کد خبر:۲۳۰۰
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۳
تعداد بازدید: 3327
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
عامل آزار کودکان به قطع گردن با شمشير محکوم شد
فردي که پس از ربودن پنج کودک 9 تا 12 ساله آنان را مورد آزار قرار مي داد، به قطع گردن با شمشير محکوم شد.
فردي که پس از ربودن پنج کودک 9 تا 12 ساله آنان را مورد آزار قرار مي داد، به قطع گردن با شمشير محکوم شد.

به گزارش خبرنگار ما متهم که فردي 26 ساله است، در يکي از روستاهاي حومه شهرستان فريمان کودکان 9 تا 12 ساله را اغفال مي کرد و به بهانه نشان دادن مدرسه آنان را به بيابانهاي اطراف روستا مي برد.

بر پايه اين خبر مرد شيطان صفت که پس از ربودن چهار پسر و يک دختر و آزار طعمه هاي خود، هنگامي که پسر بچه اي را براي انجام اعمال شيطاني خود به خارج از روستا مي برد، توسط برخي از اهالي در حالي که با سر و صداي کودک ربوده شده مواجه شدند دستگير گرديد.
ادامه اين خبر حاکي است، متهم پس از دستگيري مورد شناسايي کودکان ربوده شده قرار گرفته و در بازجويي به جرم خود اعتراف کرد.

با توجه به اهميت موضوع متهم به همراه پرونده در اختيار شعبه پنجم دادگاه کيفري خراسان رضوي قرار گرفت و طي چند مرحله رسيدگي به اين پرونده به جرايم خود اعتراف کرد.قضات شعبه پنجم کيفري، سرانجام متهم را به خاطر جرايم ارتکابي به قطع گردن با ضربه شمشير محکوم کردند که اين رأي پس از تأييد ديوان عالي کشور و رياست قوه قضاييه به مرحله اجرا گذاشته مي شود. منبع:روزنامه قدس


---------------------------

به بهانه دادن عروسك

دختر 8 ساله گرفتار سرايدار معتاد شد

سرايدار معتادي كه به بهانه دادن عروسكي به دختر 8 ساله وي را مورد آزار و اذيت قرار داده بود، در يكي از محله‌هاي جنوب تهران دستگير شد.

به گزارش «جام‌جم» ، هفته گذشته يكي از مددكاران اداره بهزيستي تهران با مراجعه به شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي ، از مرد سرايداري به اتهام آزار و اذيت دختر 8 ساله‌اي شكايت كرد و به داديار سليماني گفت: چند روز پيش در پي دستگيري زوج معتادي از سوي پليس در جنوب تهران، فرزندان آنها كه دختر و پسر بودند ، در اختيار بهزيستي قرار گرفتند تا اين كه روز گذشته، دختر آنها بدحال شد و براي درمان او را به بيمارستان انتقال دادم كه معلوم شد ، وي به مواد مخدر اعتياد پيدا كرده و همچنين مورد آزار و اذيت قرار گرفته است.

پس از بهبود وضعيت وي، او را به اداره بهزيستي انتقال دادم و پس از جلب اعتمادش، او گفت كه از سوي سرايدار معتادي كه در محل سكونت آنها زندگي مي‌كرده، در غياب والدينش مورد آزار و اذيت قرار گرفته و مرد آزارگر، او را به مرگ تهديد كرده است.

پس از اين شكايت، پرونده‌اي تشكيل و در اختيار ماموران آگاهي تهران قرار گرفت و پس از چند روز جستجو، سرايدار معتاد در منزلي در يكي از محله‌هاي جنوب تهران دستگير و براي ادامه تحقيقات به اداره آگاهي تهران منتقل شد و در بازجويي‌هاي پليسي در خصوص اتهام سياه خود سكوت كرد تا اين كه ماموران از دختربچه 8 ساله خواستند، او را در ميان چند متهم ديگر شناسايي كند كه وي به محض مشاهده مرد شرور، او را مورد شناسايي قرار داد.

مرد شرور وقتي از سوي دختر 8 ساله شناسايي شد، زبان به اعتراف گشود و پرده از جنايت شيطاني خود برداشت.

اعتراف به آزار و اذيت دختر 8 ساله

سرايدار متهم در اظهاراتش به پليس گفت: از چندي قبل به خانه‌اي كه والدين اين كودك در آن زندگي مي‌كردند، رفته و در يكي از اتاق‌هاي آن محل ساكن شدم و به عنوان سرايدار براي مالك خانه كار مي‌كردم. افرادي كه در اين خانه قديمي زندگي مي‌كردند، معتاد بودند. وقتي با خانواده اين كودك آشنا شدم، پي بردم آنها 2 فرزند خود را هم معتاد كرده‌اند.

متهم ادامه داد: بنابراين، پس از چند بار كه با دختر آنها روبه‌رو شدم، وسوسه آزار و اذيت وي يك لحظه مرا رها نمي‌كرد تا اين كه يك روز در غياب والدين كودك، او را به بهانه دادن عروسك، به يكي از اتاق‌ها برده و با زور و تهديد مورد آزار و اذيت قرار دادم و بعد دخترك را تهديد به مرگ كردم كه مجبور به سكوت شد و هر بار كه مرا مي‌ديد، از ترس چيزي نمي‌گفت و فريادزنان به اتاق كوچكي كه همراه خانواده‌اش زندگي مي‌كرد، مي‌رفت و تا ساعت‌ها از آن محل خارج نمي‌شد.

بنابراين گزارش، متهم با قرار قانوني در اختيار كارآگاهان اداره 16 پليس آگاهي تهران قرار گرفت. تحقيقات تكميلي از وي ادامه دارد.


-------------------------------

15 كيلو شمش طلا‌
مهريه‌اي كه دردسرساز شد

زن جوان وقتي با بدرفتاري شوهرش روبه‌رو شد ، به دادگاه خانواده رفت و خواستار دريافت 15 كيلو شمش طلاي مهريه‌اش شد.

به گزارش «جام‌‌جم»، روز گذشته زني جوان با حضور در مجتمع قضايي شهيد باهنر تهران خواستار دريافت مهريه‌اش شامل 15 كيلو شمش طلا از همسرش شد.

زن جوان با ارائه اين درخواست به قاضي دادگاه گفت: چندي قبل هنگامي كه به مهماني يكي از دوستانم رفته بودم با مرد ثروتمندي به نام فرشيد آشنا شدم. كم‌كم روابط دوستانه‌اي بين ما شكل گرفت تا اين كه چند ماه بعد به من پيشنهاد ازدواج داد.

ابتدا خانواده‌ام با اين موضوع مخالف بودند تا عاقبت با اصرارهاي من پذيرفتند و فرشيد به خواستگاري‌ام آمد. پس از خواستگاري، خانواده‌ام درباره فرشيد تحقيق كردند و پي بردند كه وي خيلي بداخلاق است و نمي‌تواند مرا خوشبخت كند.

زن جوان ادامه داد: اما با شنيدن اين حرف‌ها، تصميم خود را براي ازدواج با او گرفته بودم، چون فقط پول و ثروت فرشيد برايم مهم بود و به چيز ديگري فكر نمي‌كردم و حرف‌هاي خانواده‌ام را به عنوان حسادت مي‌پنداشتم.

آنقدر به خانواده‌ام اصرار كردم تا عاقبت آنها به ازدواج من با وي رضايت دادند من هم كه شيفته پول و ثروت بودم، از فرشيد خواستم 15 كيلو شمش طلا را به عنوان مهريه براي من در نظر بگيرد كه قبول كرد و به اين ترتيب عقد كرديم. قرار بود پس از چند ماه زندگي مشتركمان را شروع كنيم، اما پس از چند هفته، كم‌كم اخلاق و رفتار شوهرم تغيير كرد و ديگر آن مرد مهربان نبود.

شوهرم از همه چيز من ايراد مي‌گرفت و هر روز شرايط بد و بدتر مي‌شد. وقتي اختلافمان بالا گرفت، عاجزانه از او خواستم، به دادگاه بيايد و توافقي از هم جدا شويم، اما توجهي به حرف‌هايم نكرد و حاضر به طلاق دادن من نبود و بدرفتاري‌هايش بيشتر شد. الان فهميده‌ام پدر و مادرم چرا با ازدواج من با فرشيد مخالف بودند. امروز به دادگاه آمده‌ام تا حداقل يك كيلو از شمش‌هاي طلا را بگيرم و بقيه را به وي ببخشم و از هم جدا شويم. اكنون به اين نتيجه رسيده‌ام كه او مرد زندگي‌ام نيست و قادر به ادامه زندگي با او نيستم.

قاضي دادگاه پس از شنيدن اظهارات زن جوان، دستور قضايي مبني بر احضار شوهر وي به دادگاه را صادر كرد تا در جلسه بعدي شنيدن اظهارات شوهر شاكي، حكم مربوط را صادر كند.


---------------------------


داغ عشق يك دختر بر دل پسرعموها

پسري كه در جريان رقابت عشقي، پسرعمويش را به قتل رسانده بود، صبح ديروز پس از محاكمه در دادگاه كيفري استان تهران محكوم به مرگ شد.

بامداد شنبه 19 آبان 86 مأموران كلانتري 111 هفت‌چنار از كشف جسد پسر 23 ساله‌اي به نام «جليل» باخبر شدند كه در پشت بام محل كارش - بزرگراه نواب - با ضربه‌هاي كارد از پا درآمده بود. در جريان تحقيقات بازپرس و كارآگاهان جنايي تهران، «مجتبي» - يكي از همكاران مقتول - در بازجويي‌ها به قتل اعتراف كرد و گفت: «10 روز قبل همراه پسرعمويم «جليل» از قوچان به تهران آمده و در ساختماني مشغول به كار شديم. چند روز پيش متوجه شدم «جليل» از دخترعموي 16 ساله‌ام خواستگاري كرده و جواب مثبت گرفته است. از آنجا كه علاقه شديدي به دخترعمويم داشتم، با عصبانيت سراغ «جليل» رفتم تا از اين ازدواج منصرف شود. او كه در پشت بام سيگار مي‌كشيد هنگام گفت‌وگو عصباني شد. به همين خاطر با هم درگير شديم و با چاقويي كه داشتم چند ضربه به او زدم و فرار كردم.» در جلسه محاكمه «مجتبي» كه در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي «نورالله عزيزمحمدي» برگزار شد ابتدا نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست پرداخت و گفت: مجتبي - 21 ساله - متهم به قتل عمد پسرعمويش «جليل» - 23 ساله - است، بنابراين تقاضاي مجازاتش را دارم. سپس خانواده مقتول خواستار اعدام عامل قتل شدند. در ادامه جلسه نيز متهم به دفاع از خود پرداخت. به گزارش خبرنگار ما با دريافت آخرين دفاعيات متهم و وكيل مدافعش، قاضي عزيزمحمدي و 4 قاضي مستشار - رحيمي، بومي، محمدي كشكولي و سري - وارد شور شدند و به اتفاق آرا عامل جنايت را به قصاص نفس محكوم كردند.منبع:روزنامه ايران


----------------------------


راننده عصباني، فردي را كه قصد خودكشي داشت از پل پرتاب كرد

يك راننده عصباني براي آن كه از شر مردي كه قصد خودكشي داشت و باعث به وجود آمدن ترافيك پنج ساعته بر روي پل اصلي پكن شده بود، خلاص شود، وي را به پايين پل پرتاب كرد.

به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري رويترز، «ليان جيان‌شنگ» 66 ساله يك افسر بازنشسته ارتش است كه به پرتاب كردن «چن فوچائو» از روي پل محكوم شد.

اين مرد در بازجويي خود در اداره پليس پكن خاطر نشان كرد: بر روي پل اصلي پكن و پشت ترافيك ايستاده بوديم كه متوجه شدم يك مرد قصد خودكشي دارد و به همين دليل باعث به وجود آمدن ترافيك پنج ساعته شده است.

وي افزود: آن قدر عصباني شده بودم كه با گشودن درب خودرو و رفتن به سمت اين مرد او را كه ژست خودكشي به خود گرفته بود، از پل پكن به پايين پرتاب كردم.

اين در حاليست كه در گزارش پليس آمده است: «چن فوچائو» حدود 293 هزار و 200 دلار بدهي داشته و براي آن كه خود را از شر اين بدهي خلاص كند، به قصد خودكشي به بالاي اين پل آمده، اما در آخرين لحظات منصرف شده بود كه اين مرد 66 ساله عصباني او را به پايين پل پرتاب كرد.

با اين حال در گزارش اورژانس مركزي پكن آمده است كه «چن فو چائو» فردي كه از بالاي پل به پايين پرت شده، تنها از ناحيه كمر و پشت دچار جراحت و شكستگي شده و هم اكنون در بيمارستان بستري است.


-----------------------------


با تأييد قضات ديوان عالي کشور؛ عامل جنايت خانه مرگ در يک قدمي چوبه دار قرار گرفت

حکم اعدام مرد رمال که به اتهام قتل سه زن و يک پزشک مرد، به سه بار قصاص محکوم شده بود، بصورت ويژه از سوي قضات ديوان عالي کشور تأييد شد.

20 تير سال 82 در پي اعلام گزارشهاي مردمي مبني بر انجام کارهاي خلاف از سوي يک رمال، وي در منطقه تهرانسر- غرب تهران- تحت تعقيب قرار گرفت. پليس پس از بررسيها پي برد حبيب 46 ساله با شيوه هاي مختلف به اغفال دختران و زنان مي پرداخت.
متهم در بازجويي با رد اتهامها، خود را بيگناه دانست. سرانجام کارآگاهان پس از تحقيقات گسترده دريافتند که متهم خانه اي در منطقه کوهين قزوين دارد که زنان و دختران فراري را پس از اغفال به اين خانه مي کشاند. پس از افشاي راز تبهکاريها، مرد رمال سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: سه زن و يک پزشک مرد در خانه ويلايي اش- واقع در روستاي «دودهه چاي»، حوالي کوهين- به صورت دسته جمعي خودکشي کرده اند. بدين ترتيب با دستور بازپرس وقت دادسراي جنايي تهران، گروهي از کارآگاهان با تجربه اداره 11 پليس آگاهي تهران به خانه مرگ اعزام شدند. آنها سرانجام موفق به کشف جسدهاي سه زن و يک مرد پزشک در اتاقک زيرزميني خانه ويلايي مرد رمال شدند. آنها پس از تحقيق درباره اجساد کشف شده متوجه شدند، پزشک 28 ساله اي به نام سعيد همراه نامزد جوانش «الهام» و خواهرزن مرد رمال و خدمتکار آنان- ليلا- در گور سيماني دفن شده است.
از سوي ديگر مرد رمال در ادامه بازجوييها گفت: سال گذشته، حدود يک ماهي در خانه نبودم، در اين مدت خواهرزنم ژيلا و دکتر سعيد و نامزدش الهام در جريان تمرين فنون رزمي ضربه اي به سر ليلا کوبيده اند که وي جان باخته است. سپس آنان جسد دختر را دفن کردند. مدتي بعد که به خانه آمدم، ژيلا و الهام با گريه گفتند که ليلا کشته شده است. من خيلي ناراحت شدم و از آنها خواستم قبرشان را بکنند. بعد هم از خانه خارج شدم. روز پنجم آذر 81 به خانه برگشتم. آنها در اتاقک زيرزميني سه قبر کنده بودند. من که داروهاي خواب آور را با آبميوه مخلوط کرده بودم از آنها خواستم ليوانها را سر بکشند، هر سه نفر هم بدون اعتراض خواسته ام را انجام دادند. سپس آنها را خفه کرده و جسدشان را دفن کردم.
بدين ترتيب پرونده مرد رمال در شعبه دوم دادگاه کيفري استان قزوين تحت رسيدگي قرار گرفت و متهم با دو وکيل مدافع خود از اتهامهايش دفاع کرد. سرانجام هيأت قضايي دادگاه به استناد دلايل و مستندات پرونده و اعترافهاي متهم و درخواست اولياي دم پرونده، حبيب- مرد رمال- را مجرم شناخته و او را به چهار بار قصاص نفس- اعدام- محکوم کردند. براساس رأي دادگاه، از آنجا که سه تن از قربانيان زن بودند، قصاص متهم پس از پرداخت تفاضل ديه آنها از سوي اولياي دم اجرا خواهد شد.سپس متهم به قتل و دو وکيل مدافعش به رأي صادره دادگاه اعتراض کردند. بدين ترتيب پرونده براي رسيدگي به ديوان عالي کشور ارجاع شد. هيأت قضايي نيز به خاطر اهميت موضوع پرونده را به طور فوق العاده در دستور رسيدگي قرار داد که حبيب را در سه جنايت مجرم شناخته و حکم اعدام او را تأييد کرد.منبع:روزنامه قدس
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: