کد خبر:۲۳۳۷
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۹
تعداد بازدید: 3444
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
زندگي فقط با پول، شرافتمندانه نمي شود
يک اشتباه رايج در زندگي امروزي اين است که اغلب خانواده هاي با درآمد بالا به طور ناخودآگاه به الگوي مصرف خانواده هاي با درآمد پايين تبديل مي شوند و اينجاست که مشکلات مالي و اقتصادي در خانواده ظاهر مي شود
خانواده به عنوان اولين و مهمترين نهاد اجتماعي که بيشترين تأثير را در شکل گيري ابعاد وجودي انسان دارد، خاستگاه اصلي پيشرفتها و يا آسيبهايي است که زندگي هر فرد را تحت تأثير خود قرار مي دهد.

پويايي نظام خانواده سبب مي شود به همان نسبت که خود در شکل گيري جامعه مؤثر است، به عنوان انعکاسي از چهره جامعه نيز محسوب شود.
هر گاه جامعه اي به دليل ناهنجاري هاي حاد اجتماعي، ساختارهاي فرهنگي ضعيف و مشکلات کمرشکن اقتصادي به سوي بحران پيش رود، خانواده نيز به سمت بي ثباتي و تضعيف بنيانهاي خويش ميل خواهد کرد. بنابراين ميزان ثبات خانواده مي تواند معيار مناسبي براي شناخت بحرانهاي اجتماعي باشد.

در دنياي کنوني با توجه به بحرانهاي اقتصادي و تورم و گراني فزاينده، هر روز شکاف عميق تري بر هسته خانواده وارد شده و آن را به اجزاي گوناگون و گاه ناهمگوني تقسيم مي کند، به گونه اي که هر روز شاهد دورتر شدن اعضاي آن از يکديگر هستيم. گاه شکل گيري اين شکاف همچون تکثير سلول هاي سرطاني چنان به سرعت و بي خبر اتفاق مي افتد که فقط هنگامي متوجه آن مي شويم که ديگر کار از کار گذشته است.
اين در حالي است که خوش بيني افراطي و ساده انديشي برخي براي ازدواج و تشکيل خانواده، با توهم چيرگي بر فشارهاي اقتصادي بدون پشتوانه و راهکارهاي عملي، با اين تصور همراه است که با وقوع تنگناهاي مالي، هيچ خللي در بنيان زندگي ايجاد نکرده و روابط اعضاي خانواده همواره در همان سطح مطلوب اوليه باقي خواهد ماند.
اين تفکر ايجاد نوعي ديدگاه سطحي به مسائل خانواده را سبب شده و در ادامه، رکودي ارتباطي ميان اعضا را به وجود خواهد آورد که در نهايت به بيگانگي و عدم درک متقابل اعضا از يکديگر منجر شده و نخستين نشانه هاي بحران در خانواده خودنمايي مي کند.
چرا که اغلب در آغاز زندگي، زن و مرد توقع چنداني نداشته و اعتدال را در هزينه و خرج زندگي رعايت مي کنند اما وقتي مي خواهند اندکي سطح زندگي خود را بالاتر ببرند، کم کم سطح توقعات بي مورد بيشتر شده و خوشي هاي آنان را تحت تأثير قرار مي دهد. به شکلي که گاه سبب پيدايش اختلاف و درگيري هاي عميق و حاد مي شود.

چشم و هم چشمي

يکي از مهمترين و ابتدايي ترين عوامل بروز اختلاف در خانواده هاي ايراني را مي توان عدم رضايت از شرايط موجود اقتصادي و توجه بيش از حد به وضعيت زندگي اطرافيان دانست. گاه اين نارضايتي آنقدر افزايش مي يابد که اعضاي خانواده حاضرند آرامش زندگي خود را فدا کنند، تا امتياز بهتري را در رقابت با اين اطرافيان داشته باشند. حتي حاضر مي شوند از لذت همراهي و کنار يکديگر بودن چشم پوشي کنند ولي درآمد بيشتر و در نتيجه خرجهاي بيشتري داشته باشند. حاضر مي شوند زندگي را به کام خود و ساير اعضاي خانواده تلخ کنند اما در مقابل دوست، همسايه و نزديکان خود به اصطلاح کم نياورند.

- طاها 30 ساله يکي از دلايل اختلاف بين خود و همسر سابقش را چشم و هم چشمي بين مادر و همسرش عنوان مي کند و مي گويد: از ابتدا شخص فعالي بودم و در چند شرکت کار مي کردم و درآمد خوبي هم داشتم، همچنين در شرکتي نيز با پدر و برادرانم شريک بودم. پدرم کارمند يکي از ارگانهاي دولتي بود و بعد از ظهرها نيز به مسائل مالي شرکت رسيدگي مي کرد. از طرفي با توجه به اينکه پدر همسرم شغل آزاد داشت، همسرم به خرج کردن هاي افراطي عادت داشت و من نيز تمام تلاش خود را انجام مي دادم تا خواسته هاي او را فراهم کنم و در اين زمينه مشکل خاصي نداشتيم.

اما مادرم بدون توجه به شرايط کاري من و نوع فعاليتم، گمان مي کرد درآمد پدرم نيز بايد مثل من باشد و از طرفي پدرم را مورد مواخذه قرار مي داد که او چرا اين گونه براي خانواده اش هزينه نمي کند و پدر هم مجبور بود به خرجهايي که واقعاً ضروري نبود تن دهد تا آرامش خانه را حفظ کند، از طرف ديگر مدام نزد من از همسرم به خاطر اين گونه رفتارهايش ايراد مي گرفت و حساسيت من را در اين زمينه بيشتر مي کرد. اين مسأله باعث شده مدام با همسرم و خانواده درگير باشم و آرامش از کانون گرم خانواده ام رخت بربندد. در نهايت من و پدرم به فسخ شراکت رضايت داديم و صلاح را در دوري و دوستي ديديم. اما ديگر دير شده بود و حرمت هايي که نبايد، بين من، همسر و خانواده ام از بين رفته بودند و اين شعله کوچک که مي توانست با درايت مادرم و يا حتي پدرم خاموش شود، بتدريج بزرگ و بزرگ تر شد و ريشه خانواده کوچک مرا سوزاند.

الگوي اشتباه

يک اشتباه رايج در زندگي امروزي اين است که اغلب خانواده هاي با درآمد بالا به طور ناخودآگاه به الگوي مصرف خانواده هاي با درآمد پايين تبديل مي شوند و اينجاست که مشکلات مالي و اقتصادي در خانواده ظاهر مي شود زيرا ممکن است با انتخاب چنين الگويي به نان آور خانواده فشار زيادي وارد شده و خود سبب مشکلات اقتصادي و اجتماعي ديگري شود. زيرا به طور حتم نحوه مصرف چنين خانواده هايي نمي تواند برطرف کننده نيازهاي اساسي اقشار ديگر جامعه باشد.
در اين ميان مناسب ترين راه، يافتن الگوي مناسب مصرف است. زيرا «هيچ وقت کسي را به خاطر انديشيدن مثل ديگران تحسين نمي کنند.»
به اين معني که هر خانواده با شناخت باورها و ارزشهاي خود و اينکه چرا اين گونه مي انديشد، مي تواند از تحميل هزينه هاي غير ضروري بر پيکره خانواده پرهيز کرده و سرمايه اش را مطابق علايق و نيازهاي خود مصرف کند.
ضمن اينکه بايد توجه داشت مصرف غيرضروري و يا بيش از حد زيانهايي به اقتصاد کلان جامعه وارد مي کند.

طلاق براي...!

مينا، خانه دار که مشغول گردش در يکي از مجتمع هاي بزرگ لوازم خانگي است، يکي از بزرگترين علايق خود را خريد ظروف کريستال عنوان مي کند. به گفته خودش براي سال نو تمام ظرفهاي کريستال خود را که يک دست نبودند کنار گذاشته و از دو ماه مانده به عيد به دنبال انواع ظروف مدل خورشيدي محصول کشور... بوده است اما همسرش با اين نوع کارهاي او مخالف است و هزينه براي اين چيزها را غيرضروري مي داند و معتقد است با توجه به اينکه هنوز خانه مستقلي ندارند، بهتر است به فکر پس انداز باشند. اما مينا اين را حق خود مي داند که آنطور که دوست دارد خرج کند. به همين دليل هم، بدون اطلاع همسر، با قرض گرفتن از مادرش، هزينه خريد ظروف کريستال مورد علاقه اش را تأمين کرده است و در پاسخ به همسرش در مورد قيمت ظروف، يا نصف مبلغ واقعي را عنوان کرده و يا آنها را هديه اي از جانب دوستان و فاميل معرفي نموده است. خود او ادعا مي کند: اگر همسرش بفهمد او چقدر پول براي اين وسايل داده است، او را طلاق خواهد داد... !!!

تفريح گذشته و بلاي امروز

يکي از رسوم خانواده هاي ايراني در گذشته برگزاري ميهماني هاي دوستانه و شب نشيني هاي خانوادگي بود که به نوعي از بزرگترين تفريحات آنان نيز محسوب مي شد. اما امروزه به اين دليل که خانواده ها ديگر به رفت و آمدهاي ساده گذشته راضي نيستند و به طرزي عجيب بيشتر از سطح واقعي اقتصادي خود، ميهماني ترتيب مي دهند تا بدين وسيله خود را بالاتر از سطح واقعي نشان دهند، کم کم سادگي زندگي گذشته رنگ باخته و اين آمد و شدها کمتر و کمتر شده و بسيار سخت اتفاق مي افتند.

حسين 34 ساله از اين ميهماني هاي خانوادگي گريزان است و دليل خود را اين گونه بيان مي کند: «از هر در که اسم ميهمان و ميهماني دادن به ميان مي آيد از در ديگر آرامش زندگي من خارج مي شود. با ميهماني دادن براي خانواده همسرم هيچ مشکلي ندارم اما وقتي پاي ميهماني براي خانواده خودم پيش مي آيد همه چيز رنگ عوض مي کند. با توجه به اينکه مادرم روي اصول ميهمانداري و پذيرايي بسيار حساس است، همسرم مي خواهد همه چيز عالي باشد. هميشه بايد چند نوع غذا، چند نوع دسر، انواع ترشي جات، مربا و... سر سفره باشد. بايد بهترين ميوه و شيريني تهيه شود. و...و...و... براي يک شام که ميهمان داريم بايد 10 بار از منزل خارج شده و خريدهاي مختلف انجام بدهم. ديگر خسته شده ام. به همين خاطر هميشه از ميهماني دادن براي خانواده خودم فراري ام. از طرفي مادرم هميشه گله مي کند که چرا خانواده همسرم بيشتر به منزل ما مي آيند، از طرف ديگر اگر بخواهم به همان سادگي خانواده همسرم از آنها نيز پذيرايي کنم، فکر مي کنند برايشان عزت و احترام کافي قائل نشده ام. کاش اين قيودات دست و پا گير نبود تا مي توانستيم همه از کنار هم بودن لذت ببريم.»

بالا رفتن هزينه زندگي با شرافت =کمرنگ شدن حضور پدر

وقتي تورم و مشکلات اقتصادي سبب کاهش قدرت خريد جامعه مي شود، اعضاي خانواده مجبور مي شوند براي بقا، هر روز بيشتر از گذشته خود را به آب و آتش بزنند و اين تلاش بيش از حد سبب خارج شدن جامعه از نشاط و شادابي اوليه مي شود. تحليلگران مسائل اجتماعي بر اين باورند که افزايش نياز مالي سبب مي شود اقدامات نامشروع ماهيتي مشروع پيدا کرده و فساد مالي، اداري و ناامني اجتماعي افزايش پيدا کند.

در اين ميان نان آور خانواده براي جبران کاهش قدرت خريد بايد غير از شغل و حرفه اصلي خود دست به کارهاي ديگري بزند. داشتن شغل دوم و سوم ابتدايي ترين روش جايگزيني براي پر کردن خلاء مالي خانواده محسوب مي شود. نتيجه اين اقدام علاوه بر اينکه در حوزه کلان اقتصادي سبب کاهش بهره وري و بازده کاري است، موجب مي شود مرد (با فرض مرد بودن نان آور اصلي خانواده) حضور کمتري در کنار اعضاي خانواده داشته باشد و اين خود علاوه بر اينکه عدم توانايي مرد در برآورده کردن نيازهاي عاطفي همسر و ساير اعضاي خانواده و در نتيجه نارضايتي آنها را به دنبال دارد، سبب کاهش نظارت وي بر خانواده، تربيت فرزندان و... مي شود. که تبعات رواني و اجتماعي نامطلوبي را در پي خواهد داشت.

همچنين در حوزه اجتماعي وضعيت نابسامان اقتصادي سبب گسترش فساد مالي و ناديده گرفتن قانون شده و با توجه به اينکه تأمين هزينه هاي زندگي هر سال سخت تر از گذشته مي شود، پر بيراه نيست اگر ادعا کنيم هزينه زندگي با شرافت به طور فزاينده اي در حال افزايش است.منبع:روزنامه قدس
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: