کد خبر:۲۳۵۸
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۷:۰۱
تعداد بازدید: 4120
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
حاشيه انتخابات دهم رياست‌جمهوري، رنگ‌هاي سياسي
جدا از اين هنر ديني و ملي، در ساير كشور‌ها معمولا جريان‌هاي سياسي نماد‌هاي مختلفي را براي شناسايي خود در نزد افكار عمومي ‌انتخاب مي‌كنند كه رنگ يكي از اينهاست.
اين روز‌ها هر جا كه مي‌روي صحبت از انتخابات است، هر نشريه‌اي را كه باز مي‌كني، از انتخابات نوشته و به سراغ هر كدام از شبكه‌هاي تلويزيون يا راديو كه مي‌روي باز هم بحث انتخابات بر همه چيز سايه انداخته است. مردم ايران بايد تا چند روز ديگر رئيس‌جمهور دولت دهم جمهوري اسلامي ‌ايران را انتخاب كنند و به مدت 4 سال سرنوشت مملكت و قوه مجريه را به دست او بسپارند.

امسال هم مثل هر سال كانديدا‌ها و ستاد‌هاي حامي‌شان از چند ماه مانده به انتخابات فعاليت‌هاي خودشان را شروع كردند تا بتوانند مقبوليت بيشتري بين مردم ايران كسب كنند. هر چند اوايل بحث حضور چهره‌هاي مختلفي در انتخابات ايران مطرح بود، اما در نهايت گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي به جمعبندي فعلي رسيدند و 4 كانديدا را روانه كارزار انتخابات رياست‌جمهوري كردند.

انتخابات اين دوره اما با ساير دوره‌ها تفاوت‌هايي دارد كه خود به خود اين انتخابات را از ساير دوره‌هاي آن متمايز مي‌كند.

بازي رنگ‌ها

اگر چه استفاده از رنگ در بين جريان‌هاي سياسي و گروه‌هايي كه براي شركت در يك انتخابات وارد ميدان مي‌شوند، كاربرد بسيار زيادي دارد، اما امسال اولين دوره‌اي است كه رنگ‌ها در انتخابات رياست‌جمهوري ايران به بازي گرفته شده‌اند تا كاركرد تبليغاتي پيدا كنند.

در كشور ما هم مثل ساير كشور‌ها رنگ‌ها معنا‌هاي گوناگوني دارند و از دير باز تاكنون در هنر‌هاي ما به عنوان نماد يا نشانه به كار مي‌رفته‌اند.

نمونه‌اش هنر تعزيه يا شبيه‌خواني است كه در آن رنگ‌ها كار برد‌هاي مختلفي دارند. در شبيه‌خواني يا تعزيه كه بازآفريني روايت‌هاي مذهبي ايران در قالب نمايش است، بازيگران حاضر در صحنه به دو گروه اوليا و اشقيا يا موافق‌خوان و مخالف‌خوان تبديل مي‌شوند؛ اوليا ائمه و ياران آنها هستند و مخالف خوان‌ها دشمنان ائمه و يارانشان.

از ديرباز تاكنون اين دو دسته در هنر تعزيه با استفاده از رنگ‌ها و لحن ا‌ز هم جدا مي‌شده‌اند. به طوري كه اگر كسي در اواسط تعزيه به جمع تماشاگران مي‌پيوست مي‌توانست راحت ماجرا را تشخيص دهد و بداند كسي كه الان دارد نقش بازي مي‌كند به كدام گروه و دسته تعلق دارد و حتي چه نقشي را هم به عهده دارد. چون جدا از تمايز رنگ‌ها هر كدام از اين دو گروه براي خواندن اشعار و متن هم شيوه‌هاي مختلفي داشته‌اند، اوليا معمولا اشعار را در دستگاه‌هاي موسيقي مي‌خوانده‌اند (و به همين خاطر بايد بازيگران اين نقش‌ها هم صداي خوبي مي‌داشته‌اند و هم تسلط روي دستگاه‌هاي موسيقي)، اما مخالف‌خوان‌ها يا اشقيا، نه.

جدا از اين هنر ديني و ملي، در ساير كشور‌ها معمولا جريان‌هاي سياسي نماد‌هاي مختلفي را براي شناسايي خود در نزد افكار عمومي ‌انتخاب مي‌كنند كه رنگ يكي از اينهاست.

مثلا از زمان پيداش جنبش‌هاي سوسياليستي رنگ قرمز هميشه نماد اين جنبش‌ها بوده و امروز هم همين رنگ همچنان معرف اين گروه‌هاست. به عنوان مثال رئيس‌جمهور چپ‌گراي ونزوئلا يعني هوگو چاوز هنوز هم پيراهن‌هايي با لباس قرمز مي‌پوشد تا هويت خودش را نشان دهد. به همين خاطر در طول تاريخ هر چيزي كه رنگ سرخ داشته باشد يك جور‌هايي با اين تفكر پيوند دارد، مثلا ارتش سرخ، انقلاب سرخ و... .

آنارشيست‌ها كه چندان پايبند قواعد موجود نيستند و مي‌خواهند مدام وضع موجود را عوض كنند، رنگ معرف‌شان سياه است. آنها هم اگر چه موفق نشده‌اند به قدرت دست پيدا كنند، اما هميشه از رنگ سياه خوششان مي‌آمده و هنوز هم اين رنگ متعلق به آنهاست. البته از زمان فروپاشي شوروي و راه افتادن انقلاب‌هاي مخملي در سراسر جهان رفته رفته كار كرد رنگ‌ها در عالم سياست بيشتر از گذشته شد، چرا كه يواش‌يواش سر و كله انقلاب‌هاي رنگي و مخملي در دنياي سياست پيدا شد. نارنجي، آبي، قرمز و... يواش‌يواش به نماد انقلاب‌هاي آرام و مخملي اوكراين، گرجستان و... تبديل شدند تا باز هم رنگ‌ها اهميت خودشان را در انتخابات نشان دهند.

از اين مثال‌ها تا دلتان بخواهد زياد است، پس بهتر است پس از اين مقدمه برويم سراغ بحث اصلي كه همين انتخابات خودمان است.

در انتخابات امسال اولين كانديدايي كه به سراغ رنگ‌ها رفت ميرحسين موسوي بود. شايد علاقه ذاتي موسوي به رنگ‌ها باعث شد تا او اين تصميم را بگيرد. به هر حال موسوي هم نقاش است و هم معمار و دست برقضا همسرش هم مجسمه‌ساز است، به همين خاطر اصلا بازي با رنگ‌ها يكي از هنر‌هاي اين سياستمدار است.

موسوي همزمان با اعلام حضورش در انتخابات خيلي زود رنگ ستادش را هم مشخص كرد، اين كار موسوي زنگ استفاده از رنگ به عنوان نماد را به صدا در آورد، اما بايد چند هفته‌اي مي‌گذشت تا ساير نامزد‌ها هم به فكر استفاده از رنگ مي‌افتادند.

موسوي به واسطه اين كه سيد بود و رنگ سبز هم به عنوان نماد سادات در ايران معروف بود اين رنگ را براي ستادش انتخاب كرد و خودش هم علاوه بر استفاده از چفيه با شال سبز در بين مردم حاضر مي‌شد. اين كار موسوي باعث شد تا در انتخابات اين دوره رياست‌جمهوري ايران يواش‌يواش در كنار پوستر‌ها و بروشور‌ها سر و كله روبان‌هاي سبز رنگ هم پيدا شود.

با آغاز رسمي ‌تبليغات نامزد‌ها مهدي كروبي هم تصميم گرفت تا از رنگ استفاده كند، او به همين دليل سراغ رنگ سفيد رفت و اين رنگ را به عنوان رنگ ستادش معرفي كرد. پس از آن نوبت به محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور فعلي ايران رسيد تا او هم رنگي را براي ستادش انتخاب كند، اگرچه گوي ايشان در قرعه كشي برنامه هاي رسانه ملي قرمز بود، با اين حال رئيس ستاد اين نامزد اعلام كرد كه رنگ ستاد ما رنگ دوستي و عشق و رنگ پرچم ايران است.

به نظر مي‌رسد بازي با رنگ‌ها در سال‌هاي آينده هم كماكان ادامه داشته باشد.

رو در رويي در رسانه ملي

امسال يك اتفاق ديگر هم رخ داد كه حسابي همه را غافلگير كرد. رسانه ملي اعلام كرد كه امكان برگزاري مناظره‌هاي تلويزيوني بين كانديدا‌ها را فراهم مي‌كند. اوايل كسي خيلي اين حرف‌ها را جدي نگرفت، اما رفته‌رفته اين بحث جدي شد و سر و كله نمايندگان ستاد‌هاي حامي ‌كانديدا‌ها در ساختمان صداوسيما پيدا شد تا با حضور آنها برنامه‌ريزي‌هاي انتخاباتي انجام شود و بعد زمان برنامه‌ها مشخص گردد.

اين بار هم گوي‌هاي رنگي براي كانديدا‌ها تعيين‌كننده شدند و هر گوي با رنگش نشان مي‌داد كه جاي يك نامزد و زمان حضورش در جدول برنامه‌ها كجاست. خلاصه زمان مناظره‌ها هم اعلام شد و هر نامزد طبق اين برنامه بايد در سه برنامه زنده به گفتگوي رودررو با ساير نامزد‌ها مي‌پرداخت.

از همين حالا خيلي‌ها هستند كه تصميم‌گيري براي شركت در انتخابات را به بعد از ديدن اين برنامه‌ها موكول كرده‌اند.

روزنامه: انتخاب روزنامه و انتشار آن هم يكي ديگر از وجوه تمايز انتخابات اين دوره باساير انتخابات بود. كروبي بعد از انتخابات رياست‌جمهوري نهم روزنامه اعتماد ملي را راه انداخت و با همين روزنامه قدم به رقابت‌هاي انتخاباتي گذاشت. موسوي با راه‌اندازي روزنامه كلمه سبز وارد ميدان شد. طرفداران رئيس‌جمهور هم روزنامه وطن امروز را پيش از انتخابات راه انداختند.

اس‌ام‌اس: اس‌ام‌اس‌هاس تبليغاتي اگر چه از دوره‌هاي پيش باب شده بود، اما اين دوره كاركردي به مراتب بيشتر پيدا كرد. هم محتواي اس‌ام‌اس‌ها حرفه‌اي‌تر و كاربردي تر شده بود و هم تعداد ارسال آنها. جالب اينجاست كه در انتخابات اين دوره علاوه بر ستاد‌ها خود طرفداران كانديدا‌ها هم در جمع‌هاي كوچك و بزرگ به توليد و انتشار اين اس‌ام‌اس‌ها مي‌پرداختند.

لباس‌هاي رنگي: سياسي شدن رنگ‌ها خود به خود باعث شد تا مردم علاوه بر استفاده از روبان لباس‌هايي با رنگ منتخب كانديداي خود بپوشند، به همين خاطر از زمان آغاز زمان رسمي‌ انتخابات يواش‌يواش استفاده از لباس‌هاي رنگي در بين مردم بيشتر شد.

اشتغالزايي انتخاباتي: انتخابات اين دوره هم مثل ساير دوره‌ها اشتغالزايي خودش را داشت كه دست برقضا حسابي به نفع جوان‌ها و نوجوان‌ها بود. از چسباندن پوستر تا توزيع بروشور گرفته تا راه افتادن با ماشين‌هاي پوشيده از پوستر در خيابان‌ها.

از طرف ديگر چون برخي از نامزد‌ها به تبليغات چهره به چهره روي آورده بودند خود به خود كار و تبليغ در خيابان‌ها و ميدان‌ها هم براي برخي يك كار موقت بود. هرچند خيلي‌ها خود به خود و خود جوش به اين اقدام دست مي‌زدند.رضا اميدوار
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: