کد خبر:۲۲۹۹
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۹:۰۶
تعداد بازدید: 3276
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
اقتصاد فوتبالي- فوتبال اقتصادي; وقتي هيچ كدام را نداريم!
علي رغم اينکه معمولا مشکلات اقتصادي در جهان با پايين آمدن قيمت نفت، کاهش قيمت ارز يا دلايلي از اين قبيل اتفاق مي افتد اما در کشور ما مشکلات اقتصادي معمولا از عدم وجود مديريت صحيح اقتصادي نشات مي گيرد.
علي رغم اينکه معمولا مشکلات اقتصادي در جهان با پايين آمدن قيمت نفت، کاهش قيمت ارز يا دلايلي از اين قبيل اتفاق مي افتد اما در کشور ما مشکلات اقتصادي معمولا از عدم وجود مديريت صحيح اقتصادي نشات مي گيرد.

به طور مثال فدراسيون فوتبال کشور با وجود اينکه به عنوان يکي از ثروتمندترين فدراسيون ها شناخته مي شود اما با عدم مديريت اقتصادي هم اکنون با مشکلات فراواني دست به گريبان است. مشکلاتي که در يک بررسي ساده، به عنوان ريشه بسياري از معضلات ديگر فدراسيون شناخته مي شود تا آن جا که اگر دليل بسياري از دخالت ها و وابستگي هاي فدراسيون فوتبال را مورد بررسي قراردهيم به مشکلات اقتصادي ناشي از مديريت نادرست مسئولان فوتبالي خواهيم رسيد.

فوتبال به عنوان رشته اي از ورزش که امروزه به عنوان يک صنعت شناخته مي شود، در بسياري از کشورهاي جهان محلي براي درآمدزايي به حساب مي آيند. اين در حالي است که اين رشته ورزشي در ايران نه تنها کمکي به اقتصاد کشورنمي کند بلکه به کرات نمونه هايي از ضرر و زيان اقتصادي آن نيز به گوش مي رسد.

به نظر شما در فوتبال ايران ريسک سرمايه گذاري افراد مختلف در باشگاه ها، با چه هدفي انجام مي شود؟ آيا واقعا افرادي که در باشگاه ها براي سرمايه گذاري هاي کلان اقدام مي کنند، از سرمايه گذاري خود سود تجاري مي برند يا صرفا به دنبال کسب محبوبيت و معروفيت در ميان هواداران فوتبالي هستند؟ به طور مثال شخصي همچون هدايتي پس از سرمايه گذاري هاي ميلياردي در باشگاه پرسپوليس آيا توانسته متقابلا از سوي باشگاه پاسخ اين سرمايه گذاري خود را بگيرد يا هدفي به جز اين را از ورود به فوتبال دنبال مي کرده است؟ريشه اينگونه سرمايه گذاري هاي بي پايه و اساس که کوچکترين سودي را براي صاحبان خود در بر ندارند اما نشات گرفته از چيست؟ در يک بررسي ساده سيستم اقتصادي نادرست حاکم بر اين سرمايه گذاري ها به عنوان مهمترين عامل بروز اين اشتباهات شناخته مي شود. بر هيچکس پوشيده نيست که فوتبال محل درآمدهاي بالاست.

به طور مثال هم اکنون باشگاه منچستريونايتد انگليس به عنوان يک مرکز تجاري بزرگ شناخته مي شود و تيم ها داراي اسپانسرهاي جزيي، فصلي و دايمي است اما آيا تا کنون سعي کرده ايم فوتبال کشورمان را حتي يک درصد، به چنين سيستمي نزديک کنيم؟ اصلا الگويي براي اجراي طرح هاي اقتصادي در کشور داريم؟هم اکنون بازيکنان فعال در تيم هاي ليگ برتري با استناد به پسوند حرفه اي، هرسال قراردادهايي با ارقامي کلان تر از سال پيش منعقد مي کنند اما آيا باشگاه هاي ما در ساير ابعاد اقتصادي نيز توانسته اند همچون ساير ليگ هاي حرفه اي دنيا عمل کنند؟

در يک بيان ساده در اقتصاد فوتبال بايد پيش از هر اقدامي هزينه ها و درآمدها برآورد شده و تعريف درستي از آن ها ارائه شود، موضوعي که در فوتبال ما تا کنون به صورت کاملا يک بعدي رشد کرده است. يعني برآورد هزينه ها را به خوبي و بي کم و کاست انجام مي دهيم اما براي درآمدزايي برنامه ريزي خاصي ترتيب نداده ايم. در حال حاضر مهمترين بخش هاي فوتبال کشور ما را حق پخش تلويزيوني و حق کپي رايت تشکيل مي دهند. دقيقا دو موضوعي که هم اکنون در فوتبال کشور ما به طرز مشهودي غريب واقع شده اند وهمين موضوع در ارتباطي کاملا مستيقم با بحث اسپانسرينگ، باعث عدم تمايل شرکت ها براي پذيرفتن حمايت مالي تيم هاي فوتبال ايران شده است و اين موضوعي کاملا منطقي به نظر مي رسد که شرکت ها تمايلي به سرمايه گذاري در چنين مراکزي نداشته باشند چرا که اين سرمايه گذاري عملا سود تجاري در پي نخواهد داشت.

آخرين موضوعي که در بررسي اقتصادي فوتبال کشور مورد بحث قرار مي گيرد، موضوع فعاليت آژانس هاي تخصصي و بازاريابي در فوتبال است. بر اساس تاکيد و قوانين فيفا، باشگاه ها و فدراسيون ها براي انتقال بازيکنان فقط مي توانند با مديربرنامه هاي آن ها در صورتيکه مدرک معتبر فيفا را در دست داشته باشند اقدام به عقد قرارداد کنند. افرادي که حقوق و مزاياي مشخصي دارند و بايد تنها 10 درصد از مبلغ قرارداد بازيکنان را دريافت کنند و مسئول اجراي صحيح قراردادها خواهند بود. در اين ميان اما باشگاه ها براي اينکه براي انتقال بازيکنان هزينه مربوط به مديربرنامه هاي آنان را متقبل نشوند، از طريق غيرقانوني وارد عمل مي شوند تا در نهايت متحمل ضررهاي مالي به مراتب سنگين تري باشند.

به طور کلي لازمه فراهم شدن زمينه کار اقتصادي در فوتبال کشور، استفاده از نيروهاي متخصص در اين رشته است تا از ديد علمي و تخصصي به بررسي اين مقوله از فوتبال پرداخته و براي جهت دهي به اقدامات اقتصادي در فوتبال اقدام کنند.توجه ويژه به موارد درآمدزايي از قبيل حق کپي رايت و حق پخش تلويزيوني يا ايجاد حس رقابت ميان باشگاه ها در زمينه هاي اقتصادي و درآمدزايي از مواردي است که مي تواند از بحران اقتصادي حاکم بر فوتبال کشور کاسته و در جهت پيشبرد آن تاثير گذار باشد.

با اين تفاسير در چنين شرايطي نياز به نگاهي نو نسبت به مقوله ورزشي کاملا محسوس است. اتفاقي که در طول 4 سال گذشته هيچ گاه به صورت جدي مورد بررسي قرار نگرفت و هميشه به جاي پرداختن به متن، تمرکز اصلي بر حواشي فوتبال معطوف شد. حالا مديريتي متفاوت با مديريت سابق بر ورزش مي تواند اين فوتبال را از کوره راهي که در آن گرفتار شده نجات داده و به سوي هدفي مشخص هدايت کند.تهيه كننده:بهناز ميرمطهريان-روزنامه ابتكار
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: