کد خبر:۲۱۱۰
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۴:۰۹
تعداد بازدید: 4282
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
زيان هاي مديريت هياتي
مديريت ژاپني را مقايسه کنيد با مديريت خود ما و اول از همه سبزي فروش سر محل که فقط و فقط به جيب خود مي انديشد. اندکي بالاتر از سبزي فروش، مديران به طور دائم در حال تعويض مياني در بخش هاي مختلف و بالا و بالا و بالاتر ...
يك زمان آوازه مديريت ژاپني در کشور ما همه جا را پر کرده بود؛ مديراني سختکوش، پرطاقت، جدي، کاردان و حرفه يي. اگر کشور ژاپن شرايط سخت بعد از شوک بزرگ در جنگ جهاني دوم و بمباران هسته يي هيروشيما و ناکازاکي را با جهش در زمينه هاي مختلف پشت سر گذاشت، مديون انتخاب درست مديريت ها و فعاليت مديران اصلح بود؛ مديراني که نسلي از کارکنان تعليم ديده را بر جا گذاشتند و کشور کوچک منتهي اليه شرق آسيا را به قدرت اقتصادي بزرگي تبديل کردند.

اما اين مديران واجد چه صفاتي بودند که اينچنين پرآوازه شدند و به کار جامعه خود آمدند. در ميان صدها کتابي که در اين زمينه خوانده ام، به اين نتيجه رسيده ام که صفاتي نظير کارداني، حرفه يي بودن، داشتن اختيار در محدوده کار، برنامه ريزي ميان و بلندمدت و از همه مهم تر مورد پذيرش کارکنان خود بودن از صفات برجسته اين مديران بوده است. البته نبايد فراموش کنيم که عنصر خدمت به ميهن از جمله اساسي ترين راهبردهاي مديران ژاپني بوده و هست. تا آنجا که ماتسوشيتا کارآفرين بزرگ ژاپني مي نويسد؛ «اگر يک ژاپني بخواهد يک مغازه سبزي فروشي تاسيس کند، ابتدا به اهالي محلي که در آنجا مي خواهد کار کند مي انديشد و سپس به جيب خود توجه مي کند.»

اين مديريت ژاپني را مقايسه کنيد با مديريت خود ما و اول از همه سبزي فروش سر محل که فقط و فقط به جيب خود مي انديشد. اندکي بالاتر از سبزي فروش، مديران به طور دائم در حال تعويض مياني در بخش هاي مختلف و بالا و بالا و بالاتر مديراني مثل سرمربي هاي تيم ملي که بدون توجه به صفات شان مي آيند و مي روند، توجه کنيد؛ آمدن و رفتني که ناشي از انتخاب شتابزده و بدون مطالعه بوده و حاصل انتخاب نيز ناکامي تيم ملي تا اينجاي کار بوده است. به دو سرمربي اخير نگاه کنيد، يکي آقاي علي دايي است كه در دوراني که بازيکن تيم ملي بود افتخاراتي را براي فوتبال کشور آفريد و ديگري آقاي مايلي کهن که چند بار امتحان خود را در فوتبال کشور پس داده است كه اگر به پرونده هاي مفتوحه يا مختومه درگيري هاي وي سرکي مي کشيدند حتماً حکم سرمربيگري را به او نمي دادند تا کمتر از دو هفته بعد پشيمان شوند و او را از صدر به زير بکشند.

به اين فهرست سرمربيان تيم ملي، روساي بانک ها، بيمه ها، مديران کل، معاونان وزير و حتي وزرايي را که طي اين يکي دو سال گذشته آمدند و برکنار يا مستعفي شدند اضافه کنيد، ببينيد نتيجه يي مي توانيد بگيريد. وقتي مديري را که بر سر کار مي آوريد و شش ماه بعد برکنار مي کنيد، علت آن از دو حالت خارج نيست؛ يا تصميم غلطي گرفته ايد که مي خواهيد هرچه زودتر از تبعات آن دور بمانيد يا بعداً متوجه شده ايد آقاي مدير شايسته چنين شغلي نيست.

هر دو مورد ناشي از نبود سيستم مطالعه قبل از انشاي حکم است و تصميمات خلق الساعه احساسي که البته اگر به احکام هياتي و دوستانه و پارتي بازي و ... در انتصاب ها اشاره نکنيم. کمترين زيان چنين انتصاب هايي بستن در به روي تصميم هاي درست، کارشناسي شده و محروم شدن از اجراي طرح هاي ميان و بلندمدت در سازمان هاي مختلف است که کشور نياز مبرمي به آن دارد.

من اين احوال و رفتار را ناشي از فرهنگي مي دانم که بر شئون مديريتي ما غالب شده است و روسا- البته بيشترين آنها- در احکام انتصاب مديران زيردست خود به شايستگي و توانايي در کاري که به آنان واگذار مي شود کمتر از ساير صفات و مميزات آنان توجه مي کنند.

در واقع چنين رفتارهايي ناشي از ميل و علاقه ما به مديريت هياتي است که بزرگ ترين ضربه ها را بر پيکر بوروکراسي و حتي تکنوکراسي کشور مي زند. چه اشکالي دارد قواعد تکنوکراسي را که در همه جاي دنيا باعث پيشرفت و دوام مديريت هاي آنان شده است رعايت کنيم و در انتخاب مديران دوستي و آشنايي و رفاقت را کنار بگذاريم و کساني را انتخاب کنيم که حتم داريم مي توانند با مديريت قوي سازمان متبوعه خود را اداره کنند و به خدمت ادامه دهند.

از مديراني که به مديريت هياتي افتخار مي کنند مي خواهم حداقل چند کتاب درباره مديريت علمي بخوانند و با مزاياي انواع مديريت از جمله مشارکتي در محدوده مديريت نيروي انساني که برخي از آنها در قالب بيوگرافي و خاطره مديران برجسته دنيا نوشته شده است آشنا شوند. توجه داشته باشيم که شکست يا رشد و بالندگي سازمان ها بستگي تام و تمام به مديريت آنها دارد. پس انتخاب مديران مهم ترين چرخه فعاليت در يک کشور است که نبايد در آن اهمال کنيم و در مقوله نصب مديران صفاتي را اولي بر دانايي و توانايي آنها بدانيم.نويسنده:بهروز بهزادي-اعتماد
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: