کد خبر:۲۲۵۱
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۲
تعداد بازدید: 5640
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
فروشندگان اسباب بازي روان شناسند
بيشتر مشتريهاي ما بزرگترها هستند، نه اينکه فکر کنيد مي آيند براي بچه ها خريد کنند. آنها براي خودشان اسباب بازي مي خرند. من مشتري خانمي دارم که حدود 37 ساله است و کلکسيون ماشين دارد
اين روزها پدران و مادران بخش قابل ملاحظه اي از درآمد خود را به خريد اسباب بازي براي کودکانشان اختصاص مي دهند، اسباب

بازيهايي که با يک بار خريد آن، کودکان بارها و بارها از آن مدل يا مدلهاي ديگري که روزانه به بازار مي آيند طلب مي کنند، اسباب بازيهايي که به ظاهر جذاب و ديدني اند، اما نهايتاً نقش بسزايي در تربيت فرزندانمان دارند.

بعضي از کودکان خواسته هاي زيادي از والدين خود دارند، خواسته هايي که با رفتن به اسباب بازي فروشي بر طرف مي شوند، فروشگاههاي اسباب بازي سراسر رنگ و جذابيت ما هم از قافله کودکان بازيگوش عقب نمانديم و به سراغ فروشگاههاي اسباب بازي رفتيم. گپي با فروشندگان، بچه ها و والدينشان زديم تا گزارشي از دنياي اسباب بازيها برايتان تهيه کنيم، با ما همراه شويد.

الهه صبوري، فروشنده يکي از فروشگاههاي تهران است که به قول خودش حدود 30 سالي است اسباب بازي مي فروشد. او درباره خريداران واقعي اسباب بازي که اتفاقاً بچه ها نيستند، برايمان مي گويد: راستش را بخواهيد بيشتر مشتريهاي ما بزرگترها هستند، نه اينکه فکر کنيد مي آيند براي بچه ها خريد کنند. آنها براي خودشان اسباب بازي مي خرند. من مشتري خانمي دارم که حدود 37 ساله است و کلکسيون ماشين دارد. او ماهي يک بار به اينجا سر مي زند و انواع و اقسام ماشين هاي کنترلي و کوچک را مي خرد. جالب اينجاست که اغلب بزرگترها اگر بخواهند براي کودکانشان اسباب بازي بخرند، آنها را به همراه نمي آورند و به انتخاب خودشان خريد مي کنند. به نظر من، وقتي کودک به اسباب بازي فروشي مي آيد، دچار مشکلات فراواني مي شود، چون حتماً بايد سليقه پدر و مادرها در انتخابش دخيل باشد. گاهي هم چيزهايي را که طلب مي کند، به تشخيص والدين به صلاحش نيست.

صبوري درباره اينکه کودکان معمولاً چه اسباب بازيهايي را مي پسندند، مي گويد: کودکان معمولاً هر فيلم کارتوني را که مي بينند شيفته شخصيت هايش مي شوند. اين روزها عروسکهاي اسپايدرمن، سوپرمن، بتمن، رابين و انواع باربي ها بين کودکان طرفداران زيادي دارند. اين اسباب بازيها در سايزهاي گوناگون به فروش مي رسند، اما جالب است بدانيد کودکان فقط به خود قهرمانهاي کارتوني اهميت نمي دهند. مثلاً شرک را با ساير وسايلش از فروشنده طلب مي کنند. بسياري از کودکان مي خواهند اين اسباب بازيها را با هم داشته باشند چون از طريق آنها خودشان داستان جديدي خلق مي کنند. يا اگر سراغ اسپايدرمن بيايند، سراغ تير و کمان، موتور، اسلحه و دستکش هاي اسپايدرمن هم مي روند. اين روزها تنوع اسباب بازيها آنقدر زياد شده که واقعاً کودکان نمي توانند راحت انتخاب کنند. در نهايت هميشه شاهديم که کودکان ساده ترين اسباب بازيها را بر مي دارند.

فروشنده اين فروشگاه حالا ديگر براي خودش روان شناس کودک شده است. او مي گويد: از رفتار و انتخاب کودکان متوجه مي شوم که چه خلق و خو و رفتاري دارند. کودکي که لوگو مي خواهد مبتکر است و فکرش خوب کار مي کند. کودکي که بيليارد مي خواهد و دنبال فوتبال دستي مي آيد به ورزش علاقه دارد. کودکي که دارت و کيسه بوکس انتخاب مي کند، دنبال تخليه هيجاناتش است و البته کودکاني هم که پيانو و ارگ کودکانه مي خرند حتماً به موسيقي و هنر علاقه دارند. دختران هم همين طور. هر اسباب بازي اي که انتخاب کنند، نشان دهنده وضعيت روحي و حتي آينده آنهاست. در انتخاب عروسکهاي باربي هم تنوع بسيار زيادي به وجود آمده، عروسکهايي با کمد لباس، با ميز آرايش، با وسايل ورزش، با کتاب و لوح فشرده آموزش زبان انگليسي. اما شايد برايتان جالب باشد بدانيد آنقدر که خانواده ها دنبال عروسکهاي خارجي هستند به دنبال عروسکهاي توليد داخلي نيستند.

به نظر من انتخاب و سليقه کودکان براي انتخاب اسباب بازي ارتباط مستقيمي با برنامه هاي تلويزيوني و لوح فشرده هاي کارتوني دارد.
صبوري در ادامه مي گويد: اما بايد بگويم که بعضي از پدران و مادران به هيچ وجه مشاوران خوبي براي بچه ها در اين مورد يعني انتخاب اسباب بازي نيستند. گاهي شاهديم که والدين با تحکم به کودکان مي گويند که کدام اسباب بازي به دردش مي خورد و کدام نمي خورد. گاهي پيش مي آيد که کودکان يک لوگوي ساده و يک توپ ساده مي خواهند، اما پدر و مادر سعي دارند عروسک کوکي يا ماشين کنترلي را به زور به بچه تحميل کنند.

آنها به آموزش کودکان اهميت نمي دهند و بيشتر به سرگرمي اش فکر مي کنند و اينکه کودک مدتي طولاني سرگرم اسباب بازي بوده و نياز به حضور پدر و مادر نداشته باشد.
در اين فروشگاه اثري از عروسکهاي دارا و سارا- عروسکهاي ملي- نيست. وقتي علت را از فروشنده مي پرسم، مي گويد: اين عروسکها نسبت به کيفيتشان بسيار گران و سنگين اند و چيزي حدود 900 گرم وزن دارند. نمي آورم، چون مشتري هم ندارند. «دارا و سارا» در چين ساخته شده اند و صورتهايي به شکل و شمايل چيني ها دارند و بچه ها خيلي خوششان نمي آيد. اي کاش براي ساخت اين عروسکها دقت بيشتري مي شد.

به سراغ دانش آموز 11 ساله اي رفتم که از پشت شيشه فروشگاه به اسباب بازيها خيره شده بود. او مي گفت: اسباب بازيهاي من فقط ماشين، هواپيما، بالگرد و تفنگ هستند. دوست دارم ماشين، هواپيما و بالگرد کنترلي داشته باشم. هميشه پولم را جمع مي کنم که گرانترين و جديدترين ماشينها را تهيه کنم.

کامياب آرزو دارد بزرگترين ماشين کنترلي دنيا را داشته باشد. البته او فقط براي تماشا به اين فروشگاه نيامده بلکه قصد دارد براي مادرش يک کارت تبريک بگيرد. کارت تبريکي به قيمت 250 تومان که روي آن عکس يک خرس عروسکي با کلي جعبه کادو نقش بسته است.
بعد از رفتن اين نوجوان، خانمي 60 ساله وارد فروشگاه شد تا براي نوه اش اسباب بازي تهيه کند.

او که خود را حقاني معرفي مي کند، مي گويد: براي تولد نوه 8 ساله ام که پسر است مي خواهم يک اسباب بازي فوق العاده بخرم. حاضرم تا 100 هزار تومان هم پول بدهم اما هنوز نمي دانم چي بايد بگيرم، عروسک، ماشين يا چيز ديگري.

ظاهراً اين روزها بچه ها اسباب بازيها را بر اساس کيفيت، نوع بسته بندي و شخصيتهاي کارتوني انتخاب مي کنند، بنابر اين به نظر مي رسد، آن روزها که پسرها با يک ماشين پلاستيکي و دخترها با يک عروسک ساده ساعتها سرگرم مي شدند، ديگر گذشته است.تهيه كننده:ناهيد جعفرپور کامي-روزنامه قدس
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: