کد خبر:۲۱۲۸
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۸
تعداد بازدید: 4762
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
عادت كردن به برنامه هاي يك رسانه
رسانه مي‌تواند يك عادت را تقويت كند و اگر بدون برنامه‌ريزي مناسب اين عادت را به‌هم بريزد، مخاطب اعتماد خود به رسانه را از دست مي‌دهد و به شيوه‌هاي ديگر خواسته‌هاي خود را دريافت و پيگيري مي‌كند.
وقتي سريال «جواهري در قصر» از شبكه 2 سيما پخش شد و بتدريج تب آن بين مخاطبان بالاگرفت تا به سرحد تشنج و غش كردن مردم براي يانگوم و سرنوشت او، كمتر كسي فكر مي‌كرد كه بار ديگر سريالي از كشور كره بتواند تبي مانند تب يانگوم بين مردم به وجود آورد، اما اين پيش‌بيني درست از كار درنيامد و سونامي «جومونگ» خيلي زود اكثر ايرانيان را در هر نقطه از ايران پهناور با خود برد. اگر عيد به مسافرت رفته باشيد حتما ديده‌ايد كه مردم حتي در شهرهاي كوچك چگونه مهماني رفتن و ديد و بازديد عيد را براي ديدن اين سريال به تعويق مي‌انداختند.

اين سريال در ايام عيد هر روز دو بار از شبكه 3 پخش مي‌شد يك بار ساعت 18 و يكبار هم ساعت 10 صبح كه قسمت روز قبل را تكرار مي‌كرد. سونامي جومونگ با عرضه DVD وCD‌هاي اين سريال در بازار شدت بيشتري گرفت و آنهايي كه دوست داشتند زودتر از عاقبت جومونگ باخبر شوند به اين بازار مراجعه كردند و با خيال راحت به تماشاي آن نشستند بدون اين‌كه منتظر پخش اين سريال از تلويزيون باشند.

با اين مقدمه مي‌رويم سراغ روزي كه در دفتر روزنامه نشسته بوديم كه يك خانم تماس گرفت و به خبري كه همان روز در روزنامه چاپ شده بود اعتراض كرد؛ خبر اين بود كه دستفروش‌ها و آنهايي كه فروش فيلم در پياده‌روها برايشان به كسب و كار نان و آب‌داري تبديل شده است با فروش سي‌دي‌هاي سريال جومونگ حسابي پولدار شده‌اند. خانم معترض كه خود را كارمند بانك معرفي كرد سخن خوبي گفت كه شايد خيلي از اهالي رسانه كه خود را متخصص اين رشته هم مي‌دانند از آن غافل هستند، اين خانم گفت اگر ما سي‌دي جومونگ را از دست فروش‌ها مي‌خريم به اين دليل است كه خود تلويزيون، ما را به اين كار ترغيب مي‌كند! وي در ادامه گفت: تنها سرگرمي ما تماشاي تلويزيون است، تلويزيون ما را در ايام عيد به تماشاي سريال جومونگ عادت داد و بعد از عيد بدون در نظر گرفتن تاثيرات اين عادت پخش روزانه آن را قطع كرد و ساعت پخش مشخصي را هم براي آن در نظر نگرفت ما هم كه به اين سريال عادت كرده بوديم سي‌دي‌هاي آن را خريديم و با خاطري جمع به تماشاي آن نشستيم.

واژه عادت؛ واژه‌اي بسيار مهم و رسانه‌اي بود كه اين خانم به كار برد؛ او به عنوان مخاطب تلويزيون آنقدر هوشمند است كه مي‌داند رسانه مي‌تواند يك عادت را در او تقويت كند و اگر بدون برنامه‌ريزي مناسب اين عادت را به‌هم بريزد، مخاطب اعتماد خود به رسانه را از دست مي‌دهد و به شيوه‌هاي ديگر خواسته‌هاي خود را دريافت و پيگيري مي‌كند. متخصصاني كه كنداكتور برنامه‌هاي شبكه 3 را مي‌نويسند حتما متوجه شده‌اند كه اين سريال مخاطبان ميليوني پيدا كرده است، اما باتغيير در جدول پخش منظم اين سريال امتيازي را كه مي‌توانست فقط در اختيار شبكه 3 باشد به فروشندگان پياده‌رويي واگذار كردند.

آخرين موج

در عصر ارتباطات و اينترنت زندگي مي‌كينم؛ عصري كه اخبار، ديدگاه‌ها، انتقادات، اطلاعات و... به سرعت گسترش پيدا مي‌كنند. اين گفته شايد تكراري به نظر برسد، اما وقتي بيشتر به اين دوره رسانه‌اي فكر مي‌كنيم بيشتر متوجه مي‌شويم كه دنياي مجازي مي‌تواند دنياي واقعي را تحت‌الشعاع قرار دهد. اكنون و در دوره رشد دنياي مجازي افراد مي‌توانند در وبلاگ‌هاي خود ديدگاه‌هاي خود را در رابطه با اجتماع، هنر، فرهنگ و... مطرح كنند واين فرصت را براي ديگران به وجود آورند تا با خواندن مطالب، آنها را با ديدگاه‌ها خود آشنا كنند و از ميان آنها موافقاني را با خود همراه كنند.

دنياي مجازي اين امكان را به وجود آورده است تا ديدگاه‌ها خيلي زود منتشر شود و موجي را به وجود آورد. اين قابليت نوشتن در دنياي مجازي و صفحات وب از زماني كه پخش سريال يوسف پيامبر آغاز شد در زمينه تلويزيون شكل ديگري به خود گرفت و فعال‌تر شد. اين سريال پرمخاطب خيلي زود توانست موافقان و مخالفان مجازي زيادي پيدا كند، اگر از كنار اين موافقت‌ها و مخالفت‌ها عبور كنيم به نكات ديگري مي‌رسيم كه بازخواني آنها جالب است و گاهي نشان‌دهنده اين است كه مخاطبان سريال يوسف پيامبر با چه حساسيتي اين سريال را دنبال مي‌كنند. مثلا يكي از همين وبلاگ‌نويسان هفته گذشته در وب خود نوشت كه در يكي از صحنه‌ها وقتي برادران يوسف با اسب در حال حركت بودند جاي چرخ‌هاي بولدوزر و تراكتورهايي كه به دستور طراح صحنه و كارگردان راه را براي يوسف و همراهانش هموار كرده بودند تا آنها در اين راه مقابل دوربين هنرنمايي كنند در اين صحنه ديده مي‌شد و بشدت توي ذوق مي‌زد؛ چون درزمان يوسف پيامبر از ماشين‌آلات سنگين خبري نبوده است! اين مطلب خيلي زود دهان به دهان گشت و بر اين نكته تاكيد كرد كه سازندگان يك اثر بخصوص اگر آن اثر تاريخي باشد بايد با وسواس بيشتري گوشه كنار صحنه را مراقبت كنند تا يك غفلت كوچك تبديل به يك گاف بزرگ نشود.

حالا كه صحبت از سريال يوسف پيامبر شد بد نيست به يك اتفاق نادر كه هفته گذشته پيرامون اين سريال رخ داد و نظر همگان را جلب كرد نگاهي داشته باشيم؛ هفته گذشته يكي از نشرياتي كه به صورت هفتگي منتشر مي‌شود و مخاطبش جوانان هستند روي جلد خود را به شكل كارت دعوت ازدواج زليخا و يوزارسيف طراحي كرد (اين نشريه دو هفته هم جلد خود را به آگهي ترحيم علي دايي اختصاص داد!) اين جلد بااستفاده از نوآوري كه به كار گرفته بود مورد توجه عموم مردم قرار گرفت هرچند خواص جامعه آن را نپسنديدند و يادآور شدند كه اين نشريه از روشي كاملا زرد براي جذب مخاطب استفاده كرده است اما در كنار همه اين واكنش‌ها برخي مدعي شدند كه طراحان اين جلد در استفاده از نام واقعي بازيگران مجاز نبوده‌ و مي‌توان به كار آنان اشكال گرفت. البته خيلي‌ها منتظر واكنش كتايون رياحي و مصطفي زماني به اين طرح بودند كه تا زمان تنظيم اين مطلب از آنها واكنشي دريافت نشد! هر چند مصطفي زماني در ارمنستان و مشغول بازي در فيلم سينمايي آل است. فيلمي كه بهرام بهراميان آن را كارگرداني مي‌كند و زماني نقش اول آن را بازي مي‌كند. حضور زماني در اين فيلم باعث شد نظرات مختلفي در دنياي مجازي از اين حضور بازتاب پيدا كند. اولين بازتاب‌ها درباره نام فيلم بود؛ چون آل در فرهنگ ما ايرانيان نام موجودي خيالي و افسانه‌اي است كه مردم از شنيدن داستان‌هاي مرتبط با او خاطرات خوبي ندارند. حالا معلوم نيست مصطفي زماني كه در نقش يوسف پيامبر در ذهن مردم جايي براي خود باز كرده است با اولين نقش سينمايي كه به عهده گرفته است اكثر توقعات را از ميان برد. بازيگران مي‌توانند نقش‌هاي مختلف را بازي كنند، اما حساسيت درباره زماني از وقتي به وجود آمد كه خبري مبني بر اين‌كه زماني تا پايان پخش سريال يوسف پيامبر در هيچ اثر تلويزيوني و سينمايي بازي نخواهد كرد، منتشر شد و اين گمانه قوت گرفت كه كارگردان سريال يوسف پيامبر تمايلي به ادامه بازيگري زماني ندارد، اما اين حق را نمي‌توان بسادگي از فردي كه بازيگري را به عنوان يك شغل انتخاب كرده است، گرفت. اما با همه اينها اي‌كاش سازندگان فيلم آل كمي روي انتخاب نام اين فيلم حساسيت بيشتري نشان مي‌دادند يا خود زماني اين تغيير را از آنها مي‌خواست به‌هرحال گاهي اوقات لازم است به ذهنيت مخاطبان احترام گذاشت.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: