کد خبر:۲۱۵۶
تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۹
تعداد بازدید: 6077
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
دلارا دارابی، بامداد جمعه۱۱ اردیبهشت پس از ۶ سال اعدام شد
اظهارات ضد و نقيض قاتل سريالي آبادان در چهارمين جلسه دادگاه
عامل قتلهاي سريالي آبادان در حالي منکر اتهامهاي خود است که در چهارمين جلسه به حمله به آخرين قرباني خود و مجروح کردن او اعتراف کرد.
عامل قتلهاي سريالي آبادان در حالي منکر اتهامهاي خود است که در چهارمين جلسه به حمله به آخرين قرباني خود و مجروح کردن او اعتراف کرد.

در ابتداي جلسه، قاضي بهرام رشته احمدي، نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از کيفرخواست قتل «فاطمه کروشات» اظهار داشت: فاطمه کروشات غروب روز ششم ارديبهشت ماه سال 87 سوار بر دوچرخه به بازي مشغول بود که مفقود شد و همه به دنبال او مي گردند تا اين که مشخص مي شود به نحو وحشيانه اي به قتل رسيده و جسد او در کنار ديواري، در حالي که کاملاً عريان بود و لباس ها در کنار وي قرار داشت و مورد آزار فجيع قرار گرفته بود، کشف شد.

نماينده دادستان افزود: پزشکي قانوني در نخستين اظهارات خود درباره جسد، ضمن اشاره به ساييدگي هاي متعدد در جسد، به شکستگي کامل جمجمه اشاره کرده است.
وي گفت: در اين پرونده براي دسترسي به حقيقت و کشف قاتل حقيقي، تلاشهاي بسياري انجام شد و مأموران آگاهي به افرادي از

جمله دو نفر به نامهاي عباس و علي به دليل اقرار اوليه نزد مأموران مظنون مي شوند که با قرار تأمين آزاد مي شوند، ولي به دليل انکار اقاريرشان نزد بازپرس و عدم انطباق اقارير اوليه با واقعيت از جمله ناتواني آنها در توصيف طلاها و اين که نتوانستند طلاهاي مقتول را نشان دهند و ضعف در بازسازي صحنه جرم، از سوي بازپرس ويژه با قرار پيگرد آزاد مي شوند.

رشته احمدي ادامه داد: متهم در صفحه 321 پرونده با حضور بازپرس ويژه با قبول اتهام قتل مي گويد: در سال 87 از منزل درآمدم، حدود بعد از ظهر، حوالي غروب از منزل خارج شدم. به سمت منزل خواهرم، رو به روي مدرسه شهيد فهميده، رفتم سري به آنها زدم. 10 دقيقه آنجا بودم و پياده برگشتم به سمت فلکه فرودگاه نشستم، حدود 30 يا 20 دقيقه، حالم گرفته بود. حالت ناراحتي داشتم. برگشتم تا به طرف خانه دايي ام در دهکده بِرِوم. در فلکه اي که نزديک شهرک است رفتم و فشار عصبي به من دست داد. حالت روحي من شديد شد. من از آن شهرک به قصد رفتن به منزل ميان بر زدم. مسير را ادامه دادم. به دنبال مسيري مي گشتم که از شهرک خارج شوم. در محلي که به شما نشان دادم، دخترک را ديدم که با دوچرخه در حال بازي کردن بود.

در حال عبور از پيش او بودم، او روي دوچرخه اي در خيابان، کنار در منزل بود. يک مرتبه حالت من تغيير کرد. به سر او دو ضربه کوبيدم ، من شبيه ديوانه ها شدم. او را از دست هايش گرفتم و کشيدم. فکر کنم کف پاهايش روي زمين کشيده مي شد.هر چه مي خواستم او را رها کنم حالتي به من دست مي داد که او را رها نکنم. جنون کامل داشتم. او را در جاده خاکي کشيدم و مشغول کندن لباسهايش شدم.

سر دختر را محکم و پشت سر هم روي زمين مي کوبيدم و به او نگاه مي کردم. از آن زمان آرامش روحي و عصبي به من دست داد و حدود 10 دقيقه او را تماشا کردم.
متهم نزد بازپرس در صفحه 329 پرونده نيز همين مطالب را عينا بازگو مي کند و پس از بيان اين که طلاها را به فروش رسانده، مي افزايد: « 50 هزار تومان را به فقير دادم.»

رشته احمدي گفت: متهم فريد بغلاني، به اعتقاد اين جانب مجرم است زيرا به دفعات به قتل فاطمه، اقرار کرده است. اقراري که انطباق کامل با وضعيت جسد، کروکي صفحه 28 پرونده، زمان قتل، نحوه قرار گرفتن لباسها، انطباق اقارير با گزارش پزشکي قانوني دارد.

همچنين طلاهاي مقتول را توسط همسرش به فروش رسانده و اين دليل مادي، حکايت از صحت اظهارات او دارد. بنابراين با توجه به جميع توضيحات، مجموع دلايل، اقارير و قراين، براي متهم فريد بغلاني، به اتهام قتل عمد مرحوم «فاطمه »، سرقت طلاها و جنايت بر ميت، تقاضاي اشد مجازات و مجازات قصاص را دارم. اميدوارم متهم، با در نظر گرفتن خداوند به عنوان بزرگترين حسابرس و ناظر، حقايق را بگويد، نه اين که با دروغ ديگران را بيازارد.

در ادامه جلسه دادگاه، فيلم بخشي از اعترافهاي متهم در سالن پخش شد. پس از نمايش فيلم اظهارات متهم، به دستور قاضي رشيد الماسي، اولياي دم در جايگاه حضور يافتند و شکايت خود را از متهم قرائت کردند.

«شهرام کروشات»، پدر مقتول، با حضور در جايگاه و اعلام شکايت عليه فريد بغلاني به دليل قتل دخترش، اشد مجازات و قصاص را براي وي درخواست کرد.
پس از ارائه شکايت اولياي دم فاطمه، متهم فريد بغلاني در جايگاه حضور يافت و قاضي رشيد الماسي خطاب به وي اظهار کرد: اتهامهاي شما در پرونده قتلهاي زنجيره اي آبادان به شما تفهيم شده است. در ادامه رسيدگي به اين پرونده، درباره قتل «فاطمه »، شکايت شکات را شنيديد، کيفرخواست صادره نيز براي شما قرائت شد. در اين مورد چه توضيح و دفاعي داريد؟
متهم در پاسخ گفت: من از اين قتل اطلاعي ندارم. طلاهايي که به طلافروشي بردم النگوي زنانه و بزرگ بود. من تنها به دليل کتکهايي که به من زدند، آن اعترافها را گفتم. از اول هم گفتم، مأموران مرا مجبور کردند. من دروغ نمي گويم.

قاضي پرسيد: شما نزد بازپرس مورد آزار و اذيت قرار گرفتيد؟
- نه. ولي در يک اتاق ديگر مرا کتک زدند.
- شما مي گوييد شما را کتک زده اند ولي دليلي دال بر کتک کاري نداريد. آيا آثار آسيب و ضرب و جرح بر بدن شما وجود دارد؟ در فيلمي که ديديم شما نزد بازپرس هنگام اعتراف سالم بوديد.
- پس از مدتي مرا مي آوردند!
- درباره بازسازي صحنه قتل چه مي گويي؟
- مأموران مرا چند بار بردند و آوردند.
سپس قاضي رشيد الماسي با اشاره به سوابق متهم در حمله به زنان، از «فوزيه. ن»، 37 ساله، آخرين قرباني متهم که از حمله فريد بغلاني جان سالم به در برده و با شناسايي وي، فريد دستگير شده است، خواست برخيزد و رو به روي متهم قرار گيرد.
پس از آن با اشاره به فوزيه از متهم پرسيد: اين خانم را مي شناسي؟
بغلاني پاسخ داد: بله، مي شناسم.
- درباره حمله به وي چه مي گويي؟
- با چاقوي ميوه خوري زدمش. من درباره او اعتراف کرده ام. گفتم که از حال خودم خارج شدم، اعصابم به هم ريخت. صبح بود. نمي دانم چه شد که اعصابم خرد شد. به او حمله کردم.
در ادامه و با دفاع وکيل مدافع متهم، قاضي دادگاه ختم رسيدگي پرونده را اعلام کرد و قرار است امروز شنبه پنجمين جلسه محاکمه او برگزار شود. منبع:روزنامه قدس


-------------------------


دل آرا دارابی اعدام شد

دختري كه به اتهام قتل يكي از بستگانش 6 سال زنداني بود، پس از محاكمه و صدور حكم قصاص، صبح ديروز در حضور اولياي دم به دار مجازات آويخته شد.

،‌دل‌آرا دارابي، آبان سال 82 درحالي كه 17 سال بيشتر نداشت، همراه پسري به نام «امير» به خانه زن 65 ساله‌اي به نام «مهين» ـ دختر عموي پدرش ـ رفت، اما در جريان درگيري، مهين با ضربات چاقو كشته شد.

دل‌آرا كه توسط پدرش به مأموران تحويل داده شد، ابتدا ادعا كرد خودش مرتكب قتل شده و پسر مورد علاقه‌اش در اين قتل نقشي نداشته است، اما در جلسه محاكمه كه در شعبه 107 دادگاه عمومي رشت برگزار شد، در دفاع از خود گفت: من و آن پسر با هم دوست بوديم. او هميشه به من ابراز علاقه مي‌كرد و مي‌گفت دوستم دارد. همين رفتارش باعث شده بود به وي اعتماد كنم. چند روز قبل از حادثه گفت سندي پيدا كرده كه متعلق به خانه مهين - دختر عموي پدرم - است و فردي مي‌خواهد با اين سند جعلي خانه را بفروشد. از من خواست با مهين قرار بگذارم تا اين موضوع را به او بگويم. من هم اين كار را كردم. روز حادثه من و او به خانه مهين رفتيم. وقتي براي آوردن چاي وارد آشپزخانه شدم، صداي فريادي شنيدم. يك دفعه ديدم امير با چوب به سر مهين كوبيد. بعد هم از من چاقو گرفت و با چند ضربه او را كشت.

با اين وجود دادگاه به استناد دلايل و مستندات پرونده و تقاضاي اولياي دم، «دل‌آرا» را مجرم شناخت و او را به قصاص نفس ـ اعدام ـ محكوم كرد. وكيل مدافع دل‌آرا در‌اين‌باره گفت: حكم صادره موكلم صبح ديروز در زندان رشت اجرا شد. گفتني است اعدام اين هنرمند در صورتی به وقوع پيوست که هيچ يک از وکلای وی از زمان اجرای حکم اطلاعی نداشتند.
 
یکی از بستگان دلارا در مصاحبه با اعتماد گفت، خود متهم نیز تا ساعات پایانی روز پیش از اعدام از اجرای حکم خبر نداشته و در زمان اعدام نیز به گفته حاضران در محل، تنها یکی از فرزندان مقتول حضور داشته و متهم در لحظات آخر خانواده و وکیل مدافع خود را ندیده است.

بر اساس قوانین ایران، هر حکمی پیش از اجرا باید به وکیل مدافع متهم ابلاغ شود و ابلاغ‌نکردن آن، به گفته علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه، امری غیرقانونی است.

به گفته محمد مصطفایی، دیگر وکیل دارابی، در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد، «هفته گذشته در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس مقرره‌ای از قانون مجازات اسلامی به تصویب رسید که مطابق آن اطفال زیر ۱۸ سال، به شرط این‌که بلوغ فکری نداشته باشند، قصاص نمی‌شوند. با توجه به این‌که این مقرره از طرف خود دستگاه قضایی به مجلس ارائه شده، باید صبر می‌شد تا این قانون مراحل تصویب را پشت سر بگذارد و در واقع این لایحه می‌توانست بهانه‌ای برای جلوگیری از احکام باشد.»منابع:روزنامه ايران-روزنامه اعتماد-دويچه وله

 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: