند تا به ارتقاي سطح زندگي مردم جهان کمک کنند.

البته حل مسائلي که من درباره انها صحبت کردم اسان نيست اما ما وظيفه داريم تا اين کار را با همکاري يکديگر انجام دهيم تا بتوانيم به جهاني دست پيدا کنيم که افراطيون ديگر نتوانند مردم ما را تهديد کنند و نيروهاي امريکا ديگر به کشور خود بازگردند ، جهاني که در ان اسرائيلي ها و فلسطينيان در امنيت هستند و هر کدام کشور خود را دارند و انرژي اتمي براي مقاصد صلح جويانه استفاده مي شود. جهاني که دولتها در خدمت مردم خود هستند و حقوق همه بندگان خدا محترم شمرده مي‌شود. اين‌ها همه منافعي مشترک هستند. اين جهاني است که ما دنبال ان هستيم و فقط مي توانيم با کمک يکديگر به ان برسيم. من مي دانم که افراد مسلمان و غيرمسلماني وجود دارند که درباره توانايي ما براي اغاز اين راه ترديد دارند. حتي برخي وجود دارند که شعله هاي تفرقه را روشن مي کنند و مانع پيشرفت مي شوند. برخي هم مي گويند که ارزش ندارد براي اين هدف تلاش کنيم زيرا در نهايت نمي توانيم به توافق برسيم و تمدنها در نهايت محکوم به برخورد و رويارويي هستند. برخي هم ترديد دارند که تغييري واقعي رخ بدهد. نگراني زيادي در اين خصوص وجود دارد. بي اعتمادي هايي که در طول سالها ايجاد شده زياد است. اما اگر ما بخواهيم اسير گذشته باشيم هرگز به جلو حرکت نخواهيم کرد و من بويژه خطابم به جوانان از هر دين و از هر مليتي است، شما بيش از هر فرد ديگري توانايي داريد تا دنياي ديگري را ترسيم کنيد و اين جهان را بازسازي کنيد.

همه ما در اين جهان شريکيم، البته براي مدتي محدود و کوتاه. حال سوال اينجاست که ايا بايد از اين مدت کوتاه براي تکيه بر مسائلي استفاده کنيم که ما را از يکديگر جدا مي‌کند يا اينکه خود را متعهد به تلاشي پايدار بدانيم تا زمينه‌هاي مشترکي پيدا کنيم و بر اينده‌اي تمرکز کنيم که مي خواهيم فرزندان ما داشته باشند و به شان همه بشريت احترام بگذاريم. اغاز جنگ اسانتر از پايان دادن به ان است. متهم کردن ديگران اسانتر از اين است که به درون خودمان نگاه کنيم. ديدن اختلافات با ديگران اسانتر از پيدا کردن مشترکات است. اما ما بايد مسير درست را انتخاب کنيم نه اينکه فقط دنبال راههاي اسان برويم. يک قانون در قلب همه اديان و مذاهب وجود دارد که مي‌گويد انچه که بر خود مي‌پسندي بر ديگران بپسند و انچه را برخود نمي پسندي بر ديگران هم مپسند.

اين حقيقت باعث ارتقاي کشورها و ملتها مي شود. اين باور جديد نيست و تعلق به سياه و سفيد و رنگين پوستان يا مسيحي يا مسلمان يا يهودي ندارد. اين باوري است که در گهواره تمدن تکوين يافته است وهنوز در قلوب ميلياردها انسان در سراسر جهان مي تپد. اين حقيقت به معناي باور ديگران است و اين همان چيزي است که امروز مرا به اين جا اورد. ما اين قدرت را داريم تا جهاني را که مي خواهيم بسازيم اما اين فقط زماني ممکن مي شود که جرائت اغازي جديدي را داشته باشيم. بايد اين نوشته را در ذهن داشته باشيم: قرآن به ما مي‌گويد که اي انسانها ما شما را زن و مرد خلق کرديم و ما شما را در جوامع و قبايل قرار داديم تا اينکه همديگر را بهتر بشناسيد. تالمود (بخشي از کتاب مقدس يهوديان) به ما مي‌گويد کل تورات براي رشد صلح است. انجيل مقدس هم به ما مي‌گويد مصلحان مورد رحمت خدا هستند و البته انها فرزندان خدا ناميده خواهند شد. مردم جهان مي‌توانند در صلح زندگي کنند. ما مي‌دانيم که اين خواست خداست و اکنون اين کار ما بر روي زمين بايد باشد.منبع:همشهري
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۲۹ - ۱۳۸۸/۰۳/۱۵
1
1
باتشکر از اوباما ودیدگاه صلح امیزوروشنگرانه ایشان واقعا اگر نظر ودیدگاه واقعی ان باشد وبتواند به ان عمل کند شاهد رشد وشکوفایی ورفع کدورتها واختلاف بین همه ادیان خواهیم بود من هم مثل دگران به انتظار عمل به حرفهای خوب اقای اوباما هستم وبرای ایشان ارزوی موفققت میکنم. فرجي
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: