کد خبر:۲۲۱۴
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۴:۱۶
تعداد بازدید: 13594
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
کتاب هاي پرفروش
فروش کتاب ها ربط مستقيمي با رونق جيب و زندگي پديدآورنده ندارد. پديدآورنده بايد جايي، کاري دست و پا کند تا با آن چرخ مانده زندگي را از ايستادن بازدارد و اگر جاني، وقتي، حوصله يي، تواني و انگيزه يي داشت، اثري پديد آورد
در سايتي ديدم نواده مارک تواين حق بهره برداري پنج ساله از دو کتاب تام ساير و هکل بري فين را در برابر يک ميليون دلار به يک شرکت انتشاراتي واگذاشته است. عنايت داريد؟ ما مردم کتابخواني نيستيم که انتظار داشته باشيم پديدآورندگان کتاب بتوانند از راه عرق ريزان پررنج ذهني، گذران کنند. اما حرف حالاي من اين نيست.

اول بنويسم براي آنچه اينجا مي آورم، سند و آمار ندارم. نه اينکه من نداشته باشم، در جامعه ما کسي غم و غصه اين آمارها را نمي خورد. بيشتر از تجربه ها و ديده ها و شنيده ها نقل مي کنم که در اين قرن اخير کدام کتاب ها بيشتر فروش کرده اند.

قرآن حساب جداگانه يي دارد. خانه مسلماني نيست که از کلام خدا خالي باشد. شايد چند هزار بار، با انواع شکل ها و سليقه ها در اين صد سال قرآن به چاپ رسانده ايم؛ از عم جزء هاي قديمي تا قرآن هاي بسيار نفيس و با خطاطي هنرمندترين خوشنويسان. در همه جاي دنيا همين است. اتفاقي نيست که در قرن پانزدهم ميلادي، وقتي گوتنبرگ شيوه چاپ حروفي را اختراع کرد، اولين کتابي که به چاپ داد، انجيل بود. در ايران هم گويا يک کتاب دعا، اولين محصول چاپ حروفي بوده است. غير از قرآن، مفاتيح و نهج البلاغه و صحيفه هم مکرر چاپ و منتشر مي شود.

ديوان حافظ هم بخت چاپ هاي مکرر و پي در پي، با انواع خط ها، تصحيح ها، روايت ها، تزيين ها، قطع ها و سليقه ها را داشته است. در خانه ما 10 ، 15 جلدي حافظ هست. اما خوش دارم همان حافظ قديمي خودم را باز کنم و بخوانم؛ ديواني کوچک تر از تقويم جيبي، چاپ 1328 شمسي که لبه کاغذ صفحه ها را قرمزرنگ زده اند؛ کار انتشارات علي اکبر علمي. خواندن به کنار، ديوان حافظ هم به طور معمول در تمام خانه ها هست.

اما شايد باورکردني نباشد که پس از اينها پرفروش ترين کتاب نيم قرن اخير نه مذهبي است، نه ادبي و نه شعر.

باورتان مي شود کتاب آشپزي خانم منتظمي که حالا بايد به چاپ چهلم هم رسيده باشد، از پرفروش ترين ها باشد؟ مجموعه کارهاي ذبيح منصوري داستان نويسي که بيهوده خود را مترجم مي ناميد، از نظر فروش اعجاب آور است. خدا مي داند از سينوهه، شاه جنگ ايرانيان، امام حسين و ايران و. . . تا امروز چندصد هزار نسخه چاپ شده و به فروش رفته است. ملاحظه کنيد حرف من بر سر بهترين ها و معتبرترين ها نيست. دارم پرفروش ها را مرور مي کنم. مي خواهم عرض کنم در جامعه بي اعتنا به کتابي که داريم، خريداران يا خوانندگان کتاب بيشتر به چه خواندني هايي توجه نشان مي دهند.

در ميان کتاب هاي مرجع، مجموعه سترگ فرهنگ فارسي، تاليف دکتر محمد معين اقبال عموم يافت. از فرهنگ انگليسي- فارسي حييم هم بيش از منابع مشابه خود استقبال شد. نيز - با دريغ- مجموعه شش جلدي شرح حال رجال ايران يک تحقيق وقت و جان بر بود که در رشته خود نظيري نيافت. کار ارجمند يحيي آرين پور- از صبا تا نيما- هم اثري ماندگار و در زمينه خود، تکرارناشدني است. چنين کارهايي تنها حاصل بخشي از عمر يک پديدآورنده نيست؛ چکيده نبوغ او هم هست. در ميان همين رشته کار اثر تحقيقي و تخصصي ديگري هم هست؛ تاريخ جرايد و مجلات ايران، کار محمد صدرهاشمي. همين طور کتاب صدسال داستان نويسي در ايران کار حسن عابديني و تاريخ سينماي ايران، نوشته جمال اميد. کارهاي گرامي ديگري هم هستند - مثل فرهنگ کوچه، کار شاملو- که خواننده با انصاف از گستردگي و خلاقيت مضموني آن حيرت مي کند.

در تاريخ، کتاب تاريخ مشروطه ايران کار کسروي همچنان پيشتاز است. از نظر اقبال خوانندگان، سرگذشت موسيقي ايران نوشته روح الله خالقي، نمونه خوبي است. کارهايي چون آثار عبدالحسين زرين کوب يا دکتر اسلامي ندوشن يا شفيعي کدکني يا مصطفي رحيمي و... هم هست که هرگز فروش پرشمار ندارند. اما اهل نظر به اين کارها توجه دائم دارند.

صادق هدايت از نويسندگاني است که هرگاه آثار آنان باز منتشر شود، خريدار و خواننده دارد. من در دهه هاي اخير چندين مجموعه قابل چاپ از آثار هدايت را با شکل ها و طراحي هاي همسان و متنوع ديده ام که خيلي زود به فروش رفته است. کتاب هاي آل احمد هم روي دست ناشر به طور معمول نمي ماند. دولت آبادي، گلشيري، ساعدي، محمود، فصيح، علوي و. . . هم رمان هاي خوش فروش زياد دارند. برخي کتاب ها هم هستند که دوره رونق محدود دارند مثل بامداد خمار نوشته فتانه حاج سيدجوادي. رمان هاي پرتعدادي هم هستند که نقشي جز هدر دادن سرمايه ناشر ندارند.

در شعر- صرف نظر از گذشتگان- مجموعه هاي شاملو، فروغ، اخوان، سپهري و نيما هنوز و هميشه خواننده دارند. در عين حال کهکشاني از مجموعه شعرهاي نوآمدگان هم هر هفته در بازار نشر ظهور مي کند که با همان سرعت ظهور فراموش هم مي شوند.

حق خيلي ها را خورده ام؛ مي دانم. سعي کردم- تکرار مي کنم- فروش را در نظر آورم نه درخشاني اثر را. اين روزها بازار انواع کتاب هاي «ماورايي» سکه است. فال، روح، خواب، پيشگويي و... براي من که در اين عوالم نيستم، غافلگيري است که بشنوم گروه پرتعدادي از مردم، چه سر و دستي براي اين کتاب ها مي شکنند.

حرف آخر؟ فروش کتاب ها ربط مستقيمي با رونق جيب و زندگي پديدآورنده ندارد. پديدآورنده بايد جايي، کاري دست و پا کند تا با آن چرخ مانده زندگي را از ايستادن بازدارد و اگر جاني، وقتي، حوصله يي، تواني و انگيزه يي داشت، اثري پديد آورد. هنوز- با دريغ فراوان- جامعه، نوشتن و پديد آوردن ادبي و هنري را شغل نمي داند.نويسنده:
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۰۴ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۷
0
6
سلام
با سپاس می شه منبعی برای شناسایی بهترین و یا پرفروش ترین کتابهای علمی فارسی معرفی کنید
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: