کد خبر:۲۲۶۳
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۵
تعداد بازدید: 7306
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
ناقوس يک بحران: نرخ رشد طلاق بيشتر از رشد ازدواج است
در حال حاضر طلاق در کشور ، 2برابر و ازدواج 1/5 برابر شده است. بنابراين مشهود است که نرخ رشد طلاق بيشتر از رشد ازدواج است. همين نگاه آماري را اگر به سالهاي پيش رو تسري دهيم که بحران هاي اجتماعي آرام آرام در حال...
روزها ، هفته ها ، ماه ها و سال ها هر چه بيشتر روي هم تلنبار مي شوند و هر قدر مرزهاي تکنولوژي و دنياي جديد فراخ تر مي گردند ، مواهب دنياي مدرن نيز رنگي تازه مي گيرند و جاي خود را با مصائب اين دنيا عوض مي کنند . مواهبي که به مدد ظهور و بروز تکنولوژي ها و مکاتب مختلف طرحي نو از زيستن را برانگيختند و مصائبي که باز هم به همان مدد و ياري طرحي تازه از زيستني ديگر را در انداخته اند. اينگونه است شايد که پديده هاي اجتماعي در دوران جديد را مي توان به گونه اي ديگر بررسي کرد و با سياقي تازه کند و کاو نمود .
 
به اين معنا که واکاوي هاي ديرين در امور اجتماعي که منجر به پديد آمدن آمارهاي مختلف شده اند ديگر محلي از اعراب ندارند و آمارها را يکپارچه بايد نو کرد و همه چيز را بايد با در نظر گرفتن فصل تازه زندگي افراد بررسي کرد . زندگي در سال 2009 با تمام فراز و نشيب هايش و با تمام تازه هاي خوب و بدش! در روزگار امروز براستي اينچنين است که بسياري از ارزش ها ضد ارزش شده و بسياري از ناهنجارها به هنجارهايي نو بدل گرديده اند .

فرو ريختن قبح ناهنجاريها از همين رهگذر به سرلوحه اي بلند بالا تبديل شده و ديگر زمان آن نيست که کسي بتواند با حرفها و سخنهاي داغ و جنجالي چيزي را عوض کند و شرايطي را تغيير دهد! طلاق يکي از همين پديده هاي اجتماعي است که در روزگاران نه چندان دور ، به سختي بر زبان کسي رانده مي شد و آنقدر قبح داشت که هر کسي نمي توانست آن را در دهان خويش بچرخاند و بگويد ... نا هنجاري چنان که مثل هاي بسيار برانگيخته بود و همين مثلها نقل مجالس ازدواج بود . اين ناهنجار اما در سالهاي اخير بگونه اي ديگر رخ نموده است که بر زباني اگر رانده شود ، نمي گويند پشت ملائک به درد مي آيد ! بلکه راهکاري جسته مي شود براي خلاصي ! زودهنگام آدمها از يکديگر. و اين نه در طلاقهايي با بن بست واقعي در زندگي بلکه در مواردي است که طلاق واقعي مطرح نبوده است و ريشه در مشکلي ديگر دارد.

آمارها نشان مي دهند که در سال گذشته در ايران از هر 100 ازدواج ، 20 مورد آن به طلاق ختم شده است . آماري سخت تکان دهنده که شايد برخي جوامع بسيار توسعه يافته نيز با آماري اينچنين دست و پنجه نرم نکنند حتي اگر در محاسبات، فاصله فرهنگي اين جوامع را با جامعه نيمه سنتي چون ايران لحاظ کنيم .

آمارها نشان مي دهند که درسال گذشته 110 هزار و 510 رويداد طلاق در کشور ثبت شده است. اين در حالي است که در سال 1365 در برابر هر 340 هزار و 342 ازدواج،35 هزار و 211 طلاق در کشور ثبت شده است. اين آمار در سال 1375 به 479هزار و 263 ازدواج در برابر 37 هزار و 817 طلاق و در سال 1381 به 650هزار و 960 ازدواج در برابر 67هزار و 256 طلاق مي رسد.

اگر چه آمارهاي مربوط به طلاق به دلايل مختلف از جمله ثبت نشدن در دفاتر، جاري کردن صيغه شرعي طلاق بدون درج محضري و...با کم شماري مواجه مي شوند و چندان قابل استناد نيستند، ولي بررسي همين آمار و محاسبه شاخص هايي چون نسبت طلاق به ازدواج و يا نسبت طلاق به کل جمعيت نشان دهنده آن است که اين آمار طي سال هاي مختلف با نوساناتي روبه رو بوده است.

بررسي رقم مطلق طلاق طي سال هاي 1365 تا 1381 نشان دهنده افزايش آمار طلاق طي سال هاي مورد بررسي است اما محاسبه شاخص هاي آماري نشان مي دهد در سال 1365 شاخص طلاق با افزايش روبه روست سپس طي سال هاي 1370 تا 1377 به تدريج کاهش مي يابد و از سال 1379 تا 1381 اين آمار مجددا افزايش مي يابد. اين امر، گوياي آن است که اگرچه به گفته جمعيت شناسان افزايش طلاق با افزايش ازدواج رابطه اي مستقيم دارد، ولي به صورت غير مستقيم نوسانات شاخص هاي طلاق تحت تاثير عوامل اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و همچنين مسايل حقوقي است.

از سويي اما برخي کارشناسان ميزان طلاق در ايران را در عرف بين المللي خيلي بالا نمي دانند و معتقدند با اينکه ميزان طلاق در ايران روندي رو به افزايش داشته است - به خصوص تعداد طلاق - اما تعداد طلاق با توجه به رشد جمعيت زياد شده ولي شتاب تعداد طلاق به اندازه تعداد جمعيت نبوده است! اما برخي ديگر با اشاره به نرخ رشد طلاق و ازدواج برآنند که در حال حاضر طلاق در کشور ، 2برابر و ازدواج 1/5 برابر شده است. بنابراين مشهود است که رشد طلاق بيشتر از رشد ازدواج است.

همين نگاه آماري را اگر به سالهاي پيش رو تسري دهيم که بحران هاي اجتماعي آرام آرام در حال ايجاد سدي عظيم در برابر ازدواج هستند ، طلاق خود بحراني بزرگ خواهد شد که ديگر نمي توان جلوي موج سيل آساي آن را گرفت و حتي اگر متوقف شود ، معضلات ناشي از آن را نمي توان به هيچ قيمتي کنترل کرد. در اين ميان اما برخي از کارشناسان وابسته به دولت که چندان هم مايل نيستند تا آمار واقعي از طلاق ارائه شود معتقدند که طلاق در ايران به نسبت ساير جوامع که آموزه هاي مذهبي را به شکلي که در ايران رعايت مي شود ، رعايت نمي کنند، بسيار کمتر است و اصلا قابل مقايسه نيست .

اما به نظر مي رسد اين مقايسه اي کارامد و صحيح نيست چرا که بيشتر به توجيهي مي ماند تا اهرمي براي پيشگيري از بحران. بررسي ها و شواهد جملگي نشان از آن دارند که اعتياد، دخالت والدين و اطرافيان ، خشونت و ضرب و شتم، سو»ظن و بدبيني و نبود تفاهم و ... عواملي هستند که بيشترين مراجعه کنندگان براي اعلام درخواست طلاق ، مطرح کرده اند يعني عواملي که با يک حساب ساده و سرانگشتي مي توان ريشه هاي آن را يافت . ريشه هايي که هر چند هرگز نمي توان آنها را در روزگار کنوني افراد بررسي کرد اما مي توان دانست که از کدام سو پديد آمده اند . بحرانهاي اجتماعي سخت گره خورده يکديگرند و در اين ميان مجالي نيست تا از هم بازشناسي و تفکيک شوند .افزايش طلاق در کشور شايد هشداردهنده ترين بحراني است که وضع نابسامان اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي را بر گوش مسئولان ناقوس مي کند . طلاق بايد بيش از اين جدي گرفته شود.نويسنده:مسعود رفيعي طالقاني-روزنامه آفرينش
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
UNITED STATES
|
۱۷:۱۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۳
0
4
شما در مقاله به قبح طلاق اشاره کردید!آیا به نظر شما اعتیاد خانمانسوز،خیانت همسر(مرد یا زن)،بیماری های روانی و... قبیح تر اند یا طلاقی که می تواند رهایی بخش از ظلم وتحقیر باشد.بالارفتن آمار طلاق نگران کننده است اما این به آن معنی نیست که با هر خفتی زندگی ادامه یابد تا مبادا طلاق که به نظر شما قباحت دارد اتفاق بیافتد.
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: