کد خبر:۲۲۴۳
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۹:۴۹
تعداد بازدید: 2628
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
هياهوي بسيار براي هيچ
وقتي بازار درگيري در خارج از زمين داغ‌تر مي‌شود
هيچ چيز از هيچ كجا آغاز نشد! اين شايد شروع خوبي نباشد براي مطلبي كه قرار است درباره دعواهاي فوتبالي باشد. دليلش هم مشخص است...
هيچ چيز از هيچ كجا آغاز نشد! اين شايد شروع خوبي نباشد براي مطلبي كه قرار است درباره دعواهاي فوتبالي باشد. دليلش هم مشخص است. هر چقدر كه گشتيم توي خاطرات ورزشي‌ها (از نوع فوتبالش) غير از همين‌هايي كه درباره‌شان نوشتيم كسي پيدا نشد كه چيز ديگري به يادش مانده باشد. نه كه فكر كنيد بي‌خيالش شديم. دست به دامان معجزه‌هاي جستجوي گوگل هم شديم، اما اين بار جوينده، يابنده نبود.

از ما هر چه بيشتر جستجو، از اينترنت پرسرعت محل كارمان كمتر نتيجه! بامزه‌ترين موضوع ماجرا هم كلماتي بود كه براي جستجو مي‌سپرديمش دست گوگل. مثلا مي‌نوشتيم دعواهاي فوتبالي و روي جستجو كليك مي‌كرديم. چيزي كه مشاهده مي‌كرديم مقدار معتنابهي صفحه اينترنتي يافت شده بود كه چند اسم ثابت در آنها تكرار شده بود. محمد مايلي‌كهن، خداداد عزيزي و علي دايي. اينها تازه ركوردداران ماجرا بودند وگرنه با قضاياي هفته گذشته و دعواهاي جديد محمد مايلي‌كهن و امير قلعه‌نويي به تعداد اسم‌هاي پيدا شده گوگل كلي اضافه شد.

در هر كاري بالاخره دعوا وجود دارد! حالا دعواهايش در يك بازه نسبتا طولاني قرار مي‌گيرد. از بالا بردن تن صدايتان در برابر دعواشونده (اين يكي اختراع خودم است) تا پرت كردن صندلي به طرف مقابل يا دست به يقه شدن. حالا بايد بگوييم كه همه اينها در فوتبال ما تجربه شده است. از همان بالا بردن صدا تا پرت كردن صندلي به حريف. معروف‌ترين‌هايش اينهاست.

علي پروين - علي دايي

براي هواداران پرسپوليس حتي آنهايي كه سنشان قد نمي‌دهد به ديدن بازي‌هاي علي پروين، او يك اسطوره است. سلطان لقبي است كه فقط براي پروين به كار برده مي‌شد. پروين در زمان بازي‌اش آنقدر به اين تيم وفادار ماند و آنقدر براي اين تيم خوب بازي كرد كه براي هواداران او خيلي سخت بود بتوانند كسي را جايگزين او بكنند. كسي هم جايگزين او نشد. علي پروين فارغ از جنبه‌هاي فني، شخصيتي كاريزما بود و همه بازيكن‌هاي اين تيم هم از او حساب مي‌بردند! اما اواخر دوران سرمربيگري پروين مصادف شد با حضور ستاره‌اي به نام علي دايي در تيم پرسپوليس. از آنجايي هم كه قديمي‌ها گفتند دو پادشاه در اقليمي نگنجند اين دو شخصيت نتوانستند با همديگر بسازند. همين كه علي پروين پايش را از تيم بيرون گذاشت علي دايي سعي كرد جاي پروين را بگيرد. نه كه بنشيند روي نيمكت تيم بلكه با مصاحبه‌هاي مختلفش طعنه و كنايه‌هاي زيادي را نثار پروين كرد تا هواداران تيم پرطرفدار پرسپوليس بدانند كه اين تيم فقط علي پروين را نداشت و خيلي از بازيكنان ديگري هم بودند كه بهتر از او مي‌توانستند در اين تيم حضور داشته باشند! قضيه پروين و علي دايي خوشبختانه در همين حد ماند و به «صندلي‌پراني» نكشيد. علي دايي به تيم‌هاي اروپايي رفته بود و پروين هم يك فصل در ميان روي نيمكت پرسپوليس مي‌نشست و پايان فصل از فوتبال خداحافظي مي‌كرد!

بلاژه‌ويچ - خداداد عزيزي

هنوز هم كه هنوز است خيلي از كارشناسان معتقدند بهترين تيم ملي اين دوره‌هاي اخير فوتبال ايران تيمي است كه در سال 2002 به جام جهاني نرفت! حضور بازيكناني مثل علي دايي، كريم باقري، مهدي مهدوي‌كيا، رحمان رضايي و خداداد عزيزي در تيمي با سرمربيگري بلاژه‌ويچ و رئيس فدراسيوني به نام: صفايي فراهاني، اما هيچ كدام از اين قضيه‌ها باعث نشد اين تيم بدون حاشيه بماند. دعواي مهم اين تيم مربوط مي‌شد به دعواي خداداد عزيزي با بلاژه‌ويچ كه منجر به اخراج ستاره ريزنقش تيم ملي فوتبال ايران شد. قضيه از اين قرار بود كه خداداد عزيزي كه قبل از آن سال هميشه پيراهن شماره 11 را به تن مي‌كرد حاضر نشد شماره پيراهنش را به كسي بدهد. از قرار معلوم بلاژه‌ويچ پيراهن شماره 11 تيم را به رحمان رضايي مي‌دهد كه اين به مذاق خداداد عزيزي خوش نمي‌آيد و از تيم قهر مي‌كند. تازه وقتي كه با پادرمياني عده‌اي خداداد حاضر مي‌شود از خر شيطان پايين بيايد و بدون آن شماره پيراهن به تيم برگردد جناب بلاژه‌ويچ سوار بر خر شيطان مي‌راند! سرمربي كروات تيم پايش را توي يك كفش مي‌كند كه بازيكني كه سر شماره پيراهن با تيم ملي كشورش قهر مي‌كند، همان بهتر كه قهر بماند. دعواي خداداد عزيزي و بلاژه‌ويچ منجر به بيرون ماندن خداداد از تيم ملي شد. تيم ملي با شكست برابر بحرين از جام جهاني باز ماند و بلاژه‌ويچ هم از ايران رفت. خداداد ماند و شماره 11 تيم ملي و دعواهايي كه مدتي خوراك روزنامه‌ها شده بود.

محمد مايلي‌كهن علي دايي

رابطه ميان مايلي‌كهن و علي دايي طي سال‌هاي اخير فراز و نشيب زيادي داشته و البته نقاط تاريك اين رابطه بيشتر از نقاط روشنش است. مايلي‌كهن كه معروف به مبارزه با بازيكن سالاري بود در مسابقات مقدماتي جام جهاني 98 فرانسه و در بازي مقابل ايران و سوريه، به علي دايي بازي نداد و به جاي او از محسن گروسي استفاده كرد. اما عقب افتادن ايران از سوريه باعث شد كه مايلي‌كهن تصميم بگيرد از دايي به جاي گروسي استفاده كند. اتفاقي كه دايي حاضر به قبول آن نبود چرا كه اعتقاد داشت گروسي پيشكسوت اوست. البته مايلي‌كهن نهايتا دايي را به بازي فرستاد اما همين موضوع باعث شروع اختلافات بين اين دو نفر بود. سال‌ها گذشت و ديگر خبري از مايلي‌كهن در تيم ملي نبود و دايي هم در تيم ملي تبديل به بازيكن ثابت شده بود و هيچ مربي او را تعويض نمي‌كرد. سال 2006 و عملكرد ضعيف دايي در آلمان باعث شد مايلي‌كهن كه به عنوان كارشناس در يك برنامه تلويزيوني حاضر شده بود به شدت از دايي انتقاد كرده و او را بازيكني معرفي كند كه در صبا باطري تصميمات نهايي را مي‌گيرد و اصلا به حرف مربي تيم توجه نمي‌كند. مايلي‌كهن همچنين به اين نكته هم اشاره كرد كه ايمان مبعلي به دليل تكلي كه روي پاي دايي در سوپر جام ايران و در بازي فولاد مقابل صبا باطري زده ديگر رنگ تيم ملي را نديده است. ادعايي كه البته هيچ وقت اثبات نشد اما باعث شد كه دايي از مربي سابقش شكايت كند و اين آغاز جنگ‌هاي اين دو نفر شد. بعد از انتخاب دايي به عنوان سرمربي تيم ملي محمد مايلي‌كهن تبديل به منتقد اصلي او شد و از هر فرصتي براي حمله به بازيكن سابقش استفاده مي‌كرد. كار به جايي رسيد كه مايلي‌كهن در مورد دايي از لفظ «آقا قلدره» هم استفاده كرد. دايي هم البته سعي كرد كه زياد وارد اين درگيري نشود و همه چيز را به وكيلش سپرد. دايي اعتقاد داشت كه اگر مايلي‌كهن حاضر شود حرف هايش را پس بگيرد او از شكايتش صرف نظر خواهد كرد با ابن همه مايلي‌كهن به هيچ عنوان زير بار اين قضيه نرفت و حتي ادعا كرد كه به زندان مي‌رود اما از دايي عذرخواهي نمي‌كند. با اين‌حال محمد مايلي‌كهن بعد از بركناري دايي جاي او را در تيم ملي گرفت. هرچند اين اتفاق خيلي زود به خداحافظي او از تيم ملي انجاميد.

مايلي‌كهن - قلعه‌نويي

اتفاقات بين اين دو مربي را كسي كه نشنيده است خواجه حافظ شيرازي است. بازي ما قبل پاياني فصل اخير و گل دقيقه 90 سايپا (تيم مايلي‌كهن) به استقلال (امير قلعه‌نويي) و پيرو آن حرف‌هاي ركيك تماشاگران عليه مايلي‌كهن، در همين گيرودار انتخاب مايلي‌كهن به عنوان سرمربي تيم ملي (آن هم به جاي دايي)، صادر كردن بيانيه اول مايلي‌كهن عليه قلعه‌نويي با ادبياتي تند، واكنش رسانه‌ها و مطبوعات عليه مايلي‌كهن به عنوان سرمربي تيم ملي، صدور بيانيه دوم از طرف مايلي‌كهن كه با ادبياتي عجيب و غريب‌تر عليه قلعه‌نويي، پاسخ‌هاي گاه و بي‌گاه قلعه‌نويي كه همه حرف‌هايش را در پشت كلمه «بعضي‌ها» پنهان مي‌كرد و... همه باعث دعواهاي كلامي و لفظي اين دو مربي شد. اما قضيه مايلي‌كهن و قلعه‌نويي جايي به اوج خودش رسيد كه در كلاس‌هاي مربيگري اريش روته مولر اين دو مربي نامه‌نگاري و مصاحبه و جوابيه دادن را كنار گذاشتند و رسما دست به يقه شدند. حالا روايت‌هاي مختلفي از درگيري فيزيكي اين دو مربي وجود دارد. عده‌اي مي‌گويند كه مايلي‌كهن دوستانه يقه قلعه‌نويي را گرفته (دقت كنيد به واژه دوستانه!) و يكسري راهنمايي و نصيحت‌هايي را به مربي جوان استقلالي‌ها داده است. خبرگزاري‌ها هم از تركيب «درگيري فيزيكي» نام بردند ولي تعدادي هم بودند كه گفتند محمد مايلي‌كهن حضور قلعه‌نويي را (هرچند با دلايل قابل قبول) تاب نياورده و يك صندلي را به طرف قلعه‌نويي پرتاب كرده است. از اين كه صندلي به قلعه‌نويي برخورد نكرده است همه رسانه‌ها و خبرگزاري‌ها متفق القول موافق بودند! اما بالاخره مربي مستعفي تيم ملي بار ديگر نشان داد غير از نوشتن بيانيه كارهاي ديگري هم بلد است.

مايلي‌كهن - فيروز كريمي

شرمنده‌ايم كه همه اين بحث‌ها يك طرفش مايلي‌كهن شد ولي آخرين قضيه هم مربوط مي‌شود به اين دو مربي البته اگر تا قبل از اين نوشته دوستان فوتبالي دست گل جديدتري به آب نداده باشند! اين بار هم قضيه از هفته پاياني ليگ برتر آغاز شد. جايي كه صبا باطري (تيم فيروز كريمي) در برابر سايپا ( تيم مايلي‌كهن) بازي داشت. قضيه را از زبان مايلي‌كهن بشنويد كه به خبرگزاري ايپنا گفته است «در ديدار با صباي قم وقتي الفاظ ركيكي از فيروز كريمي شنيدم از داور چهارم كه او هم اين الفاظ را مي‌شنيد خواستم تا با اين رفتار برخورد كند چراكه ورزشگاه محيطي مقدس است و نبايد چنين الفاظي در آن برده‌ شود. اگر من اين حرف‌ها را مي‌زنم براي اين است كه فوتبال ما بايد پاك شود چراكه امروز فوتبال ما بسيار آلوده شده و تا زماني كه من باشم اجازه نمي‌دهم برخي افراد همچون كريمي با لودگي، مضحكه و دلقك‌بازي خيلي از افراد را تخريب كنند. به قاطعيت مي‌گويم كه اين آقا بازيكنان خود را به زور آمپول به زمين مي‌فرستد و يكي از عاملان دوپينگ است البته من در اين زمينه مدارك و مستندات كافي دارم كه در صورت نياز ارائه مي‌دهم.» اما قضيه به اينجا ختم نشد. جلسه كميته انضباطي درباره اين دو هم پرحاشيه شد. زماني كه فيروز كريمي و محمد مايلي‌كهن در كميته انضباطي با هم روبه‌رو شدند فيروز كريمي براي دست دادن، دست خود را به سوي مايلي‌كهن آورد كه وي حاضر به دست دادن با فيروز كريمي نشد. وقتي فيروز كريمي دليل اين حركت مايلي‌كهن را از او جويا شد، مايلي‌كهن گفت:‌ من و شما با هم مشكل داريم پس دليلي ندارد كه در حضور ديگران با هم دست بدهيم و روبوسي كنيم و هنگامي كه فيروز كريمي متذكر شد كه با مايلي‌كهن هيچ مشكلي ندارد مايلي‌كهن خطاب به وي گفت: اما من با شما مشكل دارم! ولي اين بار نوبت فيروز كريمي بود تا با آن خونسردي مثال زدني اش به خبرنگاران بگويد: از نظر وجداني هم كه باشد بايد قبول كنيم كه كه محمد مايلي‌كهن براي فوتبال ايران زحمت‌هاي بسياري كشيده است، اما در شرايط فعلي او از حالت نرمال و عادي خارج شده و بايد به وي كمك كنيم.» با سابقه‌اي كه از محمد مايلي‌كهن سراغ داريم نيش و كنايه‌هاي فيروز كريمي هم بدون پاسخ نخواهد ماند. تهيه كننده: رضا اميدوار- روزنامه جام جم
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: