کد خبر:۲۱۴۷
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۰
تعداد بازدید: 2579
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
به من مي‌گويند سوكراتس
نسخه برزيلي؛ بعد از فوتبال
پاي صحبت پزشك دست و دلباز، سياستمدار، استاد سانسكريت، فلسفه‌دان و كاپيتان تيم ملي برزيل كه نتوانست در جام جهاني افتخاري كسب كند
پاي صحبت پزشك دست و دلباز، سياستمدار، استاد سانسكريت، فلسفه‌دان و كاپيتان تيم ملي برزيل كه نتوانست در جام جهاني افتخاري كسب كند:

- دلم براي بازي فوتبال تنگ نشده، دوست دارم در دنياي خيالي گذشته‌ام كه به آن بسيار علاقه‌‌مندم قرار بگيرم. اين تجربه گرانبهايي است كه شخصي مورد توجه جامعه قرار بگيرد و از سوي همگان ستايش شود، ولي به نظر من اين ستايش و عشق‌ورزي‌ها لايق شخصي مثل من نبوده، بلكه براي بازيكني بوده كه با تمام وجودش بازي مي‌كرده. دوست دارم فوتبال را از بيرون گود جامعه فوتبال نظاره كنم، براي اينكه از اين سو بهتر مي‌توانم نظاره‌گر اين جريان باشم و هميشه تلاشم بر اين است كه فوتبال را بهتر تحليل كنم.

- شما هيچگاه تيمي را مانند تيم برزيل سال 1982 پيدا نخواهيد كرد. در فوتبال امروز بازيكنان تكنيكي مانند زيدان، ريوالدو و رونالدو وجود دارند، ولي امروزه فوتبال فيزيكي خيلي مهمتر از فوتبال تكنيكي است ولي آن تيم برزيل، تكنيك اهميت زيادي داشت. مثلا بازيكنان خط دفاع به خوبي مي‌دانستند كه چگونه انسجام خط حمله حريف را برهم زنند و مجددا آرايش خود را حفظ كنند. امروزه كمتر اينگونه است.

- يكبار از زيدان شنيدم كه گفت:«هر دوي ما به يك سبك بازي مي‌كرديم» و من با اين نظر موافقم. هر دوي ما دوست داشتيم قبل از اينكه توپ را از دست بدهيم، فكر كنيم. اين نشانه يك بازي فوتبال آگاهانه است.

- پله و مارادونا دو سبك مختلف بازي مي‌كردند، ولي پله بهتر بازي مي‌كرد.
مارادونا علاقه بيشتري به بازي نمايشي داشت، در حالي كه پله تكنيكي بازي مي‌كرد. اگر با دقت بيشتري به بازي آنها نگاه كنيم، مي‌بينيم كه پله با يار خود جلو مي‌رفت و مارادونا مرگ‌آسا حمله مي‌كرد. اگر هر دو بازي را با شرايط مساوي و همزمان نگاه كنيم، متوجه مي‌شويم كه پله هم توانايي مرگ‌آسا حمله كردن را داشت ولي فقط زماني كه نياز بود اين كار را مي‌كرد.

- اگر فوتبالي نباشي، نمي‌تواني با مردم برزيل به راحتي ارتباط برقرار كني. رويه‌اي كه فوتباليست‌هاي امروز به صورت آشكار در پيش گرفته‌اند كه دوري، شكستن حرمت و بنيان خانواده و يا نبود فرهنگ مناسب در جامعه است كه تاثير بسزايي بر شخصيت مردم اجتماع دارد. به طور مثال بازيكنان حقوق‌هاي ميليوني در يك روز به دست مي‌آورند و آن را در روز بعد به راحتي از دست مي‌دهند. اگر كمي در اين جامعه تامل كنيم خواهيم ديد كه عده كمي هستند كه مي‌خواهند به اين جامعه كمك كنند. شماري از آنها نيز پس از مدتي توسط افراد صاحب‌نفوذ به تباهي كشانده مي‌شوند.

- به نظر من رونالدينيو يكي از بازيكناني است كه از هدف خود در فوتبال دور شده و مسايل حاشيه‌اي زندگي او را احاطه كرده است. من عاشق تئاتر، سينما و موسيقي هستم ولي فوتبال براي من كمي متفاوت است و به شكل ديگري به آن نگاه مي‌كنم. نه به خاطر اينكه فوتبال بازي مي‌كردم، بلكه به دليل اشتباهات فردي كه هر فردي در بازي فوتبال انجام مي‌دهد كه باعث مي‌شود بهترين و طلايي‌ترين لحظات را از دست بدهد. خط بين موفقيت و شكست‌ يا ناپايداري و ضعف زياد است. اين اتفاقي است كه براي رونالدينيو افتاده است.»

- زماني كه من فوتبال بازي مي‌كردم، پهلوانان بهترين‌ها بين مردم بودند، ولي امروزه پول بهترين مردم را تعيين مي‌كند. اين موضوعي است كه فكر بازيكنان و ورزش قهرماني را خراب مي‌كند.

- من آدمي هستم كه دوست دارم زندگي كنم، نه زنده باشم. زندگي من با سياست و فوتبال گره خورده است كه هر دوي آنها با احساسات فرد رابطه مستقيم دارد.

- من در «ريبرايو» يك آزمايشگاه طبي دارم كه معمولا به آ‌نجا مي‌روم تا معلومات پزشكي خود را از ياد نبرم.

- من يك سالن تئاتر را نيز وقف افرادي كه از لحاظ مالي مشكل دارند، كرده‌ام. اين سالن تئاتر 800 صندلي دارد و نمايش‌هاي زيادي را براي كودكان، دانش آموزان مدارس دولتي كه وضعيت مناسبي ندارند انجام مي‌دهند.منبع: Four- Four-Two-روزنامه ورزشي گل
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: