کد خبر:۲۳۰۸
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۳
تعداد بازدید: 2497
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مردي همسرش را به خاطر يك زن ديگر كشت
پس از پيگيري‌هاي قضايي مشخص شد درگيري منجر به قتل زن جوان توسط شوهرش به واسطه حضور يك زن ديگر در خانه آنها بوده است.
کیفرخواست مرد تحصیلکرده که زن باردارش را از پا درآورد امروز در دادسرای امور جنایی تهران صادر شد.

افسر نگهبان کلانتری 108 نواب ، بامداد 19 خرداد87از مرگ اسرارآمیز یک زن 20 ساله به نام «مهسان» که هشت ماهه باردار بود با خبر شد و ماجرا را با دادسرای جنایی پایتخت در میان گذاشت.

دقایقی بعد بازپرس «حسین اصغرزاده» کشیک جنایی پایتخت و افسران دایره 10 اداره آگاهی مرکز به ساختمان مورد نظر در خیابان «ارومیه» رفتند و با دیدن جنازه زن نگون بخت که هنوز آثار سیلی روی صورتش بود رسیدگی به معما را در دستور کار خود قرار دادند.
در تحقیق مقدماتی مشخص شد این زن با شوهرش «حسین» درگیر شده بود و با طرح فرضیه جنایت خانوادگی ، متهم 26 ساله که لیسانس زمین شناسی دارد بازداشت شد.
«حسین» در بازجویی مقدماتی اظهار داشت : «موضوع دعوا با زنم را قبول دارم اما هیچ نقشی در مرگش نداشتم.من کراکی هستم و با پرایدم مسافرکشی می کنم.آن روز با مهسان دعوا کردم و از خانه خارج شدم اما وقتی برگشتم با جنازه اش رو به رو شدم.خون از بینی او جاری شده بود و همسایه ها را باخبر کردم.»
جنازه برای افشای علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی سپرده و متهم با صدور قرار قانونی روانه بازداشتگاه شد.
«حسین» در بازجویی های بعدی به بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران گفت : «زنی به نام مژگان را به خانه ام برده بودم تا با هم مواد مصرف کنیم که مهسان اعتراض کرد و با مشت به صورتش کوبیدم.همان موقع از خانه بیرون رفتم اما اصلا تصور نمی کردم آن ضربه ، جانش را بگیرد.»

به دنبال بازسازی صحنه جرم ، کیفرخواست صادر و امروز به دادگاه کیفری پایتخت فرستاده شد.گزارش ایسکانیوز می افزاید،خانواده داغدار ، اشد مجازات خواسته و قرار است «حسین» به زودی پای میز محاکمه بایستد.منبع:ايسكانيوز


----------------------------


مرد خشمگين پرونده زندگي همسرش را بست

مرد جنايتكار كه در اقدامي جنون‌آميز همسرش را از پا درآورده بود، سه ساعت پس از قتل به دام افتاد.
 
عصر شنبه زني در تماس با مأموران پليس شهرستان بابلسر از قتل دخترش خبر داد. دقايقي پس از اين تماس، گروهي از مأموران پس از حضور در محل جنايت با جسد زن جواني روبه‌رو شدند كه بر اثر اصابت ضربه‌هاي مرگبار از پا درآمده بود. خانواده ليلا - مقتول - نيز به كارآگاهان گفتند: او مدتي قبل با همسرش «احمد» اختلاف‌هاي شديد داشت، به‌طوري كه شوهرش 20 روز است به خانه نيامده است. به همين خاطر احتمال مي‌دهيم او مرتكب جنايت شده باشد. با طرح اين ادعا، احتمال قتل زن جوان به دست همسرش مطرح شد. اين فرضيه زماني قوت گرفت كه راننده آژانسي با مراجعه به مأموران پليس گفت: «امروز ظهر «احمد» - متهم - را با چهره‌اي مضطرب به حاشيه شهر رساندم.» بدين‌ترتيب تجسس‌هاي گسترده براي يافتن متهم به قتل آغاز شد و سرانجام او در يك مرغداري دستگير شد. «احمد» پس از انتقال به اداره آگاهي منكر اطلاع از ماجراي قتل همسرش شد، اما وقتي با دلايل علمي پليس روبه‌رو شد، لب به اعتراف گشود و گفت: «از چند ماه قبل اختلاف‌هاي شديدي با همسرم داشتم. هرچه زمان مي‌گذشت، اختلاف‌ها نيز شديدتر مي‌شد، به‌طوري كه از 20 روز قبل به خانه نرفتم، اما امروز صبح كه به خانه رفتم، دوباره با همسرم درگير شدم. در حالي كه به خاطر عصبانيت هيچ كنترلي بر رفتارم نداشتم، زنجيري را برداشته و همسرم را به داخل يكي از اتاق‌ها كشيده و چند ضربه زدم كه صدايش قطع شد. زماني به خود آمدم كه متوجه شدم ليلا مرده، به همين خاطر از شدت ترس دست‌هايم و زنجير را شستم و يك آژانس گرفتم. به خاطر اين‌كه راننده نشاني‌ام را ياد نگيرد، نزديكي مرغداري پياده شده و بقيه راه را با ماشين ديگري رفتم.» متهم پس از تحقيقات با قرار قانوني روانه زندان شد.منبع:روزنامه ايران


--------------------------


نگهداري شير در منزل توسط يک شهروند تهراني

يک شهروند تهراني با ادعاي کسب مجوز از سازمان محيط زيست يک قلاده شير را در منزل خود نگهداري مي کند.

صاحب اين شير که در منطقه ولنجک تهران زندگي مي کند در گفتگو با مهر گفت: از کودکي علاقه فراواني به اين حيوان داشته ام و اکنون که به آرزوي خود رسيده ام خيلي خوشحالم.

مشاهدات خبرنگار مهر نشان مي دهد که اين شهروند تهراني هر از گاهي شير تربيت شده اش را براي هواخوري به خارج از خانه مي آورد و آن را در خيابانهاي اطراف خانه اش مي گرداند.
اينکه وي چگونه توانسته اين شير نر 8 ماهه را به خانه بياورد و از کجا اين حيوان را خريده سؤالاتي بود که اين شهروند از پاسخ به آنها خودداري کرد.
اين شهروند به خبرنگار مهر گفت: تنها من نيستم که شير در خانه ام نگهداري مي کنم و کساني را مي شناسم که ببر و پلنگ هم نگهداري مي کنند.
وي در پاسخ به اين سؤال که آيا همسايگان از بابت نگهداري اين حيوان شکايتي از او ندارند گفت: تا حالا که کسي شکايتي نکرده است. ضمن آنکه من مجوزهاي لازم براي نگهداري اين حيوان را از سازمان محيط زيست اخذ کرده ام.
نگهداري و پرورش حيواناتي نظير شير، پلنگ و خرس در ميان برخي از شهروندان مرفه تهران و ديگر شهرهاي بزرگ کشور افزايش چشمگيري پيدا کرده است و در همين رابطه پليس تهران سال گذشته با شکايت همسايگان، فردي را به جرم نگهداري از دو قلاده خرس دستگير کرده بود.
دکتر آرش مقدمي متخصص و مشاور دامپزشکي چندي پيش از افزايش نگهداري سوسمارهاي درختي «ايگوآنا» و «کروکوديل ها» به عنوان حيوان خانگي در ميان طبقات مرفه خبر داده و گفته بود: بعد از پخش سريال تلويزيوني «مرد هزار چهره» فروش اين جانور به شدت افزايش يافته است.


----------------------------

اعتراف يک متهم به قتل؛

اين زن را کشتم تا با دخترش ازدواج کنم

مرد جوان وقتي با مخالفت مادر دختر مورد علاقه اش براي ازدواج رو به رو شد او را کشت تا بتواند به خواسته اش برسد.
 
اين مرد که فريد نام دارد پس از قتل، صورت مقتول را متلاشي کرد تا جسد شناسايي نشود. يک هفته پيش دختري جوان به ماموران پليس بندرعباس خبر داد مادرش به نام ميمنت گم شده است. با شکايت اين دختر تحقيقات آغاز شد و ساعاتي بعد ماموران پليس جسد غرق در خون زني را که زير يک پل رها شده بود، پيدا کردند. صورت جسد بر اثر ضربات وارده کاملاً از بين رفته و قابل شناسايي نبود به همين دليل به دستور بازپرس جنايي، جنازه به پزشکي قانوني انتقال يافت تا هويت وي شناسايي شود. ماموران با تطبيق مشخصات جسد کشف شده با ميمنت احتمال دادند مقتول همان زن مفقود شده باشد. بنابراين دختر وي به پزشکي قانوني احضار شد. دختر جوان گفت اين جسد به مادرش تعلق دارد ولي نمي داند چه کسي اين کار را با او کرده است. بررسي هاي پليسي نشان داد ميمنت از مدتي قبل با جواني به نام فريد درگيري داشته و با ازدواج فريد با دخترش مخالفت مي کرده است. با روشن شدن اين موضوع دختر مقتول مورد بازجويي قرار گرفت. وي گفت؛ فريد به من ابراز علاقه مي کرد و از مادرم مي خواست با ازدواج ما موافقت کند اما مادرم قبول نمي کرد. معتقد بود فريد لياقت من را ندارد و نمي تواند مرا خوشبخت کند. به همين خاطر هم فريد با او دشمني مي کرد. با توجه به اينکه فريد بارها مادرم را تهديد کرده بود، احتمال دارد او مادرم را به قتل رسانده باشد. در اين بين وضعيت جسد نشان مي داد ميمنت قرباني يک انتقام گيري شده است و عامل اين جنايت فقط قصد کشتن او را نداشته بلکه مي خواسته از وي انتقام بگيرد. بنا بر اين فرضيه قاتل بودن فريد قوت گرفت و وي براي انجام تحقيقات بيشتر دستگير شد. مرد جوان به قتل ميمنت با همدستي دو نفر ديگر اعتراف کرد و گفت؛ من عاشق دختر ميمنت بودم و مي خواستم با اين دختر ازدواج کنم اما مقتول مانع مي شد. او مي خواست جلوي خوشبختي ما را بگيرد. من مي دانستم دختر ميمنت هم من را دوست دارد و فقط به خاطر مخالفت هاي مادرش نمي خواهد با من ازدواج کند. وي ادامه داد؛ چندين بار با ميمنت قرار گذاشتم و به او گفتم بايد دست از مخالفت هايش بردارد و اجازه دهد من و دخترش با هم ازدواج کنيم اما او همچنان مقاومت مي کرد. روز قبل از حادثه با وي قرار گذاشتم تا براي آخرين بار خواسته ام را مطرح کنم. ميمنت اصلاً به حرفم گوش نمي داد و مي گفت در هر شرايطي جوابش منفي است. من هم با همدستي دو دوستم او را به قتل رساندم تا بتوانم با دخترش ازدواج کنم. ماموران با توجه به اعترافات فريد، دو همدست او را بازداشت کردند و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.منبع:روزنامه اعتماد


------------------------

مادر و دختر «زنده زنده» سوختند

مرگ دلخراش مادر و فرزند در آتش سوزی مرموز ، پلیس جنایی فارس را با معمای تازه ای رو به رو کرد.

تلفن ستاد فرماندهی آتش نشانی سپیدان 3:50 بامداد دیروز به صدا در آمد و خبر رسید خانه ای در یکی از روستاهای اطراف این شهرستان به شدت شعله ور شده است.سپس «ناجیان 125 » به سرعت به ساختمان مورد نظر رفتند و در عملیات نفسگیر ، آتش را مهار کردند اما با مرگ زن 21 ساله و دختر سه ساله اش که هنوز نام های آنها اعلام نشده ، خستگی بر جانشان ماند.

به دنبال تحقیق مقدماتی و صدور دستور قضایی ، پیکر قربانیان به پزشکی قانونی فرستاده و رازگشایی معما آغاز شد.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، هم اکنون فرضیه های بی احتیاطی ، خودسوزی یا جنایت تحت بررسی موشکافانه است.منبع:ايسكانيوز


----------------------------


جوان «شیطان صفت» درچنگ قانون

جوان شیطان صفتی که دختر ۸ ساله ای را مورد آزار و اذیت قرار داده بود با اعتراف به گناه خود روانه زندان شد.

صبح چند روز قبل یک زن جوان پس از رفتن همسرش به سرکار به همراه دو دختر خردسالش به خانه پدرش رفت اما دقایقی از ظهر نگذشته بود که زن جوان متوجه شد دختر ۸ ساله اش داخل اتاق نیست. او بلافاصله بیرون آمد و طبقات پایین و اطراف مجتمع بزرگ مسکونی را برای یافتن کودکش گشت.

اما موفق به پیدا کردن او نشد. این زن که به شدت نگران شده بود موضوع را تلفنی به همسرش اطلاع داد. آنها همه آن منطقه را گشتند اما اثری از دختر نبود فقط جوان مجردی که مغازه خواروبار فروشی (سوپر) داشت به خانواده دختر گفت: دقایقی قبل من مشغول چیدن وسایل داخل فروشگاه بودم و چند تن از دوستانم داخل مغازه بودند که دختر خردسالی آمد و آدامس و شکلات گرفت. وی گفت: آن دختر پول نداشت و با لکنت زبان نیز حرف می زد؛ اما دیگر خبری از او ندارم. با این اظهارات زن جوان متوجه شد که دختر مذکور دختر او بوده است اما این که کجا رفته دیگر کسی اطلاعی نداشت.

حدود ۲ ساعت بعد از این ماجرا مردی که وکیل دادگستری بود و درهمان نزدیکی زندگی می کرد متوجه گریه های دختری شد که در کنار پسر جوانی قرار داشت وقتی موضوع را جویا شد پسر جوان ادعا کرد که فکر کنم این دختر گم شده است و گریه می کند درحالی که وکیل مشغول صحبت با دختر بود پسر جوان در یک فرصت مناسب از محل فرار کرد. این وکیل دادگستری که شماره تلفن را از دختر گرفته بود با منزل آن ها تماس گرفت و گفت: دختر آن ها را پیدا کرده است و از سوی دیگر نیز ضمن احساس وظیفه برای پی گیری موضوع به پلیس ۱۱۰ اطلاع داد.دقایقی بعد ماموران انتظامی مشهد به محل رفتند و درمورد گم شدن دختر به بررسی پرداختند. خانواده دختر یادشده نیز با مشاهده وضعیت دخترشان که مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود اعلام شکایت کردند. با اطلاعاتی که وکیل دادگستری از جوانی که ابتدا در کنار دختر مذکور بود دراختیار پلیس گذاشت تحقیقات و بررسی های پلیس برای یافتن جوان ۲۴ ساله ای که تنها متهم این پرونده بود آغاز شد. این پرونده به مجتمع قضایی شهید قدوسی مشهد ارسال و باتوجه به اهمیت موضوع زیر نظر قاضی یحیایی تحت رسیدگی قرار گرفت. قاضی شعبه ۷۰۱ نیز دستورهای ویژه ای را برای دستگیری متهم صادر کرد. کارآگاهان زبده اداره جنایی آگاهی خراسان رضوی که پی گیر این پرونده بودند با تشکیل اکیپی به نقاطی که احتمال تردد متهم وجود داشت عزیمت کردند.

آن ها در بررسی های خود دریافتند که متهم رابطه دوستی با جوان مغازه دار (سوپر) دارد؛ بنابراین تحقیقاتی را از وی آغاز کردند. جوان مغازه دار گفت: آن روز (ح.الف) در مغازه ام حضور داشت که آن دختر برای خرید آمد؛ اما من چون مشغول چیدن اجناس بودم متوجه نشدم که کی از مغازه رفت.

بررسی های کارآگاهان دراین باره با جدیت ادامه داشت تا این که تیم ویژه اطلاعاتی را به دست آوردند که متهم مذکور در بولوار پیروزی مشهد درحال قدم زدن است بنابراین بلافاصله کارآگاهان برای دستگیری وی به بولوار پیروزی عزیمت کردند.

جوان مذکور که خود را در دام قانون دید و درحالی که باورش نمی شد به این سرعت شناسایی و دستگیر شود به اداره جنایی آگاهی خراسان رضوی منتقل و تحت بازجویی های پلیس قرار گرفت.

او که در ابتدا قصد داشت خود را مبرا از هرگونه اتهامی نشان دهد و در ابتدا نیز خود را با نام جعلی به کارآگاهان معرفی کرده بود وقتی دربرابر ادله و شواهد موجود قرارگرفت، چاره ای جز اعتراف ندید و گفت: آن روز من داخل مغازه بودم که دختری حدودا ۸ ساله آمد وقتی او را دیدم دچار وسوسه های شیطانی شدم و چون لکنت زبان داشت فکر کردم نمی تواند چیزی بگوید بنابراین او را با خودم به مجتمع مسکونی که خودمان در آن زندگی می کردیم در همان نزدیکی بردم و با آسانسور به طبقه پنجم و پس از آن او را به پشت بام بردم و مورد آزار قرار دادم. به دستور مقام قضایی دختر خردسال برای انجام معاینات به پزشکی قانونی نیز هدایت شد و پزشکی قانونی هم آزار و اذیت دختر را تایید کرد بنابراین به دستور قاضی شعبه ۷۰۱ مجتمع شهید قدوسی مشهد متهم باصدور قرار قانونی روانه زندان شد تا تحقیقات تکمیلی برای ارسال پرونده به دادگاه انجام شود.منبع:روزنامه خراسان
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۰۹ - ۱۳۸۸/۰۳/۰۵
0
0
خیلی وحشتناک و نا کامل
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: